مگر دریاچه اورومیه چه اهمیتی دارد؟
دریاچه اورومیه موسوم به نگین فیروزه ای ایران با مساحت سطحی 5200کیلومتر مربع و چهارمین دریاچه بزرگ زمین در ناحیه شمالغرب ایران قرار دارد.
آب دریاچه حاوی نمک میباشد که با کاهش آب دریاچه غلضت نمک نیز بیشتر میشود.نمک موجود تا زمانی خطر ساز نیست که زیر آب و یا تر و مرطوب باشد.حال اگر آب دریاچه خشکانده شود با تابش نور خورشید این پارچه های سنگی تبدیل به پودر شده وبا کمترین وزش باد قابل حمل خواهد شد و بر اساسی پیش بینی کارشناسان حتی تا مناطق زنجان نیز پراکنده خواهد شد.
مردم ایران درسالهای88و89 شاهد گرد و غبار غیر عادی بودند که موجب آلودگی هوا شده و حتی منجر به تعطیلی مدارس نیز در شهرهایی شد.
در اینجا لازم میدانم که بگویم آن گرد و غبار از فاصله تقریبا 1500 کیلومتری از دشت عراق و عربستان به این منطقه حمل شده بود.با آلودگی هوا در آن زمان مردم تابع زیان های زیادی در زمینه کشاورزی و یا گاهی بیماریهای تنفسی شدند.
حال میخواهم بگویم که اگر گرد و غبار از آن فاصله 1500 کیلومتری تا تبریز حمل شد و باعث ایجاد خسارات زیادی شد اگر دریاچه اورومیه که در دل آذربایجان جا گرفته خشکانده شود مردم آذربایجان چه باید بکنند؟
آیا میدانید با پرکنده شدن نمک ,آذربایجان تبدیل به بیابان نمک خواهد شد؟
آیا میدانید میدانید با پراکنده شدن نمک در هوا انواع بیماریهای تنفسی و حتی سرطان ریه و...در این منطقه شیوع خواهد شد و زمین های کشاورزی دیگر قابل کشت نخواهد بود؟برای درک بهتر قضیه باید نظری به تجربه تلخ ومشابه خشک شدن دریاچه نمک اورال واقع در مرز دو کشور ازبکستان وقزاقستان بیندازیم.
در متن بالا از واژه خشکانده شود استفاده شده است زیرا:دریاچه زیر پای سیاست های شووینیستی خشکانده میشود. خشک شدن آب دریاچه به دو عامل انسانی و طبیعیبستگی دارد.
مهمترین عامل طبیعیدر خشک شدن این دریاچه کاهش بارندگی میتواند باشد.با توجه به اینکه دریاچه وان با فاصله کمتر از 130 کیلومتری با این دریاچه در کشور ترکیه قرار دارد و هر دو در یک حوزه آب و هوایی قرار دارند(یعنی توده های بارانی در بیشتر سال به طور یکسان هر دو دریاچه و مناطق اطراف را در بر میگیرد)آب دریاچه وان کاهش نیافته.اگر کاهش بارندگی مسبب خشک شدن دریاچه بود پس دریاچه وان هم باید خشک میشد.
حال به بررسی عامل انسانیکه سهم اصلی در خشکاندن این دریاچه را داشته میرسیم:مهمترین عوامل انسانی میتوانند:
1. احداث سد در مسیر رودها
2. ایجاد چاههای عمیق در حوزه آب ریز دریاچه برای دستیابی به آب های زیر زمینی
و...باشد.اجرا و کنترل تمامی پروزه های عمرانی و یا کشاورزی از جمله احداث سد و ایجاد چاه عمیق بر عهده دولت میباشد.به عبارتی دیگر مسئولیت این واقعه بر عهده دولت میباشد. وقتی سخن از دولت میشود مردم به علت وجود ترس از صحبت در مورد واژه هایی همچون,دولت,سیاست ,حکومت و...قضیه را از یاد میبرند.این کلمات در ایران تبدیل به واژه های امنیتی شده است و به غیر از روزنامه ها و ارگانهای دولتی هیچ کس دیگری جرات صحبت در مورد آنها را ندارد.حاکمیت قصد دارد کلمه(اورمو گولی)را نیزبه یک واژه امنیتی تبدیل کند.
بنا به گفته پریکلس یونانیآدمی که به کار سیاست نپردازد شایسته صفت شهروند بی آزار نیست,بلکه باید او را شهروند بی خاصیت بدانیم) چرا ما باید از صحبت در مورد سیاست ترس داشته مگر ما در این کشور زندگی نمیکنیم؟ پس چرا در این کشور نمیتوانیم اظهار نظر کنیم؟ چرا نتوانیم برای حفظ محیط زیست خود اظهار نظر کنیم؟ چرا وقتی جوانی به علت داشتن پارچه ای که در روی آن اورمو گولو جان وریرنوشتهبه چند ماه حبس متهم میشود ولی در بازی تیم ملی ایران وقتی کلمه خلیج فارس دیده میشود تمامی دوربین ها بر روی آن متمرکز میشوند؟ مگر هر دو جزئی از کشور ایران نیست؟ پس چرا دولت به دریاچه اورومیه بی توجه است؟ آیا توانایی حل این مسئله را ندارد؟ اگر توانایی حل خطری به این بزرگی را ندارد,اگر بودجه کافی ندارد,چگونه میخواهد از تاجیکستان که حتی مرز مشترکی با ایران ندارد و فاصله آن با ایران حدود4000کیلومتر است به کرمان آب بیارند؟آری طرح این کانال کشی که منجر به حمل آبی حدود دو برابر ظرفیت کامل دریاچه اورومیه است را مجلس تصویب کرده است.
اگر به تاریخ دقت کنیم خواهیم دید که بیشتر جنگ ها و درگیریها به خاطر ناموس,وطن,هویت در گرفته است.یعنی انسان حفظ این سه چیز را برای خود شرف میداند.بعبارت عامیانه شخصی که در حفظ این سه ,جنگ نکند لایق صفت (بی شرف)است.
از زمان برروی کار آمدن رضاخان,هویت ملت های دیگر در ایران نادیده گرفته شد.رضاخان با ایدئولوژی پان فارسیستی خود سعی در یکسان سازی فرهنگی و قومی ایران بر مبنای نژاد آریایی داشت. ایشان برای اجرای افکار خود هزینه های زیادی را صرف کردند ولی موفق به نابودی فرهنگی دیگر ملتها در ایران نشدند.بعد از ایشان نیز همین افکار که در ایران ریشه افکنده بودند ادامه یافته است.
در مورد وطن نیز مردم آذربایجان,با خشک شدن دریاچه باید وطن خود را ترک کرده و مناطق دیگر ایران همچون سیستان بلوچستان,هرمزگان,کرمان و...را برای زندگی برگزینند. حال با کوچ کردن مردم ترک آذربایجان به دیگر نقاط به علت متفاوت بودن زبان و فرهنگ,زندگی,خانواده داری و...سخت تر خواهد شد.
ای مردم غیور و با شرف آذربایجان به خاطر وطن نه,به خاطر هویت نه,به خاطر ناموس خود بجنگید تا دریاچه اورومیه خشکانده نشود. جنگ برای جلوگیری از خشکانده شدن دریاچه با شخصی نیست؛با کشوری نیست؛بلکه با ایدئولوژی است که سعی در نابودی آذربایجان دارد.سلاح این جنگ: قلم ؛کتاب ؛افزایش آگاهی مردم نسبت به این موضوع و نسبت به تاریخ خود و مدنیت و...است.
بی گفته کارشناسان دریاچه 65 درصد ازآب خود را از دست داده است و با این روند طی 2سال آینده به طور کلی خشک میشود.اگر به فکر این دریاچه اید,یا بهتر بگویم اگر به فکر آینده خود و فرزندانتان هستید به اعتراضات مردم بپیوندید.
با پیوستن تو به این اعتراضات,تو و من تبدیل به ما میشود و این صدای ما است که شاید مسئولین را از خواب بیدار کند,و به فکر 30 میلیون انسان از جنس ما بیندازد تا آواره نشوند. (ب.قراملکی) |