1-ci Peyk: 2-ci Peyk:
Satellite: Telstar12
15 derece Qərb(West)
Frekans: 12608
S/R: 19279
FEC: 2/3
Horizontal
Satellite: Eutelsat3A
7 derece Şərq(East)
Frekans: 10721
S/R: 22000
FEC: 1/2
Horizontal
گام بلندی در پیشرفت اجتماعی و گسترش سیاسیی که به شکل اصلاحات ارضی و حقوق برابر زن و مرد و تاسیس مدارس به زبان ترکی به مثابه زبان رسمی خلق آذربایجان و تاسیس دانشگاه و رادیو در تبریز و دهها خدمات دیگر در طول یکسال بود . حکومت ملی آذربایجان حاکمیت مشروعی بود که بر مبناء انتخابات آزاد و رأی بیش از هشتاد در صد مردم آذربایجان مطابق کنوانسیونهای بین المللی که بر حق تعیین سرنوشت ملل و حق حاکمیت آنها صحه میگذارد . گوشه های از سخنرانی سید جعفر پیشه وری در سالن تئاتر شیر وخورشید تبریز به تاریخ 19شهریور 1324 موضوع استقلال، اساسا موضوع قابل بحثی نیست. كسی نمی خواهد آن را انكار كند. مرحوم مساوات - از رهبران سابق حزب دموكرات- به ما توصیه می كرد كه از طرح مسئله استقلال اجتناب كنیم..... حاضران در این مجلس می توانند نطق مفصل دوم مرا به خاطر آورند. آن روز من از طرف 16 هزار آذربایجانی به نمایندگی مجلس انتخاب شده بودم. شاید بسیاری از شنوندگان آن نطق اكنون در اینجا حضور دارند. من آن روز با در نظر گرفتن اوضاع كشور گفتم كه بوسیله یك نماینده نمی توان كشور را از فلاكت نجات داد. آن روز من بسیار متاثر بودم. زیرا كارگری با شوق و تاثری بزرگ شانه مرا بوسید و گفت: برو, به خدا سپردمت. شاید بتوانی دردهای ما را چاره كنی....... با اینهمه ما یوس نشدم و با کمک آزایخواهاین که حول جبهه آزادی گرد آمده بودند, مبارزه را شروع کردیم . افسوس که مقالات آتشین و جملات شدید اللحن ما بی تاثیر و بی پاسخ ماند . تهران تکان خورد , ولی به سمت ارتجاع و به سمت پایمال کردن حقوق خلق ها کشیده شد . وضعیت سر انجام چنان حاد شد که به یقین دانستم که از ماندن در تهران و مقاله نوشتن و نطق کردن ها نتیجه ای حاصل نخواهد شد . به ناچار به فکر کردن درباره بحث های طولانی ای پرداختم که یک سال قبل , اینجا , در تبریز داشتیم .این طرح بسیار ساده بود . بسیاری از هم مسلکان من در تبریز , با طرح ازاین نکته که از تهران کاری ساخته نیست , گفتند باید از آذربایجان شروع کرد . باید اول اینجا را اصلاح کرد . باید با نیروهای خلق آذربایجان در اینجا حکومت ملی بوجود آوریم تهران , سر ارتجاع و مرکز استبداد است . تهران مخالف تمام جنبشهای اطراف است . در وحله اول باید از آنجا چشم بپوشیم و مستقیما همینجا کاری بکنیم .حقانیت این فکر ,زمانی در ذهنم من روشن تر جلوه کرد که با مامورین مسئول دولتی در باره تلگراف های تظلم و دادخواهانه خلق آذربایجان مذاکره کرد. مثلا بیات گفت که من از طریق رادیو صحبت کرده ام و دیگر لازم نیست که مردم با عریضه و تلگراف به خودشان زحمت دهند . صدر گفت , هزار تلگراف هم که فرستاده شود من حتی جواب هم نخواهم داد . این حرفها جواب دیگری نمیتوانست داشته باشد . باید با خود خلق حرف میزدیم . آزادی باید با نیروی مشت مردم تامین میشد . من با این شعا ر , به پیشنهاد آذاریخواهان آذربایجان از تهران به سمت آذربایجان حرکت کردم . اینجا پس از آن که با هم مسلک های نزدیکم اوضاع داخلی و خارجی ایران و آذربایجان را یکبار دیگر , به صورتی جدی تجزیه و تحلیل کردیم , به لزوم یک حزب مستقل و بزرگ پی بردیم . این حزب میبایست تحت عنوان دموکراسی که هدف مورد تعقیب جهانیان است و برای همگان مفهوم و آشناست فعالیت میکرد ما نیز این نام را پذیرفتیم و به منظور گرد آوردن مردم به دور آن , روز دوشنبه بیانیه مفصلی را منتشر کردیم . مبنای این بیانیه حقوق و اختیاراتی است که مردم آذربایجان در نتیجه احتیاجات خود از دیر باز در راه آنها مبارزه کرده است . ما نمی توانیم تاریخ مبارزه آزادیخواهانه خلق آذربایجان را فراموش کنیم . ارتجات تهران ضربات بزرگی به آذربایجان زده است . ما نمیتوانیم انتظار هیچگونه امیدی از این رژیم استبدادی که در تهران لانه کرده است داشته باشیم . تهران همیشه سعی کرده است که آذربایجان را تحت فشار نگهدارد . عناصر خائنی که در آنجا حکم می رانند حتی یک لحظه نیز از نابود کردن رهبران ما و شکستن غرور ملی ما صرفنظر نکرده است . کشانده شدن خائنانه ,سردار بزرگ خلق آذربایجان ,ستار خان به تهران و کشته شدن او هنوز از یاد نرفته است . آن روزها یی که مستبدین مداخله ستارخان در امور دولت را گناه بزرگی محسوب کرده و او را در پارک اتابک محاصر ه نموده بودند , در خیابانهای تهران , مال و جان و ناموس مردم بدست تفنگچی های بختیار ی لگد مال میگشت . مرکز نیز بجای تنبیه آنان , خان ها را به وزارت و صدارت منصوب میکرد . تهران همیشه از نام آذربایجان وحشت نموده و با کسانی که این نام را بر زبان آورده اند بیرحمانه رفتار کرده است .ستم هایی که در حق مرحوم شیخ محمد خیابانی که پس از سردار ملی , افتخار آذربایجان بود . کرده شاهد این امر است . میر باقر صداقی




