| کوروش کبیر یا چماقی کبیر- هدایت ذاکر |
|
کتاب های درسی مان مملو از قهرمانیهای این به اصطلاح « کبیر » ها بود . نوشته ها همه حاکی از نژاد آریاییها و انسانیت آنان در دوران هخامنش ها بود ،
|
|
|
|
|
|
| «گاف»هاي حكيم «فردوسي» در «شاهنامه» قسمت 3 |
|
در همين صفحه ميبينيم كه كيكاووس و لشكريانش از توران و چين ميگذرند و به «مكران» ميرسند. اگر عقلمان را به دست جناب فردوسي بدهيم، بايد به اين باور برسيم كه «مكران» نام قبلي «كره شمالي» و يا «ژاپن» بوده است.
|
|
|
|
|
| «گاف»هاي حكيم «فردوسي» در «شاهنامه» قسمت 5 |
|
در صفحهي 815 «دارا» زخمي شده و در حال مرگ است. اسكندر كه ميخواهد به او دلداري و اميد بدهد، ميگويد: «ز هند و ز رومت پزشك آورم». لابد در آن روزگار يك پزشك حاذق و متخصص در ايران به اين بزرگي وجود نداشته،
|
|
|
|
|
| پارس گرايی و بحران هويت در ايران |
|
مسئله قوميت و حقوق اقوام در ايران، پيشينه ای کمتر از صد سال دارد. تا قبل از شروع قرن فعلی هجری، حقوق اقوام جزو عوامل تعيين کننده سياست کلی مملکت محسوب نمی شد.
|
|
|
|
|
| اسنادي از قيام خرداد 85 |
|
در آستانه اول خرداد سالروز سلسله قیامهای ملی ، سراسری ، یکپارچه ، مردمی ، مدنی و خشونت گریز شهرهای آزربایجان و سایر نقاط ترک نشین در اعتراض به توهین و تحقیر روزنامه رسمی دولت که در اصل انفجار خشم ملت از سالها ترک ستیزی ، تبعیض ، تحقیر در قالب جوکفارسی ها ، تداوم آپارتاید زباتی - فرهنگی بود
|
|
|
|
| قوم فارس از دیدگاه اروپایی ها |
|
متنبی شاعر مشهور عرب در حق فارس ها گفته است .... که ترجمه آن تقریبا از اینقرار است: نه ادب دارند و نه حسب و نه عهد و پیمان سرشان می شود و نه از بدی ها بیمی دارند. بهرخاکی پانهادم طوایفی از آنها را دیدم که مانند گله گوسفند در زیر فرماندهی بنده ای بسر می برند.
|
|
|
|
|
|
| فرآیند و مولفه های صلح در قره باغ |
|
از ماه مه 1994 وضعیت آتشبس و یا به تعبیر بهتر حالت نه جنگ – نه صلح در قرهباغ برقرار شده و گفتگوها در سطوح گوناگون انجام شده ولی تاکنون به نتیجهای عملی نینجامیده است.
|
|
|
|
| زمان پیدایش و موقعیت اولیهی تبر |
|
زمان پیدایش و موقعیت اولیهی تبریز تاکنون مشخص نشده است. در منابع علمی و تاریخی به نظرات متفاوتی پیرامون این مسئله برخورد میکنیم.
|
|
|
|
| تبريز و فوتبال و سیاست |
|
حقیقت این است که فضای فوتبال تبریز در شرایط کنونی، فضایی فارس¬ستیز است. علی دایی نیز برای فوتبالدوستان " سیاسی شده "
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| آن مولود شوم نگاهي به تاريخچه و پيدايش پ. ك. ك و پژاك |
|
نيروهاي امپرياليست و در راس آن انگليس بدرستي ميدانستند كه تركيه بزرگ و قدرتمند اجازه عرض اندام به غرب را نخواهد داد . سال هاي جنگ دنياي غرب ( فرنگي ها ) با ترك هاي سلجوقي كه به جنگ هاي صليبي مشهور شد اين تفكر را در دنياي مسيحي نهادينه كرد كه بايستي ترك ها را از صحنه سياست دنيا حذف نمود .
|
|
|
|
|
| تمدنهای باستان غرب آذربایجان |
|
حوزه درياچه اروميه از نخستين مراكز فرهنگي باستاني شرق ميانه ودرمحدوده فلات ايران از نخستين مراكز جمعيت هاي متمركز بوده است. آغاز حيات تاريخي در اين خطه تقريبا مقارن با آغاز حيات تاريخي در بين النهرين و آسياي صغير بوده است.
|
|
|
|
| بحثي كوتاه در مورد تمدن ايلام |
|
ايلاميان شاخه اي از آن دسته از اقوام خويشاوند و همزبانی بودند كه در حدود 5000 سال قبل از ميلاد از اسياي ميانه به ايران كوچ كردند. ايلاميان در جنوب غرب ايران امروزي ساكن شدند. و بعد از چندين قرن موفق به ايجاد تمدن بزرگي به نام ايلام شدند و دولت ايلام نزديک به سه هزار سال دوام يافت.
|
|
|
|
| هوري ها ( ميتاني ها ) |
|
آثار تاريخي نشان مي دهد كه هوريها از 3-4 هزار سال قبل از ميلاد در مناطق غربي آذربايجان، بين كوه هاي زاگرس و توروس، از شهرهاي خوي، سلماس و از غرب اورميه تا توروس ساكن بودند. اين اراضي از هزاره دوم تا هزاره اول قبل از ميلاد "نايير" ناميده مي شد.
|
|
|
|
| كاسسي ها |
|
بر اساس آثار باقي مانده از كاسسي ها و تمدن هاي همزمان با آنها، كاسسي ها از حداقل 3000 سال قبل از ميلاد در ولايت كنوني لرستان ساكن بوده و به شغل دامداري و پرورش اسب مشغول بودند. كاسسي ها در اوايل هزاره دوم قبل از ميلاد موفق شدند دولت مقتدري را تشكيل دهند.
|
|
|
|
| لولوبي ها |
|
تاريخ دانان زيادي همچون، هنري فيلد، آرتور كسيت، چارلز بارنی و غيره سرزمين آذربايجان را مهد تمدن بشري و سرزمين ظهور انسان متفكر ميدانند. اين سرزمين پرآب و حاصلخيز از هزاران سال پيش مسكن انسانها بوده است و همواره مهاجرين جديد را نيز به خود جذب كرده است.
|
|
|
|
| ايشغوزها ( ايسكيت ها ) |
|
یکی از اقوام باستانی ترک که در سده های 7-8 قبل از ميلاد بتدريج به آذربايجان کوچ کرده و در بين خلقهای قوتتی،سابير، توروک، آذ و ... در ماننا و ماد مرکزی سکونت گزيدند، ايشغوز ها ميباشند. طبق منابع چينی ، ايشغوز ها در حوالی 10-13 ق . م در کنار سرحدات چين در داخل اتحاديه قبيله ای"سيوننو" " Siynnu" زندگی ميکردند
|
|
|
|
| قوتتي ها |
|
قوتتي ها همزمان با لولوبي ها در شمال و شمال شرق آنها يعني در قسمت اعظم آذربايجان و شرق كردستان كنوني (كردستان بخشی از آذربايجان باستاني بود) زندگي ميكردند. بنا به اسناد اككدي نارام سوئن نوه سارگون در اواخر عمرش بعد از شكست دادن لولوبي ها به قوتتي ها حمله كرد ولي ائنريدا وازير Enridavazir شاه قوتتي ها شكست سختي به او داد و نارام سوئن در آن جنگ كشته شد.
|
|
|
|
| اورارتوها |
|
منابع آشوري نشانگر آن است كه نطفه دولت اورارتو در ابتدا در اوايل سده ي 12 قبل از ميلاد در مناطق شرقي كوه آغري ( آرارات)، در اطراف درياچه گويچه ( سئوان ) در ارمنستان كنوني بسته شد. اين دولت به همت قبايل اورارت شكل گرفته و بعدها با اتحاد اقوام هوري و سايبر دولت مقتدر اورارتو تشكيل شد. پايتخت آنها در ابتدا شهر آرزاسكون بود ولي بعدها ساردوي اول آن را به شهر هوري و آرمن نشين توشپا در كنار درياچه وان انتقال داد.
|
|
|
|
|
| هاوارد باسکرويل، |
|
تنها تفاوت من و اين مردم زادگاه من است، و اين تفاوت زيادی نيست.»
آموزگاری که در روز ۳۱ فروردين ۱۲۸۸، تنها ۹ روز بعد از زادروز بيست و چهارسالگياش، در تبريز به خاک افتاد، جوانی که «شهيد آمريکايی جنبش مشروطه ايران» نام گرفته است.
|
|
|
|
|
|
| الفبای جدید |
|
اگر درست دقت کرده باشیم ما تنها به واسطهی حروف نمیخوانیم بلکه به معاونت عادت و صور الفاظ مثل اهل ختا و قدمای خلق مصر به خواندن قادر میشویم. چقدر وقت گرانمایه در سر این عادت ضایع میشود و مع هذا باز صحت قرائت کتب عربیه و ضبط اعراب فاءالفعل و عینالفعل کل الفاظ در این زبان بهغیر اهل لسان کما ینبغی میسر نمیباشد. این کیفیت بدین قرار نمیتوانست ماند. چون که خلاف حقیقت و طبیعت است.
|
|
|
|
| كنشگر بيگانه و كنش هاي دوگانه |
|
در نسبت ميرحسين و آزربایجان وسکوت دوجانبه تبریز و تهران تبريز، به نمايندگي از آزربايجان و بي توجه به جنبش سبز تهران به نمايندگي از مركزگرايان و متصف به جنبش سبز
|
|
|
|
| گوناز تي وي" خاري در چشم جمهوري اسلامي" |
|
"گوناز تي وي" در ميان انبوه مشكلات و سختي ها، 5 ساله شد. اما همين گوناز 5 ساله، در مدت فعاليتش توانست در جنبش ملي آذربايجان، تاثيري بس بزرگ از خود به جاي گذاشته و لرزه بر اندام شوونيسم و راسيسم بيافكند.
|
|
|
|
|