جنبش 21 آذر تجربه ای الهام بخش و نمونه ای راهگشا Küçült Büyüt
جنبش 21 آذر تجربه ای الهام بخش و نمونه ای راهگشا

جنبش 21 آذر تجربه ای الهام بخش و نمونه ای راهگشا

 

هزاران زبان، گویش، مذهب، قوم و ملت بر روی این کره خاکی وجود دارند اما کمتر از 200 مورد توانسته اند خود را به عنوان دولت –ملت بشناسانند و بسیاری دیگر همچون فلسطین همچنان هزینه های گزافی را در این راه متحمل می شوند. شایستگی و خوش اقبالی نصیب هر جمعیت انسانی نشده است و همگان بر این باورند؛ آنانی که از نعمت داشتن درجه ای از قدرت سیاسی اعم از خودمختاری یا استقلال کامل بی بهره هستند در خطر نابودی و ادغام در گروهای مسلط قرار دارند.

 

ملت آذربایجان (جنوب و شمال) با اینکه سده ها صاحب امپراطوری های بزرگی همچون صفویه بوده است و علیرغم اینکه مملکت آذربایجان در قالب این امپراطوری ها خودمختاری قابل توجهی داشته است اما بعد از شکست های مداوم از تزار روسیه، تقسیم آن به شمال و جنوب و تشکیل دولت شبه مدرن فارس محور در تهدید مداوم نابودی داشته های فرهنگی، انسانی و ملی قرار گرفته است. مملکت آذربایجان به عنوان یک واحد جغرافیایی-سیاسی و ملت تورک آذربایجان به مثابه یک ملت تاریخی جزو معدود نمونه هایی است که به دو قسم تقسیم شده است و علیرغم آن قسمت شمال آن توانسته نام مقدس آنرا به عنوان یکی از کشورهای با رسمیت بین المللی ثبت نماید. با این وجود عمده ترین قسمت آن در جنوب در خطر نابودی و الیناسیون قرار گرفته است.

 

جهان معاصر شاهد تلاش های خونبار ملت های مختلف برای دردست گرفتن قدرت سیاسی (تعیین سرنوشت) و یا حداقل سهیم شدن در قدرت سیاسی بوده است. ملت آذربایجان نیز به انحای مختلف در جنبش های مشروطه، قیام شیخ محمد خیابانی، جنبش 21 آذر، جنبش خلق مسلمان و فازنوین حرکت ملی آذربایجان این مهم را آزموده است. در بین همه این رویدادها جنبش 21 آذر 25-1324 حائز اهمیت ویژه و استثنایی است.

 

بنام آذربایجان

 

این جنبش با نام مقدس آذربایجان گره خورده است. جنبش با مرور تجربه های تلخ مشروطه و شیخ محمد خیابانی اینبار معطوف به آذربایجان گردید و ایران تنها به فاز بعدی موکول گردید. جنبش مشروطه هرگز نتایج مدنظر مجاهدین آذربایجانی را به دنبال نداشت و اعتماد مشروطه خواهان به غیرآذربایجانیان و سمبل آن یعنی مهاجرت مجاهدین به تهران به رهبری ستارخان و باقرخان نتیجه ای جز کشتار مجاهدین و رهبران آن، تضعیف حکومت تورکان و زمینه سازی برای سلطنت خاندان فارس گرای رضاخان در پی نداشت. با جلوس رضاخان به تخت تقریبا تمام مجاهدت ها بر باد رفت و خون ها نه تنها ثمربخش نشد که نتیجه مایوس کننده ای برای ملت آذربایجان در پی داشت. جنبش خیابانی علیرغم تمرکز بر منطقه آذربایجان از نام الهام بخش آذربایجان به آزادیستان پناه برد تا شاید به زعم خود بتواند از فشارهای بین المللی بکاهد اما نتیجه حاصل شده ناامید کننده بود. جنبش 21 آذر و در راس آن فرقه دموکرات آذربایجان و شخص سید جواد پیشه وری با نام آذربایجان و با اولویت آذربایجان موفق ترین و پربارترین حرکت معاصر آذربایجان را رقم زدند.

 

تاسیس سازمان ها و نهادهای حکومتی

 

جنبش بعد از اتفاقات مجلس چهاردهم با محوریت یک حزب منسجم هدایت گردید. روزنامه آذربایجان نقش ارگان رسمی آنرا بر عهده گرفت. در اولین اقدام، انتخابات اولیه انجام شده مجلس ملی آذربایجان در تبریز تاسیس گردید. در گام بعدی حکومت ملی آذربایجان به نخست وزیری پیشه وری به قدرت رسید. وزرا انتخاب شدند و برای اداره امور مملکتی سازمان ها و نهادهای ضروری پدید آمد. نهاد قضایی مورد غفلت قرار نگرفت و مسئولیت آن به فریدون ابراهیمی سپرده شد. اردوی نظامی شکل گرفت و نیروهای نظامی در قالب ارتش قزلباش (سربازان وظیفه و کادر حرفه ای) و فدائیان (نیروهای داوطلب) سازماندهی گردید. نظام مالیاتی نسبتا منظمی از همان ابتدا ساماندهی گردید. سیستم آموزش رسمی با محوریت زبان تورکی سازماندهی مجدد گردید و کتب آموزشی از همان سطوح ابتدایی چاپ و منتشر گردید. برای تامین نیروی متخصص و آموزش دیده دانشگاه آذربایجان با سه رشته طب، زبان و ادبیات تورکی و کشاورزی تاسیس شد. بسیاری از جوانان مستعد برای آموزش دانش و فناوری روز عازم کشورهای دوست و از جمله باکو گردیدند. رادیو تبریز و روزنامه ها و نشریات به عنوان مئدیاهای عصر نوین شروع به فعالیت کردند.

 

اصلاحات مدرن اجتماعی

 

به موازات تاسیس نهادهای مدرن همچون دانشگاه و رادیو اصلاحات قابل توجهی نیز انجام پذیرفت. زنان برای اولین بار حق انتخاب به دست آوردند و تقسیم اراضی خاصه بین کشاورزان آغاز گردید. بدین ترتیب به سرعت نظام سنتی اجتماعی آذربایجان در راستای ضرورت های جهان معاصر شروع به تغییر و بهبود نمود. موسیقی، رقص و نمایش رونق گرفت و زمینه برای فعالیت موثر زنان در اجتماع پدید آمد.

 

تجربه بین المللی و داخلی

 

مسئله آذربایجان یکی از ابتدایی ترین موارد مورد توجه قدرت های جهانی شد. از اینرو کسب و ارتقای تجربه دیپلماتیک ناگزیر گردید. برای اولین بار در این سطح هیات هایی از آذربایجان عازم کشورهای مختلف گردیدند و بر سر میزهای مذاکره نشستند. تجربه های موفق و ناموفق این مذاکرات می تواند بزرگترین و ناب ترین تجربه برای یک ملت جوان و کم تجربه باشد. بطور ویژه می بایست اشتباهات و در پی آن اختلافات داخلی بدقت مطالعه و مورد تدقیق قرار گیرد. معامله قدرت های جهانی، اختلافات داخلی در بین سران حکومت ملی، مذاکرات سلام الله جاوید در تهران و فریب از قوام و محمدرضا شاه، اختلافات وی و طرفدارانش با پیشه وری بعد از بازگشت از تهران و اتفاقات بعد از شکست و مهاجرت به شوروی بسیار آموزنده است.

 

تکیه بر قدرت ها و اعتماد به تهران هرگز

 

تجربه حکومت ملی آذربایجان نشان داد که علیرغم اهمیت استفاده از موقعیت های بین المللی و روابط و موازنات قدرت های بزرگ هر ملتی می بایست قبل از همه بر قدرت ذاتی و ملی خود تکیه نماید. غفلت از قدرت نهفته در درون ملت ها بسیار زیانبارتر از چشم پوشی از اهمیت بهره گیری از فضاها و خلاء های سیاسی بین المللی است. همچنین این تجربه نشان داد که هرگز نباید به دولت تهران و حتی اپوزیسیون تهران محور اعتماد نمود. قوام السلطنه، اوپوزیسیون شاه، محوری ترین و خائنانه ترین نقش را در این معادلات بر عهده گرفت. هیچ حرکت قابل توجه از سوی غیرآذربایجانیان در حمایت از سیاست صدور دموکراسی از آذربایجان به نقاط دیگر ایران صورت نپذیرفت. بعضا با استناد به ادعای برخی از عناصر تهران محور فرقه آذربایجان عنوان شده است که پیشه وری در آخرین جلسه با وابستگان کمونیست آذربایجان در باکو گفته است که «مهمترین اشتباه فرقه غفلت از جنبش های سراسری ایران بوده است!!» اینگونه روایت های گمراه کننده از سوی برخی از عناصر توده ای وابسته و تهران پرست نمی تواند واقعیت خیانت اوپوزیسیون سراسری را کتمان نماید. خیانت هایی که در کتاب های خاطرات بسیاری از سران چپ ایران به وضوح بدان اشاره گردیده است.  

 

هم اکنون و بعد از گذشت دهه ها از این رویداد مهم تاریخ معاصر آذربایجان، نسل جدید آذربایجان می بایست رویدادهای آن دوره را نه بطور اجمالی بلکه با جزئیات و با دقت مورد توجه قرار دهد. طبیعتا هیچ تجربه ای بدین اندازه مهم و راهگشا نخواهد بود. فعالان حرکت ملی آذربایجان جنوبی بایستی بکوشند تا با جمع آوری کتاب ها ، مقالات ، روزنامه ها و... متشر شده در آن زمان و انجام مصاحبه با افرادی که آن دوران را درک کرده اند میراث تاریخی و فرهنگی آذربایجان را حفظ کنند و بر دامنه ی تحقیقات تخصصی خود در زمینه حکومت ملی آذربایجان بیفزایند. 

 

 

 

وظیفه ی امروز ما

 

 

1-     قدرت و سرعت بخشیدن به آگاهی مردم و بالا بردن شعور و اعتماد به نفس ملی آنان و  افزودن به قدرت رهبری

 

میتوان اولین عاملی که منجر به تشکیل حکومت ملی آذربایجان در آن دوران شد را همراهی و همکاری ملت مبارز و فهیم آذربایجان با تفکر و اندیشه  ی حکومت ملی آذربایجان و قدرت رهبری فعالان سایسی آن دوره دانست. به جرات میتوان گفت که به استثنای شاه پرستان و خان هایی که منافع شخصی خود را در خطر می دیدند، عموم ملت مبارز آذربایجان دستان حکومت ملی آذربایجان را به گرمی فشردند، گزارش ویلیام داگلاس از اوضاع آذربایجان در آن سالها حکایت از صحت این گفته دارد. فعالان سیاسی آن دوره نیز توانستند با رهبری منسجم و حساب شده صفهای فشرده ی ملت مبارز آذربایجان را به هم نزدیک تر کرده و اداره ی امور را در دست بگیرند.

 

 فعالان حرکت ملی بایستی بکوشند تا با قدرت بخشیدن به کارهای فرهنگی و اجتماعی ، شعور و آگاهی آذربایجانیان را بیش از پیش بالا برده و آنان را در دست یابی به اعتماد به نفس ملی یاری نمایند. قدرت بخشیدن به مدیاهای آذربایجان من جمله مدیاهای صوتی و تصویری چه از نظر کیفی و چه از نظر کمی میتواند راهگشای بسیاری از این مسایل باشد. شناخت تاریخ و فرهنگ ملی آذربایجان که در مدرسه ها و دانشگاهها سانسور شده و نادیده گرفته شد اولین گام برای دست یابی به خودآگاهی است. بدون شک دست یابی به یک سیستم حکومتی قوی و سالم و مدافع حقوق ملت نیازمند ملتی آگاه و مبارز است که توانسته باشد با شناخت صحیح خویش و جهان پیرامون خویش شعور و آگاهی خود را بالا برده و اعتماد به نفس ملی خود را قدرت بخشیده باشد. فعالان حرکت ملی بایستی بکوشند تا مطالعه و تجربه ی خود را در زمینه ی رهبری فکری و سیاسی جنبش های مردمی بالا برده و بازدهی خود را در این زمینه افزایش دهند . مطالعه ی جنبش های آگاهی بخش و مردمی کشورهای مختلف جهان میتواند در این زمینه کمک شایانی به فعالان حرکت ملی نماید.

 

2-     درک عمیق شرایط جهانی و منطقه

 

مطمئنا یکی از عوامل موفقیت آمیز بودن تشکیل حکومت ملی آذربایجان در آن سالها را بایستی آگاهی و هوشیاری قشر نخبه آذربایجان از شرایط داخلی و خارجی و استفاده ی مفید آنان از شرایط بدست آمده بعد از جنگ جهانی دوم دانست. مطالعه ی دقیق و کارشناسانه ی رویدادهای داخلی و خارجی و دست یافتن به درک و فهم صحیح از شرایط منطقه و جهان میتواند مقدمه ای بر تغییر سرنوشت هر ملتی باشد  . با نگاهی به گذشته میتوان دریافت که شرایط جنگ جهانی دوم و ضعف حکومت مرکزی و سست شدن پایه های استبداد داخلی فرصتی پیش آورد تا فعالان سیاسی آذربایجان بتوانند از فضای بدست آمده در جهت رشد آگاهی و شعور ملت مبارز آذربایجان نهایت استفاده را کرده و زمینه را برای تشکیل حکومت ملی آذربایجان فراهم نمایند. نگاهی به رویدادهای ماههای اخیر کشورهای خاورمیانه من جمله کشورهای عربی ، عزم جهانی برای در بن بست قرار دادن حکومت مرکزی ایران ، بالا بودن نارضایتی داخلی و... نشان می دهد که با گذشت زمان پایه های جمهوری اسلامی سست تر و ضعیف تر از گذشته می شود. جمهوری اسلامی در آینده دو راه را پیش روی خود خواهد داشت : راه اول همان ادامه ی سیاست های گذشته و افزودن بر استبداد داخلی و بی اعتنایی به قوانین بین المللی خواهد بود که در نهایت به سرنگونی این نظام سیاسی یا از داخل یا از خارج خواهد انجامید و راه دوم تغییر بنیادین سیاست های گذشته و انجام اصلاحات عمیق سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خواهد بود که  منجر به برقراری دموکراسی و دست یابی همگان به حقوق خود خواهد شد.

 

حال سؤال این است که حرکت ملی آذربایجان جنوبی چه برنامه ای برای آینده دارد و  فعالان حرکت ملی در صورتی که جمهوری اسلامی راه اول یا راه دوم را برگزیند به چه اقداماتی دست خواهد زد تا در معاملات سیاسی و شرایط حساس داخل و خارج بتوانند کار را به نفع ملت مبارز آذربایجان و تورکان دیگر مناطق ایران تمام کرده و مدافع حقوق ملی آذربایجانیان و تورکان دیگر مناطق ایران در عرصه های داخلی و بین المللی باشند.

 

جواب این سؤال را بایستی در قدرت حرکت ملی در سازماندهی احزاب سیاسی قدرتمند ، بالا بردن آگاهی و شعور ملی آذربایجانیان و نفوذ و برد تفکر حرکت ملی در بین توده ی ملت آذربایجان در شهرهای مختلف آذربایجان جست.

 

 

3-     تربیت نیروهای متخصص 

 

حکومت ملی آذربایجان در آن سالها توانست مراکز و سازمان های مختلف دولتی و خصوصی را در زمینه های مختلف سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی بنیان نهد و اوضاع معیشتی مردم را سروسامان دهد تا مردم بتوانند روال عادی و عمومی زندگی خود را از سر بگیرند. مطمئنا سروسامان دادن به این مراکز و سازمان ها نیازمند وجود نیروهای متخصص و علاقه مند به کار و کوشش در حکومت ملی آذربایجان بود.

 

 فعالان حرکت ملی آذربایجان جنوبی بایستی این نکته را مد نظر داشته باشند که آذربایجان دیر یا زود خواهد توانست در یکی از اشکال سیاسی حقوق ملی خود را بدست آورده و عهده دار اداره ی امور آذربایجان به دست خویش باشد. بایستی از همین حالا به فکر آن روز بود. فعالان حرکت ملی بایستی هر کدام در زمینه ی مشخصی متخصص شده و علاوه بر این با تلاش و کوشش فراوان بتوانند در زمنیه های دیگر من جمله علوم انسانی اطلاعات عمومی خود را بالا ببرند، مثلا در زمینه زبان بتوانند به زبان مادری خود (تورکی آذربایجانی) و زبان فارسی تسلط  پیدا کرده و حداقل یک زبان خارجی به عنون مثال زبان انگلیسی را یاد بگیرند. 

 

 

4-     گسترده کردن جبهه مبارزه و نفوذ در گروههای سیاسی سراسر ایران در داخل و خارج

 

فعالان حرکت ملی با مطالعه دقیق تاریخ و تحلیل آن و استفاده از تجربه ی حکومت ملی آذربایجان بایستی دریافته باشند که جبهه ی مبارزه فقط محدود به احزاب سیاسی آذربایجان در داخل یا خارج نیست. آذربایجان نیاز به تریبون های قدرتمند دارد ، این تریبون می تواند مدیای مجلس شورای اسلامی ایران باشد یا  مدیای یک حزب سیاسی خارج از ایران و فعال در آمریکا. برای استفاده از این تریبون ها و مدیاها بایستی اقدام به نفوذ در احزاب مختلف سیاسی کرد. فعالان حرکت ملی که از شعور و آگاهی و اطلاعات خوبی برخوردار هستند میتوانند با عضویت و فعالیت در احزاب مختلف سیاسی چه موافق رژیم و چه مخالف آن علاوه بر کسب تجربه های مختلف به عنوان تریبون آذربایجان در آن احزاب و تشکیلات عمل کرده و در مواقع لازم مدافع حقوق ملی آذربایجان باشند.

 

5-     انسجام بخشیدن به هویت ملی آذربایجان و حفظ اتحاد ملی

 

یکی از عوامل موفقیت و شکست حکومت ملی آذربایجان را میتوان در مسئله ی اتحاد ملی و هویت ملی جست. بایستی در نظر داشت که هویت ملی برای یک ملت مهمتر از ایدئولوژی احزاب و گروههای مختلف سیاسی است. هنوز هم پس از گذشت دهه ها ، عوامل رژیم آپارتاید برای تخریب حکومت ملی و پوشاندن خدمات قابل توجه آن می کوشند تا مرام سیاسی و ایدئولوژی برخی از فعالان آن زمان را برجسته تر کرده و اذهان عموم را از اصل قضیه منحرف کنند. حکومت ملی آذربایجان توانست با اتحاد و همدلی فعالان سیاسی آن دوره شکل بگیرد و اتحاد ملی سبب شد تا در کمتر از یک سال اصلاحات قابل توجهی در آذربایجان صورت گیرد. متاسفانه با گذشت زمان این اتحاد و همدلی تداوم نیافت و در نهایت یکی از عللی که منجر به شکست حکومت ملی شد همین ضعف اتحاد و همدلی در سطوح بالای حکومت ملی بود. فعالان حرکت ملی آذربایجان جنوبی بایستی دریافته باشند که اهمیت اتحاد ملی و هویت ملی آذربایجان بیش از نگرش های خاص سیاسی و مذهبی افراد، گروهها و احزاب مختلف سیاسی است. لذا باید کوشید تا در حد توان بر اتحاد و همدلی تمامی فعالان حرکت ملی افزود و صفهای فشرده ی فعالان حرکت ملی آذربایجان جنوبی و عموم ملت مبارز آذربایجان و تورکان دیگر مناطق ایران را فشرده تر از گذشته کرد.

 

گله جک بیزیمدیر

 
www.GunAz.Tv | 12-دسامبر-2011, 14:10
افزودن نظر جدید » به دوستت بفرست » پرينت »
Share | |