اهميت آموزش به زبان مادري - سیامک میرزایی

اهميت آموزش به زبان مادري - سیامک میرزایی

همان‌گونه كه واقف هستيد زبان وسیله‌ای براي ارتباط، تفاهم، درك، انتقال منظور اندیشه‌ها و تفكرات و همچنين ابزاري براي ابراز عواطف و احساسات بشري می‌باشد.

 

انسان‌ها دنيا و محيط پيرامون خويش را در چهارچوب زبان مادری‌شان درك می‌کنند و تكامل جامعه و فرهنگ، انديشه تنها در سايه پيدايي و تكامل زبان امکان‌پذیر می‌باشد.

 

ساخت فكر و به‌تبع آن برداشت كلي ما از جهان خارج تابع ساخت زبان بومي می‌باشد و به قول «هايد گئر» زبان خانه وجودي انسان است.

 

هر زباني حاصل تاريخ طولاني تلاش انسان براي كسب دانش از جهان می‌باشد. زبان بخشي مهم از فرهنگ می‌باشد كه فولكلور، اشعار، قصه‌های عاميانه ضرب‌المثل‌ها، آداب‌ورسوم و باورها، آئین‌ها و بازی‌های محلي نيز به‌عنوان بخشی‌هایی از هويت فرهنگي فرهنگ‌ها به‌عنوان گنجینه‌های معنوي انسان در طول تاريخ نمود پیداکرده‌اند.

 

زبان مهم‌ترین بعد هويت جمعي محسوب می‌شود. انسان‌ها در ظرف زبان با نسل‌های پيشي و امروزی‌شان ارتباط برقرار نموده و با اين وجه مشترك داراي همبستگي اجتماعي می‌گردند.

 

آموزش به زبان مادري و لزوم حفظ زبان‌ها مورد تأکید اكثر زبان شناسان، روانشناسان و انسان شناسان قرارگرفته است و آن‌ها با استدلال عملي ثابت کرده‌اند كه آموزش به زبان مادري، تسهیل در یادگیری و رشد آموزشی و شخصیتی حاصل می‌شود.

 

سازمان‌های جهانی، مثل یونسکو، اسناد، منشورها و اعلامیه‌هایی همچون منشور زبان مادری، اعلامیه حقوق زبانی بارسلون به سال 1996، اعلامیه حقوق اشخاص متعلق به اقلیت‌های قومی ملی زبانی مذهبی و کنوانسیون حقوق کودک در جهت حفظ و آموزش زبان‌های قومیت‌ها تأکید ورزیده و در این راستا فعالیت می‌نمایند.

 

در كشور ايران از دوره ساخت دولت، ملت كه تابه‌حال، قريب صدسال زمان سپری‌شده است؛ سيستم تک‌زبانی و تك فرهنگي موردتوجه قرارگرفته و اجرا می‌گردد.

 

بر همين اساس زبان و فرهنگ فارسي یکه‌تاز عرضه چندزبانه و چند فرهنگي كشور گرديده است و ديگر زبان‌ها و فرهنگ‌ها و هویت‌ها به حاشيه رانده‌شده و در معرض نابودي قرارگرفته‌اند.

 

اين سیاست‌های فرهنگي مغاير با عقايد و منافع ديگر فرهنگ‌های موجود در كشور می‌باشد و مصداق بارزي بر اتنو سايد (Ethno Side ) و يا قوم كشي هستند.

 

براثر آن فرهنگ يك قوم و يا چند قوم مورد هجوم قرارگرفته و از بين برده می‌شود و فرهنگ يك قوم خاص جايگزين آن فرهنگ و يا هويت می‌گردد تسلط و تحميل یک‌زبان بر زبان‌های ديگر تحت عنوان زبان كشي و يا لينگو سايد( Lingo Sides)يكي از اشكال مهم قوم كشي می‌باشد كه در كشور ما صورت می‌پذیرد.

 

بدين ترتيب قريب 70٪ ‏از شهروندان ايران در اثر سیاست‌های تک‌زبانی تك فرهنگي، از حقوق زباني و فرهنگی‌شان محروم شده و با بحران‌های هويتي مشكلات تحصيلي آموزشي، مشكلات شخصيتي، روحي و ديگر معضلات اجتماعي مواجه گردیده‌اند.

 

چراکه به گفته «جزف بارت» يكي مسئولان ارشد يونسكو؛ زبان تا زماني كه بخشي از برنامه‌های درسي نباشد در معرض خطر نابودي و انقراض قرار می‌گیرد و زبان كُشي با حذف زبان‌ها از مدارس و اجتماع آموزشي از سرعت بيشتري برخوردار می‌شود.

 

همان‌گونه كه ميدانيد، چهار مؤلفه در استانداردسازی زبان وجود دارد، كه دو بخش آن با گوش و دو بخش با چشم صورت می‌گیرد. صحبت كردن و گوش دادن جزء کارکرد گوش انسان و خواندن و نوشتن از كاركرد چشمي انسان در مسئله زبان می‌باشد.

 

ممنوعيت آموزش به زبان مادري، بخش اصلي زبان، يعني خواندن و نوشتن را دچار مشكل نموده است و آن را حذف كرده است. اما بخش صحبت كردن و گوش دادن زبان نيز، تحت تأثیر بمباران رسانه‌ای و فرهنگي مركز دچار اخلال گرديده است.

 

در اصل 15 قانون اساسي كشور، بر تدريس آزادانه زبان ادبيات اقوام در سطح مدارس اشاره گرديده است. اما باوجود اهميت مسئله زبان و فرهنگ در ميان مجامع جهاني، هنوز هيچ اقدامي مبني بر تدريس زبان و ادبيات اقوام در مدارس كشور در طول 40 سال صورت نپذيرفته است.

 

علاوه بر آن، حكومتيان، فعاليت فعالين فرهنگي و اجتماعي اقوام را، در سطح جامعه قومی‌شان را نيز، برنتابيده و با ايجاد فضاي خفقان، امنيتي شديد و با سرکوب‌های مكرر، اكثر كساني را كه درصدد حفظ زبان‌ها و فرهنگ‌ها و دفاع از هويت جمعی‌شان قدمي برمی‌دارند، به‌عنوان متهمين بر هم زننده امنيت كشور بازداشت نموده و روانه زندان‌ها می‌نمایند.

 

اعمال محدودیت‌ها، فشارها و بازداشت‌های غیرقانونی، امكان فعاليت را و سر برآوردن نهادهاي فرهنگي اقوام را سلب نموده فضا و عرصه را براي فعالیت‌های اجتماعي و فرهنگي فعالان قومي تنگ می‌نمایند.

 

بانيان، متوليان، مروجان، سیاست‌گذاران فارسيزاسيون در كشور، كه زبان و فرهنگ فارسي را بر اقوام ديگر ايران و جمعیت‌های چند زباني تحميل كرده و حقوق زباني، فرهنگي اقوام را زایل می‌کنند، هرگز مجرم و يا پان فارس قلمداد نمی‌گردند.

 

اما كساني كه در برابر اين سيل ويرانگر فرهنگي، كه ماهيت اجتماعی‌شان را نشانه گرفته و درصدد حذف و نابودي زبان و فرهنگي قومی‌شان هستند، مقاومت نموده و قد علم می‌نمایند و از حقوق و آزادی‌های قومی‌شان دفاع می‌نمایند، پان ترك، پان عرب، پان كرد و يا... قلمداد می‌شوند.

 

نهضت‌های قومي موجود در فضاي سياسي اجتماعی ایران در پاسخ به سیاست‌های ظالمانه و مغایر با منفعت‌های قومی و جمعیتی و هویتی اقوام ایرانی شکل‌گرفته و در کنار دیگر جنبش‌های اجتماعی مثل جنبش زنان و فعالیت کارگری و حقوق بشری و... بخش مهمی از سپهر سیاسی - اجتماعی کشور را شامل می‌شود.

 

این نهضت‌های قومی برای حفظ و دفاع از موجودیت‌های فرهنگی و زبانی و احقاق حقوق جمعی‌شان پا به عرصه گذارند، نهضت ملی آذربایجان یکی از این نهضت‌های قومی کشور می‌باشد.

 

همان‌طور که مستحضرید، یکی از بزرگ‌ترین جمعیت زبانی کشور، تورک‌ها هستند که با داشتن جمعیتی بالغ‌بر 30میلیون اعم از تورک‌های قشقایی؛ تورک‌های خلج؛ تورک‌های اصفهان و کرمان، تورک‌های خراسان و تورک‌های مرکزی؛ تورک‌های شمال کشور و تورکمن ها و بالأخص تورک‌های آذربایجان می‌باشند.

 

اما با این اوصاف، تورک‌ها در ایران از «حق آموزش به زبان مادری» محروم می‌باشند و هیچ مدرسه و آموزشکده‌ای به زبان تورکی دایر نمی‌باشد.

 

لازم به ذکر است که بخش اول اصل 15 قانون اساسی کشور که حق انحصاری زبان را در اختیار زبان فارسی قرار داده است، در اصل نقض‌کننده و محروم‌کننده زبان‌های دیگر اقوام کشور می‌باشد.

 

چراکه این اصل زبان دولتی و آموزش رسمی مشترک کشور را بدون در نظر گرفتن جمعیت زبانی، در دایره حقوقی و سیاسی زبان فارسی در نظر گرفته است و این حق و امتیاز انحصاری یک‌زبان، باعث حذف دیگر زبان‌ها گشته است.

 

بایستی توجه داشت که هر اصل و ماده‌قانونی که حقوق و منافع عقاید و دغدغه‌ها و حساسیت‌ها گروه‌های اجتماعی و اقلیت‌های قومی و مذهبی را تأمین ننماید و آن‌ها را مدنظر قرار ندهد، از اعتبار و وجهه واقعی حقوقی برخوردار نمی‌باشد.

 

اصل 15قانون اساسی کشور، بایستی دوباره موردتوجه حقوق‌دانان، فعالان و سیاستمداران قرارگرفته و مورد بازبینی قرار گیرد و اصلاح گردد تا اعلام وصول مواد دیگر قانونی با توجه به وجود ظرفیت‌های اقوام کشور بایستی ایجاد گردیده و به مرحله اجرا گذارده شود.

 

سیاست‌های تک فرهنگی سانترالیسم شدید، هرگز منجر به یکپارچگی کشور نمی‌شود، بلکه به دور شدن و احساس نابرابری و تبعیض اقوام به خاطر عدم رعایت تساوی حقوق فرهنگی، زبانی، اقتصادی و سیاسی می‌انجامد.

 

تأکید بر نسبیت فرهنگی به رسمیت شناختن اقوام و احترام گذاشتن به آن‌ها و احقاق حقوق آن‌ها، توجه و رعایت تنوع و کسرت زبانی و ایجاد سطوح امکاناتی برابر امکان همزیستی و یکپارچگی را فراهم می‌نمایند.

 

ممنوعیت‌ها، محدودیت‌ها، بازداشت‌ها و تفاسیر غیرواقع، تحریف، مغالطه و بازی‌های زبانی در مورد حق آموزش به زبان مادری و دیگر حقوق اقوام سیر مطالبات و خواسته‌های حقوقی آن‌ها را حتی برای لحظه‌ای متوقف نخواهد کرد. نسل جدید با علم و آگاهی و بیداری اتنیکی، بیش‌ازپیش در تحقق مطالبات و دیگر خواسته‌ها اقدامات عَمَلی انجام خواهند داد.

 

«سیامک میرزایی»، 31 فروردین 1397

زندان اوین تهران

 


بیشتر بخوانید

بیشتر بخوانید