ایران گلوبال و تخریبات علیه حرکت ملی آذربایجان

ایران گلوبال و تخریبات علیه حرکت ملی آذربایجان

 

رسانه از سال 1945 یعنی از جنگ جهانی دوم، به یکی از مؤثرترین و مهم‌ترین  بخش زندگی انسان‌ها تبدیل شده است؛ به‌طوری که تک‌تک انسان‌ها روزانه با سیل عظیمی از پیام‌ها روبرومی شوند. زندگی هرروزه‌ی همه افراد با رسانه‌ها و پیام آن‌ها گره خورده است. درنیم قرن اخیر واژه جدیدی به نام "اخلاق رسانه ای" به لیست واژگان هر ملتی افزوده شده است. "اخلاق رسانه ای" از سال 1980 مورد توجه کشورهای پیشرفته قرار گرفت. با گذر زمان و رعایت این پدیده در کشورهای متمدن، پیشرفته و اصولی شد. اما این قانون در دسته بندی های مخالفت با اقتدار سیاسی در جوامعی که در آن دمکراسی و آزادی وجود ندارد، زیر پا گذاشته می شود. بخصوص عوامل قدرتهای سیاسی از مطبوعات به عنوان یک حربه سیاسی استفاده کرده و همچنین از بکار بردن غیر اخلاقی ترین روش ها نیز به عنوان ابزاری برای درهم کوبیدن مخالفان خود ابایی ندارند.

 

این بدعت ناپسند متاسفانه درمیان اپوزیسیون ایران هم رایج شده که از سالها پیش اپوزیسیون ایران از رسانه های جمعی و عمومی برای در هم کوبیدن و حذف مخالفان فکری خود به صورت ابزاری استفاده نموده و می نماید.

 

در ماههای اخیر وب سایت ایران گلوبال نیز چنین روش ناپسندی را پیش گرفته و به تخریب یک جریان سیاسی ریشه دار و اجتماعی در جغرافیای ایران پرداخته است. جریانی که سالهاست به صورت وسیع در میان مردم آذربایجان، مبارزات حق طلبانه ای را آغاز کرده و در این راه از هیچ کوششی دریغ نمی کند.

 

روزانه وب سایت ایران گلوبال چندین مقاله درجهت تخریب این حرکت آن هم توسط افراد ناشناخته و با نام مستعار منتشر می کند. باید این را هم پذیرفت که با توجه باینکه این مقالات توسط افراد ناشناس منتشر می شوند به لحاظ حقوقی فاقد ارزش قانونی هستند. مقاله یا نوشته ای که (به لحاظ ناشناخته بودن نویسنده آن) در مراجع قضایی و حقوقی کسی نمی تواند پاسخگوی آن باشد. حتی اگر محتوای آن بار مثبتی هم داشته باشد، باز هم نمیتواند حایز اهمیت باشد، و لو اینکه مدیر سایت ناچار است مسولیتهای قانونی را پذیرفته و در قبال نوشته هایی که نشر کرده است، پاسخگو باشد. ولی زمانی که فرد حقیقی در میان نیست؛ پاسخگویی مدیر نیز نمی تواند توجیه کننده مواضع باشد.

 

موارد ذکر شده عمومی و کلی هستند، اما با بررسی دقیق و موشکافانه می توان به عمق هدف اشخاص پشت پرده پی برد. این مقالات سازمان یافته متعلق به گروههای خاصی هستند. گروهایی مانند اعضای حزب توده و سازمان فداییان اکثریت که با نوشتن این مقالات هدفمند در سایت ایران گلوبال سنگر گرفته اند تا علیه حرکت ملی آذربایجان و یگانه تریبون موثر و کارآمد آذربایجان جنوبی ( گوناز تی وی) دست به چنین تخریباتی بزنند و سعی بر این دارند که این حرکت و تریبون آن را مورد سوال قرار دهند. ولی در وضعیت کنونی تلویزیون گوناز تی وی در میان اکثر آذربایجانی ها به یک تلویزوین مورد قبول تبدیل گردیده و تاثیرات مهم و گسترده ای بر ملت ترک آذربایجان جنوبی گذاشته است.

 

در این که چنین اشخاصی در خدمت ارتجاعی ترین حاکمیت ضدبشری جمهوری اسلامی هستند، هیچ شک و تردیدی نیست. تجربیات گذشته گویای این واقعیت است که چگونه این گروههای سیاسی در کشتارهای جمعی با جمهوری اسلامی همگام بوده اند و به همکاری در حذف آن‌ها فعال بوده اند.

 

اکنون نیز این گروههای مخرب در سایت ایران گلوبال پنهان شده اند. و جای سوال اینجاست که چرا مخربگران حرکت ملی آذربایجان جنوبی و تریبون گونازتی همگام با حاکمیت جمهوری اسلامی در دشمنی همسو می باشند؟

 

طبق شنیده ها، حتی عده ای از این افراد به ایران نیز رفت و آمد دارند. جای سوال  است که آیا این افراد از جمهوری اسلامی خط و خطوط خود را دریافت کرده و با آنها هماهنگ می شوند؟ آیا انتشار مقاله وزارت اطلاعات در سایت ایران گلوبال این ظن را  بیش‌ازپیش تقویت نمی کند؟ این اسناد می توانند به تنهایی اعتبار این سایت را مورد خدشه قرار دهند! اکنون نیز پا به پای همان پان ایرانیسم های فارس گرا، دشمن آشتی ناپذیر حرکت ملی آذربایجان هستند. پیداست که اینان سیاست مشترکی در جهت حذف هرگونه صدای مخالفی زیر نام سوسیالیستهای آذربایجانی آن هم با تفکر استالینیستی و دیکتاتوری پرولتاریایی را دنبال می کنند. اینان را باید متفکران ارتجاعی دانست که در سودای بازگشت به تفکر شکست خورده ای هستند که آن را در تابوت گذاشته اند و با کمونیزم زیگانف سرود انترناسیونالیسم پرولتاریایی سر می دهند؛ تا بلکه فردی چون خروشچف یا میخاییل گورباچفی پیدا شود که برآن تابوت نماز میت بخواند!

 

سوسیالیزم آذربایجانی واژه ایست که سالهای سال است رخت از آذربایجان بربسته است. در سال 1357 که سیدآقا عون اللهی ها و ابراهیمی ها دفتر فرقه دموکرات آذربایجان را در تبریز تاسیس و نشریه آذربایجان را منتشر می کردند، حزب توده از راه فرا رسید و دستور توقیف فعالیتهای فرقه دمکرات را قبل از حاکمیت جمهوری اسلامی، صادر و اجرا می کند.

 

این سوسیالیستهای آذربایجانی همیشه علیه حرکت ملی آذ‌ربایجان بودند و هنوز هم دست از آن برنداشته اند. جالب اینجاست که همین افراد بار دیگر با ماسکهایی دیگر در صحنه حاضر شده اند و تز آرداشس آوانِسیان ها در کتاب خاطرات خود که در ارمنستان منتشر شده را به پیش می برند. آرداشس آوانِسیان از اعضای سابق حزب توده ایران بود، که از بدو تشکیل فرقه دمکرات آذربایجان به یکی از مخالفان جدی این فرقه تبدیل شد و کتاب خاطرات خود را صفحه به صفحه علیه ملت آذربایجان نوشت. کسی از آوانسیان نپرسید که اگر ملی گرایی یا ناسیونالیسم بد است؛ چرا از ملی گرایی ارمنی دفاع نموده و همیشه از ارمنی ها جانبداری می کنید؟

 

گرچه با توجه به شکست کمونیزم در شوروی سابق، شرارت این کمونستهای شونسیت تبدیل به فعالینی گردیدند که سیاستهایی را که رژیم جمهوری اسلامی قادر به آن نمی باشد، به پیش میبرند و وب سایت ایران گلوبال هم سایت از کابل برگشته هایی است که رفقای آنها ریاست جمهور بخت برگشته و بیجاره مانند ببرک کارمل را در پشت سفارتخانه شوروی سابق ساعتها معطل گذاشته و هم پیمان خود را به داخل راه نداده، تا نیروهای طالبان از راه رسیده با وحشیانه ترین شکنجه ها او را به قتل رساندند.

 

وب سایت ایران گلوبال تبدیل به تریبونی شده است که استالینیست های شکست خورده با دست آویز قرار دادن این موارد سعی در تضعیف حرکت ملی آذربایجان دارند، ولی غافل از اینکه حرکت ملی آذربایجان آنقدر قوی و بنیادی است که به هر بادی نمی لرزد.

 

 

 آیلا تبریزلی

 

 


بیشتر بخوانید

بیشتر بخوانید