بحران سوریه و بن بست جمهوری اسلامی - ماشااله رزمی

بحران سوریه و بن بست جمهوری اسلامی - ماشااله رزمی

ولادیمیرپوتین و رجب طیب اردوغان روسای جمهور روسیه و ترکیه، پنجم مارس 2020 در مسکو برای برقراری آتش بس در استان ادلب سوریه بتوافق رسیدند.

 

طبق این توافق سه ماده ای قرار شد از بامداد ششم مارس آتش بس در منطقه برقرار شود ویک کریدور امنیتی ایجاد گردد و ارتش سوریه و نیروهای مخالف سوریه بفاصله شش کیلومتر از شمال وجنوب اتوبان ام 4 که لاذقیه را به سراقب وصل می کند عقب نشینی بکنند و نیروهای نظامی ترکیه وروسیه مشترکا از 15 مارس کنترل جاده و حفظ آتش بس را درآنجا بعهده بگیرند. البته مساله بازگشت پناهجویان و رساندن کمک های انسانی به آنان هم درحاشیه مطرح شده است.

 

این چهاردهمین آتش بس در جنگ داخلی سوریه است که اغلب بعد ازمدتی توسط رژیم اسد زیرپا گذاشته شده اند. طبق این توافق شهر سراقب که محل اتصال اتوبان های لاذقیه به حلب و دمشق به حلب هستند در کنترل سوریه باقی می ماند و مخالفان اسد قسمتهائی ازمواضع خود را از دست می دهند.

 

توافق فعلی چندان محکم نیست زیرا اهداف طرفین خیلی ازهم دورهستند. ترکیه نتوانسته است بازگشت نیروهای اسد بمواضع قبل ازدرگیری های اخیر را بقبولاند دراین توافق بیشترخواسته های روسیه برآورد ه شده اند و ترکیه به حداقل ها قناعت کرده است زیرا ترکیه درعملیات ادلب توجیه محکمه پسند نداشته وهمچنین به حفظ مناسبات با روسیه وبازاروتوریست های روس نیازدارد ونمی خواهد کارت روسیه را برای گرفتن امتیازازغربی ها از دست بدهد.

 

بشار اسد بعد از گفتگوی تلفنی با پوتین توافق را پذیرفت اما تاکید کرد که به مبارزه با تروریسم ادامه خواهد داد او می گوید وقتی تروریسم سرکوب شد عفو عمومی خواهد داد و تمامیت ارضی سوریه را تضمین خواهد کرد اما با توجه به فاصله های زیادی که در جنگ داخلی بین علوی ها، سنی ها و کرد ها ایجاد شده، ایجاد حکومت متمرکز مانند گذشته عملی بنظر نمی رسد.

 

بحران سوریه از دسامبر 2019 در استان ادلب در شمال غرب سوریه ابعاد تازه بخود گرفته بود این استان که بعلت نزدیک بودن به دریای مدیترانه وهمجوار بودن با استان لاذقیه پایگاه اجتماعی علوی ها وخانواده اسد، موقعیت سیاسی وژئواستراتژیک ویژه ای دارد.

 

از سال 2015 که روسیه وارد جنگ سوریه شد وتوازن قوا بنفع دمشق تغییر کرد ادلب به کانون تجمع گروههای مسلح مخالف دمشق تبدیل شد، چون با حمایت روسها بقایای گروههای مخالف مسلح از استان های دیگر به ادلب منتقل شدند که تعداد آنها با در نظر گرفتن خانواده هایشان به نیم میلیون نفرمی رسد. دهها گروه مخالف مسلح درادلب حضور دارند وگروه جهادی «هیئت تحریرشام»که سابقا جبهه النصره نامیده می شد و.مورد حمایت قطر بود اکنون قدرت برتر را دراستان چهار میلیون نفری ادلب در اختیار دارد.

 

بعد از درگیری های ارتش های ترکیه وسوریه در ادلب در هفته آخر فوریه و کشته شدن 33 سرباز ترک در بمباران هواپیماهای روسی، ارتش ترکیه از اول مارس عملیات « سپربهار» علیه ارتش سوریه را شروع کرد. دراثنای این جنگ ابتدا ایران برای پیدا کردن راه حل بحران پیشنهاد کنفرانس سه جانبه ایران، ترکیه و روسیه در تهران راهم توسط جواد ظریف و هم توسط حسن روحانی مطرح کرد که در کادرکنفرانس های سوچی قرار می گرفت اما این پیشنهاد از طرف روسیه پذیرفته نشد.

 

بعد از آن با تهدید اردوغان که گفت مرزهای ترکیه را برای رفتن پناهجویان بطرف اروپا باز می کند، فرانسه و آلمان پیشنهاد کنفرانس چهار جانبه ترکیه، روسیه، آلمان وفرانسه بدون حضور ایران را در ترکیه پیشنهاد کردند که آنهم بنوشه روزنامه لوموند رد شد و نهایتا کنفرانس دو جانبه ترک و روس و مذاکرات شش ساعته روسای جمهوردوکشور روز پنجم مارس در مسکو برگزار شد و بین طرفین برای برقراری آتش بس در ادلب توافق حاصل شد و نشان داد که قدرتهای تصمیم گیرنده اصلی در بحران سوریه ترکیه و روسیه هستند و بقیه باید خودشانرا با آنان هماهنگ کنند.

 

در چند سال اخیربعد از خارج شدن نیروهای امریکائی از سوریه و عدم تمایل امریکا به درگیر شدن بیشتر در بحران سوریه و ناتوانی اروپا در اتخاذ سیاست واحد درخاورمیانه که در کنفرنس امنیتی مونیخ عنوان «وست لس نس» یا بطورخلاصه «نه غرب» گفته شد، شکست سیاستهای کشورهای عربی در سوریه وهمچنین به بن بست رسیدن سیاست خاورمیانه ای جمهوری اسلامی، دولت های ترکیه و روسیه خلاء سیاسی ایجاد شده را پرکرده وقدرت های تعیین کننده در منطقه شده اند.

 

درخاورمیانه غیرازاسرائیل سه قدرت منطقه ای مطرح وجود دارد که دارای خاک وسیع وحاصلخیز، جمعیت زیاد ونیروی کار ورزیده می باشند که عبارتند از ایران، ترکیه و مصر. این سه کشور همواره با هم رقابت داشته اند اما دهه های اخیرترکیه با رشد اقتصادی چشمگیر به شانزدهمین قدرت اقتصادی جهان تبدیل شده و از رقبای منطقه ای خود فرسنگ ها جلو افتاده است. این پیشرفت اقتصادی برتری خود را درسیاست نیزنشان می دهد. ترکیه همچنان که در بحران سوریه شاهد هستیم برخلاف گذشته می خواهد استقلال عمل خود را نسبت به آمریکا وروسیه حفظ کند و از منافع ملی خود دفاع کند، با هردو سوپر قدرت دوست باشد و در رقابت های منطقه ای حرف اول را بزند.

 

قدرت گیری ترکیه در آرایش جنبش های اتنیکی منطقه تاثیر خواهد گذاشت وبا توجه به اولویت ترکیه در کنترل کردها، به تضعیف مواضع گروههای کردی در کشورهای هم مرز با ترکیه نیزمنجرخواهد شد

 

جنگ داخلی سوریه با توافق هائی که در پروسه آستانه و سپس سوچی با گفتگوهای روسیه، ترکیه و ایران نسبتا آرام شده بود و سازمان ملل قبول کرده بود که برای خاتمه بحران سوریه و برقراری صلح، قانون اساسی جدید سوریه با شرکت مخالفان حکومت اسد، نمایندگان جامعه مدنی سوریه و نمایندگان دولت اسد در ژنو نوشته شود. اما دولت اسد طبق سیاستهای اعلام شده اش نمی توانست قانونی را که به مخالفان مسلح مشروعیت شرکت در قدرت بدهد را قبول بکند.

 

دولت اسد قبلا از روی ناچاری توافق سوچی را پذیرفته بود زیرا احتیاج به تجدید قوا داشت ونمی توانست با مواضع مسکو مخالفت کند. بویژه ایران حامی اصلی رژیم بشار اسد از شرکت برای تدوین قانون اساسی کنار گذاشته شده است و نمی تواند از خواسته های اسد در قانون اساسی دفاع بکند وخود ایران هم احساس می کند که بعد ازصرف هزینه های هنگفت مالی و انسانی، رقبا نمی خواهند نقش منطقه ای اورا بپذیرند وایران قربانی معامله بین ترکیه و روسیه شده است.

 

بعد از نه سال جنگ داخلی هنوز بخش شرقی رودخانه فرات در کنترل گروههای کرد سوری است که تحت حمایت آمریکا و متحدان آن قرار دارند و نیز مناطق پراکنده ای در کنترل بقایای داعش است وبا احتساب استان بزرگ ادلب عملا نیمی ازخاک سوریه خارج از کنترل دولت مرکزی می باشد. درچنین شرایطی نوشته شدن هرگونه قانون اساسی، تقسیمات جغرافیائی موجود را در قانون بازتاب خواهد داد و دربهترین حالت سیستم فدرال برای سوریه درنظر گرفته خواهد شد که روسیه ازآن طرفداری می کند اما دولت بشار اسد با آن موافق نیست.

 

همراهی جمهوری اسلامی با بشار اسد موجب شد که حکومت دمشق توافق های سوچی را که ادلب را منطقه کاهش تنش اعلام کرده بود با کسب موافقت ضمنی روسیه زیر پا بگذارد و ارتش حکومت سوریه حملات سنگین هوائی وزمینی به ادلب را از دسامبر 2019 شروع بکند که تا بحال موجب کشته شدن بیش از پانصد نفرغیر نظامی و آواره. شدن یک میلیون نفردر پشت مرزهای ترکیه شده است.

 

نقض توافق های سوچی توسط حکومت اسد با مخالفت شدید ترکیه مواجه شد که حامی بخشی ازگروههای مخالف اسد بنام «ارتش آزاد سوریه» است که واحد هائی از آنها در ادلب مستقر می باشند. حمله بشار اسد به سربازان و نیروهای مورد حمایت ترکیه عکس العمل ارتش ترکیه را بدنبال داشت وجنگ مستقیم بین ارتش ترکیه وارتش سوریه آغاز شد و ارتش ترکیه با سرنگون کردن هواپیما های سوریه ضربات سختی به نیروهای اسد وارد کرد.

 

دراین عملیات سی وچهار نیروی نیابتی جمهوری اسلامی یعنی 18 نفر از گردان زینبیون شیعه پاکستانی، سه نفر از گردان فاطمیون شیعه افغان، دوازده نفر از حزب اله لبنان ویک طلبه پاسدارایرانی بنام سید علی زنجانی که همراه با ارتش اسد جنگ می کنند، کشته شده اند. این نیروها در غرب وشمال حلب کشته شده اند و نه درادلب بهمین جهت گفته می شود که توپخانه ترکیه عمدا این نیرو ها را هدف گرفته است. درعملیات اخیر ترکیه در سوریه مواضع گروههای کرد سوریه درحسکه نیز مورد حمله قرار گرفته اند.

 

بعد ازکشته شدن نیروهای نیابتی ایران برای اولین بار جمهوری اسلامی بنام «مرکز مستشاری ایران در سوریه» بیانیه صادر کرد و کشته شدن نیروهایش را توسط ارتش ترکیه تائید کرده وضمن تهدید به مقابله بمثل، اضافه نمود که قصد درگیر شدن با ارتش ترکیه را ندارد و موضوع را از راههای دیپلماتیک پیگیری می کند پس از آن حوزه علمیه قم خبر دفن شدن 21 نفر از گردانهای زینبیون وفاطمیون را در معصومیه قم اعلام نمود. مرکز مستشاری وابسته به سپاه پاسداران است واولین بار است که بنام این مرکز بیانیه نظامی منتشر می شود. در گذشته خبرهای مربوط به جنگ در سوریه توسط شخص قاسم سلیمانی اعلام می شد که از جمله آنها نامه تبریک سلیمانی به علی خامنه ای است. که شکست قطعی داعش در ابوکمال را اعلام می کرد.

 

رد شدن پیشنهاد ایران از طرف روسیه برای ادامه گفتگوهای سه جانبه درباره سوریه، شکست سیاسی بزرگی برای جمهوری اسلامی است ونشان می دهد که روسیه برای حفظ برتری و دست بالا درمسائل منطقه خواهان ایجاد اختلاف بین شرکای خود است و این در شرایطی است که جمهوری اسلامی هیچ کارت بازی در دست ندارد ونمی تواند به ترکیه وروسیه اعتراض بکند زیرا نیروهایش درکنار اسد قرار دارند و توافق سوچی را زیر پا گذاشته اند. فراموش نباید کرد که ترکیه تنها مجرای تنفسی جدی جمهوری اسلامی درشرایط تحریم اقتصادی وفشار حد اکثری امریکاست و برهم زدن مناسبات بخاطر جنگ سوریه بمعنی بستن این مجرای تنفسی است.

 

ازطرف دیگر جمهوری اسلامی بخاطر مسائل سوریه نمی تواند با ترکیه درگیرشود زیرا سوریه هم مرز با ایران نیست ودخالت ایران درآنجا از ابتدا دلیل قانع کننده حتی برای خودمردم ایران نداشته چه رسد به دیگران وهمچنین یک سوم جمعیت ایران ترک هستند و حکومت ایران باین خاطرهم که شده هرگز ریسک مقابله با ترکیه را نخواهد پذیرفت.

 

شواهد نشان می دهد که با کشته شدن قاسم سلیمانی که فرمانده سپاه قدس وهماهنگ کننده عملیات با روسها در سوریه بود و همچنین کشته شدن سرداراصغر پاشاپورفرمانده سپاه قدس در شمال سوریه که در ماه فوریه توسط گروه جبهه النصره ربوده وسر بریده شد، هم سیاستهای جمهوری اسلامی در سوریه وهم مناسبات میدانی نیروهای سپاه با روسها در سوریه مختل شده است و روسها ایران را به بازی نمی گیرند.

 

سرداراسماعیل قاآنی فرمانده جدید سپاه قدس علیرغم انتصاب سردار محمد حسین حجازی مسئول سابق سپاه قدس در لبنان بمعاونت او، قادر نیست اهداف سیاسی ونظامی را همزمان در منطقه عربی پیش ببرد. قاآنی قبلا مسئول سپاه قدس در شرق ایران بود و زبان عربی نمی داند وظاهرا مرکز مستشاری برای کمک به او ایجاد شده است ضمن اینکه ایجاد مرکز مستشاری می تواند بمعنی رسمیت دادن به حضور نظامی ایران در سوریه نیز تلقی بشود.

 

ادامه حضور ایران در سوریه علاوه برمخالفت مردم که می گویند «سوریه را رها کن فکری بحال ماکن» از جنبه مالی نیزبا مشکل مواجه است. ایران در شرایط تحریمی قادر به فروش نفت نیست و دوسوم بودجه کسری دارد و نمی تواند مانند قبل درجنگ پرهزینه فعال باشد. افسران سوری با مستشاران ایرانی مشکل دارند و حملات مداوم اسرائیل به سوریه را تقصیر ایران می دانند واکثریت سوری هاهم ایران را باعث ویرانی کشورخود می دانند.

 

دولت سوریه درحال عادی کردن روابط با شیخ نشین های جنوب خلیج فارس است تا کمک مالی ازآنها دریافت کند و مصر خواهان فاصله گیری سوریه ازایران است تا اتحادیه عرب دوباره آنرا بعضویت بپذیرد. کشورهای غربی شرکت در بازسازی. سوریه را به فاصله گرفتن آن از ایران مشروط کرده اند.

 

طی یک سال گذشته تمام نقاط ضعف سیاست خاورمیانه ای جمهوری اسلامی آشکار شده و ابهت آن از بین رفته است و دیگر ازطرف رقبا ودشمنانش جدی گرفته نمی شود. بعد ازعصیا ن عمومی آبانماه که جمهوری اسلامی بیرحمانه صد ها نفر از تهیدستان حاشیه شهرها را در خیابانها به گلوله بست، جهانیان متوجه شدند که جمهوری اسلامی پایگاه اجتماعی خود را از دست داده است و شرکت حد اقلی مردم در انتخابات گزینشی پارلمان نیز ریزش نیروهای رژیم را بیش از پیش آشکار نمود.

 

قبل ازعصیان آبان، مخالفت با سیاستهای جمهوری اسلامی در لبنان وعراق جنبه عمومی پیدا کرده بود ومحور مقاومت وهلال شیعه عملا شکاف برداشته بود و سیاست خارجی فلسطین محور جمهوری اسلامی شعار بی محتوا شده بود زیرا دو سال است که اسرائیل مواضع سپاه و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی را با موافقت روسها در سوریه بمباران می کند ولی جمهوری اسلامی نه بطور مستقیم ونه از طریق نیروهای نیابتی اش قادر به عکس العمل وجلوگیری ازاین حملات نیست.

 

تحریم های بین المللی و فساد ساختاری وناکارآمدی رژیم که نارضایتی عمومی ایجاد می کنند موجب می شوند که تمام هم وغم سران رژیم به کنترل و سرکوب مردم در داخل. کشورمعطوف شود ودر خارج از کشور در انزوا بماند.

 

عقل ومنطق حکم می کند که جمهوری اسلامی برای حفظ نظام که آنرا اوجب واجبات می داند، در سیاست خارجی خود تجدید نظر کند زیرا سیاست خارجی مبتنی بر رویاروئی با جامعه جهانی پاشنه آشیل و علت اصلی تحریم های اقتصادی وفشار های بین المللی علیه ایران است اما تجدید نظر یا تغییر موضع درسیاست خارجی زمانی موثر و واقعی خواهد شد که با تغییر جدی در سیاست داخلی همراه گردد امری که با ساختار موجود جمهوری اسلامی غیرعملی بنظر می رسد. سران جمهوری اسلامی و رهبری آن تجربه اتحاد شوروی را دارند و می دانند که انجام اصلاحات درنظام های توتالیترآغازپایان آنهاست.

 

در مجلس دوم، مهدی بازرگان خطاب به هاشمی رفسنجانی که رئیس مجلس بود گفت: فضای سیاسی را باز کنید وبگذارید مردم نفس بکشند ورفسنجانی جواب داد: « ما اشتباه شاه را تکرار نخواهیم کرد، شاه فضای سیاسی را باز کرد و ما از آن فضا استفاده نمودیم وشاه را سرنگون کردیم». درچهل سال گذشته این طرزتفکرحاکم بوده است.

 

ماشااله رزمی 7 مارس 2020 پاریس

 


بیشتر بخوانید

بیشتر بخوانید