بررسی جامع قیام اول خرداد ۸۵ تبریز -اومود دوزگون

 بررسی جامع قیام اول خرداد ۸۵ تبریز -اومود دوزگون
 بررسی جامع قیام اول خرداد ۸۵ تبریز 

بمناسبت سیزدهمین سالگرد قیام ملی خرداد ۸۵
اومود دوٌزگوٌن
 
 
بعد از اتمام جنگ هشت ساله ایران و عراق در سال ۱۳۶۷ و آغاز دوره نوین حرکت ملی آزربایجان،  در طول ۱۸ سال مبارزه (تا اول خرداد ۸۵) ملت تورک آزربایجان موفق به برپایی چندین همایش اعتراضی ملی تاثیرگذار در روند بیداری ملی و جنبش رهایی ملی شد از جمله اعتراض به پرسشنامه نژادپرستانه صدا و سیمای فارس( ۷۴)، طرح گفتمان ملی در انتخابات مجلس پنجم در تبریز و اعتراض به منع و زندانی کردن کاندیدای هویت طلب ملی آقای دکتر چهره گانی (۷۵)، برگزاری مراسمهای متعدد به مناسبتهای مختص به آزربایجان، ایجاد تشکلهای ملی دانشجویی و کارهای ارزشمند آگاهی بخشی ملی از طریق نشریات مستقل تورکی- فارسی و اینترنت و غیره که به شکل گيری کنگره میلیونی قلعه بابک (۷۹-۸۰) و پخش گفتمان حرکت ملی برای اولین بار بزبان تورکی از تلویزیون ماهواره ای گوناز بصورت ۲۴ ساعته بود که زمینه فراگیر شدن مطالبات فرهنگی و اقتصادی ملت آزربایجان و تبدیل آن به مطالبات سیاسی را در قیام اول خرداد ۱۳۸۵به نمایش گذاشت.
چاپ کارتون توهین آمیز «چه کنیم که سوسکها سوسکمان نکنند؟ » در روزنامه دولتی ایران که شامل آموزش شیوه های نه گانه برای نابودی تورکها در ایران به کودکان فارس، جرقه ای بود که منجر به آتش خشم، عصیان و قیام  سراسری ملت آذربايجان بر عليه شوونيسم و فاشیسم فارس شد.  گویا طراحان مطلب موهن وعوامل پشت پرده فاشیسم فارس، این را نوعی اهانت ایذائی همسان با سلسله اهانت های گذشته به تورک ها تلقی کرده بودند و به هيچ وجه فکر نمی کردند که با خشم شدید ملت تورک آذربايجان روبرو بشوند. چون در گذشته شاهد اعتراضات گسترده مردمی به این شکل نبوده اند. لذا عظمت قیام بحدی بوده که  نژادپرستان فاشیست فارس چه دولتی و چه غیردولتی و اپوزیسیون همگی غافلگیر شدند. قيام ملی۸۵ اگرچه در ظاهر به بهانه اعتراض به توهين روزنامه رسمی ايران بود اما در واقع و بنا به اذعان تحلیل گران سياسی بيانگر خشم فروخفته ملت تورک آزربايجان بر عليه دهها سال ظلم و تحقير ملی و نشانگر بيداری ملی و قدرت گرفتن حرکت هويت طلبی بود. قیام اول خرداد نقطه عطفی در حرکت ملی بود که از مرز اعتراضات فرهنگی، اقتصادی گذشت و با اعتراضات سیاسی، مطالبات اساسی از جمله برسمیت شناختن هویت تورکی(هارای هارای من تورکم) و آزادی آموزش بزبان تورکی (تورک دیلنده مدرسه اولمالیدیر هر کسه) و نه به نژادپرستی و شوونیزم فارس(اولوم اولسون راسیسته) را توسط میلیونها نفر آنهم نه در یک شهر بلکه در سراسر آزربایجان به کف خیابانها کشاند و لرزه براندام فاشیسم فارس و رژیم جمهوری اسلامي ايران انداخت. 

عوامل زمينه ساز قيام همگانی:
 
عوامل و شرایطی که در کنار همديگر زمينه ساز قيام همگانی شدند عبارتند از
۱- شدت و كيفيت مطلب توهين آميز
۲- تحصن، اعتراض و پيگيريهای مداوم دانشجويان تورک دانشگاههای مختلف
۳- همبستگی و همگامی فعالين حرکت ملی آذربايجان با دانشجويان 
۴- اطلاع رسانی پيوسته به شهرها و روستاها 
۵- سخنان اعتراضی و سوال اکبر اعلمی نماينده مردم تبريز در مجلس از وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی 
۶- پیگیری و انتشار اخبار اعتراضات بمدت هشت روز در وسايل ارتباط جمعی
۷- پخش برنامه های روشنگرانه از  چند ماه پیش تلويزيون گوناز که از تورک ست و هات برد پخش می شد  تأثير به سزايی در بيداری توده های مختلف ملت آذربايجان گذاشته بود. اينها از عواملي بود که دست در دست هم داده و آذربايجان را برای قيامی باور نکردنی آماده کرد.

پس از اینکه قيام ملی مدنی ده روزه و سراسري خرداد ۸۵، توسط دژخیمان فاشیست رژیم اقلیت فارس بخون کشیده شد و بیش از ۲۰ نفر از فرزندان جسور آزربایجان شهید و صدها نفر زخمی و هزاران  نفر دستگیر و زندانی شدند در سراسر آزربایجان حکومت نظامی اعلان نشده ای اعمال شد. تشدید  فضای امنیتی بر دانشجویان وفعالین ملی و ارتقاء و تعمیم آن به عموم ملت تورک  آزربایجان، حرکت ملی را وارد فاز جدید مبارزه با دو مشخصه متفاوت کرد. 
مشخصه اول- زیرزمینی شدن کامل تشکلها و سخت تر شدن فعالیتهای جمعی بر اثر اعمال شرایط سخت امنیتی در سراسر آزربایجان توسط رژیم اقلیت فارس ایران است که نه تنها فعالیتهای سیاسی، بلکه فعالیتهای فرهنگی و حتی ورزشی و محیط زیستی را به مسئله ی امنیتی رژیم فاشیستی ایران تبدیل کرده است. 
مشخصه دوم- فراگیر شدن کانون مبارزات ملی است که جنبه مثبت آن نهادینه شدن گفتمان ملی در سطوح تمامی اقشار جامعه و کم شدن بار از دوش روشنفکران و فعالین سیاسی پیشرو و رفع نگرانی از روند تاثیرات مخرب آسیمیلاسیون بعلت عدم آگاهی به حقوق ملی است که خوشبختانه بعد از قیام خرداد ۸۵ هرگونه طرح و تزآسیمیلاسیون و فشار و تهدید و تحقیر از سوی فاشیسم فارس، تبدیل به فرصت و اعتراض و بالا رفتن خودآگاهی ملی، سیاسی و مشارکت همگانی شده است. امروز ملتچی ها در تمامی قشرهای جامعه حضور فعال دارند و خودآگاهی ملی را به اوج خود رسانده اند.
عدم حمایت مدعیان دموسکراسی و حقوق بشری منتسب به ملت فارس و همراهی همه گروههای فارس محور با سرکوبگران رژیم فاشیستی، درس عبرتی شد که آزربایجان صف خود را از مرکزگرایان فاشیست پانفارس برای همیشه جدا کند و در احیای خواسته های ملی خود هرگز امید به بذل و بخشش مرکزگران و استعمارگران و اشغالگران فاشیست دل نبندد.  ملت آزربایجان دیگر انرژی خود را صرف تئوریهای متوهمان نیمه مانقورت نخواهند کرد که بدنبال لاس زدن («ساغدوش سولدوش » شدن برای فاحشه های سیاسی فارس و « ریحان- مرزه» بازی کردن (یعنی بعنوان فرد ذخیره برای هر دو تیم بازی کردن) با مرکزگرایان پانفارس تحت پوشش تئوریهای فریبکارنه دموکراسی ایرانی ، حق شهروندی، فدرالیسم و غیره هستند.  امروز گفتمان حاکم در آزربایجان، فقط بیرون راندان اشغالگران رژیم از آزربایجان،  تشکیل دولت ملی و اعلام استقلال آزربایجان جنوبی است. برای رسیدن به هدف، اولویت اول مشارکت عموم مردم در حرکت ملی و همراهی با مبارزات سایر ملیتها که در جهت تضعیف رژیم باشد است. خوشبختانه رژیم جنایتکار تهران در تمامی  زمینه های کشورداری ورشکسته و تحت فشار داخلی و خارجی است و نه تنها رژیم حاکم بلکه کل سیستم ایران در حال سقوط و فروپاشی کامل است.
 
 
 
توضیح :برای مطالعه پیوستهای این مقاله تحقیقی میتوانید به لینک زیر مراچعه نمائید
 
 
 
 
M.Y

بیشتر بخوانید

بیشتر بخوانید