تحصیل به زبان مادری از عوامل اصلی توسعه پایدار

تحصیل به زبان مادری از عوامل اصلی توسعه پایدار

زبان مادری عنصر اصلی هویت ملی انسان ها را تشکیل داده و تحقیقات نشان داده است که تحصیل به زبان مادری تاثیر مهمی در توسعه پایدار جوامع بشری دارد. در واقع زبان میراث فرهنگی و معنوی ملل بشمار می رود که در جوامع توسعه یافته تحصیل به زبان مادری در طول مدت زمان همراه با سایر عوامل اجتماعی و سیاسی توسعه تصاعدی این جوامع پیشرفته را سبب شده است. 

 

بر اساس تعریف سازمان ملل متحد، به توسعه‌ای که نيازهای زمان حال را برآورده سازد بدون آنکه توانايی نسل‌های آينده در برآورده سازی نيازهايشان را به خطر اندازد توسعه پایدار گفته می‌شود. در اين تعريف دو مفهوم کليدی وجود دارد: مفهوم «نيازها» به‌ویژه نيازهای اساسی جهان کنونی، به کدام اولويت مهم‌تر بايد تخصيص داده شود؛ و موضوع «محدوديت» که به‌واسطه‌ی شرايط فناوری و سازمان اجتماعی بر توانایی‌های محيطی برای دستيابی به نيازهای اکنون و آينده تحمیل‌شده است.

 

در توسعه پایدار توسعه و پیشرفت جامعه فقط محدود به رشد اقتصادی نبوده بلکه توسعه اجتماعی و فرهنگی را هم شامل می‌شود. عدم توازن بین این عوامل مهم به ناپایداری گسترده دامن می‌زند. تحصیل به زبان مادری و زبان‌های بومی هم جز اهداف توسعه در جهان بشمار می‌رود.

 

موضوع توسعه پایدار در کنفرانس سازمان ملل متحد درزمینهٔ محیط‌زیست و توسعه (UNCED-92) در شهر ریودوژانیرو (به‌عنوان اجلاس زمین) به‌طور گسترده‌ای موردتوجه قرار گرفت و بر اساس نتایج این اجلاس، اهداف اساسی مبتنی بر مفهوم توسعه پایدار بدین شرح اعلام شد:

 

- تجدید حیات رشد اقتصادی

- تغییر کیفیت رشد اقتصادی

- برآورده ساختن نیازهای ضروری اولیه

- اطمینان از سطح پایداری جمعیت

- حفاظت از منابع طبیعی و ارتقاء منابع

- جهت‌گیری مجدد دانش فنی (دانش بومی)

- محیط‌زیست و تصمیم‌گیری اقتصادی

- جهت‌گیری مجدد روابط اقتصادی و بین‌المللی

- اقدام در جهت مشارکتی ساختن توسعه

 

تحصیل به زبان مادری و چند زبانی اهمیت وسیعی داشته و همچنین استفاده از زبان مادری در تحصیل و آموزش اثرات مثبتی در یادگیری طبقات مختلف اجتماعی داشته است. تحصیل به زبان مادری باعث ایجاد دیالوگ بهتر بین معلمین و دانش آموزان شده و باعث افزایش مشارکت جامعه و دسترسی باز آن‌ها به دانش جدید و تقویت قوه ادراک افراد می‌شود. آن همچنین می‌تواند کلیدی برای تقویت اعتمادبه‌نفس افراد یادگیرنده و افزایش حس تعلق به هویت خویش شده و به یادگیری در مقیاس وسیع منتهی می‌شود که برای توسعه فردی و اجتماعی آنان ضروری می‌باشد. همچنین کودکانی که از پیش‌دبستانی به زبان مادری خود تحصیل می‌کنند، قدرت یادگیری بالاتری دارند.

 

به‌طور خلاصه برای ترویج توسعه پایدار در جهان و تمامی طبقات اجتماعی جوامع کودکان و تمامی شهروندان بایستی حق دسترسی تحصیل به زبان مادری خود را همانند سایر زبان‌ها داشته باشند.

 

تلاش‌هایی که برای توسعه پایدار جوامع صورت می‌گیرد بایستی موانع ژئوپلیتیکی، تحصیلی و زبانی را برچیند که این موانع باعث تضعیف جوامع بشری می‌شوند. در توسعه پایدار زبان نه‌تنها یک وسیله ارتباطی است بلکه عنصر اصلی هویت بوده و ارتباط این دو گسست ناپذیر است. بنابراین تلاش‌های زبانی آگاهانه برای ارتباط چندجانبه و انتشار اطلاعات در زبان مختص به آن مناطق نقش حیاتی را در اجرا و موفقیت‌آمیز بودن اهداف توسعه پایدار بازی می‌کنند.

 

برای افزایش آگاهی زبانی رسانه‌هایی که به زبان مادری برنامه پخش می‌کنند نقش مهمی را ایفا می‌کنند. یکی از توابع کلیدی که توسط محققان به اثبات رسیده است ارتباط‌جمعی ایجادشده توسط مدیا برای انتقال فرهنگی است. رسانه‌ها در انتقال هنجارها، قواعد و ارزش‌های اجتماعی نقش مهمی بازی می‌کنند. این عمل رسانه‌ها همان نقش آموزشی رسانه‌های ارتباط‌جمعی است. دولت جمهوری اسلامی ایران به همین منظور از ایجاد رسانه های مستقل به زبان مادری ملل غیر فارس ممانعت به عمل می آورد.

 

تحمیل یک‌زبان بر مردمان بومی آن مناطق در عصر حاضر آن منطقه را از رسیدن به توسعه پایدار بازمی‌دارد. به‌عنوان نمونه ژاپن و کره جنوبی زبان بومی خود را برای تحصیل و آموزش برگزیدند و در حال حاضر جزء پیشرفته‌ترین کشورهای جهان هستند. بسیاری از کشورهای اروپایی هم سیاست‌های زبانی همانند ژاپن و کره جنوبی رادارند و روزبه‌روز پیشرفت می‌کنند. در برخی کشورهای آفریقایی زبان انگلیسی‌زبان رسمی است ولی شاخص‌های توسعه از عقب‌ماندگی روزافزون این کشورها حکایت دارد. البته تأثیر سایر مؤلفه‌هایی نظیر تاریخ، سرمایه اجتماعی، کیفیت علمی و آگاهی ساکنان مناطق در آن بی‌تأثیر نیست.

 

آموزش زبان مادری کلیدی برای باز کردن قفل آموزش، پیشرفت و توسعه برای همه انسان‌هاست. بااین‌حال نظام آموزش ایران این واقعیت چندزبانه بودن مردم ایران را نادیده گرفته و به آموزش زبان‌های مادری غیرفارسی به دیده تهدید می‌نگرد که در نظر مقامات حاکمیت ایران تحصیل به این زبان‌ها مخل امنیت ملی است. درواقع آن‌ها از این نگران‌اند که تحصیل و ارتقای این زبان‌ها برای ده‌ها میلیون غیرفارس موقعیت زبان فارسی را در جامعه تضعیف کرده و از توسعه و تحمیل آن جلوگیری می‌نماید.

 

گرین، متخصص سوئدی اقتصاد آموزش یکی از پژوهشگرانی که حاصل مطالعات او در جوامع مختلف، ده‌ها مقاله و کتاب است نشان می‌دهد که توجه به تفاوت‌های زبانی و نگاه به صحبت کنندگان در زبان‌های مختلف نه به‌عنوان "بی ‌سوادانی" که نیاز به "تصحیح" شدن فرهنگی دارند بلکه به‌عنوان منابع قابل‌احترام انسانی، همواره به توسعه‌ی اقتصادی در راستای احترام متقابل شهروندان کمک کرده‌ است.

 

ممانعت و عدم توجه به تحصیل به زبان‌های مادری ملل غیرفارس در ایران یکی از عواملی است این مناطق را از رسیدن به توسعه پایدار اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بازداشته است. سیاست‌های تبعیض‌آمیز زبانی دولت جمهوری اسلامی ایران و در مقابل اهمیت ویژه به زبان فارسی و توسعه اقتصادی مناطق فارس نشین مرکزی باعث مهاجرت گسترده شهروندان عادی و متخصصان غیرفارس به این مناطق شده و به آسمیلاسیون منفی آنان در داخل فرهنگ، زبان و هویت فارسی دامن زده است.

 

درزمانی که جهان در سراشیبی ناسیونالیسم و هویت طلبی قرارگرفته است، بی‌عملی و ندیدن مشکلی که انکار و نپرداختن به آن درنهایت گرایش‌های ناسیونالیستی و استقلال‌طلبی سایر ملل را تقویت می‌کند، بدترین انتخاب ممکن است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ایران همین انکار و ندیدن را برگزیده است چنان‌که در جهان معاصر، ایران یکی از نابسامان‌ترین شرایط را در آموزش چندزبانه داشته و در آینده با استقلال ملل غیرفارس در صورت تداوم وضعیت نابسامان موجود از این کشور مواجه خواهد شد.

 

جمهوری اسلامی ایران تنوع قومی و زبانی در کشور را تهدیدی برای موجودیت حکومت، امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور قلمداد می‌کند. مدافعان حقوق زبانی و فعالین مدنی منسوب به اقوام ایرانی هم با اتهامات واهی نظیر تجزیه‌طلبی، اقدام علیه امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام از طرف ارگان‌های امنیتی و قضایی حکومت جمهوری اسلامی روبرو شده، مجازات می‌شوند. امروزه صحبت کردن از زبان مادری اقوام ایرانی تجزیه‌طلبی تلقی می‌شود که در قوانین ایران اشد مجازات برای آن در نظر گرفته‌شده است. در حال حاضر بخش اعظم زندانیان سیاسی مربوط به قومیت‌های مختلف در ایران را مدافعان حقوق اقوام که یکی از آن حق تحصیل به زبان مادری می‌باشد، تشکیل می‌دهند.

 

ماده ۲۷ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶، ماده ۳۰ کنوانسیون حقوق کودک مصوب ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹ مجمع عمومی سازمان ملل متحد، مواد مختلف ازجمله بندهای ۳ و ۴ ماده ۴ اعلامیه حقوق افراد متعلق به اقلیت‌های قومی، ملی، مذهبی و زبانی اعلامیه مصوب ۱۸ دسامبر ۱۹۹۲ مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق زبانی مصوب سال ۱۹۹۶ در ۵۲ ماده مبسوط تهیه و تدوین‌شده است که در آن تمامی جزئیات مربوط به حمایت از زبان قومیت‌ها و تکالیف دولت‌ها در این خصوص قید گردیده است، بندهای سه‌گانه منشور زبان مادری مصوب سال ۱۹۹۶ یونسکو در مورد حق تحصیل به زبان مادری و تکلیف دولت‌ها در قبال آن می‌باشند. تاکنون به مفاد هیچ‌کدام از این معاهدات بین‌المللی در مورد زبان مادری عمل نشده بلکه سیاست‌ها و برنامه‌های حکومت ایران بر ضد این معاهدات و تفاهم‌نامه‌ها بوده است.

 

بر طبق قوانین و کنوانسیون‌های حقوق بشری آموزش چندزبانه در رابطه‌ی تنگاتنگ با آموزش‌وپرورش منتقدانه، مبارزه با نژادپرستی و تحقق عدالت اجتماعی‌ است. در حال حاضر فعالیت‌هایی برای تحصیل به زبان مادری در بین ملل غیرفارس ساکن در ایران جریان دارد. باگذشت زمان درنتیجه این فعالیت‌های مسالمت‌آمیز بر میزان آگاهی ملل غیرفارس در این زمینه افزوده می‌شود. علیرغم وجود این فعالیت‌ها گروه‌های به‌اصطلاح در ظاهر روشنفکری و مدنی فارس در تقابل با این فعالیت‌های مدنی قرارگرفته و بااحساس نژادپرستانه‌ای که دارند با آن مخالفت می‌کنند. این تقابل واگرایی را در بین اتنیک غالب فارس و اتنیک های تحت ستم غیرفارس تقویت کرده و بر عمیق‌تر شدن شکاف‌ها دامن زده است. این اختلافات ناشی از عدم تحمل گروه‌های منسوب به اتنیک غالب و توطئه‌ها و تبلیغات سوء آنان برای تضعیف جنبش‌های ملی مربوط به سایر ملل از رسیدن جامعه چندملیتی، چند فرهنگی و چند زبانی ایران به یک کشور دموکراتیک مطابق با استانداردهای امروزی با تغییر رژیم توتالیتر و نژادپرست کنونی را غیرممکن ساخته و در آینده با ادامه روند کنونی، روبرو شدن ایران با بحران استقلال سایر ملل غیرفارس اجتناب‌ناپذیر بوده و دور از انتظار نیست.

 

ائلچین حاتمی

گوناز تی وی

 


بیشتر بخوانید

بیشتر بخوانید