عدم تقسیم کابینه دوازدهم با ترک ها و انحلال فراکسیون ترک بیانگر چیست؟!

عدم تقسیم کابینه دوازدهم با ترک ها و انحلال فراکسیون ترک بیانگر چیست؟!

آمار دقیقی از جمعیت ترک‌ها در ایران در منطقه جغرافیایی موسوم به ایران مشخص نیست. زیرا دولت ایران تاکنون اجازه آمارگیری توسط سازمان‌های مستقل و بی‌طرف را بر اساس ترکیب اتنیکی نداده است. بیشتر ارقام‌های موجود بر اساس تخمین بوده و دقیق نیست. ولی با نگاه به مؤلفه‌های دیگر مانند تعداد نمایندگان ترک، جمعیت مناطق مختلف می‌توان به‌طور تقریبی جمعیت ترک‌ها را تخمین زد. در کل بسیاری از منابع خبری و گزارشات جمعیت ترک‌ها را در ایران حدود 40 درصد جمعیت کشور اعلام می‌کنند. درحالی‌که آمار واقعی ممکن است بیشتر از این میزان باشد.

 

از زمان رضا پهلوی تاکنون ترک‌ها نسل‌کشی فرهنگی و هویتی می‌شوند. تمامی ارگان‌های دولتی ایران برای یکسان‌سازی فرهنگی، زبانی و هویتی ترک‌ها و سایر غیر فارس‌ها در داخل اتنیک فارس یعنی فارسیزه کردن آنان بسیج شده‌اند. در حقیقت استعمار و چپاول تمامی ثروت‌های مادی و معنوی سایر اتنیک های غیر فارس به‌ویژه ترک‌ها توسط دولت فارس محور جریان دارد. اثرات این ستم دولتی و ملی بر روی ترک‌ها به علت داشتن مذهب مشترک با فارس‌ها تاکنون شدیدتر از بقیه اتنیک ها بوده است.

 

فعالیت روشنفکران، فعالان ملی و مدنی که در جنبشی تحت عنوان "حرکت ملی آذربایجان جنوبی" که از اویل دهه 90 قرن بیستم در جهت احیای هویت، زبان و فرهنگ ترک‌ها در ایران به‌ویژه مناطق آذربایجان جنوبی خوابی را که پان ایرانیست های حکومتی و اجتماعی برای محو ترک‌ها دیده بودند، بدون تعبیر نمود.

 

تقسیم قدرت یعنی اینکه همه قشرها بتوانند در آن مشارکت کرده و سهیم شوند. در زمان سلطنت پهلوی و تاریخ حکومت جمهوری اسلامی ایران ما مشاهده می‌کنیم که همواره فارس‌ها در رأس قدرت بوده اکثریت پست‌های کلیدی نهادها و ارگان‌های دولتی را اشغال کرده‌اند. سیاست‌ها و طرح‌های کلان برای استثمار غیر فارس‌ها با اتکا به قوه نظامی و ارگان‌های امنیتی توسط این افراد پی‌ریزی شده و اجرا گردیده است.

 

از بدو تشکیل حکومت جمهوری اسلامی ایران بسیاری از دولت‌ها جهت تنویر افکار عموی در جوامع ترک در ایران چند تا وزیر از ترک‌ها انتخاب می‌کردند تا نشان بدهند که ما وزیر ترک هم داریم تا اینکه جای سؤالی برای این مسئله باقی نگذارند. این یک شیوه استعماری نوین است که برخی افراد را مطابق ایدئولوژی استعماری حاکم پرورش می‌دهند و در جهت خدمت به اهداف و سیاست‌های استعماری خود به کار می‌گیرند. ترک‌هایی که تاکنون برای مناصب حکومتی تعیین‌شده‌اند از این قاعده مستثنی نبوده و خادم منافع استعماری فارس‌ها بوده‌اند.

 

با نگاه به دولت یازدهم و دوازدهم مشاهده می‌شود که تعداد وزرای ترک نسبت به دولت‌های قبل روند کاهشی شدید به خود گرفته است. درحالی‌که در کابینه دوازدهم که به مجلس نمایندگان ایران معرفی‌شده است تنها یک نفر زنجانی دیده می‌شود که هویت اتنیکی وی معلوم نیست و وزیر کشور هم فقط مادرش ترک بوده و متولد شهر شیروان خراسان شمالی است.

 

با نگاه به ترکیب اتنیکی ایران و قاعده کلی تقسیم قدرت بایستی بیش از یک‌سوم وزرا از ترک‌ها انتخاب می‌شد که حتی یک نفر هم تعیین نشده و اعتراض برخی نمایندگآن‌هم دراین‌باره نتیجه‌ای نداشته است.

 

فشار حکومت ایران برای انحلال فراکسیون مناطق ترک‌نشین مجلس ایران که با دستور سری علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران که تهدید کرده بود، بساط این فراکسیون باید برچیده شود و عدم تعیین وزیر ترک در کابینه جدید نشان داد که سیاست و مواضع حکومت‌گران اعم از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان در قبال ترک‌ها یکسان بوده و تغییری در تفکرات پان فارسیستی آنان دیده نمی‌شود. آنآن‌همواره به واژه ترک حساس بوده و آن را تهدیدی برای موجودیت هویت فارسی در ایران می‌بینند و نگاه امنیتی به واژه ترک‌دارند و به‌جای آن‌همواره از کلمه جعلی آذری استفاده می‌کنند.

 

سیاست‌های استعماری دولت فارس محور ایران که قبلاً علنی نبود و بیشتر بر استثمار ذهن‌ها و عقل و شعور مردم استوار بود و این مسئله تا حدودی از علنی شدن آن جلوگیری می‌کرد و وقتی دراین‌باره سؤال می‌شد، همه می‌گفتند که چند تا وزیر ترک در کابینه موجود است، دیگر از قدرت چه می‌خواهید و در کنار آن‌هم سایر موقعیت‌های اجتماعی ترک‌ها هم به آن اضافه می‌شد و در سراسر جامعه انتشار می‌یافت. به‌عنوان نمونه می‌گفتند که همه بازار تهران دست ترک‌هاست و یا قهرمانان ورزشی بیشترشان ترک هستند. آنان می‌خواستند با این تبلیغات فریبنده اقشار مختلف ترک را از هویت و فرهنگ خود بگسلند و تا اینکه بتوانند آنان در برابر سیاست‌های استعماری خود به سکوت وادارند.

 

حسن روحانی با عملکرد و وعده‌های دروغین خود استعمار دولت فارس محور را بر سایر اتنیک ها و ملل غیر فارس را علنی کرده است. پس بااین‌وجود وی و رهبر جمهوری اسلامی ایران مخلان اصلی امنیت و ثبات ملی هستند که جهت دور کردن اتهامات از خود دیگران را به آن متهم می‌کنند. این پان فارس‌ها به‌جای تغییر در رویه و سیاست‌های خود و احترام به‌حقوق سایر اتنیک های غیر فارس آنان را به حاشیه رانده و از قدرت دور می‌کنند. این اقدام آنان را می‌توان به فال نیک گرفت. تشدید واگرایی اتنیک های غیر فارس با فارس‌ها می‌تواند در بیداری آنان نقش مهمی بازی نماید. این مسئله به‌نوبه خود می‌تواند آنان را جهت رسیدن به‌حق تعیین سرنوشت خودیاری نماید.

 

دولت دوازدهم و رهبر جمهوری اسلامی ایران با این اقدامات خود نشان دادند که با تمام و کمال در خدمت ایدئولوژی پان فارسیسم هستند. همچنین این مسئله بیانگر تغییر و عزم جدی برای تشدید سیاست‌های استعماری علیه اتنیک های غیر فارس به‌ویژه ترک‌ها در دولتمردان فارس به‌ویژه علی خامنه‌ای و حسن روحانی است که در رأس قدرت قرار دارند. بااین‌وجود می‌توان با مهیا شدن سایر شرایط آینده خوشایندی را در جهت بسیج اتنیک های غیر فارس علیه سلطه و استعمار فارس‌ها ترسیم کرد. تحت چنین شرایطی سقوط هژمونی ایرانیت با محوریت فرهنگ، هویت و زبان فارسی امکان‌پذیر بوده و استقلال سیاسی و اقتصادی سایر اتنیک های غیر فارس با تکیه‌بر قوانین بین‌المللی حقوق بشر و حق تعیین سرنوشت دور از تصور نیست.

 

ائلچین حاتمی

 

 


بیشتر بخوانید

بیشتر بخوانید