علل دعوای عربستان با قطر - ماشااله رزمی

علل دعوای عربستان با قطر - ماشااله رزمی

قطع رابطه عربستان سعودی ، امارات متحده عربی، مصروبحرین با امیرنشین قطر در روز5ژوئن 2017 ودرادامه اولتیماتوم ده روزه آنان در 22 ژوئن بحران حادی را بین امیر نشین های جنوب خلیج فارس بوجود آورد که تا بحال سابقه نداشته است.

 

 اولتیماتوم دارای سیزده بند بود اما خواست های اصلی کشورهای تحریم کننده قطر پایان دادن به حمایت قطر ازاخوان المسلمین، کاهش روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران ، بستن شبکه تلویزیونی الجزیره وبرچیدن پایگاه نظامی ترکیه درقطر بوده. بحران منطقه ای شده است اما چرایی پیدایش این بحران نشان از دگردیسی سیاسی، ایدیولوژیک و دموگرافیک دراین امیرنشین ها دارد.

 

یک ماه بعد ازشروع محاصره زمینی ،دریائی وهوائی قطر، چهارکشورتحریم کننده قطر طی نشستی در قاهره ، اولتیماتوم سیزده گانه را باین خاطرکه قطر آنهارا رد کرده است لغونمودند وضمن ادامه دادن تحریم ها گفتند که تصمیمات جدیدی علیه قطراتخاذ خواهند کرد . لغواولتیماتوم ازیک طرف بمعنی غیرعملی بودن شروط گذاشته شده درآن و ازطرف دیگر تحت فشارکشورهای اروپائی بوده است که منافعی درهردوطرف دارند ونمی خواهند شورای همکاری های خلیج از بین برود واینهمه البته آماتوریسم سیاستمداران عربستان ودنباله روانش را ثابت می کند.

 

همه این امیرنشین ها ازیک بیماری خجالت آوررنج می برند . تمامی این دولت ـ شهر ها دارای ثروت زیاد و جمعیت کم می باشند و مانند یک هرم وارونه درحالت تعادل ناپایدار بسر می برند. قبل از خروج انگلستان درسال 1971 از منطقه ودادن استقلال به امیرنشین ها، شیوخ منطقه بصورت سنتی دراین وادی ها حاکم بودند ومردمان بومی نیزازراه ماهیگیری وصید مروارید زندگی می کردند . بهره برد اری از نفت و گاز بعد ازاستقلا ل سیمای امیر نشین ها را دگرگون ساخت و بعد از انقلاب اسلامی در ایران ومحاصره اقتصادی شدن ایران ، امیرنشین ها تبدیل به بنادر ورود وخروج کالا به ایران شدند وسرمایه ها ی خارجی و حتی سرمایه های ایرانی درآنجاها متمرکز شدند و بر ثروت امیرنشین ها افزودند. یک بارمحمود احمدی نژاد گفته بود این امیرنشین ها کشورنیستند و پمپ بنزین هستند .

 

غیرازعربستان سعودی، جمعیت هریک ازامیرنشین ها هنگام استقلال ازچند صد هزارنفر تجاوزنمی کردوبعد ازاستقلال ثروت هنگفت نفت و گازو تجارت آنها درانحصارافراد قبیله حاکم بود . آنان می بایست دولت تشکیل می دادند و جامعه را بصورت امروزی اداره می کردند ولی جمعیت کم بود و نیروی لازم برای اداره امور وجود نداشت . برای اداره جامعه سیاست واردات نیروی انسانی را اتخاذ کردند . وارد کردن کادروکارگرخارجی موقت امتیازکشورهای پرجمعیت را داشت بدون مشکلاتی که جمعیت برای دولت ها ایجاد می کند . کادرهای آموزشی ، بهداشتی ، اداری ، اقتصادی و انتظامی از مصر و سوریه و اردوگاههای فلسطینی و کارگران وخدمتکاران ازهند وپاکستان استخدام شدند اما برای اینکه صاحب ریشه وحق تملک نشوند ، مدت استخدام محدود بود و مرتب تعویض نیرو انجام می گرفت . خارجی ها که اکثریت جمعیت امیرنشین ها را تشکیل می دهند از حقوق شهروندی برخوردار نیستند و حق اعتراض و اعتصاب ندارند .بعنوان مثال قطر دو میلیون نفر جمعیت دارد ولی تنها ده درصد جمعیت آنجا بومی شبه جزیره قطرو دارای ملیت قطرهستند و بقیه کارگران و کارمندان موقت خارجی می باشند که بصورت قرارداد موقت بکارگمارده شده اند.

 

انقلاب اسلامی درایران امیرنشین ها را نگران کرد آنان از آینده خود بیمناک شدند و به چاره اندیشی پرداختند. مشکلات امروزی امیرنشین ها ناشی ازاقداماتی حساب نشده ای است که آنان برای جلوگیری ازسرایت انقلاب اسلامی ایران به جوامع خودشان انجام دادند ودروحله اول برای محافظت ازخود با توصیه حامیان خارجی درسال 1981« شورای همکاری های خلیج » را تشکیل دادند وهمه آنان و در راس همه عربستان سعودی برای جلوگیری از سرایت انقلابیگری شیعه ایرانی درمیان مسلمانان وایجاد خاکریز ایدئولوژیک سنی درمقابل شیعه، ترویج سلفی گری سنی را به سیاست رسمی خود تبدیل کردند ومیلیاردها ازدولارهای نفتی را درسراسر جهان خرج ترویج اسلام سلفی به رادیکال ترین شکل آن نمودند.

 

درسه دهه آخرقرن بیستم وضعیت موجود درامیر نشین ها بخاطر نبود شهروند دارای حقوق ازنظر سیاسی ایدآل بنظر می رسید . سلفی گری سنی که به ایئولوژی رسمی درامیر نشین ها تبدیل شده بود مشروعیت حکام را تامین می کرد و کشورهای غربی هم بخاطر نفت و گاز موجود دراین امیر نشین ها ، با ایجاد پایگاههای نظامی امنیت آنان را تضمین می کردند تا آنجا که در شهرهای جنوبی ایران رفاه وامنیت شیخ نشین ها ضرب المثل شده بود و به شرایط ایده آل می گفتند «کویت است».

 

درتمام امیرنشین ها پایگاههای نظامی آمریکائی ، انگلیسی وفرانسوی مستقرشده است. بعد ازحمله صدام حسین به کویت ،دادن پایگاه نظامی به غربی ها رایج تر شد و غربی ها نیزازاین وضعیت حد اکثراستفاده راکردند و تا آنجا که می توانستند اسلحه به شیوخ امیرنشین ها فروختند.اما دیری نگذشت که شرایط غیرطبیعی موجود نوعی رادیکالیسم شیک واشرافی درهمه امیرنشین ها بوجود آورد.کادرهایی که ازمصر،سوریه وعراق استخدام می شدند عموما افراد سیاسی وازاعضاء اخوان المسلمین بودند که درکشور خود سرکوب و زندانی شد ه بودند آنان. بشدت ضد امپریالیست و طرفداروحدت اسلامی علیه کشورهای غربی بودندوفلسطینی ها نیزدرآرزوی انقلاب سراسری درمنطقه می سوختند تا ازاین طریق سرزمین اشغال شده شان آزاد گردد.رفتارمهاجران بررفتارحکام تاثیرمی گذاشت وحکام می خواستند نه تنها کارفرما بلکه رهبرسیاسی مهاجران نیز بشوند.

 

نظیرآنچه که قبلا درکشورهای غربی رخ داده و می دهد یعنی دردانشگاههای آمریکا مائوئیست های دوآتشه ضد امپریالیست پیدا می شود و یا جوانان خانواده های مرفه فرانسوی که کاستریست می شدند ودرسودای انقلاب جهانی جان خود را در جنگل های دورافتاده آمریکای لاتین ازدست می دادند ، درامیرنشین ها نیزبعضی از شاهزاده ها ی ثروتمند خواهان تحقق رویای انقلاب جهانی البته با خوانش اسلامی شدند .

 

 آمریکا تضمین کننده اصلی امنیت امیرنشین ها بود درعین حال گروهی از شاهزادگان بعد از شکست اتحاد شوروی درافغانستان بفکر نابودی سلطه آمریکا برجهان افتادند.اسامه بن لادن وهمراهان اولیه اش همگی ازشاهزادگان میلیاردرسعودی بودند واسامه بن لادن های زیادی نیزدرامیرنشین ها ی دیگرپیدا شدند که اگر خود سلاح دردست نگرفتند درعوض ثروت های افسانه ای خود را درخدمت رویای بازیابی قرون طلائی اسلام و انقلاب جهانی اسلام سلفی گذاشتند.

 

درسال 1996 قطریک گام بلند درترویج اسلام سیاسی ازنوع اخوانی آن بر داشت که عبارت بود ازتاسیس شبکه تلویزیونی«الجزیره». شیخ حامدامیروقت قطرهنگام تاسیس الجزیره گفته بود که قطر می خواهد آن چیزی را به خلق های عرب بدهد که هرگز نداشته اند یعنی «حق آزادی بیان». بیست و یک سال بعد ازتاسیس تلویزیون الجزیره، امروز قطربدون شبکه الجزیره معنی ندارد.

 

تاسیس این تلویزیون زلزله عظیمی درکشورهای عربی ایجاد کرد همه نظریات وعقاید مختلف دردنیا بویژه درجهان عرب درتلویزیون الجزیره منعکس می گردد ازدولت مردان اسرائیلی گرفته تا رهبران طالبان افغانستان درالجزیره حرف می زنند ومخالفان حکومت های کشورهای عربی مردم رابه قیام وانقلاب علیه حکام غیرمنتخب خودشان فرامی خوانند . تکانهای زلزله شبکه الجزیره درعربستان سعودی شدید ترازامیرنشین های پیرامون عربستان بوده است زیرا درهمان زمان جمعیت عربستان ازمرزبیست میلیون نفرمی گذرد قبل ازآنزمان عربستان یک کشوروسیع باصحراهای غیرمسکون بوداما اکنون جمعیت بیست میلیونی تهییج شده باسلفی گری سنی وسیاسی شده توسط تبلیغات اخوان المسلمین مصری خطرجدی برای حکام وهابی ریاض محسوب می شد ، بویژه که ضمن افزایش ولخرجی های شاهزادگان درآمد نفت نیزکاهش می یافت و دوران آرامش وسکوت درجزیره العرب به پایان می رسید .

 

 بخشی قابل توجه ازجمعیت بیست وشش میلیونی عربستان فقیرومستعد سیاسی شدن هستند ومی توانند شورش وانقلاب بکنند . کسانی که برای دریافت سیصددولارحقوق ماهانه حاضرند وارد صفوف گروههای جهادی بشوند که توسط ثروتمندان  کشورخودشان سازماندهی شد ه اند .

 

بعد ازحمله مسلحانه یک گروه سلفی افراطی به کعبه ،رفتار سیاسی عربستان تغییرمی کند .عربستان می کوشد نارضایتی های داخلی مخصوصا درمناطق شیعه نشین را ناشی از تحریکات جمهوری اسلامی ایران معرفی نماید و دخالت های ایران را آگراندیسمان می کند ولی دشمن درخانه است وحکومت چاره ای غیرازسرکوبی جامعه خودی ندارد.اکنون استثناء جزیره العرب به پایان رسیده است و حکومت عربستان مانند سایرحکومت های خاورمیانه که ازدهه پنجاه میلادی همیشه درحال جنگ با جامعه خود ی بودند با جامعه خود وارد نبرد می شود. استحاله معکوس ویا دگردیسی حکومت عربستان انجام می گیرد وحکومت ازسلطنتی محافظه کارسنتی به دیکتاتوری نظامی گذرمی کند .

 

حکام عربستان می خواهند صحرای سیاسی درشبه جزیره عربستان ایجاد بکنند ،آنان می کوشند نظرخودشان را به دولت ـ شهرهای پیرامون عربستان دیکته بکنند تا حکومت مطلقه برکشور و رهبری جهان اسلام را حفظ بکنند . عربستان نمی تواند تحمل بکند که امیر نشین کوچک قطر ، افکار اعراب و مسلمانان سنی را علیه سیاستهای عربستان تغییر دهد .خرید میلیارد ها دولار اسلحه درهمین رابطه معنی پیدا می کند .عربستان رهبری ائتلاف عربی درحمله به یمن وتحریم قطر را بعهده دارد. عربستان قطر را به حمایت از تروریسم متهم می کند که مصداق ضرب المثل «دیگ به دیگ می گوید رویت سیاه است»می باشد.بعنوان نمونه در بحبوحه بحران قطر وعربستان،بنیادمعتبر«چاتام هاوس » که درباره فعالیت جمعیت های اسلامی موجود درانگلستان تحقیق کرده اعلام می کند که عربستان ازگروههای اسلامی تروریستی حمایت می کند.

 

امروز دولت دونالد ترامپ از عربستان حمایت همه جانبه می کند ولی در سال 2003 هنگامی که آمریکا قصد حمله به عراق را داشت ازعربستان خواست که خاک عربستان رادراختیارامریکا بگذارد تا ازآنجاحمله به عراق صورت بگیرد ولی عربستان سعودی بخاطر ترس ازمخالفت های داخلی حاضر نشد پیشنهاد آمریکا را بپذیرد. بعد ازآن بودکه قطر قبول کرد که مرکزفرماندهی نظامی آمریکا درخاورمیانه وآسیای مرکزی درقطرمستقر بشود .قطرحتی هزینه ایجاد تاسیسات این پایگاه بزرگ را نیز خود تقبل نمود. عربستان و قطر در جلب حمایت های آمریکا نیز با هم رقابت دارند.

 

سال گذشته رهبرجمهوری اسلامی ایران درانتقاد ازرفتارسیاسی عربستان سعودی ،گفت که درگذشته حکام عربستان دارای نرمش در مواضع خود بودند اماحالا افراطی رفتارمی کنند .

 

بعیداست که مشاوران رهبرجمهوری اسلامی ریشه های جامعه شناختی تغییر رفتارحکام عربستان را دریافته باشند اما واقعیت اینست که عربستان با عمده کردن خطر ایران و وارد جنگ نیابتی شدن با ایران درسوریه وبا بمباران مداوم مردم بی دفاع  یمن ، غیر مستقیم با جامعه خود می جنگد .

 

 محمد بن سلمان، ولیعهد ، وزیردفاع ومرد قدرتمند عربستان سه دشمن جدی داخلی دارد . دروحله اول جنگ قدرت شدید است و شاهزادگان دیگر با اختیارات نامحدود او مخالفت می کنند چون وی با پایمال کردن حقوق شاهزادگان دیگر درجایگاه قدرت فعلی قرار گرفته است .درثانی جمعیت بومی مناطق نفت خیزعربستان اغلب شیعه هستند و با سیاستهای وهابی علیه شیعه ها نه تنها مخالف هستند بلکه عملا با حکومت وارد جنگ شده اند و ثالثا وهابیون افراطی حکومت ال سعود را بخاطر وابستگی آن به آمریکا غیرمشروع می دانندوقصد سرنگونی حکومت آل سعود را دارند. بهمین خاطراست که محمد بن سلمان برطبل جنگ با ایران می کوبد چون فکرمی کند باین طریق وحدت نظربین خود ومخالفانش در داخل ایجاد میکند .

 

بهارعربی دگردیسی وتغییررفتارعربستان سعودی را تسریع کرد . عربستان که قبل از آن با حکومت های نظامی درمصرو سوریه و عراق مخالفت می کرد ، با شروع بهارعربی  حامی حکومت های دیکتاتوری نظامی برای سرکوبی پوپولیسم اسلامی شد وبه ژنرال های مصری کمک کرد تا حکومت اسلامی اخوان المسلمین درمصرراسرنگون بکنند.

 

ازاین پس رویاروئی عربستان با قطراجتناب ناپذیر بود زیرا قطر ازاخوان المسلمین حمایت می کردوعربستان ،اخوان المسلمین رابزرگترین خطربرای حاکمیت آل سعود برعربستان می دید . عربستان در تبلیغات خود قطر را مستعمره اخوان المسلمین معرفی می کند.

 

اختلافات عربستان با قطردرمیان مسلمانان مقیم اروپا نیزمنعکس گردیده . اکثرمساجد و مدارس بزرگ اسلامی درکشورهای اروپائی توسط عربستان تاسیس شده اند ولی این مراکز اسلامی عموما بوسیله امامان ومبلغین وابسته به اخوان المسلمین اداره می شوند و خود عربستان کادرلازم برای اداره این مراکز نداشته وندارد بدیگرسخن سرمایه گذاری عربستان موجب تقویت اخوان المسلمین دراروپا وبضررسیاست رسمی عربستان تمام شده است . بعنوان مثال ازاول ژوئیه 2017 یک تاجر ترک ازاعضاء حزب عدالت و توسعه ترکیه بنام «احمد اوغراش»که از نزدیکان رجب طیب اردوغان رئیس جمهورترکیه است به رهبری اتحادیه سراسری مسلمانان فرانسه برگزیده شده است . انتخاب وی با حمایت های انجمن های اسلامی وابسته به اخوان المسلمین امکان پذیر شد. یعنی اکنون پنج میلیون مسلمان فرانسوی توسط اخوان المسلمین هدایت می شوند.اخوان المسلمین که تحت فشارهای عربستان سعودی درکشورهای عربی سرکوب می شوند ، طی سال های اخیر، در روسیه ، ترکیه واروپا نفوذ خود را چند برابرکرده اند.

 

رقابت طرفداران عربستان با طرفداران قطرکه ازطریق تشکل های اخوان المسلمین و گروههای سلفی انجام می گیرد تااندازه ای شبیه اختلافات اصلاح طلبان واصولگرایان درایران است . هردوازاسلام سیاسی دفاع می کنند ولی سلفی ها اخوان المسلمین رابه تسلیم شدن به صلیبیون متهم می کنند و اخوان المسلمین نیزسلفی هارابه تخریب چهره اسلام درجوامع متمدن وتقویت اسلام حراسی درمیان غیرمسلمانان متهم می سازند.

 

پیشبرد سیاستهای تهاجمی جدید و نیز مقابله با سیاستها رقیب به تغییر چهره حکام هم نیاز داشت بدینسان شاهزادگان جوان درقطر ، امارات متحده و عربستان سعودی جانشین سلاطین پیروازکارافتاده شدند تا سنت«رقص شمشیر» راکه ریشه درتاریخ اسلام دارد ، بازسازی  کنند. محمد بن زاید ولیعهد عمارات رهبر معنوی محمد بن سلمان ، ولیعهد عربستان محسوب می شود .امارات برسرجزایر تنب کوچک ، تنب بزرگ و ابوموسی با ایران اختلاف ارضی دارد وبدینجهت محمد بن سلمان را برای دشمنی با ایران تشویق می کند .

 

رانت نفتی وایدئولوژی سلفی برای نیم قرن می توانست رفاه و مشروعیت شیوخ جزیره العرب را تامین کنداما این پارانتزاکنون بسته می شود. صدوربحران بخارج پایان می یابد و جنگ با متحدین وجامعه خودی شروع می شود .

 

استفاده کنندگان مختلفی ازجنگ شیوخ جوان وجود دارند که فروشندگان اسلحه از جمله آنها می باشند بامشتریان ثروتمندی درهردو طرف دعوا اما برنده اصلی دراین میان ،دشمن مشترک امیر نشین ها یعنی جمهوری اسلامی ایران است. همچنانکه حمله امریکا به افغانستان وعراق درنهایت بنفع جمهوری اسلامی تمام شد ، متلاشی شدن شورای همکاری های خلیج براثررویاروئی اعضای آن نیزبه نفع جمهوری اسلامی ایران تمام خواهد شد زیرا این شورا اساسا ازاول برای مقابله با نفوذ جمهوری اسلامی ایران بوجود آمده است اما با پیدایش بحران فعلی اکنون این شورا دوتکه شده است دریک طرف عربستان ، امارات متحده و بحرین قرار دارند و درطرف دیگر قطر ، کویت و عمان قرار گرفته اند .

 

عربستان ومتحدانش حساب کرده بودند که قطرتحت فشارآنها روابط خود را با جمهوری اسلامی قطع خواهد کرد اما درعمل عکس آن اتفاق افتاد وقطربرای شکستن محاصره وتامین احتیاجات عمومی ،روابط خود را با جمهوری اسلامی گسترش داد تا بتواند ازبنادر و فضای ایران برای رفت وآمد وصادرات و واردات استفاده کند.

 

در یمن نیروهای قطری از جبهه ها فراخوانده شد ه اند وامارات متحده نیز فقط با القاعده یمن مقابله می کند و کاری به کار حوثی ها ندارد و عربستان عملا در جنگ تنها مانده وهیچ طرحی هم برای خروج از بن بست یمن ندارد یعنی مجموع تحولات درجنگ یمن بنفع نیروهای مورد حمایت ایران است .

 

جمهوری اسلامی ایران خوشحالی خود را ازوضعیتی که پیش آمده است پنهان نمی کند اما برای اینکه بهانه بدست عربستان وامریکا ندهد ، عملا درحمایت ازقطرسنگ تمام می گذارد ولی تبلیغات براه نمی اندازد و باصطلاح با چراغ خاموش حرکت می کند ومی کوشد با گرفتن موضع سیاسی بی طرفانه و خیرخواهانه حداکثراستفاده را ازاین اختلافات ببرد . اختلافات قطروعربستان باعث توقف جنگ درسوریه شده ومخالفان اسد که ازکمک های عربستان وقطربهره مند می شدند دربلاتکلیفی بسرمی برند و ازجنگیدن دست کشیده اند وازاین نظرنیزجمهوری اسلامی مواضع خود را درسوریه تثبیت می کند.

 

درآغازبحران سه پیش بینی برای خاتمه آن مطرح بود . احتمال اول این بودکه قطرکوتاه می آید ومساله حل می شود احتمال دوم هم کودتا بود یعنی عربستان بکمک قبیله رقیب علیه قبیله آل ثانی کودتا می کند وطرفداران خودرا روی کار می آورد واحتمال سوم هم حفظ منافع آمریکا در منطقه بود که آمریکا مستقیما دخالت می کند وطرفین را آشتی می دهد . اما هیپچ یک ازپیش بینی ها تحقق نیافت ، قطرکوتاه نیامد،عربستان نتوانست کودتا بکند وآمریکا موفق نشد طرفین را آشتی دهد . درحال حاضرمیانجیگری کویت ، ترکیه و فرانسه ادامه دارد ولی اختلافات درکوتاه مدت برطرف شدنی نیستند.

 

ماشااله رزمی، 15 ژوئیه 2017 ـ پاریس

 


بیشتر بخوانید

بیشتر بخوانید