علل فاشیستی بودن طرح “بسندگی زبان فارسی” و راههای مقابله با آن / اومود دوٌزگوٌن – بخش اول

علل فاشیستی بودن طرح “بسندگی زبان فارسی” و راههای مقابله با آن / اومود  دوٌزگوٌن – بخش اول

اول ماه مهر، آغاز سال تازه تحصیلی در ایران یادآور آغاز مهربانی‌ها و پروراندن زبان مادری کودکان فارس و آغاز تحقیرها و بریدن زبان مادری کودکان (غیرفارس)  تورک، کورد، عرب، بلوچ و تورکمن و قشقایی و… تحمیل ظالمانه زبان بیگانه فارسی به آنان است. رژیم فاشیستی اقلیت فارس، سیاستهای سرکوب زبانی در قبال ملیتهای غیرفارسی زبان در ایران را نزدیک به یکصد سال استکه به خشن ترین وجهی بکار گرفته و ابتدایی‌ترین حقوق انسانی و ملی آنها را پایمال کرده است. بدنبال بالا رفتن آگاهی ملی در مورد اهمیت حیاتی زبان مادری و همه گیر شدن اعتراضات ملل غیر فارس به ممنوعیت آموزش بزبان مادری و عدم بکارگیری رسمی آن، رژیم حاکم بجای تن دادن به مطالبات حداقلی مندرج در ماده ۱۵ قانون اساسی، همچنان اصرار به ادامه سیستم آپارتاید زبانی و نادیده گرفتن خواسته‌های حق طلبانه آنان دارد. و هر سال با طرح و برنامه جدیدی به شدت عمل خود در راستای جنوساید زبانی ملل غیر فارس در ایران میافزاید. در طول ۹۴ سال گذشته تلاش گسترده رژیمهای شاه و شیخ برای نابودی زبان و هویت ملل غیرفارس در ایران در کنار استفاده از نیروی نظامی و سرکوب سیستماتیک فرهنگی، در مقاطع مختلف طرحهای آموزشی فاشیستی را تحت پوشش فریبنده «عدالت آموزشی»! بکار گرفته است. طرحهایی چون « گذاشتن قللک جریمه در کلاس درس» و ” نگهداری و تربیت بچه‌های شیرخوار غیرفارس در خانواده‌های فارس” در دوره شاه و طرح ” بسندگی زبان فارسی” در رژیم کنونی، تنها نمونه‌های کوچکی از آنهاست که صرف نظر از میزان اجرای عملی، فشارهای روانی آن، به تنهایی میتواند ضربات و صدمات جبران ناپذیری به کودکان بزند. با وجود تشدید فشارهای فاشیستی رژیم، بعلت کلیدی بودن مسئله زبان در پلت فرم مبارزات ملی غیرفارسها، رژیم اقلیت فارس نمیتواند چون گذشته و با خیال آسوده پروژه تخریبی خود را به پیش ببرد لذا با دوگانگی عجیبی، از سویی دست به ارائه طرح فاشیستی “بسندگی زبان فارسی” و از سویی دیگر به ارائه طرح باصطلاح “تدریس زبان مادری” آنهم۲ ساعت در هفته! دست میزند تا بزعم خود با بکار بردن سیاست چماق و هویج آلوده (زبان فاذری)، واکنش آزمایی از ملت تورک آزربایجان و سایر ملل غیرفارس بکند.

در مورد طرح « بسندگی زبان فارسی» نظرات مختلفی بیان شده است. در این نوشته ضمن پرداختن به زوایای مختلف مسئله زبان در ایران، علل فاشیستی بودن طرح بسندگی زبان فارسی و مقایسه آن با نمونه‌های غرب، راهکارهای مقابله با این طرح فاشیستی و جلوگیری از قتل‌عام زبانهای مادری ملتهای غیرفارس در ایران، مخصوصاً زبان تورکی آزربایجانی را ارائه خواهم داد. یادآوری این نکته ضروری استکه طرح « بسندگی زبان فارسی» یکی از دهها طرحِ اجراییِ پروژه بزرگ یکسان‌سازی فاشیستی در ایران است که توسط ناسیونالیستهای افراطی فارس، پشت پرده سیاه ایرانیت و با استفاده از دستگاه عریض و طویل دولتی، طی نزدیک به یکصد سال استکه اعمال میشود.

 

تاریخچه مختصر از سیستم تک زبانه فارسی در ایران

اسناد تاریخی نشان میدهد که تا سقوط دولت قاجار بیش از هزار سال سیستم آموزش سنتی در ایران چند زبانه بوده است. در مقاطع مختلف زبانهای عربی، تورکی و فارسی در سطح دولتی رایج بوده و در کنار آن آموزش هیچ زبان دیگری ممنوع نبوده است. بعد از روی کار آورده شدن رضاخان توسط دولت انگلیس، سیاست یکسان‌سازی فارسی- آریایی برگرفته از ایدئولوژی نازیسم در دستور کار رژیم رضاخان و دولت “محمدعلی فروغی” که خود از پایه گذاران تفکر راسیستی- شوونیستی فارس بود قرار گرفت. برای عملی کردن شعار یک مملکت، یک ملت، یک زبان و یک هویت در یک امپراطوری چند مملکتی(ممالک محروسه قاجار) و چند ملیتی، چند هویتی و چند زبانی، نیاز به هویت زدایی از ملل غیرفارس بود. در گام اول برای هویت زدایی، دولت دست روی زبان گذاشت. زبان ملیتهای غیر فارس را بکلی ممنوع اعلام کرد و زبان فارسی را عملاً رسمی و اجباری کرد. سیستم تک زبانه فارسی را جایگزین سیستم چند زبانه (عربی، تورکی،فارسی) کرد. این سیستم با همه گیر شدن آموزش همگانی در تمام لایه‌های اجتماعی، زبان فارسی را بتدریج در میان خانواده‌های غیرفارس بصورت سم خطرناک تزریق کرد تا کمر به قتل زبان مادری شان، حتی در درون خانواده هم بزند.

 

کپی برداری غلط از الگوهای مترقی غرب در ایران

یکی از بدبختیهای کشورهای جهان سوم، کپی برداری غلط از الگوهای مترقی غرب است. از جمله انتخاب یک سیستم آموزشی مناسب از بین سه سیستم « تک زبانه، دو زبانه و چند زبانه » که مناسب ترین سیستم برای ایران بخاطر چند ملیتی و چند زبانی بودن، “سیستم چند زبانه” است. اما بدلایل نژاد پرستانه سیستم تک زبانه را انتخاب و پیاده کرده اند. کپی برداریهای غلط و زیانبار دیگری نیز در زمینه های مختلف آموزش و پرورش صورت گرفته است. یکی از تازه ترین این کپی ها همین تست بسندگی زبان است که در کشورهای مترقی یک امر “متعارف” در جهت کمک به دانش آموزان و قراردادن نسبی دانش آموزان هم سطح، در یک کلاس میباشد.  این نوع تست و ارزیابی مفید «تست بسندگی زبان خودی» صرفاً برای دانش آموزان همزبان با سیستم آموزش بزبان مادری خود است. برای دانش آموزان سایر ملیتها که زبان مادری متفاوتی با زبان آموزشی دارند تست بسندگی زبان بیگانه گرفته نمیشود بجای آن از سیستم آموزشی دو زبانه مجزا استفاده میشود.

 

نمونه‌های آمریکا و کانادا

بخاطر غیر متمرکز بودن سیستم آموزشی در آمریکا و کانادا (در هر ایالت، شهر و ناحیه)، مدارس تک زبانه و دو زبانه دولتی و خصوصی با سطح اعتبار مختلف و ” تحصیل در خانه “ی مورد تایید سیستم آموزشی وجود دارد. انتخاب نوع مدرسه یکی از دغدغه‌های مهم والدین آمریکایی و کانادایی برای تحصیل فرزندانشان است. جای شگفتی است که در آمریکا با وجود منتالیتی ابرقدرتی و جهانشمول بودن زبان انگلیسی، بخشی از والدین انگلیسی زبان با آینده نگری خاص خود ترجیح میدهند که بچه هایشان دو زبانه تحصیل کنند. مثلاً بیش از ۱۰ درصد دانش آموزان مدارس دولتی”ایالت یوتا ” در یک برنامه مخلوط دوگانه (دو زبانه) شرکت می‌کنند که در آن دانش آموزان ۵۰ درصد از ساعات مدرسه خود را صرف یادگیری به زبان دیگری می‌کنند. در اکثر ایالتهای آمریکا و کانادا مدارس دو زبانه از کودکستان تا دانشگاه وجود دارد. و برای فرزندان مهاجران کم تعداد نیز کلاسهای زبان دوگانه فراهم میکنند. تحصیل در مدارس دو زبانه یک انتخاب آزاد است. بیشتر خانواده‌ها با اولویت دادن بزبان مادری کودکان خود برای پرهیز از آسیمیله شدن در زبان اکثریت و بعضی از خانواده‌هایی که جزو زبان غالب اکثریت هستند بخاطر دستیابی آسانتر فرزندانشان به مدارج و مشاغل مهم در آینده، بدلخواه این نوع مدل آموزشی را ترجیح میدهند.

 

تحصیل دو زبانه معروف و موفق « مدل ۱۰در۹۰ »:

یکی از شیوه‌های تحصیل دو زبانه معروف و موفق « مدل ۱۰در۹۰ » است که دهه ۱۹۶۰ در کانادا تدوین شده (فرانسوی- انگلیسی) و سپس در دهه ۱۹۷۰ در ایالات متحده آمریکا (اسپانیولی- انگلیسی) پذیرفته شده است. این نوع تحصیل از کودکستان شروع میشود و با اختصاص ۹۰ درصد از زمان آموزش در زبان مادری کودک با کاهش تدریجی هر ساله آغاز می‌شود (در کودکستان و کلاس اول ۹۰٪ بزبان مادری و۱۰ ٪ بزبان دوم . در کلاس دوم ۸۰-۲۰ در کلاس سوم ۷۰-۳۰ و در کلاس چهارم ۶۰-۴۰) تا رسیدن به یک نسبت ۵۰-۵۰ در مقایسه با زمان آموزشی در زبان دوم کودک که معمولاً در کلاس پنجم است. یعنی از کلاس پنجم تا کلاس دوازدهم متون آموزشی بطور مساوی به دو زبان تدریس میشود. یک دیپلمه با تسلط ادبی و علمی به دو زبان فارغ‌ التحصیل میشود و نوع رشته، زبان و دانشگاه را برای ادامه تحصیل، خود انتخاب میکند. تحقیقات مختلف نشان میدهد که دانش آموختگان دو زبانه بمراتب رتبه‌های بالاتری را نسبت به دانش آموختگان مدارس تک زبانه کسب میکنند. البته مدارس دو زبانه فقط در شهرهای با مردمان دو یا چند زبانه مانند مونترال و لوس آنجلس ترتیب داده میشود نه در شهرها و مناطق تک زبانه انگلیسی زبان و یا فرانسوی زبان.*۱

 

نمونه ایران

سیستم تک زبانه در ایران: بافت اتنیکی ایران بگونه ایستکه در آکثر مناطق ملی بجز تهران و کرج و چند شهر دیگر نیازی برای آموزش همگانی دو زبانه ندارند. از جمله مناطق آزربایجان، کوردستان و الاحواز و اکثر مناطق استانهای فارس نشین، تورکمن صحرا و بلوچستان و غیره. چون هر کدام ازاین مناطق، زبان ملی مخصوص خود را دارند. مثلا زبان ملی کودک مراغه ای(تورکی) کودک نجف آبادی (فارسی) و کودک مریوانی (کوردی) است. متاسفانه انتخاب سیستم تک زبانه در ایران علمی و عقلانی نیست و یک انتخاب سیاسی است که ریشه در تفکر فاشیستی پان فارسیسم دارد.

 تست بسندگی زبان در ایران: اگر سوء نیت در کار رژیم نبود تست “متعارف” بسندگی زبان فارسی را فقط برای کودکان فارس زبان ترتیب می دادند. اما تست بسندگی زبان از نوع ایرانی- فارسی اش نه تست بسندگی”متعارف” بلکه یک تست “فاشیستی” و بخشی از پروژه پانفارسیسم برای نابودی هویت ملل غیرفارس است که مادران غیرفارس را مجبور میکنند جهت آماده کردن کودکان خود برای قبول شدن در تست زبان بیگانه فارسی با طفل شیرخواره اش در گهواره بجای زبان خودش به زبان بیگانه فارسی لالائی بخواند و حرف بزند. یعنی والدین غیر فارس با تربیت کودکان خود بزبان بیگانه، مستقیم و غیرمستقیم در خدمت فاشیسم فارس در آمده و تیشه به ریشه ی زبان و هویت خود میزنند.

هدف از تست بسندگی در سنین پایین: هدف سرعت بخشیدن به روند آسیمیلاسیون برای تغییرهویت و یکسانسازی در زبان فارسی و نابودی زبانهای مادری ملل غیر فارس میباشد که بخاطر همین با دخالت زود هنگام و سیستماتیک خود در شکل گیری هویت کودکان غیرفارس، تست بسندگی زبان فارسی را بجای بدوِ ورود به دبستان در ۷ سالگی، به بدو ورود به مهد کودک تا سن ۴ سالگی پایین آوردند. تا براحتی بتوانند زبان بیگانه فارسی را از همان اوان کودکی بدون لهجه جایگزین زبان مادری اش بکند. و هویت جدیدی به او تحمیل کنند.

تاثیرات روانی تست بسندگی زبان فارسی: نابودی روح و روان و آینده کودکان معصوم چهار ساله تورک و کورد و … با ایجاد ترس در آنها بخاطر ندانستن زبان بیگانه فارسی و با استفاده از ادبیات تحقیر مانند: کُند آموز، دیرآموز- ناتوان ذهنی، ناسالم و دسته‌ بندی و قرار دادن کودکان سالم در مدارس معلولین جسمی، ذهنی، ناشنوا، کرو لال و لکنت زبان دار. ایجاد سلب اعتماد بنفس، خود کمتربینی، تلقین بی ارزش بودن زبان مادری خود وغیره.

 

شیوه‌ها و متدهای رژیم اقلیت فارس در سیاستگذاری زبانی

اساس ایدئولوژی انقلاب ۱۳۵۷ امت اسلام خواهی و کنار زدن ایدئولوژی ملی گرایی باستانی شاهنشاهی و مکتب پان ایرانیسم بود. اما بعد از پیروزی انقلاب برای جایگزین کردن مکتب اسلام سیاسی، روحانیت بعلت نداشتن کادر کافی برای اداره کشور مجبور شد با ملی- مذهبی‌های پان ایرانیست ائتلاف کند. در روزهای اول تصاحب قدرت بین سران رژیم بر سر ثبیت ایدئولوژی جدید حکومت، که مکتب امت اسلامی بود هیچ مشکلی در کار نبود. اما در تدوین و بررسی قانون اساسی جدید و با برجسته شدن حقوق ملی و زبانی ملل غیر فارس، اختلاف بین دو گرایش مکتب امت اسلامی و مکتب ایرانی پان فارسیسم بالا گرفت. بدنبال قیام ملیتها و حوادث خونبار در تورکمن صحرا، الاحواز، کوردستان و آزربایجان در سال ۱۳۵۸ ایدئولوژی رژیم جمهوری اسلامی، به ملی گرایی فارسی- و شیعه شعوبیه ایی(ایرانی- شیعی) تغییر یافت. سیستم آموزشی تک زبانه و تحمیلی فارسی رژیم پهلوی دست نخورده، با چاشنی مذهبی خاص، بکار خود ادامه داد. سیستمی که نزدیک به یکصد سال پیش بر پایه تفکر شوونیستی و فاشیستی پان فارسسیم بنا شده و با تحمیل زبان فارسی بر ملل غیر فارس قصد نابودی زبان و هویت دیگر ملیتها را دارد. سردمداران این رژیم در طول چهل سال گذشته، علاوه بر شیوه‌های دوران پهلوی، متدهای زبان کش دیگری را در راستای جایگزینی زبان فارسی و نابودی زبان‌های غیر فارس ابداع کرده اند. از جمله:

استفاده از متددهای زبان کُش دیگر

۱- ملی نامیدن زبان فارسی: در ایران زبان فارسی فقط زبان ملی فارسهاست نه زبان ملی تورک و عرب، کورد و بلوچ، ترکمن و غیره.

۲- زبان مشترک (فارسی): که هیچگونه اشترکی مثلاً با زبان تورکی ندارد و تحمیلی است.

۴- زبان رسمی (فارسی): که بدون رای و نظر مردم رسمی کرده اند. همه زبانها باید رسمی شوند.

۵- زبان میانجی (فارسی): که بدون نظر مردم تحمیل شده است و میتواند زبان دیگری باشد.

۶- دو زبانه نامیدن مناطق ملی: مناطق متعلق به ملیتهای غیر فارس دارای سرزمین تاریخی و زبان ملی خود بوده است باستثنای تهران و کرج و چند شهر دیگر همه تک زبانه اند.

۷- محلی نامیدن زبانهای غیرفارس: در صورتیکه زبان تورکی بخاطر اکثریت نسبی، بیشتر از زبان فارسی در ایران پراکنده   و غیر محلی است و در آزربایجان شمالی زبان ملی، رسمی و دولتی است. زبان عربی و سایر زبانها همینطور.

۸- اجباری کردن زبان فارسی در مناطق غیر فارس: پخش گزینشی کارمندان فارس زبان در ادارات مناطق ملی منجمله در آزربایجان، مثلاً تمام تورکهای حاضر در یک جلسه را بخاطر حضور یک فارس زبان که گاه‌گاه بیش از ده سال سکونت در محل هم، زبان تورکی را نخواسته یاد بگیرد! مجبور شوند بفارسی صحبت کنند.(مثلاً در دفتر مدرسه و یا در جلسه شورای اداری).

۹- طرح چینش معلمان بدون لهجه: بکار گماردن معلمان فارس زبان یا معلمان بومی بدون لهجه ی فارسی مخصوصاً در کودکستانها و مدارس ابتدایی مناطق غیر فارس.

۱۰- ممنوع کردن تفهیم دروس بزبان مادری: ممنوعیت استفاده معلمان از زبان مادری خود و دانش آموزان برای تفهیم مطالب دروس مختلف که بزبان بیگانه فارسی نوشته شده است.(زبان بیگانه هم برای معلم و هم برای محصل).

۱۱- عدم استخدام معلمان لهجه دار: گذاشتن پیش‌ شرط‌ نژادپرستانه برای داوطلبان شغل معلمی که لهجه غلیظ بومی و غیرفارسی دارند.

۱۲- تهدید امنیتی دانستن زبان مادری: دولت فاشیستی فارس، حرف زدن کودکان غیر فارس بزبان مادری خود را تهدید امنیتی برای کشور تلقی میکند و مانع تاسیس هر نوع مدرسه و کلاسهای خصوصی بزبان مادری حتی در حد یک زبان خارجی میشود. برگزاری هر نوع همایش علمی و آموزشی را برای احیای زبانهای غیر فارس ممنوع و بزرگداشت روز جهانی زبان مادری در مناطق ملی غیرفارس را تهدید امنیتی دانسته و فعالین ملی شرکت کننده در چنین مراسمهایی را دستگیر و به حبس‌های طولانی مدت محکوم میکنند.

۱۳- ابداع شیوه‌های نوین فاشیستی: از جمله « ممنوع کردن استخدام معلمان داری لهجه»، «ممنوعیت تفهیم دروس فارسی به زبان مادری غیر فارس» و «طرح فاشیستی تست بسندگی زبان فارسی» برای کودکان غیرفارس که بنوعی ورود به حریم عاطفی خانواده‌ها محسوب میشود.

۱۴- تعیین و اخذ جریمه: علاوه بر جریمه‌های معمول بخاطر حرف زدن بزبان مادری در کلاس، اخیراً اخذ جریمه نقدی ۱۵۰۰۰ تومانی در صورت مردود شدن در اولین تست بسندگی فارسی در نظر گرفته شده است که در مرحله بعد دانش آموزان مردود شده، بعنوان معلولان و عقب مانده‌های ذهنی برای ثبت‌نام به مدارس استثنایی

 

طرحهای فاشیستی رو نشده رژیم اقلیت فارس

تشدید حملات سیستماتیک و فاشیستی دولت اقلیت فارس، بر زبانهای مادری غیر فارسها، در صورت تاخیر در فروپاشی کل سیستم فاشیستی ایران، حاکی از آنستکه طرحهای فاشیستی بسندگی دیگری برمحور ممنوعیت صحبت کردن بزبانهای دیگر نیز در راه باشد.

از جمله طرح بسندگی فارسی:

۱- در تاکسی‌ها ، اتوبوس ها و هواپیماها به بهانه حضور احتمالی یک یا چند فارسی زبان

۲- در اجتماعات عمومی، مساجد و ورزشگاهها

۳- در رستورانها و توالتهای عمومی

۴- در کارخانه‌ها و بازارها۵- در عروسیها و مراسم ختم‌ها و عزاداریها و غیره

 

تاکید رهبر فاشیست رژیم اقلیت فارس به ادامه سیاستهای نژادپرستانه رژیم پهلوی

سید علی خامنه ای رهبر فعلی رژیم فاشیستی اقلیت فارس در سخنان اخیر خود برای اولین بار از رژیم فاشیستی پهلوی تمجید کرد و سرکوب زبانهای مادری ملیتهای غیرفارس و تحمیل زبان فارسی را ستود: « … گاهی می‌بینم در رژیم طاغوت که همه چیزشان وابسته به خارجی بود، در مسئله زبان (فارسی) یک گوشه ای بود یک تعصبی داشتند، ما هم در اوایل انقلاب از این جهت خیلی خوب بودیم، اما بعد به تدریج خیلی ولنگار شدیم».

 


بیشتر بخوانید

بیشتر بخوانید