نژادپرستیِ دیگرستیزِ فارسی - محمد رحمانی فر

نژادپرستیِ دیگرستیزِ فارسی - محمد رحمانی فر

گوناز تی وی: اخیرا یکی از استادان زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زاهدان بنام حمید صمصام با انتشار فیلمی به نمازگزاران و دانشجویان بلوچ توهین کرده بود.

 

در پی انتشار این فیلم دانشجویان و همچنین اقشار مختلف مردم زاهدان با برگزاری تجمع اعتصابی خواستار برخورد با این استاد دانشگاه هتاک شدند.

 

در همین رابطه محمد رحمانی فر محقق و نویسنده آذربایجانی اقدام به انتشار یادداشتی به شرح زیر کرده است که هم اکنون در پیشروئی شما قرار دارد:

 

می‌گویند قرن‌ها پیش از آن که  حقوق بشر تعریف شود و انسان به صِرف انسان بودنش صاحب حق شناخته‌شود، ما منشور حقوق بشر داشتیم. با این وجود، هنوز هم که هنوز است حاضر نیستند به حقوق انسان‌ها احترام بگذارند.

 

می‌گویند کوروش آزادی_مذاهب و ادیان را به رسمیت می‌شناخت ولی حاضر نیستند به عنوان فرزندان راستین کوروش(!)، به مذاهب و ادیان دیگر به دیده احترام بنگرند. تا جایی که استاد ادبیات فارسی‌شان که طبعاً پرورش‌یافته مکتب فردوسی نژادپرست است نماز اهل_تسنن زاهدان را به سخره می‌گیرد و آنها را مورد اهانت قرار می‌دهد. (در واقع، نفرت این استاد زبان و ادبیات فارسی از قوم بلوچ، چیزی نیست جز بازتاب اندیشه‌های نژادپرستانه فردوسی.)

 

سرود ایران به تفاوت هر رنگ و زبانشان گوش فلک را کر کرده، با این حال هرگز حاضر نیستند تفاوت رنگ و زبان را به رسمیت بشناسند و کوچکترین حقی برای رنگ‌ها و زبان‌های متفاوت قائل شوند. تا جایی که علناً و رسماً بخشنامه صادر می‌کنند که نام‌های مغازه‌ها، پل‌ها، خیابان‌ها و… فقط و فقط باید به زبان فارسی باشد.

 

آری نژادپرستی لجام گسیخته فارسی به دنبال آن است که با انکار هویت تاریخی و تفاوت زبانی تورک و عرب و لر و بلوچ و کرد و… همه آنها را در مسلخِ همه با یک نام و نشان به قربانی بکشد و در واقع هدفش از بین بردن این تفاوت‌هاست نه به رسمیت شناختن آنها.

 

دم از قانونِ شرق می‌زنند ولی در حالی که سال‌هاست غرب قوانین ضد نژادپرستانه سفت و سختی را تدوین، تصویب و اجرا نموده است، این‌ها همچنان در روزنامه‌های قانون و شرق خویش اندیشه‌های نژادپرستانه را ترویج می‌نمایند.

 

همه اینها حاکی از آن است که گفتمان نژادپرستی فارسی که ریشه در باستان‌گرایی تاریخی دارد و مبتنی بر اندیشه‌های نژادپرستانه فردوسی است، آن قدر در این کشور نهادینه شده که حتی گفتمان اسلامی هم که در تقابل کامل با هرگونه مظاهر نژادپرستی است در مقابله با آن کاری از پیش نمی‌برد.

 

واقعیت این است که تا زمانی که داستان‌سرایی‌های باستان‌پرستان در کتاب‌های درسی، مراجع علمی و رسانه‌های رسمی تحت عناوین پرطمطراقی همچون تاریخ ایران باستان مورد تعلیم و تبلیغ قرار می‌گیرند و تا زمانی که اشعار فردوسی در کنار همین داستان‌سرایی‌های خیالی تدریس و ترویج می‌شود و تا زمانی که فردوسی سمبل هویت ملی ایرانی تلقی می‌گردد و هرگونه مخالفت با وی و حتی هرگونه اقدامی در جهت نقد اشعار یا دیدگاه‌های نژادپرستانه وی به مثابه دشمنی با وحدت ملی تلقی می‌گردد، نباید انتظار داشت نژادپرستی فارسی از این کشور رخت بربندد.

 

 


بیشتر بخوانید

بیشتر بخوانید