پشت پرده قضیه گردنه حیران - محسن محسن زاده

پشت پرده قضیه گردنه حیران - محسن محسن زاده

بعد از سلسله ی قاجار و از زمان رضاشاه تا کنون حاکمان جغرافیای موسوم به ایران سعی در استحاله و آسمیلاسیون ملل در بند در ایران داشته و دارند.

 

در توجیه این عمل ضد انسانی و غیر دموکراتیک چنین بیان می کنند که ما خواستار ایران قدرتمند و واحد هستیم.

 

اما اِعمال پروژه راسیستی آنان نه تنها موجب قدرتمند شدن این جغرافیای سیاسی نخواهد شد، بلکه بیش از پیش روحیه ی گریز از مرکز را در میان اقوام و ملل غیر فارس تقویت و موجبات تشتت و در نهایت، تجزیه ایران خواهد شد.

 

 مسئله ی گردنه حیران که با سکوت نمایندگان خائن آذربایجان و حتی امام جمعه اردبیل همراه بوده مصداق بارزی از خیانت آنان به اردبیل و کل آذربایجان میباشد.

 

چگونه میشود نمایندگان کردها از تریبون رسمی مجلس ایران فریاد دادخواهی بر علیه کردهای سوریه و عراق و ترکیه سر میدهند، اما نمایندگان آذربایجان روزی خاک آذربایجان غربی را تقدیم کردها و روزی خاک اردبیل را پیش کش تالشان میکنند؟

 

در طول نود سال گذشته که طرح ایران واحد یا همان آسمیلاسیون ملل غیر فارس در ایران به اجرا گذاشته شده است شهرهای آذربایجان را در گذر زمان به آرامی تجزیه کرده و اینک نیز به دنبال بقیه اعمال شیطانی خود هستند.

 

 همانطور که میدانیم از 6 استان تورک نشین، قزوین، همدان و زنجان تقریبا در مراحل خطرناک آسمیلاسیون قرار دارند. از سه استان باقیمانده آذربایجان غربی را با مساله کردها و دریاچه اورمیه درگیر کرده اند که هر دو مورد حیات صاحبان اصلی آن استان بلاخص در اورمیه را تهدید میکند.هدف بعدی استان اردبیل میباشد که مورد تاخت و تاز علنی فاشیست ها با هدف جدا کردن گردنه حیران و خلخال و نمین با جمعیت ۹۹ درصدی تورک میباشد که هدفی جز تاسیس استان تالشستان جنوبی ندارد و البته اگر این رویای شوونیزم تعبیر شود استانی خواهد بود که جمعیت تالش آن، به جرات می توان گفت که کمتر از ۲۵درصد خواهد بود.

 

تالشستان جنوبی تنها ایده ای برای مشغول و معطوف نمودن انرژی حرکت ملی آزربایجان در اردبیل و تحریک اندک تالشان آذربایجان شمالی بر علیه حکومت آذربایجان میباشد که فاشیسم فارس آنرا دنبال میکند.

 

به زعم باطل شوونیزم فارس با مشغول نمودن اقمار، تبریز بی یاور گشته و در زمان مقتضی تیر خلاص را بر قلب و پایتخت بی چون چرای آذربایجان فرود خواهند آورد غافل از آنکه بیداری عظیمی در حال شکل گرفتن از سوی تمامی تورکان ایران خصوصا در مناطق جغرافیایی و مرزهای تاریخی آذربایجان نمود عینی خود را نشان داده است که البته این بیداری ملی در حال تبدیل شدن به مقاومت و مبارزه ی بی امان با دشمنان این ملت است.

 

به راستی حاکمان و مسئولان امنیتی ایران نمیدانند پروژه های اینچنینی که نسخه ای پیچیده شده از طرف اشخاصی همچون طباطبایی است چه عواقب و هزینه های برای خود آنان خواهد داشت؟

 

آیا سیاست گذاران مرکز این مثل معروف را فراموش کرده اند که آزموده را آزمودن خطاست؟

 

محسن محسن زاده

 

 


بیشتر بخوانید

بیشتر بخوانید