آذربایجان جنوبی و اعتراضات سراسری در ایران - ائلچین حاتمی

آذربایجان جنوبی و اعتراضات سراسری در ایران - ائلچین حاتمی

اعتراضات گسترده از مدت ها پیش در نقاط مختلف ایران علیه گرانی، فساد حکومتی گسترده، بیکاری، گرسنگی و فقر در نقاط مختلف ایران شروع شده است و در حال حاضر هم علی رغم سرکوب قوه قهریه حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، ادامه دارد.

 

این اعتراضات در وهله اول برای برآورده شدن نیازهای زیستی مردم که برای بقا ضروری هستند، در نقاط مختلف ایران جریان دارند. نیازهای زیستی نظیر آب، نان یا غذا، نیازهای جنسی، خواب، پوشاک و... تا زمانی که ارضا نشوند بیشترین تاثیر را روی رفتار انسان ها می گذارند. انگیزش واقعی برای سایر نیازها به تامین این نیازهای اولیه حیات بستگی دارد. مبارزه مردم جوامع چه فردی و چه اجتماعی در مرحله اول برای تامین نیازهای زیستی است و نیازهای دیگر مانند امنیت، احترام، نیازهای عاطفی، هویت و زبان و... در مرحله بعدی مطالبه انسان قرار دارند.

 

گروه های مرکزگرای پان ایرانیست همواره سعی کرده اند این اعتراضات را به نفع خود مصادره کنند، در این اعتراضات سراسری علیه گرسنگی و گرانی ساکت ننشسته در عملی ساختن اهداف خود با تحریف واقعیت ها تلاش می کنند.

 

سکوت مناطق مختلف آذربایجان جنوبی در این اعتراضات هم سئوال برانگیز است. زیرا این ذهنیت تاریخی در مغز اکثر مردم ایران حک شده است که اگر تبریز علیه حاکمیت بپا خیزد، پیروزی انقلاب جدید حتمی بوده و با این اقدام ترک های آذربایجان کار حاکمیت جمهوری اسلامی ایران یکسره خواهد شد.

 

اکثر ترک های آذربایجان هم به حق اینگونه فکر می کنند که مبارزه را ما می کنیم و ثمره اش نصیب فارس ها و مناطق مرکزی فارس نشین می شود و بهتر است سکوت کنیم. همچنین با نگاه تاریخ حرکت ملی آذربایجان می توان مشاهده کرد که در تمامی اعتراضات ترک های آذربایجان جنوبی این گروه ها و جامعه فارس سکوت کرده و حتی از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در برابر خواسته های مدنی ترک ها حمایت کرده اند. زیرا اکثر این افراد و گروه های منسوب به اتنیک فارس خواسته های مدنی ترک ها و سایر ملل غیر فارس نظیر تحصیل به زبان مادری، عدم تبعیض اقتصادی و توزیع عادلانه منابع و ثروت را تهدیدی علیه موجودیت خود می پندارند. با تجزیه طلب نامیدن فعالین ملی و مدنی ترک به تخریب چهره آنها پرداخته و سرکوب آنها را بهترین راه برای عدم تحقق حقوق ترک ها می دانند. نمونه بارز آن در اعتراضات ماه می 2006 میلادی علیه کاریکاتور موهن و نژادپرستانه ایران شاهد بودیم که با سکوت و عدم حمایت جامعه مدنی فارس مواجه شد. پس اقدامات گروه مقابل علیه ترک هاست که جامعه ترک آذربایجانی را به سکوت و عدم حمایت از اعتراضات مرکزگرا وا داشته است.

 

در مورد شرکت فعالین حرکت ملی آذربایجان در اعتراضات علیه حاکمیت دو دستگی وجود دارد، برخی معتقدند که با تکیه بر تجربیات تاریخی، نباید در این تظاهرات ها شرکت کرد و سکوت نمود. این عده از این بیم دارند که اعتراضات در آذربایجان با مطالبات متفاوت از مرکز یا فارس ها دوباره توسط گروه های پان ایرانیست سانسور و مصادره شوند. زیر این گروه ها همواره سعی کرده اند ترک های آذربایجان جنوبی را آذری های ایران دوست و ایران پرست نشان دهند که به حمایت از هموطنان فارس شان بر خواسته اند.

 

دسته ی دیگر از فعالین حرکت ملی آذربایجان هم بر این باور هستند که عدم شرکت و سکوت در زمان جریان این اعتراضات سودی نداشته و آنها هم بایستی با حفظ هویت مستقل جنبش ملی آذربایجان مطالبات ملی ترک ها را مطرح کنند. در غیر اینصورت هم در داخل و هم در سطح بین المللی به انزوای حرکت ملی آذربایجان خواهد انجامید.

 

اندیشه گروه دوم عقلانی و واقع گرایانه بوده و همچنین اگر مردم آذربایجان بر اساس ارزش های بنیادین و اهداف حرکت ملی آذربایجان همسو با اعتراضات مرکز بپا خیزند، تحت چنین شرایطی است که می توان در آینده دست استعمارگران فارس پان ایرانیست را از آذربایجان جنوبی کوتاه کرد.

 

در شرایط کنونی که حاکمیت ایران با بحران های شدید اقتصادی، سیاسی، بین المللی، اجتماعی، زیست محیطی، فساد حکومتی و اختلاف بین جناح های مختلف در بدنه حاکمیت دست و پنجه نرم می کند، وظیفه فعالین، گروه ها و طیف های موجود در حرکت ملی آذربایجان تغییر افکار عمومی به خواسته های حرکت ملی آذربایجان با فعالیت گسترده مدنی در نقاط مختلف آذربایجان است.

 

تضعیف جمهوری اسلامی ایران که در شرایط کنونی به وقوع پیوسته است، می تواند هم یک فرصت تاریخی و یا اینکه یک تهدید اساسی جبران ناپذیر برای آذربایجان جنوبی محسوب شود. در صورت حضور مقتدرانه ترک های آذربایجان  با هویت مستقل در این اعتراضات حرکت ملی آذربایجان در صورت وقوع تغییر رژیم سیاسی می تواند یکی از بازیگران اصلی این تغییر باشد و اپوزوسیون فارس و گروههای وابسته به آن را در برابر خواسته ها و اراده ترک های آذربایجان تسلیم نماید. در صورت عدم شرکت و سکوت در برابر این فرصت پیش آمده ابتکار عمل ممکن است به دست گروه های ضد ترک و پان فارسیست بیفتند و آنان مانند رژیم کنونی و رژیم گذشته به استعمار اقتصادی، سیاسی، نسل کشی فرهنگی و آسمیلاسیون زبانی ترک ها و آذربایجان جنوبی با طرح دوباره سیاست های نژادپرستانه شدت بخشند.

 

مسئله مهم دیگر هم پوپولیستی بودن جامعه ایران است که رفتار آن تابع قدرت است. گروهی که بیشترین قدرت را دارد و بهتر می تواند نیازهای زیستی مردم را تامین کند و یا با شعارهای پوپولیستی آنها را فریب دهد، در جلب حمایت جامعه پوپولیستی از جنبش موفق تر عمل خواهد کرد. پس برای جذب مردم در داخل جنبش و جلب حمایت آنان فعالین، گروه ها و طیف های مختلف در حرکت ملی آذربایجان در نقاط مختلف آذربایجان جنوبی و سایر مناطق ترک نشین در ایران بایستی حضور فعال داشته و اهداف و خواسته های حرکت را به مردم تبیین نمایند.  

 

غافل نباشیم که این اراده ترک های آذربایجان جنوبی و ترک های ساکن در سایر مناطق ایران است که عامل تعیین کننده در صورت تغییر رژیم خواهد بود. انزوا، سکوت، تماشا گری و کناره گیری از فعالیت های سیاسی و مدنی جهت تغییر وضعیت موجود در شرایط کنونی، نتیجه اش در صورت تغییر نظام سیاسی جزء تداوم استعمار فارس بر آذربایجان جنوبی و ترک ها حاصلی دیگر نخواهد بود.

 

ائلچین حاتمی    

 گوناز تی وی

 


بیشتر بخوانید

بیشتر بخوانید