شهناز غلامی : محور مشترک جنبش زنان ملیتهای ساکن ایران و روز جهانی زن

شهناز غلامی : محور مشترک جنبش زنان ملیتهای ساکن ایران و روز جهانی زن
سازمان ملل متحد سه دهه قبل روز هشتم مارس را روز جهانی زن نامید و اکنون ماه مارس به عنوان ماه جهانی زنان نامیده می شود. در این روز فمینیستهای سراسر جهان اعم از مسلمان، سکولار، لاییک، سوسیالیست و .... فعالیت های آرام انجام میدهند و گروه های متشکل و خودجوش تلاش میکنند تا مطالبات مربوط به حوزه زنان را مطرح سازند. محور مشترک جنبش زنان ملیت های ساکن ایران و روز جهانی زن:شهناز غلامی سازمان ملل متحد سه دهه قبل روز هشتم مارس را روز جهانی زن نامید و اکنون ماه مارس به عنوان ماه جهانی زنان نامیده می شود. در این روز فمینیستهای سراسر جهان اعم از مسلمان، سکولار، لاییک، سوسیالیست و .... فعالیت های آرام انجام میدهند و گروههای متشکل و خودجوش تلاش میکنند تا مطالبات مربوط به حوزه زنان را مطرح سازند. درحال حاضر 8 مارس، به نماد همبستگی زنان تبدیل شده است. این روز فرصتی است برای طرح مطالبات زنان. بیش از نیمی از ساکنان جهان را زنان تشکیل می دهند و اگر برنامه ریزان و سیاستگذارن جهانی نتوانند جایگاه ویژه زن را در ایجاد تعادل استراتژیک به نحو مطلوب تعیین کنند، هرگز قادر نخواهند بود به توسعه همه جانبه و پایدار دست یابند. در حال حاضر زنان دراقصی نقاط جهان از فقر، محرومیت، استثمار و نابرابری های پنهان و آشکار همچون تبعیض جنسی، بی حقوقی، خشونت، تحقیر و... رنج می برند. در کشورهای موسوم به جهان سوم و در حال توسعه زنان به مراتب در شرایط ناعادلانه تری به سر می برند. این در حالی است که در ایران ِآفت زده ازتروریسم مذهبی؛ مستبدان اسلامی، با قساوت وجنون بی حد و مرز به سرکوب زنان در عرصه های مختلف فرهنگی، اقتصادی، حقوقی و تمام شئون زندگی انسان اعم از خصوصی و عمومی می پردازند. جنبش زنان آذربایجان جنوبی جنبش زنان آذربایجان جنوبی که از عمق مطالبات برابری طلبانه رشد کرده است با کوشش تلاشگران این عرصه به پویایی قابل توجهی رسیده است. این جنبش هم چون جنبش جهانی زنان با شناسایی ریشه هایی معضلات و موانع جنبش در آذربایجان مصمم است به اهداف کلان و استراتژیک خود برسد. فعالین این جنبش با آگاهی و صلابت تمام درعرصه های زندگی، کار، تحصیل و فعالیت های فرهنگی و هنری مبارزه مستمر و مدوامی را برای از بین بردن اشکال تبعیض جنسیتی و رفع خشونت در رابطه با زنان انجام می دهند. در شرایط حاضر جنبش زنان آذربایجان با یک هم گرایی آگاهانه توانسته است با سایر جنبش ها هم چون جنبش مدنی، کارگری، دانشجویی و هویت خواهانه مطالبات خود را پیوند بزند. و خواست های زنان آذربایجان را با اهداف جنبش های مترقی و عدالت محور هماهنگ سازد. فعالین جنبش زنان با توجه به چالش هایی که در مسیر راهشان ایجاد می شود به این نتیجه رسیده اند که برای رسیدن به هدف، آن هم هدف های بزرگِ برابری طلبانه و آزادی خواهانه باید خود را آماده پیمودن را پرسنگلاخ و دشواری باشند. در هرحال این مهم را در نظر می گیرند که راهکارها و راهبردها از دل تعاملات اجتماعی _ سیاسی بیرون کشیده خواهند شد. چراکه نظریه های فمینیستی، نظریه های سیاسی محسوب می شوند. چون علاوه بر این که جهان را تفسیر می کنند در صدد ایجاد تغییر و تحول در ساختارهای کهنه مردسالارانه آن نیز می باشند. این جنبش با توجه به پویایی آن، طی دو دهه اخیر توانسته است به یکی از اساسی ترین پایه های دموکراسی خواهی و برابری طلبانه درآید و خواستار ایجاد تحولات بنیادی در موقعیت زنان در عرصه های مختلف اجتماعی سیاسی گردد. جنبش زنان کردستان علاوه برجنبش آذربایجان، جنبش زنان کردستان نیز به دلیل تجربه مبارزه اش با رژیم تمامیت خواه مذهبی و نیز به دلیل برخورداری از تشکیلات منظم و منسجم و مترقی چون کومه له که قریب به چهار دهه است برای تحقق ارزش ها و بنیادهای دموکراتیک و برابری طلبانه برای همه انسان ها در عرصه های مختلف فرهنگی، سیاسی، نظامی مبارزه می کند، می تواند به مثابه الگویی تاثیرگذار در سایر جنبش ها درآید. کومه له به عنوان یک جریان سیاسی _ اجتماعی چپ و سوسیالیست در کردستان توانسته است به عنوان مدافع پیشرو حقوق زنان درآید. چرا که این حزب قادر بدان شده است تا زنان را در صفوف پیشمرگان کومه له در مبارزات مسلحانه سازماندهی کند و حضور در این عرصه از مبارزه تاثیر به سزایی در به میدان کشیدن زنان و نیزنقش این حضور در مشارکت فعال زنان در سایر عرصه های مبارزه، چهره نوینی از زنان را به دنیای مدرن عرضه می دارد. لازم به گفتن است که این حزب برای اولین بار زن را به مثابه یکی از منابع مهم حل مشکل زن، وارد میدان مبارزه در زمینه های گوناگون کرده و براین باور بوده و هست که بدون آزادی زن از قید و بند فرهنگ مردسالارانه و قیم¬مآبانه و رفع تبعیض و ناعدالتی جنسی حاکم، آزادی همه انسان ها ناممکن می باشد. کومه له از آن جهت که رهایی و برابری زنان را به عنوان بخش جدایی ناپذیر از اهداف خود می داند، در آینده جنبش زنان نیز می تواند نقشی تعیین کننده داشته باشد. چالش های پیش روی فعالین جنبش زنان آدربایجان و کردستان گذشته از موضوعات مطروحه در رابطه با جنبش زنان آذربایجان و نیز جنبش زنان کردستان، در این جا لازم به یادآوری است که در آذربایجان نیز همچون کردستان زنان آزادی¬خواه و برابری طلب علاوه بر اینکه ناگزیر از آن هستند تا فرهنگ مردسالارانه را تحمل نمایند. به دلیل عملکرد جنایت کارانه رژیم شوونیست که در مورد ملل ساکن در ایران انجام می گیرد، برخلاف سایر زنان فارسی زبان که جزء اقلیت¬های ملی و یا ملل تحت سلطه محسوب نمی شوند، مجبور هستند فشار مضاعفی را متحمل شوند. زنان درکردستان و آذربایجان علاوه بر تحمل خفقان، سانسور، تشدید وضعیت میلیتاریستی و جو پلیسی و نابرابری های اقتصادی، فرهنگی، جنسی و حقوقی، بدان علت که شهروند ملل تحت سلطه محسوب می شوند به دلیل عدم رعایت حقوقشان در رابطه با "حق تعیین سرنوشت سیاسی و جمعی شان" و نیز محرومیت شان از " آموزش به زبان مادری" تحت فشار چندین لایه ای قرار می¬گیرند. به این معنا که طی یک صد سال گذشته رژیم شوونیستی پهلوی و حاکمیت اسلامی در نهایت تمامیت خواهی و انحصارگری با استفاده از سیاست برتری یک ملت، یک زبان، یک فرهنگ، یک دین، یک مذهب، کشور ایران را به زندان بزرگی برای ملل محبوس در آن درآورده اند. آن ها چند موضوع مهم که درزمینه تحقق هویت ملی ضروری است را مورد بی توجهی غیرمسئولانه و عامدانه قرار داده و می دهند.که یکی موضوع "حق تعیین سرنوشت خلق ها " و دیگری "حق صیانت از اقلیت ها" می باشد. " در محتوای میثاق های بین المللی حقوق بشر دراین باره می خوانیم: آن ها (خلق ها) به حکم این حق در باره هویت سیاسی _ جدا شدن یا ماندن درچهار چوب کشور موجود_ تصمیم می گیرند و آزادانه امر توسعه اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی خود را سازمان می دهند. ودر بند دوم همین ماده آمده است: تمام خلق ها می توانند برای نیل به هدف های خود آزادانه به ثروت ها و منابع طبیعی دسترسی داشته باشند ... به هیچ وجه نمی توان خلقی را از دستیابی به ابزارهای لازم برای حفظ و بقای موجودیتش محروم ساخت." بر اساس ماده 1 منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد به هر خلقی حق تصمیم گیری در مورد ایجاد یک قواره سیاسی مستقل، تشکیل یک دولت خودی، پیوستن به یک کشور دیگر و تصمیم گیری در مورد مسائل دیگر مرتبط به امور حاکمیت ملی وارضی خود را می دهند." (رابطه صیانت از اقلیت ها با حق تعیین سرنوشت خلق ها – تالیف دکتر دیتریش مورسویک - ترجمه ناصر ایرانپور – صفحه 13 ). گذشته از موضوع حق تعیین سرنوشت خلق ها و صیانت از اقلیت ها، مسئله زبان مادری و ترویج و گسترش آن در بین ملل مختلف در ایران به ویژه ملت کردستان و آذربایجان از دیگر موضوعاتی است که همه مردم بخصوص زنان از آن رنج می برند. آموزش به زبان مادری یک حق اولیه، فرهنگی و سیاسی است. که رژیم سعی در پایمال کردن آن دارد. آموزش به زبان مادری به عنوان یک حق ابتدایی در همه جای دنیا مطرح می باشد. و در شکل گیری هویت (کیستی ) افراد نقش اساسی ایفاء می¬کند. در حال حاضر جمعیت 35 میلیون نفری تورک در آذربایجان جنوبی و نیز ملت 12 میلیونی کرد در داخل کشور از داشتن مدرسه به زبان مادری محروم هستند و علاوه بر آن به هیج نشریه ای که به زبان تورکی یا کردی باشد،اجازه انتشار داده نمی شود. مردم سرزمین ما از یادگیری درست وقایع تاریخی محروم می شوند و به جای آن رژیم سعی می کند با تحریف وقایع تاریخی و نادیده گرفتن نقش تاریخی شخصیت های اصیل خلق ما چون بابک خرمدین، جعفر پیشه وری، ستارخان، باقرخان، زینب پاشا، تومروس آنا و یا شیخ سعید پیران، قاضی محمد، فواد مصطفی سلطانی و غیره به طرزی مضحک همه تحولات سرزمین مادری ما را به نیروهای مذهبی و افرادی از طبقه آخوند ها که همچون خودشان دارای تفکرات دگماتیستی هستند نسبت بدهند. موسیقی، آواز، رقص، شعر و نمایشنامه به معنای واقعی کلمه و هنرهای وابسته به آن توسط آخوندهای مرتجع حرام اعلام شده و به مردم سرزمین ما اجازه داده نمی شود تا در زمینه های فوق استعداد خود را بارور سازند. کوچه ها، خیابان ها، روستاها بدون توجه به هویت ملی مربوط به هر منطقه، با اسامی فارسی و یا عربی نامیده می شوند. زنان در کردستان و آذربایجان علاوه بر تحمل همه نابرابرهای و رفتارهای تبعیض آمیز که نسبت به ما به دلیل زن بودن مان اعمال می گردد، از آن جهت که ما فارسی زبان نیستیم معماران ساخت و پرداخت "ملت ایران" با رویکردی شونیستی پروژه نسل کشی فرهنگی و سیاست آسیمیله کردن را برای نابودی هویت ملی ما به عمل می آورند. این در حالی است که اگر گنجینه لغات و دایره بزرگ مفاهیم را در زبان مادری بسط دهیم و مدارس آنچنان که در ماده 15 و 19 قانون اساسی نیز به آن اشاره شده است به هر دو زبان اداره شوند، همدیگر را بارورتر خواهند کرد. "ویران کردن زبان و فرهنگ در مدارس در عین حال برای جامعه ی اکثریت هم سازنده نیست در عصر جهانی شده ، جامعه ای که از توانایی های چند زبانی و چند فرهنگی برخوردار است بهتر قادر است نقش اجتماعی و اقتصادی مهمی را در عرصه ی بین المللی ایفاء کند. در عصری که ارتباطات بین فرهنگ ها در عالی ترین درجه تاریخ بشریت قرار دارند. هویت های تمام جوامع رشد و نمو پیدا می کنند. از همدیگر تاثیر می گیرند و تغییر می یابند. هویت های جوامع و گروه های هویتی هیچ کدام جامد و ایستا نبوده اند . توهم کودکانه است که تصور کنیم این هویت ها می توانند چون نمونه های ویترینی و نمایشی؛ جامد و تغییرناپذیر در موزه ها برای نسل های آینده حفظ و نگهداری شوند. آن هم در زمانی که سرعت تغییرات و فرآیندهای جهان-شمول چنین بالاست." ( نقش زبان مادری در آموزش زبان دوم مولف Jim – Cammis- مترجم ناصرایرانپور ، صفحه 3) مطالبات جنبش زنان • ما خواهان پایان سرکوب به خصوص سرکوب علیه زنان بوده و آزادی کلیه بازداشت شدگان را که در مناطق مختلف کشور چون آذربایجان، کردستان، تهران و....را خواستاریم. • لغو کامل قوانین زن ستیزانه و مردسالارانه که با نادیده گرفتن حقوق حقه زنان آنان را در مرتبه فرودستی قرار می دهد و آن ها را تا حد یک شهروند درجه چندم پایین می آورد از طریق مشارکت در برنامه های کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر در قوانین تبعیض آمیز. • احترام به جنس مخالف ( خوداری از تحقیرجنسی و ضدیت با مردان و یا زنان). • دستمزد مساوی و رفع تبعیض در کار • مشارکت زنان و مردان در وظایف رایگان کار خانگی و خانه داری، نگهداری کودکان، مراقبت از خویشاوندان سالمند و بیمارو ... • تلاش در جهت محو خشونت و به ویژه ممنوعیت هرگونه خشونت علیه زنان در هر دو عرصه عمومی و خصوصی. • حق داشتن اختیار بر وجود خود( تصمیم به بچه-دار شدن یا نشدن، سقط جنین، عقیم سازی، جهت گیری جنسی). • برخورداری از اختیار آمد و شد آزادانه، تحصیل، اشتغال، رای دادن؛ انتخاب همسر، انتخاب پوشش، محل سکونت، ملیت و..... • برخورداری از حق مالکیت در بدن خود، میراث خود، حساب های مالی خود وفعالیت های فرهنگی و تفریحی. • پایبندی به میثاق های جهانی در زمینه رعایت حقوق زنان در موارد نقض حقوق از جمله این معاهدات بین المللی می توان به کنوانسیون منع هرگونه تبعیض علیه زنان اشاره داشت که متاسفانه در حال حاضردر کمیسیون زنان مجلس هفتم بایگانی شده است. • مقابله با بنیادگرایی و هرنوع اقدام مذهبی و ملی و قومی که ناقض حقوق شهروندی افراد است. • احترام به منزلت بدن فرد و شرافت اخلاقی او و محو هرنوع برد گی و بهره کشی از انسان ها به ویژه تجارت جنسی. • کوشش در جهت منع انتشار تصاویر کلیشه ای وتبعیض آمیز جنسی در رسانه ها وکتاب های درسی و غیره و آثار مرد سالاری. • ایجاد تشکل های مستقل زنان سازمان های غیردولتی (N. G.O)- ها به منظورطرح و بسط موضوعات خاص زنان و جذب مشارکت های مردمی. • برگزاری سمینار، کنفرانس های ملی و جهانی برای بیان صریح موانع پیش روی زنان و نیز تلاش برای ارائه راهبردهای استراتژیک جهت حل موانع توسعه و رشد زنان. • ایجاد سایت های ویژه زنان به منظور اطلاع رسانی و شفاف سازی در رابطه با فعالیت های فکری و عملی زنان در سرتاسر جهان. در جهان ارتباطات و اطلاعات و با افزایش میزان رشد و آگاهی زنان روشن است که مطالبات و توقعات آنان نیز در سطح بالاتری مطرح شود. امروز زنان ما خواهان آن هستند که در مراحل مختلف برنامه ریزی و تصمیم گیری های استراتژیک و کلان ملی حضور جدی و فعال داشته باشند. چراکه حضور زن در جامعه و افزایش مشارکت اجتماعی _ سیاسی او یک امر واقع و مقبول است. زنان در همه جای جهان لیاقت بسزایی درآموزش زندگی بهتر به تمام انسان های جهان دارند. آنان می توانند برابری انسان ها را به صورت عملی اثبات نمایند. آنان قادرند با تدوین ایدئولوژی های جدید و آزاد و مترقی معضلات اجتماعی_ سیاسی جهان را حل و فصل نمایند. حضور زن و آزادی اندیشه نشان دهنده رشد جوامع و عقلانیت آن است. اکنون دیگر نمی توان از کنار همه این خواسته های بی اعتناء گذشت و تلاش های سرسختانه زنان را برای بازیابی حقوق حقه خود به دیده اغماض نگریست. چرا که در صورت استمرار این بی تفاوتی ها چالش و تعارض پیش آمده در جامعه، ناگزیر سبب خواهد شد تا جامعه ما دوران طوفان زایی ازبحران های اجتماعی _سیاسی را تجربه کند و در این عرصه جنبش زنان ایران به رغم حاکمیت نظام مردسالارانه تا دستیابی به آخرین نکته از مطالباتش در بستر تاریخی خود حرکت خواهد کرد؛ حرکتی رو به رشد و بالندگی، فراگیر، ساختارشکنانه وتوقف ناپذیر. امروزعلی رغم همه اجحافی که بر زنان جامعه ما می رود. زنان ما با تجربیات زنده زنانه شان در بستر امواج آگاهی و عمل اجتماعی با آگاهی عمیق فمینیستی، جنبش زنان را برای رسیدن به برابری جنسیتی و تحقق حقوق انسانی رهبری می-کنند. امید است فمینیست های جامعه ما_ فمینیست به معنای زبان مشترک برای اعتراض در برابر، ناعدالتی جنسیتی از هر طیف و گروهی اعم از مسلمان، سوسیالیست، لیبرالیست و ... با جدیت و هم گرایی برای رسیدن به آرمان های زنان در 8 مارس اقدامات مفیدی انجام داده و برای رسیدن به حقوق انسانی خود، برای ایجاد فلسفه نئوفمینیست گام های محکم و استواری بردارند و به طورجدی به میدان مبارزات علنی و علمی گام بگذارند. پرتوان باد جنبش زنان برای آزادی و برابری

بیشتر بخوانید

بیشتر بخوانید