آسیب شناسی و تحلیل اعتراضات اخیر در ایران – یاشار اسدی

آسیب شناسی و تحلیل اعتراضات اخیر در ایران – یاشار اسدی

در این چند سال اخیر رژیم جمهوری اسلامی ایران به خاطر سرپوش گذاشتن به فساد های حکومتی و دیگر مشکلات داخلی و خارجی، همواره سعی کرده با اتخاذ جریانات انحرافی راه را برای بقای نظام آسانتر و طولانی تر کند. تحریم های اقتصادی و سیاسی و کاملا به جایی که کشورهای جهانی بر علیه رژیم دیکتاتوری ایران به خاطر تلاشهای محرمانه به منظور دستیابی به سلاحهای اتمی وضع کردند باعث رکود شدید اقتصادی و تزلزل نظام دیکتاتوری در ایران شده است‌‌. متعاقب آن فسادهای مالی سران رده بالای حکومتی ایران از یک سو و از سویی دیگر نارضایتی مردم به خاطر بی اعتنایی حکومت به وضعیت موجود، باعث اعتراضات خیابانی و گسترده شدن اعتراضات در شهرهای مختلف بر علیه رژیم ایران شد و همین مسئله رژیم ایران‌‌ را بر آن وا داشت که نسبت به وضعیت موجود و عبور از این بحران بسیار سخت که گریبانگیرش هست، از یک پروژه انحرافی جدید رونمایی کند. پروژه ای که هم در جامعه امروزی ایران شکاف ایجاد کند و هم امکان رسیدن به این هدف غیر ممکن و بقای موقتی نظام آخوندی تقریبا ممکن باشد. اگر دقت کرده باشیم تا یک سال پیش اکثر شعارهایی که در ایران علیه رژیم ایران سر داده شده بود، بیشتر به خاطر‌ اوضاع نابسامان اقتصادی، شعار علیه سران رانت خوار نظام و بانک‌های خصوصی، مسئله نقض حقوق بشر، دخالت ها ‌و کمک های مالی و نظامی به سوریه، لبنان، یمن، فلسطین و همچنین بالارفتن بیش از حد قیمت دلار و اجناس اولیه در ایران بود یعنی دقیقا “پاشنه آشیل” رژیم ایران مورد هدف معترضین قرار گرفته بود. هر چند این اعتراضات در اوایل گستردگی زیادی نداشت اما روز به روز بر تعداد معترضین افزوده میشد، افزایش و تداوم ‌چنین اعتراضاتی مسلما میتوانست در آینده ای نزدیک سیستم را با چالشی بسیار سخت و سرتاسری روبرو کرده و رژیم جمهوری اسلامی ایران را وادار به سقوط بکند. رژیم ایران با توجه به پتانسیل و جو‌ جامعه ملل در ایران به خاطر سرتاسری نشدن این اعتراضات و کنترل راحت و دقیق مناطق مرکزی و همچنین شناختی که از دیدگاه ‌‌و ماهیت جریان‌های حرکتی ملل غیر فارس در ایران داشت به صورت نامحسوس پروژه ترویج شعارهای پهلوی گونه را در بین معترضین مناطق مرکزی و یا اگر بهتر گفته باشیم در بین روشنفکران مناطق فارس نشین ایران به اجرا گذاشت.

 

با کمی تعامل می‌توان دریافت، بعد از این اعتراضات ساختگی و انحرافی که توسط خود رژیم پایه گذاری شده بود. رژیم ایران برای عملی کردن این پروژه، از نبش قبر رضا شاه در منطقه شاه عبدالغظیم شهرری نیز رونمایی کرد. تا همین امر یک مقدمه ای برای ترویج شعار “رضا شاه روحت شاد” در بین معترضین علیه رژیم ایران باشد، در آن ایام مصاحبه های بی سر ‌و ته مسئولین دولتی نسبت به “نبش قبر رضا شاه” نیز در نوبه خود جالب توجه بود. گاه نبش قبر رضا شاه توسط یک مقام دولتی تکذیب می‌ شد و روزی دیگر توسط افراد دیگر رژیم ایران تایید میشد، این تکذیبات و تاییدات هدفدار رژیم، دامن زدن مقطعی و پنهان کردن ماهیت اعتراضات در بین معترضین نسبت به پروژه انحرافی پهلوی گونه رژیم ایران بود که متاسفانه پروژه مذکور هم در بین روشنفکران مناطق فارس نشین ایران و هم در بین اوپوزسیون مرکزگرا و سلطنت طلبان خارج نشین ایران توسط رژیم ایران براحتی به اجرا گذاشته شد. اما بر عکس مناطق فارس نشین، این پروژه انحرافی در مناطق ملل غیر فارس در ایران کاملا با شکست مواجه شد. به دلیل اینکه رژیم ایران از دیدگاه و نگرش تورک ‌های آزربایجان و دیگر ملل غیر فارس در ایران نسبت به دودمان پهلوی با خبر بود. حالا اینجا ذهن خواننده با این سوال روبرو خواهد شد که چطور می‌شود جمهوری اسلامی با اینکه به شدت با پهلوی ها و تفکر فکری آنها کاملا مخالف است اما شعارهایی مانند “رضا شاه روحت شاد” و شعار “رضا شاه، رضا شاه” را در بین معترضین ترویج داد؟!

 

جواب بسیار واضح و ساده است: کافی است ماهیت شعارهایی را که در اوایل اعتراضات شنیده می شد با ماهیت شعارهای اخیر مقایسه کنیم. شروع اعتراضات همگی ماهیت اقتصادی داشت. یعنی دقیقا درد مشترک ملل در ایران. اما ماهیت شعارها و اعتراضات اخیر که جنبه انحرافی نیز داشت بر اساس سیستم مرکزگرایانه پایه ریزی شده بود. با توجه به این نکات رژیم ایران به خوبی میدانست شکاف عمیقی که در گذشته بین حکومت پهلوی ‌و ملل غیر فارس در ایران ایجاد شده بود به هیچ وجه قابل ترمیم نیست. همین شکاف عمیق کافی بود دست پروژه پردازان جمهوری اسلامی نسبت به پروژه مذکور خیلی باز باشد. از طرفی دیگر اکنون جامعه جغرافیای امروزی موسوم به ایران به مانند ۹۰ سال گذشته صرفا مختص تفکر مرکزگرایی پان ایرانیستی نیست. چرا که جدی ترین تهدید و البته به حقی که فعلا در ایران کاملا به وضوح دیده می شود مسئله هویت طلبی و حق تعیین سرنوشت ملل غیر فارس در ایران می‌باشد که همین ملل تحت ستم به هیچ وجه با شعارهای مرکزگرایانه ای چون “رضا شاه روحت شاد” برای اعتراضات سراسری به خیابان‌ها کشیده نخواهند شد. سکوت اخیر و همسو نشدن ملت تورک آزربایجان جنوبی و دیگر ملل غیر فارس در ایران با معترضین اخیر این پروژه انحرافی و بی اعتنایی شان به بیانیه های سلطنت طلبان نسبت به اعتراضات سرتاسری یکی از نشانه های بسیار واضحی است که می‌توان براحتی مشاهده نمود. اما با توجه به پتانسیل موجود در جغرافیای امروزی موسوم به ایران تنها راهکاری که می تواند باعث اعتراضات سرتاسری و منجر به سقوط رژیم دیکتاتوری و تضعیف شده ایران شود فقط سرپوش گذاشتن به پروژه انحرافی مذکور و پرهیز از هر گونه شعارهای مرکزگرایانه، سلطنت طلبانه و همچنین قبول کردن مطالبات و حق و حقوق ملل غیر فارس در ایران می‌باشد.‌ در آخر گفتنی است تا زمانی که روشنفکران و تحلیلگرایان مرکزگرا نسبت به حقوق ملل غیر فارس در تمامی جهات چشم پوشی بکنند و آن را به رسمیت نشناسند، با انکار، سانسور، بایکوت، فریب و تحریف  حقوق، فرهنگ، هویت، تاریخ، موجودیت و زبان ملل غیرفارس توسط آنان هرگز پروژه تازه تاسیس متروی میدان آزادی رژیم ایران به متروی میدان انقلاب ختم نخواهد شد.

 

یاشار اسدی آگوست ۲۰۱۸ شیکاگو آمریکا

 

 


بیشتر بخوانید

بیشتر بخوانید