مصاحبه با مورخ ایرلندی؛ دکتر پاتریک والش در خصوص  نسل کشی ادعایی ارامنه  - ترجمه قیس آیاز عبادی

۱۳۹۹-۰۳-۰۷ ۲۳:۴۴

بنیاد امنیتی ترک-آمریکا3 در سال 2008 میلادی در نیویورک تاسیس شد و در جهت مبارزه با دروغ پردازی ها در خصوص نسل کشی ادعایی ارامنه، ترور، تبلیغات و سیاه نمایی سسیاستمداران و سازمان های غیر دولتی بر علیه ترکیه فعالیت می کند. این بنیاد در سری جدید فعالیت های خود اقدام به مصاحبه با مورخین غربی در خصوص دروغ پردازی حول نسل کشی ارامنه نموده که بازتاب وسیعی در مدیا، مطبوعات و شبکه های اجتماعی ترکیه و آذریایجان داشته است.

Gunaz.tv Quote | Gunaz article

مصاحبه با مورخ ایرلندی؛ دکتر پاتریک والش1  در خصوص  نسل کشی ادعایی ارامنه  - مترجم: قیس آیاز عبادی 2

بنیاد امنیتی ترک-آمریکا3 در سال 2008 میلادی در نیویورک تاسیس شد و در جهت مبارزه با دروغ پردازی ها در خصوص نسل کشی ادعایی ارامنه، ترور، تبلیغات و سیاه نمایی سسیاستمداران و سازمان های غیر دولتی بر علیه ترکیه فعالیت می کند. این بنیاد در سری جدید فعالیت های خود اقدام به مصاحبه با مورخین غربی در خصوص دروغ پردازی حول نسل کشی ارامنه نموده که بازتاب وسیعی در مدیا، مطبوعات و شبکه های اجتماعی ترکیه و آذریایجان داشته است.

اولین شخصی که در این چهارچوب مورد مصاحبه قرار گرقته است دکتر پاتریک والش از ایرلند است. دکتر والش درجه ی دکتری خود را از رشته ی علوم سیاسی دانشگاه کوئین بلفاست4  دریافت کرده است و مولف چند سری کتاب در مورد جنگ جهانی اول و درگیری های ایرلند شمالی است. او در عین حال آثاری را با عنواین «جنگ بزرگ انگلیس علیه ترکیه»5  و «شورش ارامنه و جنگ بزرگ: داستانی دقیق در مورد خیانت»6  تالیف کرده است و در آینده نزدیک کتابی دیگر از وی با عنوان «رویارویی انگلیس و روسیه در قفقاز: ترک های عثمانی، ارامنه و آذربایجانی ها در مارپیچ انقلاب، جنگ و ژئوپولتیک»7 منتشر خواهد شد. دکتر والش اکنون در یک دانشگاه های بین المللی در امارات متحده عربی به عنوان استاد دانشگاه تدریس می کند.

امره سربست8  (بنیاد امنیتی ترک-آمریکا): قبل از هر چیز از اینکه مصاحبه با باتا را پذیرفتید از شما تشکر می نمایم.

در مورد وقایع مربوط به اقلیت ارامنه در سال 1915 به طور عام چگونه می اندیشید؟ آیا باور دارید که آن وقایع نمونه ی یک نسل کشی هستند؟

«نسل کشی» قبل از هر کاربرد دیگر عنوانی حقوقی است که برای وقایع مشخصی توسط حقوق بین الملل به کار می رود. این اصطلاح تا سال 1948 و قبل از تصویب «قرارداد مقابله و مبارزه با نسل کشی»9  توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد استفاده نشده است. قبل از نسل کشی یهودیان توسط نازی ها هیچ نسل کشی دیگری توسط این قرارداد به رسمیت شناخته نشده است. و این احتمالا به این دلیل است که قبل از تصویب یک قانون نمی توان بنا به آن قانون مرتکب جرم انگاشته شد.

سازمان ملل متحد طبق این قرارداد با جنایات نازی ها به عنوان یک مورد استثنایی برخورد کرد اما در خصوص محاکمه ی وقایع دیگر و مقابله با کشورهای دیگر ترجیح داد که این قرارداد مشمول عطف به ماسبق نباشد. فکر می کنم مخاطب دلیل این برخورد را درک خواهد کرد. در تعریف سازمان ملل از جرم «نسل کشی»، وقایع مرتبط با ارامنه به عنوان نسل کشی شناسایی نشده است به همین دلیل ادعاهای نسل کشی ارامنه در سال 1915 جز یک اندیشه نیست و هیچ مبنای قانونی ندارد.

لفظ «نسل کشی» از سوی یک وکیل لهستانی به نام رافائل لمکین10  و برای تعریف کشتار سیستماتیک یهودیان به دست نازی ها بوجود آمد. بعضی ها ادعا می کنند رافائل لمکین موقعی که این لفظ را برای کشتاری که نازی ها مرتکب شده بودند بوجود آورد در واقع به ارامنه می اندیشید. این افراد در حقیقت برای سرپوش گذاشتن به این واقعیت که در سال 1915 قانونی قابل اعمال برای نسل کشی وجود نداشت چنین ادعایی دارند. اینجا در واقع نوعی خیال بافی خلاقانه وجود دارد. لمکین فقط یک پروفسور حوزه ی حقوق بود که تخصص اش حقوق خانواده بود. او کتاب معروف و در عین حال کمی گنگ اش با عنوان «مدیریت محور در اروپای اشغال شده»11  را تنها دو سال بعد از آنکه به آمریکا آمد و در موقعی که انگلیسی را هنوز به خوبی نمی توانست صحبت کند نوشت. در اینجا می توان چنین پرسید که «نویسنده های خیالی او چه کسانی بودند؟». بی خیال. برخلاف کسانی که پیوسته ادعا می کنند رافائل لمکین موقعی که این لفظ را برای کشتاری که نازی ها مرتکب شده بودند بوجود آورد در واقع به ارامنه می اندیشید، عجیب است که لمکین در این کتاب اصلا بحثی از ارامنه نمی کند. تنها نتیجه ای که از اینجا می توان گرفت این است که از نظر لمکین موضوع ارامنه نیازی به ایجاد اصطلاحی جدید نداشت و او این اصطلاح را برای یهودی ها نگه داشت.

به نظرمن بعد از اثبات نسل کشی یهودیان، ورود به مثال های دیگر برای ایجاد و گسترش یک زمینه ی کاری طبیعی بود. و این زمینه ی کاری جدید بعضی از محققین دانشگاهی را که مشتاق قرار گرفتن در کادرهای آموزشی جدید بودند به خود جذب کرد.

در حقیقت آنچه که به عنوان «نسل کشی ارامنه» نامیده می شود هیچ مبنای تاریخی و حقوقی ندارد و در اصل یک ادعای احساسی است و مورخین در مواجهه با این حادثه به شدت دچار چند دستگی شده اند. ادعاهایی از این دست که «اکثر» مورخین موافق برچسب «نسل کشی» برای این موضوع هستند به صورت نابخردانه ای تکرار می شوند. اما این ادعا چه زمانی مگر به صورت کمّی ثابت شد؟ و اگر این تمرین فکری به نتیجه رسید آیا ندیدند که چقدر کار بی مفهمومی بوده؟ اگر واقعا این «اکثریت» وجود داشته باشد چیزی فراتر از آنگلوسفر،12  انبوهی از لابی ارامنه و بعضی غربی های شیفته ی ترفیع درجه و حرفه و برخی اتباع مجرم ترکیه (از جمله تانر آکچام13 ) نخواهد بود. در واقع اکثر تاریخ دانان از منظر لابی ارامنه «منکر»14  هستند چونکه به واقع بدون دلایل و قرائن تاریخی مایل به کربرد آن کلمه ی نسل کشی نیستند.

پویش به رسمیت شناختن نسل کشی ارامنه در حقیقت یک پویش سیاسی بسیار موخر و جدید است. آنچه آنها در پی آن هستند این است که نمایندگان مجلس و قوه ی قانونگذاری را مجبور به قانونگذاری و تعیین تکلیف ور خوزه ای بکنند که نه اطلاعاتی در آن حوزه دارند و نه صلاحیتی در مورد یک موضوع تاریخی و حقوقی دارند.

هیچ سند و مدرک مستدلی نیست که نه فقط برنامه کشتار تعمدی ارامنه، بلکه طرح عمدی مهاجرت اجباری ارامنه توسط عثمانی ها را اثبات کند. شورش های ارامنه در روزهای آغازین سال 1915 و در پی آن هجوم ها و شبیخون های پی در پی ارامنه بر علیه دولت که اوضاعی فلاکت بار برای دولت عثمانی پدید آورده بود از حیث دولت عثمانی یک نوع تهدید موجودیت بشمار می رفت و در نتیجه ی این تحولات مهاجرت اجباری به عنوان یک طرح ابتکاری15  به اجرا درآمد. دبیر معروف کابینه ی انگلستان مائوریس هانکی16  چنین می گوید که «در آن دوران بزرگترین عنصر نگرانی بر هر دولت مسئله امنیت آن دولت بود». عثمانی ها هم با تکیه بر همین اصل اقدام کردند. اگر هر کدام از دولت های انگلستان، روسیه، آمریکا و یا هر دولت دیگری در همان شرایط قرار می گزفتند شکی نیست که به همان شیوه برخورد می کردند. همه ی این دولت هایی که نام بردم زمانی که امنیت و حاکمیت دولت های خودشان مطرح بود شورش ها و تحراکات بسیار کم خطرتر را نیز با تکیه بر همان روش های برطرف کردن شورش ها انجام می دادند. به عنوان مثال انگلستان برای مبارزه با یک عصیان در کنیا حتی در سال 1950 نیز از روش تجمیع در اردوگاه ها استفاده کرده است.

ممکن است کمی در مورد عملیات های گرو های تروریستی ارامنه از جمله آسالا و JCAG، اهداف و انگیزه های آنها توضیح دهید؟

البته من تخصصی در خصوص این گروه های تروریستی ندارم اما از آنجایی که در شمال ایرلند زیسته ام در خصوص خشونت های سیاسی مطالب زیادی آموخته ام. از نظر من آسالا و یکی از شاخه های آن به نام JCAG چیزی مثل عمو زاده های بریگاد سرخ17  و Baader-Meinhoff هستند. یعنی اینها از یک جنس هستند. در دهه ی 1970 ما با یک جهش در حوادث تروریستی مواجه بودیم. فعالیت های تروریستی ارامنه هم قسمتی از خشونت های این دهه بود.

البته ناسیونالیسم ارمنی دارای یک پیشینه ی تروریستی تاریخی تر از داشناک ها است. تروریزم و اقناع به عنوان ویژگی جدایی ناپذیر آن یکی از محبوب ترین دست آویزهای این گروه های انقلابی بود. استفهان کوتکین18  استاد دانشگاه پرینستون و کارشناس حوزه ی استالین در روزهای گذشته چنین گفت که تروریزم بلشویک ها در مقایسه با تروریزم داشناک ها هیچ بود. وقتی سخن از ترور بود داشناک ها در جنوب روسیه بهترین بودند و حرف اول را می زدند.

آسالا و گروه های وابسته به آن به واقع با لابی «نسل کشی ارامنه» اهداف مشترکی داشتند: به رسمیت شناختن نسل کشی از سوی ترکیه، جبران خسارات مادی و واگذاری سرزمین. و فکر می کنم حتی ماگنا ارمنستان19  (یعنی ارمنستان بزرگ) را هم مطالبه کرده اند. شش استان ترکیه و قسمت اعظمی از ترانس قفقاز20 . و البته این بسیار مضحک بود و امیدی هم به آن نبود. پویش سیاسی اخیر اما بسیار دقیق سناریوسازی شده و اهداف محدودتری بروز می دهد. فعالیت های آسالا با اینکه مدافع و حامی مطالبات به رسمیت شناخته شدن نسل کشی ارامنه بود اما در اساس ناکارآمد بود. طبیعی است که اگر بمباران کنید، دیپلمات های ملل مختلف و انسان های بی گناه را بکشید دشمنی دولت ها و ملت ها را در پی خواهد داشت. و این اصلا به نفع موقعیت یک قربانی نیست.

با اینکه کشورهای اروپایی زیادی و حتی کشورهای غیر اروپایی وقایع سال 1915 را به عنوان نسل کشی به رسمیت می شناسند چرا ترکیه و آذربایجان این مسئله را قبول نداریند؟

سیاستمداران غربی به دلایل متنوعی در جهت به رسمیت شناختن نسل کشی ارامنه رای می دهند. در کشورهایی نظیر فرانسه و آمریکا لابی بسیار قدرتمند ارامنه وجود دارد که سیاستمداران محتاج رای را تحت فشار قرار می دهند. لابی و گروه های ذینفع اساس سیاست آیالات متحده آمریکا را تشکیل می دهند. از آنجایی که اعضای کنگره هر دو سال یکبار مشمول فرایند بسیار سخت انتخاب شدن در مجلس نمایندگان می باشند از اینرو تحت فشار گروه های لابی و همچنین گروه های قدرتمند جمعیت های محلی قرار می گیرند. ایالات متحده در عین حال پناهگاه سیاست هایی است که بر اساس هویت های قومی است و تمامی این ویژگی های سیستم آمریکایی برای لابی ارمنی بسیار مناسب است. و البته پول همان چیزی است که به عنوان روغن لای چرخ سیستم آمریکایی عمل می کند و ارامنه برای خریدن افراد با نفوذ در راستای ادعاهای خود از هزینه کردن به هیچ وجه ابایی ندارند. نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا از جمله افرادی چون اوباما و بایدن بسیار مایل به قول دادن به این گروه های لابی هستند. اما انسان های عاقل در واشنگتن وقتی به آنها یادآوری می کنند که قول هایی که داده اند چقدر احمقانه هستند و اگر به آنها عمل کنند چطور منافع ایالات متحده را به خطر خواهد انداخت پشت سر هم وعدهای خود را فراموش می کنند و از آن سر باز می زنند.

اکثر سیاستمداران غربی به بیانی ساده فرصت طلب هستند و همیشه به دنبال حمایت از به اصطلاح «یک طرح/ادعای خوب» هستند. آنها همیشه فکر می کنند که حمایت از ادعاهای عدالت خواهانه انسان های(مسیحیان) بیچاره و مورد ستم واقع شده در خصوص به رسمیت شناخته شدن رنج هایشان فعالیتی بی ضرر است که نتایج بدی را به بار نمی آورد. این سیاستمداران البته در حوزه ی تاریخ بسیار جاهل و نادان هستند و قابلیت انجام هر کاری را در راستای یک هدف به ظاهر مقدس دارا می باشند. در ایرلند با انسان های زیادی از این دست آشنا شدم. انسان های خوب، صادق و معمولا با گرایشات چپ هستند. از آنها در مورد تاریخ و اطلاعات تاریخی شان پرسیدم. (جواب این نوع سوالات)21  البته ادعای دروغین کشته شدن یک و نیم میلیون ارمنی که از منابع ارامنه نشات گرفته و ماه آوریل هر سال به صورت کپی-پیست در یک روزنامه چاپ می شود و یا جملاتی که به سخنرانی هیتلر در نورمبرگ22  نسبت داده می شود در حالی که جعلی و کذب بودنشان آشکار شده است.

ترک ها و آذربایجانی چظور می توانند این مزخرفات را باور کنند؟ آنها اگر کمترین اطلاعی از تاریخ خودشان داشته باشند و به خودشنان اخترام قائل باشند نمی توانند این نوع مزخرفات را باور کنند.

به نظر شما چرا دولت های آمریکا و انگلیس از به رسمیت شناختن ادعاهای نسل کشی ارامنه تفره می روند؟ آیا می تواند به دلیل ناکامی آنان در محاکمه دولتمردان عثمانی در محاکم قضایی مالتا باشد؟

دولت ها همیشه بر اساس منافع ملی خودشان اداره می شوند. بسیاری از دولت ها برای راضی کردن توده ها و نقش بازی کردن برای ناظران جهانی در خصوص ارزش های جهانی تبلیغات می کنند اما موعدش که می رسد همه ی آنها به طرز عجیبی در جهت منافع ملی خودشان عمل می کنند. در ایالات متحده آمریکا یک لابی قدرتمند و موثر ارمنی وجود دارد که در جهت به رسمیت شناختن نسل کشی ارامنه حرکت می کند و در این راستا بارها قوانینی را به تصویب رسانده و رای گیری هایی را به راه انداخته اند. گرچه اینها از حیث تاریخی ارزشی ندارند. موثر بودن یا نبودن این لابی بر روی سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا هنوز جای بحث و شبهه دارد. بسیاری از دولتمردان البته متوجه احمقانه بودن این نوع رای گیری ها هستند و آن را در جهت خوب و منطقی نشان دادن بعضی از سیاستمداران بی مسئولیت به مردمی صاف و صادق که از ژست هم خوششان می آید می دانند و این حرکت ها را فراتر از انجمن های مباحثه ی دانشجویی نمی دانند. اما از نگاهی دیگر این رای گیری ها مهم هم هستند. در بعضی موقعیت ها غربی ها وقتی از جهتگیری های سیاسی ترکیه خوشنود نمی شود، به عنوان مثال وقتی ترکیه به روسیه نزدیک می شود و یا به جای آمریکا از مسکو سیستم دفاع موشکی می خرد از این موضوع در مقابل ترکیه استفاده می شود. در این موقعیت ها همه ی آن بیانات پوچ و بی مفهوم به عنوان اهرمی بر علیه ترکیه استفاده می شود. ولی از آنجایی که ترک ها در مقابل لابی نسل کشی موضعی صحیح و مستحکم گرفته اند استفاده از این اهرم به ضرر طرف مقابل می انجامد. در نتیجه یکی از اضلاع دموکراسی آمریکایی برای به رسمیت شناخته شدن نسل کشی ارامنه رای گیری می کند و در مقابل ترکیه بیشتر به روسیه نزدیک می شود.

در انگلستان لابی ارمنی به مانند آمریکا وجود ندارد و در عین حال در خصوص تاریخ نسبت به آمریکایی ها کمتر ایده آلیست هستند. در مقابل انبوهی از انگلستانی ها هستند که به این وقایع با نگاهی واقع بینانه می نگرند و وقتی موضوع به رسمیت شناخته شدن نسل کشی ارامنه مطرح می شود در مورد تاثیرات و پیامدهای آن نیز آگاهانه برخورد می کنند. قرار گرفتن در چنین مسیری (به رسمیت شناخیت نسل کشی)23  برای یک امپراتوری جهانی مانند انگلستان که در تاریخ گذشته ی خود وقایع زیادی برای پنهان کزدن از چشم دیگران دارد مسیری خطرناک خواهد بود. و البته مطمئن هستم که انگلستان به خوبی واقف است که در آن دوره که تمامی آرشیوهای عثمانی در دسترسش قرار داشت و تمامی اسناد و مدارک و شواهد موجود و شناخته شده را در اختیار داشت در دادگاه قضایی مالتا نتوانست شکایتی درخور و مستحکم ثبت کرده و کاری از پیش ببرد و به خوبی بر جزئیات محاکم مالتا واقف است. به نظرم باید حق مطلب را در خصوص انگلستان ادا کرد. آنها نتیجه را می دانند، همه ی شواهد و مدارک را دیده اند، یک بار این مسیر را رفته اند و دیگر بار نمی خواهند قسمتی از یک دادگاه مضحک و ساختگی باشند.

در مورد قتل عام هایی که جوخه های ارمنی با همکاری قوای بیگانه در طول جنگ جهانی اول مرتکب شدند و همچنین تلفات ترک ها و آذربایجانی های مسلمان و غیر مسلح چه می اندیشید؟ آیا به نظر شما می توان عدد دقیقی برای تلفات مسلمانان در این وقایع تعیین کرد؟

جرمی سالت24  در آخرین کتابش به نام «آخرین جنگ های عثمانی»25  می گوید که از جمعیت هجده (18) میلیونی عثمانی بیش از چهار (4) میلیون کشته شدند و این نسبتِ مرگ و میر در مقایسه با تمامی دولت های متخاصم و درگیر در جنگ بزرگ (جنگ جهانی اول)26  بیشترین میزان مرگ و میر می باشد. حداقل سه چهارم کشته شدگان مسلمانان بودند این در حالی است که آذربایجانی ها در این آمار و ارقام محسوب نشده اند.

پروفسور کورکچواوغلو27  استاد دانشگاه آتاتورک در ارزروم با توجه به حفاری های دهه ی 1980 و تحقیقات آرشیوی چنین نتیجه می گیرد که در طول جنگ نزدیک پانصد هزار از اتباع مسلمان کشته شده اند. بعد از کشتار غیر نظامیان در مناطق دیاربکر، موش، بتلیس، وان، ارزروم، ارزنجان، قارص، آردهان، ترابزون، آدانا و سایر نواحی، در آناتولی شرقی و جنوب شرقی 185 (صد و هشتاد و پنج) گور دسته جمعی پیدا شده است. من شخصا به ارزروم دعوت شدم و شواهد و بقایا را به چشم خود دیدم. قوای داشناک در آنجا حدود پنجاه هزار نفر افراد غیر نظامی را قتل عام کردند. چهل و پنج هزار نفر در وان، هفده هزار نفر در قارص، پانزده هزار نفر در ایغدیر، سیزده هزار نفر در ارزنجان، دوازده هزار نفر در دیاربکر، ده هزار نفر در موش و همه غیز نظامیان بیگناه قتل عام شدند. بیشتر این قتل عام ها مشابه قتل عام های یهودیان اورپای شرقی در پشت جبهه های جنگ توسط جوخه های مرگ28  نازی ها در سال های بین 44-1942 صورت گرفت. بعد از آنکه قوای روس پس از انقلاب بلشویکی از آناتولی شرقی خارج شدند، همدستان اردوهای تزاری از جمله داشناک ها و نظامیان ارمنی در نبود هیچگونه مکانیزم کنترلی هیچگونه مانعی برای قتل عام و کشتار نمی دیدند.

به موازات آنچه گفته شد، در قفقاز جنوبی نیز قوای تحت رهبری آندرانیک29 ، درو30  و سایرین با نظامیان تحت امر خود برای واقعیت بخشیدن به آرمان بزرگشان یعنی ماگنا ارمنستان (ارمنستان بزرگ) شروع به تخریب مناطق مسکونی مسلمانان و کشتار آنان کردند. در تحقیقات خودم به اسناد و مدارکی برخوردم که نشان می داد داشناک ها علاوه بر سلاح ها و مهمات روسی از سلاح های انگلیسی هم استفاده می کردند. این اسناد نشان می داد که پس از آنکه لنین اردوی تزاری قفقاز را لغو کرد انگلیسی ها با ارامنه توافق کردند و برای پاکسازی قومی منطقه از سوی ارامنه هرگونه کمک ازجمله مالی، تسلیحاتی و آموزشی را ارائه می دادند.

بدیهی است که تعیین دقیق کشته شدگان مسلمان کاری بس دشوار است. حتی عثمانی ها هم تا مدتها بعد از آن وقایع رقم و یا تخمینی برای تعداد کشته شدگان مسلمان مشخص نکردند. اما در مقابل دولت آذربایجان تحقیقات گسترده ای را در خصوص قتل عام های سال 1918 و سال های بعد از آن انجام داد و به صورت کاتالوگ هایی منتشر نمود. این نشرها در مقابل ادعاها و تزهای دروغین و بزرگنمایی شده ی ارامنه  که از سوی مدیا و انتشارات غربی بدون تامل و تفکر پذیرفته می شوند تضاد خوبی را تشکیل می دهند. متفقین علاقه به موضوع کشتار مسلمانان نداشتند و تمام توان خود را برای سرپوش گذاشتن بر موضوعی که چندان رغبتی به آن نداشتند انجام دادند با این حال گزارش های خبرنگاران و مستشاران نظامی انگلیسی در مناطق مورد نظر حاکی از وقوع جنایات و قتل عام از سوی داشناک ها بود و در بعضی از این گزارش ها می بینیم که آنها به دولت های خود برای متوقف کردن بی رحمی های داشناک ها التماس می کردند.

متاسفانه در روایت های آلوده به نژادپرستی که سرتاسر مطبوعات غربی را در بر گرفته است هنوز هیچ اثری از حقاق مرتبط با موضوع دیده نمی شود و اکثر این روایت ها متاسفانه مثل همیشه از سوی افراد به ظاهر لیبرال تولید و منتشر می شوند که مدعی هستند همیشه بهتر از همه می اندیشند در حالی که از سوی لابی نسل کشی ارامنه مسخ شده اند.

 

1Pat Walsh

  دانشجوی دکتری در انستیتوی مطالعات آسیا و آفریقا در دانشگاه هومبلد-برلین2

[email protected]

  3Turkish-American Security Foundation

  4Queen's University Belfast

  5Britain's Great War on Turkey : An Irish Perspective, 1914-1924

Athol Books, 2009, Yayın yeri: : Belfast

  “6The armenian ınsurrection and the great war” by dr. Pat walsh and dr. Garegin pastermadjian “armen garo” (a cautionary tale of betrayal) ısbn 978-1-8722078-23-6 “belfast historical & educational society” 215 pages.

  7Battle For The Caucasus: Britain Versus Russia, 1918-20

  8Emre Serbest

  9Convention On The Prevention And Punishment Of The Crime Of Genocide: Approved And Proposed For Signature And Ratification Or Accession By General Assembly Resolution 260 A (Iıı) Of 9 December 1948 Entry İnto Force: 12 January 1951, İn Accordance With Article Xııı

  10Raphael Lemkin

  11Axis Rule in Occupied Europe: Laws of Occupation, Analysis of Government, Proposals for Redress (Foundations of the Laws of War) 2nd Edition

  Anglosphere 12

اصطلاحی برای اتباع کشورهای انگلیسی زبان استفاده می شود

  13Taner Akçam

  منکر و یا انکار کننده اصطلاحی است که مدعیان نسل کشی ارامنه و ازجمله لابی ارامنه برای14 مخالفان خود که منکر نسل کشی هستند استفاده می کنند

  (و نه از پیش طراحی شده)15

  16Maurice Hankey

  17Red Brigades

 18Stephen Kotkin - Department of History - Princeton University

  19Magna Armenia

  20Transcaucasia

  عبارت داخل پارانتز از مترجم است.21

  22Nuremberg

  عبارت داخل پارانتز از مترجم است.23

  24Jeremy Salt

  25The Last Ottoman Wars: The Human Cost, 1877-1923

  عبارت داخل پارانتز از مترجم است.26

  27Erol KÜRKÇÜOĞLU

  28Einsatzgruppen

  29Andranik Ozanyan

  30Dro

برگرفته از صفحه فیسبوک آقای قیس آیاز عبادی

گوناز تی وی

SH.A

Post | Gunaz article thumb

به اشتراک بگذارید :

Post | Gunaz article social Post | Gunaz article social Post | Gunaz article social Post | Gunaz article social Post | Gunaz article social Post | Gunaz article social
gun az article

افزایش ۴۰۰ درصدی قیمت مسکن در تهران

۱۳۹۹-۰۴-۱۴

gun az article

راه اندازی تلویزیون اینترنتی، ممنوع شد!

۱۳۹۹-۰۴-۱۴

gun az article

گوناز تی وی ۱۴ تیر۱۳۹۹: خرید تسلیحاتی بیش از ۵ میلیارد دلاری هند پس از درگیری مرزی با چین

۱۳۹۹-۰۴-۱۴

gun az article

مقایسه روند ابتلای مردم ساکن در ایران به کرونا با مردم اسپانیا و ایتالیا + ویدئو

۱۳۹۹-۰۴-۱۳

gun az article

آیا انفجار بزرگ در «تاسیسات هسته‌ای نطنز» کار اسرائیل بود؟!

۱۳۹۹-۰۴-۱۳

gun az article

آمریکا قطعنامه تمدید تحریم تسلیحاتی ایران را به رای می‌گذارد

۱۳۹۹-۰۴-۱۳

gun az article

محکومیت فرانسه در دادگاه حقوق بشر اروپا در ارتباط با پناهجویان

۱۳۹۹-۰۴-۱۳

gun az article

اقدام تازه آمریکا برای توقیف نفتکش‌های ایران در مسیر ونزوئلا

۱۳۹۹-۰۴-۱۳

gun az article

پکن فردی با سابقۀ سرکوب را برای ریاست دفتر امنیت ملی هنگ‌کنگ منصوب کرد

۱۳۹۹-۰۴-۱۳

gun az article

قیمت مسکن، دلار، سکه و مواد خوراکی در ایران به بالاترین حد رسید

۱۳۹۹-۰۴-۱۲

gun az article

آمار رسمی قربانیان کرونا در ایران از ۱۱ هزار نفر گذشت

۱۳۹۹-۰۴-۱۲

gun az article

عربستان سعودی؛یکی از بهترین کشورها در خاورمیانه برای زندگی زنان

۱۳۹۹-۰۴-۱۲

gun az article

هشدار وکیل ارمنی نسبت به تولید سلاح های بیولوژیکی در ارمنستان

۱۳۹۹-۰۴-۱۲

gun az article

صادرات گاز ایران به ترکیه از سر گرفته شد

۱۳۹۹-۰۴-۱۲

gun az article

استفاده از تلفن همراه حین راه رفتن در یکی از شهرهای ژاپن ممنوع شد

۱۳۹۹-۰۴-۱۲

gun az article

وقوع حادثه در سایت هسته‌ای نطنز ایران

۱۳۹۹-۰۴-۱۲

gun az article

رسیدگی به تقاضای پناهجویان در یونان ناممکن شده است

۱۳۹۹-۰۴-۱۲

gun az article

بازگشت محدودیت‌های جدید کرونایی به استان‌های آذربایجان‌جنوبی

۱۳۹۹-۰۴-۱۱

gun az article

افت ۱۰ برابری صادرات ایران به ترکیه

۱۳۹۹-۰۴-۱۱

gun az article

دهها کشور رسانه‌ها را در جریان بحران کرونا محدود کردند

۱۳۹۹-۰۴-۱۱