آخرین خبرها

جروزالم پست: بهترین راهکار برای دستیابی به تغییر رژیم در ایران - دیدگاه

۱۴۰۵.۰۵.۱۷, ۰۶:۵۴
جروزالم پست: بهترین راهکار برای دستیابی به تغییر رژیم در ایران - دیدگاه

Gunaz.tv

در پایگاه خبری جروزالم پست یادداشتی تحلیلی درباره «بهترین راهکار برای دستیابی به تغییر رژیم در ایران» به نوشته احمد اوبالی منتشر شده است.


در این مقاله آمده است که در روزهای اخیر، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، سرانجام به این درک رسیده است که امکان توافق با رژیم ایران وجود ندارد. در یک کلام، نمی‌توان با رژیمی توافق کرد که شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر می‌دهد، گروه‌های تروریستی تأسیس می‌کند، دست به حملات تروریستی در سراسر جهان آزاد می‌زند، هزاران تن از مردم خود را قتل‌عام می‌کند و برای کشتار حتی بیشتر، به دنبال ساخت تسلیحات هسته‌ای است. با توجه به این واقعیت، تنها گزینه‌ای که باید روی میز باقی بماند، تغییر رژیم است. 

 

با این حال، باید تأمل کرد که بهترین راه برای دستیابی به تغییر رژیم در ایران چیست؟

برای ایجاد تغییری معنادار در ایران، باید واقعیت دموگرافیک (جمعیتی) این کشور را در نظر گرفت. ما باید درک کنیم که هیچ گروه ملی-قومی واحدی وجود ندارد که اکثریت جمعیت کشور را تشکیل دهد. این بدان معناست که هیچ گروه ملی-قومی یگانه‌ای نمی‌تواند به تنهایی بار رهبری یک جبهه متحد برای تغییر رژیم در ایران را به دوش بکشد. با توجه به این موضوع، تنها راه برای دستیابی به یک تغییر موفقیت آمیز رژیم، ایجاد جبهه‌ای متحد از تمامی گروه‌های ملی-قومی از جمله آذربایجانی‌ها، فارس‌ها، عرب‌های احوازی، بلوچ‌ها، تورکمن‌ها، کوردها، لرها و دیگران است.در حالی که این گزینه بدیهی برای چندین دهه در داخل ایران یک واقعیت شناخته‌شده بوده، چرا تاکنون محقق نشده است؟

 

همه باید درک کنند ساختار سیستمی که حکومت‌های ایران فارغ از ایدئولوژی‌شان به کار بسته اند به گونه‌ای تنظیم شده است که تنها به ناسیونالیسم فارسی/ایدئولوژی آریایی خدمت کند. حتی اگر یک غیرفارس مانند مسعود پزشکیان به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شود، او قادر به اصلاح این سیستم و اعطای ابتدایی‌ترین حقوق قومی به غیرفارس‌ها نیست. به عنوان مثال، سال گذشته رئیس‌جمهور پزشکیان از مجلس خواست قانونی را تصویب کند که به جمعیت‌های غیرفارس، دو ساعت کلاس در هفته به زبان‌های قومی اختصاص دهد. اما معاون خودِ پزشکیان در مجلس با آن مخالفت کرد و کل دولت و تمام حاکمیت به تکاپو افتادند که این اقدام، آغاز یک جنبش تجزیه‌طلبانه در ایران است؛ در نتیجه خود پزشکیان نیز عقب‌نشینی کرد. 

 

ناسیونالیست‌های فارس که کنترل همه چیز را در کشور از جمله دولت، رسانه‌ها، محافل دانشگاهی، اقتصاد و غیره در دست دارند و در میان اپوزیسیون خارج از کشور نیز بسیار بانفوذ هستند، حاضر نیستند آنچه را که دارند با دیگر گروه‌های ملی-قومی تقسیم کنند. آن‌ها برای حفظ مهار قدرت، به تشویق اختلافات داخلی متوسل شده‌اند. به عنوان نمونه، آذربایجانی‌ها نگرانی‌های واقعی درباره ادعاهای ارضی همسایگان کورد خود دارند. لرها می‌خواهند به عنوان لر شناخته شوند، نه کورد. اعراب نیز نگرانی مشابهی مانند آذربایجانی‌ها دارند مبنی بر اینکه کوردها ادعای ارضی در بخش شمالی عربستان، که با نام احواز (استان خوزستان) شناخته می‌شود، دارند. بلوچ‌ها و تورکمن‌ها نیز مانند دیگر گروه‌های ملی-قومی، مسائل مشابهی در رابطه با مهاجرت فارس‌ها به مناطق خود دارند.

 

پس راه حل چیست؟ به نظر می‌رسد ناسیونالیست‌های فارس هرگز به چیزی جز کنترل نخستینِ فارس‌ها بر ایران تن نخواهند داد. این وضعیت، سایر گروه‌های ملی-قومی را ناگزیر می‌سازد تا اختلافات خود را ترمیم کرده و به یک جبهه متحد دست یابند. دنیا باید بداند که فارس‌ها کمتر از چهل درصد جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند. این امر به معنای آن است که اکثریت جمعیت کشور را غیرفارس‌ها تشکیل می‌دهند. بنابراین، اختلافات آن‌ها باید حل شود تا بتوانند متحد شده و یک جبهه واحد را تشکیل دهند. اما دست‌یابی به این هدف دشوار است، هرچند که پیش از این نیز در میان گروه‌های ملی-قومی تلاش‌هایی صورت گرفته اما با موفقیت همراه نبوده است. به نظر می‌رسد کشورهایی مانند ایالات متحده یا اسرائیل که علاقه‌مند به تغییر رژیم در ایران هستند، باید با تمامی گروه‌های ملی-قومی گفتگو کنند، به نزدیک کردن آن‌ها به یکدیگر کمک نمایند و آن‌ها را تشویق کنند که دست‌کم در شرایط کنونی، اختلافات خود را کنار بگذارند.

 

هنگامی که دولت‌های ایران مرزهای استانی را بازطراحی کردند، این کار را با این نیت انجام دادند که می‌دانستند هرگونه جنبش قومی در آینده، مشکلات مرزهای قومی را به برجسته خواهد کرد. به عنوان مثال، بخشهایی از قلمرو سرزمینی آذربایجان در استان‌های کرمانشاه و کردستان قرار گرفتند که هر دو دارای اکثریت کورد هستند. همزمان، حکومتها مهاجرت غیرعرب‌ها به احواز را تشویق کرده‌اند تا تعادل جمعیتی را در این استان تغییر دهند تا عرب‌ها اکثریت نداشته باشند. به طور مشابه، حکومت مهاجرت کوردها به استان آذربایجان غربی را تشویق کرد تا یک منطقه کوچک کوردنشین بین تورکیه و آذربایجان جنوبی ایجاد کند. دولت ایران با انجام این اقدامات، در ایجاد تفرقه میان گروه‌های ملی-قومی موفق بوده است.

 

اما ما باید به این عقلانیت و آگاهی برسیم که نمی‌توانیم و نباید صرفاً به دلیل حضور یک گروه قومی خاص در آن استان‌ها، ادعای مالکیت بر قلمروهای قومی دیگران داشته باشیم. به نظر می‌رسد این مساله بزرگترین مشکل میان کوردها و آذربایجانی‌ها است. در حالی که ما آذربایجانی‌ها بخش‌هایی از قلمرو و جمعیت خود را در استان‌های کردنشین متصل به استان‌های آذربایجانی داریم، یا جمعیت کورد در استان‌های آذربایجان غربی متصل به کردستان وجود دارند، بهترین راه حل این است که مرزهای استانی فعلی را همان‌گونه که هست حفظ کنیم و پس از وقوع تغییر رژیم در ایران، به گله‌مندی‌ها و شکایات جمعیتی در آن استان‌ها رسیدگی کنیم.

 

ما به عنوان آذربایجانی بر این باوریم که مسئله قلمروهای آذربایجانی در داخل کردستان و جمعیت کورد در داخل آذربایجان غربی می‌تواند به سادگی و از طریق اعطای حقوق قومی به هر دو منطقه حل شود؛ از جمله آموزش به زبان مادری و مشارکت آن‌ها در کنار داشتن نماینده در حکومت محلی. ما می‌توانیم در صلح و صفا در کنار یکدیگر زندگی کنیم، با این درک که درگیری‌های داخلی میان کوردها و آذربایجانی‌ها تنها به سود حکومت مرکزی در ایران و ناسیونالیست‌های فارس است. همین فرمول می‌تواند در مورد مسائل مربوط به اعراب، کوردها، لرها، بلوچ‌ها و تورکمن‌ها نیز اعمال شود. برای حل این مشکل، ما نیاز داریم که کشورهای غربی مانند ایالات متحده و اسرائیل وارد عمل شوند و به ترمیم این اختلافات کمک کنند. ارتباط برقرار کردن با تنها یک یا دو گروه ملی-قومی و نادیده گرفتن مابقی، هرگز یک راه حل نخواهد بود.

 

ما آذربایجانی‌ها به عنوان بزرگترین جمعیت قومی در ایران با بیش از ۳۰ میلیون نفر، از همسایگان کورد خود می‌خواهیم که در ادعاهای ارضی خود تجدیدنظر کنند و به ایجاد فضای همکاری کمک نمایند؛ فضایی که در آن بتوانیم حکومت مخرب، ناسیونالیست، تئوکراتیک (دین‌سالار) و اسلام‌گرای فارس را که صلح جهانی و ثبات منطقه‌ای را تهدید می‌کند، نابود سازیم. ما باید شانه به شانه یکدیگر برای تحقق تغییر رژیم بجنگیم تا ایران بتواند به یک دموکراسی فدرال، غیرمتمرکز، سکولار و آزاد تبدیل شود؛ جایی که مردم حق تحصیل به زبان مادری خود را داشته باشند و حقوق تمامی اقلیت‌ها، حقوق زنان، حقوق دگرگونی‌های جنسی و جنسیتی (LGBT) و سایر حقوق بنیادین بشر محترم شمرده شود. در عین حال، اگر هر گروه ملی-قومی به دنبال جدایی باشد، می‌تواند این کار را پس از برگزاری یک همه‌پرسی تحت نظارت سازمان ملل در آن منطقه قومی انجام دهد. رأی دادن برای استقلال، یک حق بنیادین بشر است، همان‌طور که در کشورهای غربی مانند بریتانیا و کانادا اجرا می‌شود. با این حال، تمام این موارد باید پس از اجرای موفقیت‌آمیز تغییر رژیم صورت گیرد. به خاطر سپردن این نکته حیاتی است که تغییر رژیم به همه اجازه خواهد داد تا در جهان بهتری زندگی کنند و این امر باید در حال حاضر اولویت اول باشد.

 

۲۶ جولای ۲۰۲۶
نویسنده: احمد اوبالی، روزنامه‌نگار مخالف و دگراندیش آذربایجان جنوبی است که هدایت شبکه تلویزیونی گوناز تی‌وی را بر عهده دارد.
برای مطالعه مقاله از لینک اصلی:
https://www.jpost.com/opinion/article-902911

اخبار منتخب

Most Read