آخرین خبرها

یک استاد دانشگاه: انتقال آب از خزر به دریاچه اورمیه باعث وقوع زلزله در آذربایجان جنوبی می شود

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
یک استاد دانشگاه: انتقال آب از خزر به دریاچه اورمیه باعث وقوع زلزله در آذربایجان جنوبی می شود

Gunaz.tv

گوناز تی وی: رژیم اسلامی ایران در زمان دولت احمدی نژاد اصرار فراوانی بر طرح پرهزینه انتقال آب از خزر به دریاچه اورمیه داشت. این طرح در زمان ارائه، با انتقادات شدید کارشناسان برجسته محیط زیست روبرو شد. با این وجود دولت روحانی نیز مصرانه در پی انجام این طرح یر عملی است. طرحی که مستلزم هزینه فراوان است و تا زمان انجام آن نیز دیگر دریاچه ای به نام دریاچه اورمیه باقی نمانده و همین 6 درصد آب موجود نیز خشکیده است!

به گزارش گوناز تی وی، دولت روحانی پیش از روی کار آمدن خود با دادن وعده های فراون در رابطه با احیای دریاچه اورمیه توانست آراء فراوانی را به خود اختصاص دهد. اما دولت وی تا کنون هیچ اقدام عملی برای نجات این دریاچه انجام نداده و تنها به برگزاری همایش های تبلیغاتی اکتفا نموده است. از سوی دیگر این دولت با مطرح نمودن دوباره طرح غیر عملی انتقال آب خزر به دریاچه اورمیه و اصرار بر اجرای آن بار دیگر نشان داد که در اصل هیچ تمایلی برای نجات این دریاچه ندارد. یکی از روزنامه های سراسری چاپ تهران طی گزارشی مفصل بهبررسی طرح انتقال آب بین حوضه ای برای نجات دریاچه اورمیه پرداخته است. در این گزارش یکی از اساتید دانشگاه به خوبی به غیر عملی و حتی خطرناک بودن این طرح اشاره کرده است. بنا بر این گزارش، "کشاورزی و سدسازی، دو عامل اصلی خشک شدن دریاچه ارومیه هستند. خشک شدنی که در صورت ادامه، می‌تواند تمام زمین‌های کشاورزی حوزه را هم خشک کند. بنابراین تغییر رویکرد وزارت نیرو در حقابه و توسعه کشت پایدار، دو کلید رهایی دریاچه ارومیه از مرگ حتمی هستند. اما در این میان بازهم کسانی روی انتقال آب خزر به دریاچه ارومیه اصرار دارند. طرحی که در صورت اجرا، آن طور که آخانی می‌گوید، بخش بسیار زیادی از جنگل‌های شمال را از بین خواهد برد و زلزله را به جان منطقه زلزله‌خیز شمال و شمال‌غرب (آذربایجان جنوبی) خواهد انداخت.

 اما زمزمه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد همچنان گروه‌هایی  به دنبال اجرای آن هستند تا یک سؤال در ذهن افکار عمومی رژه برود که  چرا؟ به گفته آخانی، یکی از دلایل محکم برای اصرار بر اجرای چنین طرح‌هایی، ارزش پیدا کردن زمین‌های محدوده طرح است. به گفته او، جنبه اقتصادی طرح بسیار بالاست و همین مسأله هم احتمالاً به اعمال فشار گروه‌های ذی‌نفع به تصمیم‌گیران منجر خواهد شد. آخانی نیز همچون سلیمانی اعتقاد دارد که  تنها راه نجات دریاچه، استفاده از آب‌های درون حوزه‌ای است.  آخانی می‌گوید که مشکل یک حوزه را نمی‌توان با یک حوزه دیگر حل کرد. او انتقال آب دریاچه خزر را اهدای قلب یک انسان سالم به یک انسان بیمار می‌داند. انتقالی که به مرگ انسان سالم منجر خواهد شد اما تضمینی برای نجات انسان بیمار هم به دنبال نخواهد داشت. آخانی یک نکته دیگر را یادآوری می‌کند که پرسش مهم و اساسی را به دنبال دارد. او موضوع را به سال 2004 میلادی می‌برد که کشورهای مختلفی در دنیا کنوانسیونی به نام «کنوانسیون کنترل، مدیریت آب توازن و رسوبات کشتی» را تصویب کردند. جمهوری اسلامی هم در سال 89 به عضویت این کنوانسیون درآمد. اما موضوع این کنوانسیون چیست؟ آخانی می‌گوید که  وقتی کشتی‌های تجاری و باری از کشوری به کشور دومی می‌روند در زمانی که بار ندارند و به اصطلاح بار کشتی خالی است برای ایجاد توازن داخلش را پر از آب می‌کنند. کشتی وقتی به کشور دوم می‌رسد آب را تخلیه و کالای مورد نظر را بار می‌زند. مشکل از همین جا شروع می‌شود تا «آب توازن» به یکی از دغدغه‌های محیط زیستی کشورهای جهان تبدیل شود و در نهایت چنین کنوانسیونی در 10 سال گذشته به تصویب برسد. ورود آب توازن دریای مبدأ به دریای مقصد، اکوسیستم دریای دوم را بهم می‌زند و باعث هجوم گونه‌های مهاجم می‌شود و به  تنوع زیستی نقطه مقصد آسیب وارد می‌کند. بنابراین عقل جهانی به این نقطه می‌رسد که قوانینی تصویب کند تا کشتی ها آب توازن را در دریای مقصد نریزند. آخانی از این مقدمه چینی به یک سؤال بزرگ می‌رسد که توجه به پاسخ آن می‌تواند یکی از دلایل لزوم فراموشی انتقال آب خزر به دریاچه ارومیه باشد. او می‌پرسد وقتی عقل جهانی به این نتیجه رسیده که آب یک کشتی می‌تواند اکوسیستم یک اقیانوس را به خطر بیندازد، چطور می‌شود از انتقال آب یک دریاچه به دریاچه دیگری سخن به میان آورد؟ او می‌گوید وقتی متخصصان بین المللی حتی انتقال آب یک کشتی به دریای دیگری را باعث یک خسارت جبران ناپذیر می‌دانند، ما چگونه می‌خواهیم صدها میلیون متر مکعب آب از اکوسیستم خزری با شیمی متفاوت و موجودات منحصر به آن را به اکوسیستمی چون دریاچه ارومیه که قدمتی چند هزار ساله دارد، وارد کنیم؟ دریاچه‌ای که به گفته او با اکوسیستم منحصربه‌فرد خود باعث تنوع زیستی و بومی دریاچه ارومیه شده است. تنوع زیستی که هیچ شباهتی به سواحل شمالی ایران ندارد. تا این سؤال  از سوی افکار عمومی پیش بیاید که آیا کسانی که می‌خواهند آب دریاچه خزر را در ارومیه بریزند فکر می‌کنند در اکوسیستم شوری که تنها موجود زنده آن «آرتمیا» است، می‌توان به تماشای  مثلاً «فک خزری» نشست یا به صید «ماهیان خاویاری» پرداخت؟ یا همان طور که آخانی می‌گوید، تنها موجود زنده دریاچه ارومیه یعنی «آرتمیا» را هم کاملاً نابود می‌کند.

 او می‌گوید برای انتقال آب از 28 متر پایین‌تر از سطح آب‌های آزاد به ارتفاع دو هزار متر، احتیاج به ایجاد تأسیسات زیاد و احداث نیروگاه‌های متعدد، خطوط برق و...  است که ساخت همین تأسیسات هم مستلزم تخریب جنگل‌های وسیعی خواهد بود. او نابودی جنگل‌ها و ساخت ایستگاه‌ها، سدها و دریاچه را از جمله هزینه‌های دیگر اجرای یک طرح غیرکارشناسی در کشور می‌داند.  آخانی با توجه به شور بودن آب دریای خزر می‌گوید اگر به هر دلیلی آب از آب‌بندها به زمین‌ها نشست کند، اکوسیستم استان‌های اردبیل، گیلان و آذربایجان شرقی با  مشکل جدی روبه‌رو خواهند شد.  استاد دانشگاه تهران  از یک احتمال خطرناک دیگر هم خبر می‌دهد، احتمالی که کارشناسان علم جغرافیای کشورهای همسایه  از جمله جمهوری آذربایجان هم روی آن اتفاق نظر دارند. آنها با توجه به پستی-بلندی‌های موجود در مسیر شمال- جنوب، می‌گویند که در صورت اجرای طرح، ایران ناگزیر است در مسیر سربالایی این کانال در چندین منطقه آبگیرهای بزرگی احداث تا از سرریز شدن آب کانال جلوگیری کند. مسیرهایی با این خصوصیات، مانند کناره‌های البرز، انبوهی از جمعیت را در خود جای داده که باید زمین‌ها و خانه‌های اطراف پروژه تخلیه شود اما این پایان ماجرا نیست. این کارشناسان خطر دیگری را هشدار می‌دهند. به گفته آخانی، ایجاد آبگیرها باعث افزایش خطر زلزله می‌شود. به گفته «چنگیز اسماعیل‌اف»، کارشناس علوم جغرافی و رئیس مرکز تحقیقات خزر در دانشگاه دولتی باکو هم نتیجه درست مثل آنچه در «داغستان» یا منطقه «مینگه چویر» اتفاق افتاده است، در حالت عادی، ایجاد آبگیر باعث می‌شود سالانه تا 300 زمین لرزه با مقیاس پایین در منطقه اتفاق افتد، حالا اگر این منطقه مانند مناطق شمالی ایران زلزله خیز نیز باشد، آیا نباید ریسک‌های ایجاد آبگیرهای بزرگ به دقت در نظر گرفته شود؟"

اما واقعیت این است که دولت روحانی در اصل نه به دنبال انتقال آب از خزر است و نه می خواهد طرح هایی کم هزینه و واقع گرایانه همچون بازکردن سدها و تخصیص حقابه دریاچه از رودهای درون حوضه ای را انجام دهد. دولت وی در ادامه سیاست های وابسته سازی آذربایجان جنوبی به ایران، به دنبال خشکاندن کامل این دریاچه و نابودی کشاورزی منطقه و در نتیجه وابستگی شدید آن به دولت مرکزی است. مشابه این گونه طرح های استعمارگرایانه در طول تاریخ بسیار زیاد می باشد. اما این طرح چنان غیر انسانی است که تنها کشاورزی منطقه را نابود نمی کند، بلکه حتی حیات انسانی را نیز در آذربایجان جنوبی به مخاطره می افکند.

گوناز تی وی

R.C

اخبار منتخب

Most Read