آخرین خبرها

سران ایران هفته گذشته را در حقارت سپری کردند

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
سران ایران هفته گذشته را در حقارت سپری کردند

Gunaz.tv
  گوناز تی وی: ایران به عنوان یک کشور پر مدعای خاورمیانه و اسلامی، هفته گذشته را در زیر بار سنگین حس حقارت سیاسی در دورن و برون  مرزهایش سپری کرد. تحقیری که در طول تاریخش، بی نظیر یا کم نظیر بود.  اولین مورد از این سری تحقیرهای ملی، دستگیری طهماسب مظاهری و توقیف چک همراه وی بود.  مظاهری؛ وزیر اقتصادی و دارایی و رئیس بانک مرکزی سابق است که به اتهام حمل غیر قانونی چک بانکی، به مبلغ 70 میلیون دلار در فرودگاه "دوسلدورف" آلمان  دستگیر شد. مقام های ایرانی تلاش کردند تا این حادثه را انکار کنند اما هنوز سه روز نگذشته بود که به اعتراف مجبور گشته و گفتند: چون آقای مظاهری مورد اعتماد شرکت "کیسون" بوده، او را برای حمل چک انتخاب کرده اند. این داستان درحالی خنده دارتر می شود که بدانیم، بانک صادر کننده چک و گیرنده آن، هر دو در ونزوئلا هستند.    دومین مورد از این سری تحقیرها، در جلو چشم نمایندگان مجلس ایران رخ داد. نمایندگان می خواستند عبدالرضا شیخ الاسلامی؛ وزیر تعاون، کار رفاه اجتماعی را استیضاح کنند. چند روز بده بستان پشت پرده احمدی نژاد با برادران لاریجانی بی ثمر مانده بود. احمدی نژاد در این جلسه علنی، با پخش ویدئویی، فساد مالی و اخاذی یکی از برادران لاریجانی (فاضل) را به نمایش گذاشت. در اقدامی متقابل، علی لاریجانی با آن که خودش را از "فاضل" (یکی از برادرانش) مبرا خواند اما آشفته شد و در جلو چشم میلیون ها ایرانی و نمایندگان مجلس، توهین های کوچه و بازاری و بسیار تحقیر کننده ای را نثار احمدی نژاد کرده، در پایان سخنانش، به طور مودبانه ای او را از مجلس "اخراج" کرد.   لازم به توضیح است که احمدی نژاد تنها مقام در ایران است که اگر آرای نسبت داده  شده به وی را واقعی بدانیم،  بیشترین رای را کسب کرده است. در حالی که  آرای همه نمایندگان مجلس، بیسارکمتر ازرئیس جمهور است.  خود خامنه ای منتخب مستقسم مردم نیست و توسط خبرگانی انتخاب شده که هر کدام از آن ها بسیار کمتر ازچند نمایندگان رای کسب کرده اند. رئیس قوه قضائیه هم منتخب مردم نیست و از طرف شخص خامنه ای منصوب شده است.  در پی حمله مستقیم احمدی نژاد به یکی از قدرتمندترین خاندان حاکمیت در ایران، باند لاریجانی ها دست بکار شدند و در اولین گام انتقامگیرانه، سعید مرتضوی را دستگیر کرده و راهی زندان اوین کردند. بدین گونه، جنگ قدرت جدیدی در ایران آشکارتر شد که اگر تداوم بیاید، بسیاری از جنایت های خاندان های حکومتی، روشن خواهد شد اما لاریجانی ها زمانی خوش شانس از آب درآمدند که احمدی نژاد به مصر سفر کرد و نتوانست به سرعت عکس العمل نشان داده و جواب رفتارهای سیاسی آن ها بدهد ولی قول داد که پس از بازگشت از قاهره، به قوه قضائیه و لاریجانی ها پاسخ خواهد داد.  با این حال، او قوه قضائیه را تا حد یک تشکیلاتی که در خدمت مقاصد خانوادگی لاریجانی ها است، به پایین کشید.   بسیاری از ایرانیان در خارج و داخل کشور از دستگیری سعید مرتضوی و زندانی شدنش در اوین، غرق در سرور و شادی شده بودند و فراموش کرده بودند که سعید مرتضوی مورد اعتمادترین جنایتکار حاکمیت در قوه قضائیه بود. مرتضوی سرسخت ترین و لجوج ترین مخالف حقوق ملت، آزادی بیان، روزنامه نگاران، نویسندگان، صاحبان افکار و اندیشه، اصلاح طلبان، جنبش سبز و حقوق ملت های ساکن در ایران کنونی بود که شخص خامنه ای اجازه نمی داد او در زندان بماند. شخص خامنه ای در حمایت از او، صادق لاریجانی (یکی از برادران لاریجانی و رئیس قوه قضائیه) را به خدمتش فرا خواند و از او خواست تا با آزاد کردن مرتضوی، از مرتضوی و احمدی نژاد عذر بخواهد و وارد این جنگ نشده و آبروی همه را بیش از این به باد ندهند. تا بدین وسیله، زمینه تداوم نزاع سیاسی و تشدید تخاصم در میان سه قوه و خاندان های حکومتی را کاهش دهد. گر چه صادق لاریجانی به آزادی مرتضوی راضی شد اما در سخنانی، علت سکوتش را "امر" خامنه ای دانست و افشاگری هایش را به آینده و زمان مناسب موکول کرد.  در ظاهر، به نظر می رسد که رهبر ایران در حمایت از احمدی نژاد و در مقابل خاندان باخته تا اینجای بازی، ایستاده است. واقعیت آن است که احمدی نژاد از خانواده ای برخاسته که ریشه در حاکمیت ندارد و به راحتی می توان او را قربانی کرد. مسلم است که خامنه ای روابط خانوادگی و روابط حکومتی خود با لاریجانی ها را قربانی احمدی نژاد نمی کند.  لاریجانی ها بیش از این برای خامنه ای مهم هستند که آن ها را در پای احمدی نژاد قربانی کند. تا اینجای این نبرد و در قبال این عقب نشینی ظاهری و در قبال این سکوتشان، لاریجانی ها حتما بهایی را از خامنه ای گرفته اند یا خواهند گرفت.   اگر احمدی نژاد دهانش را باز کند، آبروی همه خاندان های حکومتی را می برد و جمهوری اسلامی را در نزد طرفدارانش سکه یک پول می کند و از اعتبار ساقط می سازد. البته، این به معنی خودکشی سیاسی احمدی نژاد هم خواهد بود. برای همین بود که پسر احمدی نژاد، تاریخ صد سال آینده را جایی دانست که در آن از پدرش تقدیر خواهند کرد و در تقویم ها یاد خواهد شد. خامنه ای دو ماه قبل، فرمانی صادر کرده و از رئسای هر سه قوه خواسته بود تا پایان انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده، لب فرو بسته و از هر نوع بحران آفرینی دوری کنند و افزوده بود: هر کس بحران بیافریند، خائن به کشور است. هنوز سخنان او از طنین نیافته بود که سران هر سه قوه مقننه، قضائیه و مجریه به جان هم افتادند و سر بالا، به  خامنه ای تف انداختند. همان هایی که داد می زدند، "ولایت فقیه فصل الخطام" است، به فرمان خامنه ای هیچ ارج و قربی قایل نشدند و اقتدار او را به زیر علامت سوال بسیار بزرگ بردند.  با این اقدام ها، خامنه ای پایگاه سیاسی و ریاستی خود را از دست داده است. او برای تثبیت جایگاه خود، به اقدامی بسیار هوشمندانه و یا حمله ای غافلگیرانه نیاز دارد. شاید برای همین بود که در سخنانی قول داد تا خودش در باره "بد اخلاقی بعضی از مسئولین" ولی در آینده، سخن بگوید.  احمدی نژاد در حالی لاریجانی ها (دو قوه) را به این مبارزه کشاند که با تکیه بر "پیشرفت های علمی، موشکی و فرستادن موجود جاندار به فضا" خود را جلودار نشان می داد اما او در حالی در مجلس از این برتری علمی و تلنولوژیکی حرف می زد که رسانه های ایرانی و غیر ایرانی، میمون برگشته از فضا را همان میمونی نمی دانستند که به فضا فرستاده شده بود و به اینگونه، ایران و دولت و مقام های علمی را به شیادی علمی متهم می کردند. احمدی نژاد در دفاع از خود و دانشمندانش، اعلام کرد: حاضر است، اولین انسانی باشد که با موشک ایرانی به فضا می رود.  این دست از رسوایی ها و تحقیرها به داخل ایران محدود نشد بلکه مرزها را در نوردید و به صحنه بین المللی هم ره کشید. احمدی نژاد روز بعد از دعوا در مجلس، راهی مصر شد تا در "کنفرانس  سران کشورهای اسلامی" شرکت کند. 20 دقیقه در فرودگاه منتظر ماند و مقام های مصری به پیشوازش نیامدند. رسم سیاسی در اینگونه کنفرانس ها  آن است که با توجه به مقام و سمت نماینده ای که از یک کشور به محل برگزاری کنفرانس می آید، یک مقام همسطح از کشور مهمان به فرودگاه آمده و او را تا محل اقامتش همراهی می کند. در دیدار با "محمد مورسی"؛ رئیس جمهور مسلمان مصر، پرچم ایران برافراشته نشد و تنها پرچمی که در عکس های این دیدار دیده می شود، پرچم خود مصر است. این رفتار دیپلماتیک مصری ها ، پاسخی به رفتار قبلی ایران بود که به هنگام حضور مورسی در ایران، پرچم مصر را بر نیافراشته بودند. احمدی نژاد اولین رئیس جمهور ایران بود که بعد از 34 سال به مصر سفر کرد. او تصور می کرد که مردم مصر عاشق چشم و ابروی ایران و خود او هستند. با اعتماد به نفس فراوان، در میان علمای مورد احترام جهان اهل سنت و دانشمندان دانشگاه الازهر حاضر شد تا با آنان پیوند "اخوت" یا برادری بزند و در صورت امکان، مصری ها را جانشین سوریه کند ولی علمای دینی مصری بشدت به وی و ایران تاختند که چرا به سنی ها ظلم می کند؟ چرا عرب های ایران از حقوق انسانی محروم هستند؟ و چرا در امور کشورهای عربی منطقه خلیج عرب دخالت می کند؟ در همین حال، دو حزب اسلام گرای مصر (اخوان المسلمین و النور) در دفاع از حقوق عرب ها وسنی های ساکن ایران، بیانیه ای صادر کرده و به ایران و مقام های حکومتی آن تاختند و از حکومت مصر خواستند تا به احمدی نژاد و هیات همراهش اجازه ورود به پایتخت را ندهد  رئیس الازهر؛ شیخ احمد الطبیب در گفتگویی تحقیر آمیزی که با احمدی نژاد داشته، ایران را "دشمنی بدتر از اسرائیل برای جهان اسلام" عنوان کرده است. شیخ الطبیب از او خواسته تا در امور داخلی اعراب دخالت نکند. از ترویج شیعه گری در میان سنی ها بپرهیزد. به اصحاب پیغمبر اسلام؛ عمر، عثمان و ابوبکر توهین نکند و از حمایت از اسد در سوریه خودداری ورزد.  در کنفرانس مطبوعاتی بعد از این دیدار، علمای الازهر در ردیف جلوتر از احمدی نژاد ایستادند و یکی از آنان سخنان رئیس خود را برای خبرنگاران تکرار کرد. حس حقارت چنان بر احمدی نژاد غلبه کرد که او آنان را به ترک محل کنفرانس مطبوعاتی تهدید کرد اما پاسخ یکی از علمای حاضر این بود که ما شما را به الازهر دعوت نکرده ایم و می توانید بروید. در خروج سرخورده از این کنفرانس مطبوعاتی بود، شاید احمدی نژاد انتظار داشت تا مردم مسلمان مصر از او با سلام و صلوات استقبال کنند اما یکی از استقبال کنندگان که احتمالا از پناهندگان سوریه به مصر بود، با پرتاب کفش به احمدی نژاد، او را شوکه کرد و محافظان احمدی نژاد مجبور شدند تا او را با سرعت به اتومبیل ضد گلوله ببرند. اگر چه ایران خواست تا این تحقیر بین المللی را انکار  کرده و ناچیز بشمارد اما رسانه های مصر اعلام کردند که در رابطه با پرتاب کفش به احمدی نژاد، چهار نفر دستگیر شده اند که به زودی محاکمه خواهند شد. رسانه های ایران و وابسته به حاکمیت، در قبال این مسایل به دو دسته مشخص تقسیم شده اند. عده ای طرفدار احمدی نژاد هستند و به لاریجانی ها حمله می کنند و آزادی سعید مرتضوی را جشن گرفته اند و دسته دیگر، به احمدی نژاد می تازند. روزنامه کیهان که نمایندگی خامنه ای را یدک می کشد،  هشدار می دهد، حالا که مرتصوی دستگیر شده، چرا فاضل لاریجانی دستگیر نشده تا اتهام فساد مالی به او تفهیم شود؟ "تابناک" محسن رضایی از احمدی نژاد پرسیده، چرا به مصر رفته ای که چنان تحقیر شوی؟ این هفته، خفت بارترین هفته ای بود که سران رژیم در پشت سر گذاشتند. خامنه ای سکه یک پول شده و بی ارج و مقدار گشت. سران سه قوه به هم تاختند و بخشی از جنایت های هم را افشا کردند. جمهوری اسلامی در جهان عرب و به خصوص در مصر به طور بی سابقه ای تحقیر شد و مفتی ارشد الازهر رهبران ایران را بری از مسلمانی دانست. آش چنان شور گشته بود که تعدادی از رسانه های رژیم هم در باره این همه رسوایی، داد سخن رانده اند.

اخبار منتخب

Most Read