آخرین خبرها

نامه عزیز پورولی از قرنطینه زندان تبریز خطاب به رئیس زندان

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
نامه عزیز پورولی از قرنطینه زندان تبریز خطاب به رئیس زندان

Gunaz.tv
  نامه عزیز پورولی از قرنطینه زندان تبریز خطاب به رئیس زندان مرکزی تبریز   بسمه تعالی  به : ریاست محترم زندان مرکزی تبریز با سلام احترام   اینجانب عزیزاله پورولی در تاریخ 20/9/91 برای گذراندن دوران محکومیت خود به زندان مرکزی تبریز وارد شده ام که در تاریخ 21/9/91 مرا به بند 8 کاردرمانی انتقال نموده اند . موضوعاتی را در مورد چگونگی بر خوردهای غیر قانونی برخی از مسئولین زندان با بنده را به اطلاع و سمع شما می رسانم.   روزی که وارد بند کاردرمانی شدیم وکیل بند زندانی آقای حق شناس و آقای قلیزاده از مسولین زندان وارد اتاق شده بدون مقدمه برای ما اخطار داده و گفتند که " در بیرون هر که بودید برای خود بودید یادتان باشد که اینجا هیچ کس حق ندارد از سیاست صحبتی به زبان بیاورد " این موضوع با اعتراض همه در اتاق مواجه شد. در تاریخ 23/9/91 روز پنج شنبه حوالی ساعت 30/11 بنده در حال شستن دست صورتم بودم که ناگهان سر و صدایی در سالن بند بلند شد در حالی که خیلی هم بد دهنی می کردند دیدم سه،چهار نفر یکی از زندانی ها را با ضرب و شتم وحشیانه به نمازخانه بند بردند. بنده خواستم نسبت به این موضوع بی تفاوت باشم ولی چند لحظه بعد ضرب و شتم بدتر از قبل شروع شد . بنده نیز حساس شدم که ببینم این بنده خدا کیست، زمانی که به نمازخانه نگاه کردم مسعود حسین زاده را دیدم که زیر لگد این آقایان در حالی بر زمین افتاده و دهانش پر از خون بود را می زدند . بلافاصله بنده به اتاق برگشته و همه را ناراحت دیدم . حتی سایر زندانیان که وضعیت موجود را مشاهده کرده بودند ناراحت و عصبانی بودند. به نظر می رسید که پشت این عمل آقایان سناریویی خفته بود . شاید اراده های نامرئی دستان این آقایان را اینطور باز گذاشته بود. چون بنده قبلا نیز شاهد این چنین موضوعاتی شده بودم . می خواستند با این کارشان ما را تحریک کرده و متهم به بر هم زدن نظم عمومی زندان کنند. بنده با مشاهده همچنین وضعی وظیفه خود دانسته وهمه را به آرامش دعوت کرده و از مسئولین بند خواستم تا مسئول شب زندان را از این ماجرا آگاه سازند که خوشبختانه آنها هم همان کار را کردندو چند دقیقه بعد مسئولین آمده با چشمان خود مشاهده کردند که چه چیزی رخ داده است .   از آقای چاووشیان مسئول شب زندان سوال کردم اگر درمقابل دیدگان شما یک بی گناه را چندین نفر مورد ضرب و شتم قرار دهند آنوقت عکس العمل شما چه خواهد بود . ایشان در جواب گفتند : " بالاخره من هم انسانم "   ما همه اعتراض خود را به مسئولین گوشزد کردیم و گفتیم که ما به عنوان زندانی در اینجا هستیم همگی مسئول حفظ آرامش در زندان می باشیم و گفتم که شما نیز به عنوان زندانبان مسئولید که امنیت جانی ما را تامین کنید .   ریاست محترم زندان؛   چنانچه مطلع هستید در تاریخ 24/9/91 روز جمعه مرا به حضور فرا خوانده و طی دیداری کوتاه که با عالی جناب داشتم موضوع را از بنده جویا شدید و بنده نیز هر اتفاقی که رخ داده بود را برایتان شرح دادم و گفتم که ما نه با زندانی و نه با زندان مشکلی نداریم ما زندانی هستیم و شما هم مسئول زندان و مسئولین موظف هستند تا امنیت جانی ما را تامین نمایند . ما نیز اگر برایتان عرض کردم که اگر از طرف هر فردی مورد حک و حرمت واقع شویم و یا مورد ضرب و شتم قرار گیریم مسئولین را مقصر می دانیم .چون بدون اراده مسئولین هیچ زندانی نمی تواند چنین برخوردی را برای خود بیابد که در خاتمه حضرتعالی قول دادید که مشکل را حل نمایید.   در تاریخ 25/9/91 روز شنبه دوباره مرا به حراست زندان بردند بعد از پرس و جو و تکرار همان گفته ها دوباره یاد آور شدم برایشان گفتم که ما با کسی مشکلی نداریم در اینجا برای ما هر اتفاقی از سوی هر کسی بیافتد مسئولیتش بر عهده مسئولین می باشد و گفتم قرار نیست از طریق بعضی ها گروهی تشکیل دهند و در درون زندان اراده شخصی و غیر قانونی خود را برای زندانیان محکوم و دست بسته و محدود تحمیل نمایند .   ریاست محترم ، برایتان یاد آور شوم که بین صحبتهای مسئول محترم حراست کلمه " تبعید " را برایم گوشزد نموده که این به نوعی تهدید محسوب می شود . در پایان پرس و جو بدون هیچ دلیلی به جای برخورد با عاملین ضرب و شتم بنده را به بند قرنطینه انتقال نمودند.   در تاریخ 27/9/91 روز دوشنبه جنابعالی برای بازدید به قرنطینه آمده بودید از من پرسیدید که اینجا چه کار می کنید گفتم من هم می خواهم از جنابعالی بپرسم و پس از صحبت کوتاهی گفتید که پی گیری می کنم و چند روز بعد از آقای لاهوتی پرسیدم که چرا من را به بند کاردرمانی انتقال نمی دهید " گفتند که شما چرت و پرت گفته اید " حال سوال من از آقای لاهوتی این است مگر شما در گفتمان بین من و رئیس زندان حضور داشتید ؟ از کجا گفتید که من چرت و پرت گفته ام ؟!   ریاست محترم زندان تبریز :   خواست من از شما این است که قانون را سر لوحه کار خود قرار دهید و طبق آیین نامه زندان با بنده رفتار نمایید و اضافه کنم که بر اساس آیین نامه زندان ، تفکیک جرایم را اجرا نموده تا تحمل حبس و ادامه زندگی در دوران محکومیتم دوام یابد در غیر این صورت هر اتفاقی که برایم بیافتد مسئولیتش بر عهده ذی ربط می باشد .   عزیز پورولی بند قرنطینه 16/10/91 b.o

اخبار منتخب

Most Read