آخرین خبرها

گزارش تحلیلی هفته ی نوزدهم لیگ برتر؛ تیراختور سوار بر پیکان رو بسوی قهرمانی!

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
گزارش تحلیلی هفته ی نوزدهم لیگ برتر؛ تیراختور سوار بر پیکان رو بسوی قهرمانی!

Gunaz.tv
 تیراختور پس از حذف از جام حذفی و تساوی با سایپا، هم برای روحیه گرفتن و هم جهت فاصله نگرفتن از صدر جدول نیاز مبرمی به پیروزی مقابل پیکان داشت که گرچه ماحصل تلاشش فقط یک گل بدست آمده از نقطه ی پنالتی بود با اینحال با به نمایش گذاشتن یک بازی قابل قبول در اکثر دقایق مسابقه با در اختیار داشتن توپ و میدان سوار بر بازی بود. نوشتار حاضر با به زیر ذره ببن بردن این بازی، تلاش نموده است با نگاهی موشکافانه اتفاقات و حواشی آن را مورد تحلیل قرار دهد.    هواداران نیامدند! با آنکه کانون هواداران تیراختور -که با تلاش مدیر عامل فعلی تیراختور جهت «حامی پروری» با ایجاد گروهی خودی به اسم «هواداریار» که برخی هواداران آن را به «جعفری یار» تعبیر می نمایند می توان اسمش را «کانون "هواداریاران" یا "جعفری یاران"» نام نهاد- جهت حضور انبوه هواداران در استادیوم فراخوان داده بود اما علیرغم آنکه 33 روز از آخرین بازی تیراختور در استادیوم سهند آذربایجان سپری شده و انتظار استقبال پرازدحام هواداران از تماشای بازی تیم محبوب خود از نزدیک می رفت، باز هم مثل بازی با آلومینیوم شاهد حضور نسبتاً کم شمار هواداران بودیم که این نشان می دهد که برخلاف تصور غلطی که اشخاصی که خود را در رأس هواداران می بینند داشته و با ادعای اینکه سایتهای هواداری فقط 500 هزار تومان ارزش دارند تلاش بر خلاص شدن از شر منتقدان دارند، هواداران چندان هم به فراخوانهای توخالی ارجی نمی نهند. آنانی که از آخرین سال حضور تیراختور در لیگ دسته اول در فصل 88-87 و پس از صعودش به لیگ برتر تا اکنون با مراحل ظهور و تکامل «پدیده ی تیراختور» آشنایی داشته و علل و عوامل به وقوع پیوستن انقلاب هواداران تیراختور -که با سونامی خود با شکاندن تابوی دوقطبی سرخابی، فوتبال ایران را به لرزه درآوردند- را بطور ریشه ای درک نموده باشند می دانند که حرکت هواداران تیراختور با آنکه ریشه در اعماق مطالبات «هویت طلبانه» و «حق طلبانه» ی ملت آذربایجان دارد اما آغاز حرکت هواداران از فضای مجازی و در رأس آن سایتهای هواداری تیراختور بوده است. هوادار تیراختور صرفاً روی «هدفش» و «دورنمایی که از آینده در ذهن خود دارد» می اندیشد. فصل قبل در آن بازی معروف نهم بهمن ال کلاسیکوی ایران با استقلال در استادیوم سهند که با هنرنمایی محسن ترکی به افتضاح کشیده شد، با اتحاد همین سایتها و سایر رسانه های حامی تیراختور، در برف و بوران و سرمای چندین درجه زیر صفر تبریز، با حضور عاشقانه ی قریب به 80 هزار نفر در استادیوم، یکی از روزهای تاریخی آذربایجان به ثبت رسید. این حضور هواداران پیام روشنی برای کسانی دارد که با آنکه خود را در رأس هواداران می پندارند اما به دلیل «عدم پایگاه اجتماعی»، هواداران چندان توجهی به فراخوانهایشان نمی نمایند زیرا آنان را «از خود» و «از مردم» نمی دانند و با آنکه مشکلاتی مانند برگزاری بازیها در روزهای غیرتعطیل، سرمای زمستان، عدم خدمات دهی به هواداران و ... بهانه ی حضور کم شمار هواداران معرفی میشوند علی ایحال همین هواداران در فصلهای نهم، دهم و یازدهم بدون توجه به روز برگزاری بازی، سرما و گرما و ... نه تنها با حضور پرازدحام خود در استادیوم سهند لرزه بر اندام بدخواهان آذربایجان انداخته اند بلکه در اقصی نقاط ایران نیز تیم محبوب خود را تنها نگذاشته اند و بدون شک با اتحاد همین سایتها و سایر رسانه های خادم تیراختور، استادیوم سهند آذربایجان دوباره در جوش و خروش خواهد بود.       پنالتی لوپز باز هم شانسی شد! با آنکه ارتکاب خطا بر روی بازیکنی که منجر به اعلام ضربه ی پنالتی شود محصول کار تیمی می باشد اما هیچگاه نمی توان از خلاقیت بازیکن پنالتی گیر چشم پوشی نمود. فلاویو لوپز در دقیقه ی 8 مسابقه با حرکات پا به توپ خود، مدافع حریف را مجبور به خطای پنالتی روی خود نمود و خود لوپز با مأمور شدن جهت نواختن ضربه، اینبار نه مثل بازی با داماش بدون خیز برداشتن و ایستادن با غرور پشت توپ، بلکه با خیزی بلند پشت آن ایستاد که ضربه اش با برخورد به تیر دروازه وارد آن شد. این چندمین باری می باشد که پنالتی لوپز با برخورد به تیر وارد دروازه میشود. جالب است که همین تک گل به دست آمده از پنالتی، عامل برتری تیراختور شد مشخص نیست که اگر این توپ راه به دروازه پیدا نمی نمود سرنوشت این بازی چگونه میشد؟ شاید بهتر این باشد که لوپز با «دقت» و «تمرکز» بیشتری به توپ ضربه بزند چون ممکن است همواره «خوش شانسی» با وی همراه نباشد که توپش با لمس نمودن تیر دروازه وارد آن شود!   تیراختور قبراق و سر حال اما گل نزن!  با آنکه از همان ابتدا مشخص بود که پیکان به دلیل ضعف دفاع خود که تا قبل از بازی با تیراختو با دریافت ر 36 گل از حریفان ضعیف ترین خط دفاعی لیگ را بخود اختصاص داده بود بازی «فشرده»، «فیریکی» و «دفاعی» را در دستور کار خود قرار خواهد داد اما مشخص بود که تیراختور برخلاف خیلی از بازیهایی که بدون برنامه مقابل چنین حریفانی ظاهر شده و هر چه می زند به در بسته می خورد، اینبار روی تاکتیک تیمی حریف کار نموده و موقعیتهای خوبی روی دروازه ی آن خلق نمود اما چه سود که مثل سه فصل گذشته که هواداران در آرزوی وجود یک مهاجم «گلزن» در تیراختور بودند این ضعف این فصل هم پابرجا بوده و هنوز آن مهاجم «تمام کننده» در تیراختور ظهور ننموده است!   کار تیمی خوب، اما قرارداد بازیکنان با تیر دروازه!  از نکات جالب توجه بازی با پیکان، دو بار کوبیده شدن توپ به تیر دروازه در دقایق 68 و 88 توسط جواد کاظمیان و مسعود ابراهیم زاده بود که با احتساب 5 برخورد به تیر مقابل داماش، 2 تا مقابل سایپا و دو تا در مقابل پیکان، بازیکنان تیراختور در سه بازی اخیر 9 بار به تیر زده اند که تبدیل به گل شدن هر کدام از آنان می توانست جایگاه تیراختور را در جدول رده بندی دگرگون نماید. به نظر می آید که به دلیل «استرس حاکم بر بازیکنان» آنان چارچوب دروازه را به درستی ندیده و توپهایشان به تیر کوبیده میشوند که قدری کار روحی-روانی جهت ریلکس نمودن بازیکنان می تواند جهت حل این مشکل کمک نماید البته تمرین جهت تغییر عادت سرپایین بازی نمودن بازیکنان نیز خیلی مؤثر می تواند باشد. بازیکنان تا جایی که می توانند باید با «چشمانی باز» و «سری بالا» بازی نمایند.       جواد کاظمیان و جانان پریرا هنوز خاموش! با غیبت محمد ابراهیمی به جهت اخراج کودکانه بدلیل رفتار غیرحرفه ایش در بازی با سایپا، جواد کاظمیان از ابتدا در ترکیب فیکس تیراختور قرار گرفته و تا دقیقه ی 68 که با جاناتان پریرا دیگر بازیکن جدیدالورود تیراختور تعویض شد بغیر از یکبار کوبیدن توپ به دروازه چهره ی چندان پرفروغی از خود به نمایش نگذاشت و همچون وی جانان پریرا نیز در دقایقی که در زمین بود بیشتر در بازی گم بود که انتظار می رود این بازیکنان با آشنایی بیشتر با جو حاکم بر تیراختور به روند رو به رشد آن کمک نمایند.   تولد دروازه بانی دیگر! معمولاً برای یک دروازه بان، تجربه بیشتر از سن مهم بوده و خیلی از دروازه بانان در سالهای آخر وجود فوتبال خود به اوج درخشش دست یافته اند که به نظر می رسد مهدی ثابتی هم که قبلاً در دروازه ی ابومسلم مشهد عملکرد خوبی داشته و با حضور در در سه فصل گذشته در تیراختور یکی از بازیکنان «متین» و «باخلاق» بوده است چنین حکایتی داشته باشد. درهفته های ابتدایی فصل قبل عباس محمدی و مهدی ثابتی با اشتباهات فاحش خود امیر قلعه نوعی را مجبور به نشاندن محسن فروزان بجای خود نمودند که این دروازه بان جوان و مستعد با درخشش خود عباس محمدی و مهدی ثابتی را به یک نیمکت نشین کامل بدل نموده و نقش زیادی در نایب قهرمانی تیراختور در فصل قبل داشت اما این فصل پس از دریافت 3 گل از ذوب آهن در هفته ی ششم و اسیر شدن در گیر و دار برخی حواشی، جای خود را به عقیل اعتمادی داد که این دروازه بان ایرانی-هلندی نیز که از نیم فصل لیگ یازدهم تا هفته ی ششم این فصل بطور کامل نیمکت نشین بود عملکرد مناسبی در درون دروازه ی تیراختور داشت اما پس از بازی با داماش که با تساوی 2-2 خاتمه یافت به دلایل نامعلوم به هلند رجعت نمود –که در ظاهر مشکلاتی مانند عدم پرداخت مبلغ قراردادش عامل ترک تیراختور توسط وی اعلام شد– که علیرغم آنکه در فوتبال حرفه ای بازیکنان به این سادگی نمی توانند قرارداد خود را زیر پای خود بگذارند تاکنون مراجعت ننموده است که در ادامه نوبت به مهدی ثابتی رسید که این دروازه بان با عملکرد موفق در درون دروازه می رود که از نو متولد شود!   آمیخته شدن "یورو تیراختور" تیراختورچیها با "یاللا یاللا"ی تونی  "تونی اولیوئیرا" از ابتدای حضور در تبریز با عملکرد حرفه ای خود نشان داده است که به کار خود بسیار ارزش قائل بوده و با «استرس» و «حساسیت»ی که در کنار زمین از خود بروز می دهد -که حرکاتش در کنار زمین نگرانی هواداران را در مورد سلامتی وی نیز برانگیخته است- «مسئولیت پذیری» خود را به اثبات رسانده است که این موضوع سبب «محبوبیت» وی در بین هواداران گشته است و در بازی با پیکان امیخته شدن شعار «یاللا یاللا گل ایستیریخ یاللا»ی هواداران با «یاللا یاللا گفتن تونی جهت رو بجلو فرا خواندن بازیکنان» از نکات جالب توجه این بازی بود که نشان می دهد «تونی» روحیه و حال و هوای هواداران را بخوبی «درک» و «احساس» می نماید.   گزارشگر بازی باز هم «افتضاح» و «روی اعصاب»! با گزارش هایی که از بهزاد وحدت پناهی، گزارشگر بازی با پیکان مشاهده شده است امروز در اینکه جواد خیانانی در «مجیزگویی» و «تملق پراکنی» باید در مکتب وی تلمذ نماید کمتر کسی شبهه ای دارد. به نظر می آید که وی به علت «شیخ زاده» و یا «شیخ دوست بودن» علاقه ی فراوانی به قرار دادن یک «شیخ» در بین اسم و فامیل «میلاد فخرالدینی» دارد که با تکرار مداوم «میلاد "شیخ" فخرالدینی» بینندگان تلویزیونی از ابتدا تا انتهای بازی «سوهان این کلمه» را روی اعصاب خود حس نمودند. پرگویی، پریشان گویی، وارد گزارش نمودن چیزهای بیربط، دادن اطلاعات غلط مانند سوتی «"احسان باکلاس" گفتن وی به احسان حاج صفی بجای "احسان فابرگاس" هواداران»، و تلاش جهت حرارت الکی بخشیدن به بازی و ... جزو خصوصیات ثابت گزارشهای وی می باشد. بهزاد وحدت پناهی با مملو نمودن گزارش بازی از «تملق» و «چاپلوسی» چندش آور برخی بینندگان تلویزیونی را مجبور به تماشای صامت بازی نیز می نماید. به نظر می رسد که به دلیل «سفارش»ی که جهت «نحوه ی گزارش بازی» گرفته است علاقه ی وافری به قرار دادن «جام خلیج فارس» در کنار «لیگ برتر» دارد. «تورکهای ساکن در ایران با وضعیت حاکم بر ایران فراموش شدگان تاریخ می باشند» اما گویا اگر نام «خلیج فارس» بیشتر تکرار شود آن اندک مویی هم که لای درز "هویت فارسی" می رود از میان رخت برمی بندد! اما در مقابل "نگین آذربایجان"، «دریاچه ی اورمیه» با تأثیر پذیری از «مدیریت فاجعه بار فارسی» در حال احتضار می باشد تا «خلیج عرب» با چنین تبلیغات «اغراق آلود» رسانه ای «خلیج فارس» باقی بماند! اینگونه به نظر می آید که شبکه ی سهند برای آنکه هر از گاهی به وی نیز فرصتی جهت خودنمایی اعطاء نموده باشد با جایگزین نمودنش بجای «مجتبی ساعی» او را روی اعصاب هواداران سوار می نماید. در گزارش «غلوآلود» وی بارها و بارها گفته ی «هواداران مهربان تیراختور» تکرار میشود که اگرچه در ظاهر چنین القاء میشود که گزارشگر به وصف هواداران تیراختور می پردازد اما در «باطن آن» نگاه «سخیفانه»، «تحقیرآمیز» و «مسموم» جماعت فارس حاکم بر ایران به «تورکهای آزربایجانی» و «سایر تورکهای ایران» پنهان می باشد که گویا «اینها "مهربان" بوده و فاقد روحیه ی افراطی و تهاجمی آنچنان که گفته و تبلیغ میشود می باشند!» البته قبلاً چیزهای دیگری نیز می گفت که جای خوشحالی است که با اعتراض بیندگان این شبکه قدری گزارش خود را قابل تحمل تر نموده است!.   کارشناس برنامه ی پخش زنده ی فوتبال افتاده از درخت "فارسی گرایی"!  "رسول صادقی" که هر از چند گاهی در میز کارشناس مسابقات تیراختور نشانده میشود با پشت سر هم ردیف نمودن 10 کلمه ی فارسی مثل "در فوتبال حرفه ای شرایط تیمهای شرکت کننده جهت موفقیت با تأثیرپذیری از عوامل مختلفدی کی!" بینندگان تلویزیونی را که اکثریت قریب به اتفاقشان "تورک" می باشند با «چنین تورکی صحبت نمودن خود» به حیرت وا می دارد! اینکه کجای این طرز صحبت نمودن «تورکی» است و چرا باید زبان تورکی صحبت شونده در ایران به چنین روزی بیفتد که ما «شاهد چنین اعجوبه هایی!» باشیم قصه ی سر درازی است که موضوع این نوشتار نیست علی ایحال انسان با برخورد به چنین آدمهایی از سر دردمندی از خود می پرسد که این آدمهای «فارسی زده» در کجای آذربایجان و ایران پرورش یافته اند که این چنین «سلیس» "به اسم تورکی صحبت نمودن" «معجون 99 درصدی فارسی را با 1 درصد فعل تورکی قاطی هم نموده و به خورد بینندگانی می دهند که مجبورند «با لفاظیهای کارشناس مآبانه ی چنین فارسی زدگانی به خود بپیچند!؟ اینگونه صحبت کردن «چندش آور» شاهدی بر این نیز می باشد که احتمالاً چنین اشخاصی حتی در خانه ی خود با فرزندانشان نیز «فارسی» صحبت نموده و از سر اجبار به دلیل آنکه اغلب بینندگان شبکه ی سهند «تورک» می باشند ملغمه ی "فارسی" را به اسم "تورکی" به خورد بینندگان می دهند و این سؤال پیش می آید که مجری شبکه ی سهند که تلاش می نماید صحبت نمودنش بیشتر «تورکی خالص» باشد -نه مثل این جناب کارشناس که «ملغمه ی 99 درصدی فارسی با 1 درصد فعل تورکی» را به خورد مردم می دهد- و سایر تهیه کنندگان پشت این برنامه آیا اجباری جهت دعوت از این «فارسی زدگان» دارند؟ مگر قحطی آدم می باشد که چنین شخصی با آن چهره ای که محافظه کاری از سر و رویش می بارد روی اعصاب بینندگان سوار شود؟ و اگر به دلیل "سفارش" و "فشار" محافل خاص جهت «فارسیزه نمودن» "تورکی آذربایجانی"، چنین افرادی به برنامه تحمیل میشوند چرا اقلاً یک تذکر کوچکی به آنان داده نمیشود که یا «بطور کامل فارسی صحبت کن» و یا اگر "تورکی" صحبت می کنی با سوهان کشیدن به اعصاب مردمی که نه برای دیدن و شنیدن لفاظیهای حضرتعالی (!) بلکه صرفاً جهت تماشای یک مسابقه ی فوتبال مجبور به نشستن پای تلویزیون گشته اند به «هویت»، «زبان» و «شعور» بینندگان اهانت نکن!؟ اینهم مایه ی بدبختی «تورکهای آذربایجان و سایر تورکهای ایران» می باشد که حداقل در 90 سال اخیر بدلیل تأثیر پذیری از سیاست مخرب آسیمیلاسیون و تلاش «هوبت حاکم» جهت هضم نمودن «تورکهای آذربایجان» و «سایر تورکهای ایران» در «زبان» و «هویت» فارسی مجبور به تحمل چنین "کارشناس مآبان" «فارس زده» و «فارسی زده» می شوند.   میلاد فخرالدینی، جوان، باانگبزه اما مغرور و ترشرو!  رخ دادن درگیری -البته سطحی و نه چندان مهم- بین میلاد فخرالدینی و جاناتان پریرای برزیلی که برای اولین بار در ترکیب تیراختور قرار می گرفت و رسانه ای شدن آن قدری از شیرینی  پیروزی تیراختور کاست که اینگونه برخوردها حاکی از در جریان بودن تنشهای پنهان در تیم و ضعیف بودن همدلی و صمیمیت بین بازیکنان می باشد که انتظار می رود متولیان باشگاه و مسئولان تیم، با ایجاد وحدت واقعی، نه ظاهری و تصنعی بین بازیکنان، «تیم» را به معنای حقیقی کلمه به یک «تیم» تبدیل نموده و رفتار بازیکنان تجلی گر «روح واحد در بدن واحد» باشد. وقتی هوادار به تیمش اینقدر «عشق» می ورزد که هیچ شخصی خود را منفصل از دیگران نمی پندارد انتظار مشاهده ی این «روحیه» و «رفتار» از بازیکنان نیز می رود. میلاد فخرالدینی بازیکنی خوب، مستعد، پرتلاش و آینده دار اما به دلیل جوانی و کم تجربگی تابع غرور و احساسات می باشد که بعضاً با سوتیها و اشتباهات مهلک خود سبب ضربه خوردن تیم نیز شده است که با توجه به آنکه قبلاً نیز چنین برخوردهایی با سایر بازیکنان داشته است جا دارد «خویشتنداری» بیشتری از خود نشان داده و با تعامل مناسب با سایر بازیکنان، سبب سوء استفاده ی بدخواهان تیراختور نشود البته به همان سان انتظار می رود کادر فنی و سایر مسئولان تیم، جاناتان پریرا را نیز به لحاظ روحی-روانی و فیزیکی با جو حاکم بر تیراختور آشناتر نموده تا اینگونه برخوردهای زودگذر روی عملکرد تیم تأثیر منفی بجای نگذارد.   دندانهای تیز "گواردیولای ایرانی!" دیگر نمی برد! عبدالله ویسی، که با درست نمودن تیپ و قیافه ای شبیه به «گواردیولای اسپانیایی» خیلی دوست دارد که در نقش «گواردیولای ایرانی!» ظاهر شود در تمام بازیهای قبلی با تیراختور چه در صبا و چه در پیکان همواره با «حاشیه سازیها» و «دست زدن به کارهای سبک» تلاش نموده بود که از شکست مقابل تیراختور بگریزد بطوریکه در فصل قبل در بازی صبا-تیراختور در قم پس از آنکه صبا به فاصله ی دو دقیقه با به ثمر رساندن 2 گل ضمن به تساوی کشاندن بازی، از تیراختور پیش افتاد از خود بیخود شده و سر به رختکن گذاشت! که البته در دقایق انتهایی مسابقه تیراختور با گل قاسم حدادی فر بازی را به تساوی کشاند تا کام گواردیولای ایرانی! تلخ شود اما اینبار با پیکان و در بازی برگشت لیگ دوازدهم سرنوشت دیگری چشم انتظارش بود. تفاوت تیم پیکان با صبا آنست که با آنکه ویسی با اعتماد به نفس بالایی که ار موفقیت نسبی با صبا بدست آورده بود با آرزوهای فراوان راهی آن شد اما شکستهای سنگینی را با پیکان تجربه نموده که با دریافت 6 گل از پرسپولیس _که این تیم خودش نیز با ژوزه ی پرتغالی درگیر بحران بود- حتی تا نزدیکیهای جدایی نیز پیش رفت و بعد از باخت در تبریز در کنفرانس خبری پس از مسابقه بیان داشته بود که "هرگز در تبریز نباخته بودم، تمامی رکوردهایم خراب شد، در صبا هر چه می گفتم اجرا میشد اما اینجا ... (نقل به مضمون)" که به نظر می رسد که دندانهای تیز گواردیولای ایرانی! دیگر مثل سابق نمی برد و از صحبتهای ناامیدانه اش «غزل خداحافظی» را نیز به نوعی میشد احساس نمود. فارغ از اینکه فرجام وی در پیکان چه خواهد شد مهم این بود که بالأخره «گواردیولای مغرور ایرانی!» هم تسلیم تیراختور شد!      آرتان آرمان b.o

اخبار منتخب

Most Read