آخرین خبرها

جوابیه به طرح آقای کردوانی در رابطه با دریاچه اورمیه – آمپول را به خود بزنید ، هر نفس دریاچه نفس ماست

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
جوابیه به طرح آقای کردوانی در رابطه با دریاچه اورمیه – آمپول را به خود بزنید ، هر نفس دریاچه نفس ماست

Gunaz.tv
آقای کردوانی در یک قیاس کاملا اشتباه دریاچه اورمیه را به یک مریض تشبیه کرده اند که با زور آمپول زنده نگه داشته شده است ! در صورتیکه واقعیت امر اینست که دریاچه اورمیه همانند انسان سالمی هست که یک جانی به قصد قتل گلوی او را گرفته و جلوی تنفس او را گرفته است .  مشروح سخنان کردوانی را در اینجا بخوانید ایشان با استفاده از کلمه خواسته اند نشان بدهند که روند خشکی دریاچه اورمیه قانون طبیعت هست یا همچون مریضی هست که امکان حیات برای آن وجود نداشته و عمر این دریاچه به سر آمده است و ما انسانها برای اینکه عمر دریاچه را بیشتر کنیم به آمپول زدن روی آورده ایم ! . موضوع کاملا واضح هست. اگر جانی دست خود را از آن گلوی انسان سالم بردارد ، آن انسان سالم بعد چند نفس سخت دوباره به حیات واقعی خود باز می گردد و این اصل در مورد دریاچه اورمیه هم صادق هست . اگر سدهایی که راههای تنفس این دریاچه هست باز شوند دریاچه بعد از چند نفس عمیق به حیات و زندگی قبلی خود باز خواهد گشت.  ایشان در بندی دیگر ادعا نموده اند که کشاورزان از آب ورودی به دریاچه حق السهم دارند ! این یک مطلب کاملا کذب هست که هیچ استناد قانونی ندارد. تمامی رودخانه و جنگلها و دریاچه ها با مالکیت ملی هستند و هیچ کشاورز و یا کارخانه ای به حکم قانون نمی تواند در مقابل جلوی باز کردن سدها را بگیرد .  ایشان با زیرکی خاص خود قصد داشتند که کشاورزان آذربایجانی را در مقابل ملت آذربایجان قرار دهند . سوال اینجاست یک کشاورز بین دو گزینه زیر کدام یک را انتخاب خواهد کرد :  ۱-      زمین شور – آب شور – گردو غبار نمک – مریضی – مهاجرت  ۲-      زمین سالم – آب کم و کشاورزی دیم – زندگی بخور نمیر و ساده بدون شک کشاورز منطقه گزینه ۲ را انتخاب خواهد کرد . ۱۵ میلیون تهرانی غرق در نعمت آب ایشان دوباره با زیرکی چنان اظهار نظر نموده اند که گویا علت اصلی باز نکردن سدها احتیاج شهرهای آذربایجان به منابع آب سده ها هست و با ذکر اولویت تخصیص منابع آب در قانون اساسی ( شهرها – صنعت – کشاورزی ) اعلام نموده اند که بیشترین مصرف آب سدها به شرب شهروندان و شهرها اختصاص یافته و ناخودآگاه خواننده را به این نقطه معطوف می کنند که با باز کردن سدها دیگر در شهرهای آذربایجان صحرای کربلا خواهد شد . در صورتیکه بنا بر آمار سازمان مدیریت آب کشور تنها ۱۰ درصد از آب سدها به مصرف شرب وصنعت اختصاص دارد و تا پایان برنامه پنجم قرار هست به ۱۵ درصد برسد و باقی آب به کشاورزی اختصاص می یابد. حتما آقای دکتر کردوانی در تهران هستند و می دانند که ۱۵ میلیون نفردر تهران تنها با ۳ سد و چاههای عمیق آب شرب و فضاهای سبز بسیار بزرگ ( همچون پارک جنگلی چیتگر – اتوبان مدرس – پارک جنگلی لویزان و هزاران پارک ) روزگار خود را می گذرانند . حال چگونه هست که شهرهای کوچک و پر باران ما با صدها رودخانه و سیلاب و منبع غنی آبهای زیرزمینی نیاز مبرم به تمامی سدهای احداث شده پیدا می کند ؟! در ادامه ایشان نگران وضعیت کشاورزان و بیکاری آنها می شود . تهران با جمعیت ۱۵ میلیونی خود و بدون کشاورزی چگونه اقتصاد خود را می گذراند ؟! به همان صورت آذربایجان نیز می تواند بدون کشاورزی حوزه آبریز دریاچه اورمیه اقتصاد خود را بگذراند.  به یقین موقعیت شهرهای اورمیه و تبریز بهتر از تهران برای سرمایه گذاری و توسعه هست. اما نگاه مرکزگرای حکومت و صاحب نظرانی همچون شما اجازه این پیشرفت را به آذربایجان نداده است. آذربایجان آنقدر از لحاظ ژئوپولیتیکی ، نیروی کار ، دانش ، منبع خدادادی قوی هست که می توانست همچون گذشته خود یک از مراکز مهم تجاری و صنعتی جهان باشد. اگر ما جمعیت کشاورز استفاده کننده از منابع آب سدها را ۲ میلیون نفر در نظر بگیریم که خیلی بیشتر هم از آمار واقعی آن هست تنها با ۱/۸ منابع اختصاصی به تهرانیها ، آنها نیز صاحب شغل جدید خواهند شد. لازم به یاد آوری و تاکید هست که با باز کردن آب سدها کشورزی منطقه نابود نخواهد شد. بلکه به ۲۰ سال پیش باز خواهد گشت و زمینهایی که دیمی کشت می شدند به همان روش دیمی آبیاری خواهند شد . ایشان در ادامه با چینش چند دلیل زمینه را برای کشتن دریاچه و اجرای طرح جنجالی و فاشیستی خود آماده می کند . ایشان وضعیت کنونی را بسیار خطرناک دانسته و از مسئولین می خواهد که تمام ورودیهای آب به دریاچه را سد کنند و حتی اجازه ورود سیلاب هم به این دریاچه ندهند. تا دریاچه کاملا خشک شود.  طرح ایشان شامل این مراحل هست : ۱-      بستن تمام وردیهای آب به دریاچه ۲-      خشک شدن دریاچه بصورت کامل ۳-      جمع آوری نمکها و انتقال آن به مکان دیگر ۴-      خاکریزی در تمامی محوطه دریاچه ۵-      اکوسیستم خشکی گیاهی   این طرح آنقدر مسخره است که ارزش نقد ندارد اما بالاجبار می بایستی چند نکته را ذکر نمود تا سکوت ما را نشان بر نادانی ندانند.  از مراحل فوق تنها در بند اول قابلیت اجرا دارد . همانطور که الان هم بند یک و دو اجرا می شود و ادامه روند کنونی دریاچه خشک خواهد شد . بند ۳ – جمع آوری نمک و انتقال آن ! احتمالا جناب آقای کردوانی طول و عرض دریاچه را نمی دانند و یا جمع و تفریق ریاضی را بلد نیستند. در دریاچه ۱۰ میلیارد تن نمک وجود دارد. اگر این نمکها با کامیون ۱۰ تنی حمل شود و بالاجبار به خلیج فارس ریخته شود مبلغی بالغ بر ۹۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ تومان یا با دلار ۳۲۰۰ تومانی بازار آزاد مبلغ ۲۸۱ میلیارد دلار بودجه برای این طرح جمع آوری لازم هست . حال بقیه هزینه های طرح خاکریزی به کنار . حال مبلغ بودجه این طرح از کجا تا مین خواهد شد و لزوما چرا باید این همه هزینه برای جمع آوری باید انجام داد . بند ۴ – حکومت ایران تنها برای میانگذر دریاچه اورمیه یک قطره ای از وسعت دریاچه اورمیه است ۳۰ سال وقت گذاشت و با یک طرح بسیار زیان آور میلیونها تن خاک را در درون این دریاچه ریخت . به نظر می رسد برای خاکریزی باید قرنها منتظر ماند تا سطح دریاچه با شن و ماسه پوشانده شود. و این همه ناگفته نماند که نمک زیر شنها در اثر بارشهای رگباری دوباره می تواند به سطح برگرددو دو بالای ماسه ها خشک شود . http://tiraxturfc.com b.o

اخبار منتخب

Most Read