آخرین خبرها

برآیند سیاست استانداردهای دوگانه رژیم آخوندی؛ انزوای بین المللی ایران

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
برآیند سیاست استانداردهای دوگانه رژیم آخوندی؛ انزوای بین المللی ایران

Gunaz.tv
رژیم آخوندی اغلب شکایت می کند که بر اثر سیاستهای خصمانه غرب در معرض انزوای بین المللی قرار گرفته و کشورهای منطقه و همسایگان ما با دیکته آمریکا سیاستهای خصمانه ای را نسبت به ایران دنبال می کنند.  متأسفانه، رژیم آخوندی هنوز به تحلیل اقدامات خود در رابطه با همسایگان نپرداخته، و حتی فراتر از آن، دوست ندارد به اشتباهات و شکست سیاست خارجی خود ناشی از سیاست استانداردهای دوگانه که در تمام این سالها تهران به آن پایبند بوده، اقرار نماید. و این قبیل شکست ها چنان انباشته شده که فقط می توان شگفت زده شد که کشورهای منطقه هنوز آشکارا جبهه واحدی علیه ایران تشکیل نداده اند. چرا که، تقریبا در قبال همه کشورهای منطقه، تهران سیاست استانداردهای دوگانه پیاده می کند، حتی نسبت به آنان که بطور سنتی از متحدان و شرکای ما به شمار می روند. و به این ترتیب، با تشدید وضعیت متشنج منطقه در حال حاضر طناب دار دور گردن خود را هر چه بیشتر می فشارد.   در اینجا یک مثال تازه از سیاست پلید استانداردهای دوگانه رژیم آخوندی ذکر کنم. ایران ضمن مقابله سرسختانه با اتهامات جامعه جهانی مبنی بر حمایت از تروریسم بین المللی، آخوندها باز، با کمال میل از گروههای تروریستی در زمان مناسب برای خود، پشتیبانی می کنند. به ویژه، لازم به یادآوری است که در تاریخ 11 اردیبهشت ماه 1391 (30 آوریل 2012) پس از انتشار اخبار رسانه های ترکیه که از نیروهای امنیتی این کشور به بیرون درز کرده بود، ایران و ارمنستان در اختیار شبه نظامیان حزب کارگر کردستان (گروه تروریستی «پ. ک. ک») اسلحه می گذارند. طبق این اطلاعات، سلاحهای روسیه از خاک ارمنستان به دست تروریست های کرد می رسد، و تهران مهمات ساخت خود را به آنان تحویل می دهد. رسانه های ترک حتی شواهدی از دست داشتن تهران در حمایت از تروریست های کرد آورده اند: در جریان عملیات نیروهای امنیتی ترکیه در استان هاکاری، از شبه نظامیان نارنجک های M-DN 11ساخت ایران بدست آمد. شبه نظامیان اسیر شده کرد نیز تأیید کردند که به تازگی آنها شروع به دریافت حمایتهای مختلف از جانب ایران کرده اند، و مجروحان حتی در بیمارستانهای ارومیه مداوا می شوند. حال اینکه ترکیه مهمترین همسایه ما است که سیاستهای آن اغلب در تحولات منطقه تعیین کننده است. رژیم آخوندی به گرمی رهبران ترکیه- آقایان گل، اردوغان و داود اوغلو را به آغوش می کشد و قسم به علاقه نسبت به آنها می خورد، اما از پشت سر آنها به حمایت از شبه نظامیان کرد که شهروندان ترکیه را به قتل می رسانند، می پردازد. و بعد هم ما فریاد می زنیم و خشمگین می شویم که چرا ترکیه با استقرار سیستم دفاع موشکی آمریکا در خاک خود موافقت کرده است.    سیاستهای دقیقا مشابه استانداردهای دوگانه را رژیم آخوندی در برابر روسیه که در سایه آن شورای امنیت سازمان ملل تاکنون نمی تواند موضع واحد ضدایرانی اتخاذ نماید، پیاده می کند. بجای حمایت از روسیه و قدردانی از این کشور بابت موضع گیری های آن، مقامات ما کاری می کنند تا مسکو به ما پشت کند. و در اینجا مسئله اصلا در مورد موشکهای اس-300 و سرو صداهای پیرامون آن نیست. بلکه موضوع بمراتب جدی تر است. بحث سر اینکه روسیه سالیان مدیدی است تلاش می کند تا کانون تجزیه طلبی در یکی از قلمروهای خود- جمهوری چچن را از بین ببرد. شورشیان چچن مورد حمایت همه جانبه پادشاهی های عرب قرار می گیرند، زیرا شبه نظامیان برای استقلال خود با شعارهای اسلام مبارزه می می کنند. اما جهانیان تعجب کردند وقتی که فاش شد که رژیم ایران نیز بعنوان متحد روسیه بطور پنهانی از جدایی طلبان چچن پشتیبانی کرده و شاید، اکنون نیز به پشتیبانی ادامه می دهد. اغلب رسانه های جهان و روسیه حتی می نوشتند که شورشیان چچن در پایگاه سپاه پاسداران در نزدیکی میدان تجریش تهران آموزش دیده اند. به آسانی می توان دورویی رژیم آخوندی را تصور کرد- در ظاهر از مسکو در مبارزه با شورشیان چچن حمایت می کند، اما در عمل شبه نظامیان چچن را آموزش می دهد. چین و روسیه- عملا تنها متحدان تهران در حل مشکل هسته ای اش هستند. اما بجای قدردانی ایران و برسمیت شناختن تمامیت ارضی در عمل، مسکو پاسخ حمایت از شورشیان چچن را از رژیم آخوندی- استاد ماهر اجرای سیاست استانداردهای دوگانه نسبت به همسایگان، دوستان و شرکای خود- دریافت کرد.   حکومت ما دقیقا همان سیاست استانداردهای دوگانه را نسبت به گرجستان و آذربایجان انجام می دهد. معنی سخنان سجادی سفیر ایران در روسیه در مورد این که تهران هنوز قصد به رسمیت شناختن استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی یعنی دو منطقه گرجستان که از اوایل دهه 90 قرن گذشته از این کشور جدا شده اند را ندارد، یعنی چه؟ جمله «ایران هنوز قصد ندارد» یعنی چه؟ این جمله پس به این معنی است که اگر گرجستان حرف مقامات ایران را گوش ندهد، ممکن است که ایران این دو منطقه جدایی طلب را به رسمیت بشناسد؟ آیا این باج گیری آشکارا از گرجستان نیست؟ مقامات ما با توجه به تمامی این ها، به دلیل سیاست دوستانه گرجستان نسبت به غرب، خشمگین هستند که چرا گرجستان نسبت به ما بی اعتماد است. این کشور کوچک قفقاز در این وضعیت، زمانی که ایران گرجستان را به دلیل عملیات های آنها علیه مقرهای جدایی طلب در مرداد سال 1387 ( ماه اگوست یال 2008 میلادی) را مورد انتقاد قرار داد و خواستار همکاری های دو جانبه با اوستیای جنوبی و آبخازیا با این که استقلال آنها را به رسمیت نشناخته است، میشود، چه کار کند؟ بیشتر از همه، سیاست دوگانه دولتمان در رابطه با مناقشه قره باغ کوهستانی بین ارمنستان و آذربایجان، باعث ناراحتی میشود. آخوندهای رژیم ما در ظاهر از حفظ تمامیت ارضی آذربایجان سخن میگویند و اما در عمل از اقدامات اشغالگر ارمنستان حمایت میکند. در این وضعیت می توانید ببینید که چگونه رژیم آخوندی ماسک حمایتگر تمامی مسلمانان جهان را زمین میندازد و با ارمنستان مسیحی متحد میشود. ارمنستان در دهه 70 که سخت ترین دوران برای این کشور به دلیل جنگ با جمهوری آذربایجان بود، تنها توسط کمک های ایران از لحاظ غدا و انرژی توانست با مشکلات خود مقابله کند.   امروزه نیز مقامات ما از سیاست های دوگانه خود در رابطه با مناقشه قره باغ دست برنداشته اند، آخوندهای ما به آذربایجان در رابطه با حمایت از آنها یک چیزی و برای آرام سازی ارمنستان یک چیز دیگر میگویند و در نتیجه مثل همیشه دولت ما به عنوان احمق ها در این وضعیت به نظر میرسد و همچنین با این کار خود منجر به خشم آذربایجان و نارضایتی ارمنستان از ایران میشود. علاوه بر این، مقامات ما حمایت خود از ارمنستان مسیحی را با این توجیه میکنند که آذربایجان با ایالات متحده و اسرائیل همکاری میکند.   وضعیت مشابه در رابطه با سوریه، لبنان و افغانستان همچنین است. در این رابطه بچه 5 ساله نیز در کشورمان اگاه است و به این دلیل در رابطه با این موضوع زیاد چیزی نخواهم گفت و تنها بطور خلاصه موضوعات اصلی را بیان میکنم. رژیم آخوندی ما هر روز در ظاهر خواستار توقف خشونت در سوریه است و اما در واقع برای ادامه این خشونت و خونریزی مردم این کشور، تمام تلاش خود را میکند. مقامات ما بشار اسد، متحد خون آشام خود را با سلاح ، پول و نیروهای نظامی حمایت میکند و با این کار خود، درد و رنج مردم سوریه را بیشتر میکند و بعید میدانم که مردم سوریه این ظلم آخوندهای ایران را یک روزی فراموش کنند. همچنین مردم لبنان نیز «حمایت» مشابه آخوندهای ایران را از «حزب الله» که بیش از 30 سال است که خود مردم این کشور را میخورند را فراموش نخواهند کرد. امروزه بنظر میرسد که دولت ما بطور مخفیانه با «طالبان» جنبش متعصب افغانستان که مدت زمان طولانی بود که از آنها متنفر بوده اند، نیز همکاری میکند. به احتمال زیاد این همکاری بین ایران و طالبان به دلیل دشمن مشترک آنها یعنی آمریکا است. جایی که دشمن مشترک وجود داشته باشد، حتی دشمنان چند ساله میتوانند مخرج مشترک در روابط خود پیدا کنند. حتی به قیمت خون میلیون ها تن از افغان ها که به دلیل اقدامات طالبان رنج میبرند. البته مقامات ما در ظاهر همچنان اعلام میکنند که هیچ رابطه ای با «طالبان» ندارند.   در این نمونه ها من خواستم نشان دهم که ایران در انزوای بین المللی قرار گرفته و رژیم آخوندی باید تنها خود را مقصر این وضعیت بداند. ایران با سیاست های دوگانه خود، اکثر همسایگان، دوستان و همکاران خود را از خود دور ساخته و تبدیل به یک منبع تنش مداوم در منطقه شده است. متاسفانه، مقامات ما این را درک نمی کنند که آنها خود را در مقابل کشورهای همسایه، خراب میکنند. مثل اینکه مقامات ما فراموش کرده اند که در شرق، دروغ و دورویی از نکات غیر قابل قبول است. در این منطقه بیشتر از همه چیز حریف عاقل، صادق و مرد، مورد قبول است.  محمد شمس  

اخبار منتخب

Most Read