آخرین خبرها

حکایت روستایی که صد درصد ویران شد/حمله گرگ‌ها در نیمه شب

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
حکایت روستایی که صد درصد ویران شد/حمله گرگ‌ها در نیمه شب

Gunaz.tv

حکایت روستایی که صد درصد ویران شد/حمله گرگ‌ها در نیمه شب ــ مریم حاج نوروزی

 

روستای چای‌کندی خیرالدین از روستاهایی است که در جریان زلزله آذربایجان صد درصد تخریب شد. آمار قربانیان زلزله در این روستا را برخی اهالی هفت و برخی پنج نفر عنوان می‌کنند که از بد حادثه هر دو هم درست است.

 

ویدئو هایی از روستای چای کندی را در زیر می توانید مشاهده کنید

http://www.youtube.com/watch?v=9A46hnvT0DA&feature=plcp

http://www.youtube.com/watch?v=v1HMP7X97dU&feature=plcp

http://www.youtube.com/watch?v=dHcKeWRl5ZM&feature=plcp

 

در زلزله 5 زن در این روستا زیر آوارها جان سپردند که یکی از آنها باردار و در انتظار به دنیا آمدن دوقلوهایش بود. با احتساب دوقلوهای به دنیا نیامده آمار کشته‌شدگان روستا به 7 نفر می‌رسد.

 

اهالی تعریف می‌کنند که سه کشته دیگر نیز مادرشوهر، عروس و دختر یک خانواده بوده‌اند، صبح پدر و پسر خانه در پی کسب معاش روزانه با گله خود روانه صحرا می‌شوند و هر سه خانم خانه زیر آوار جان می‌سپارند، حالا مردهای خانه مانده‌اند، بدون پناه و هم‌ نشینانی به نام مادر، همسر، دختر و خواهر.

 

اهالی موفق شده‌اند 10 نفر را زنده از زیر آوارها بیرون بیاورند در برخی روستاهای آذربایجان آمار کشته‌شدگان زلزله به حدود 70 نفر نیز رسیده است و امروز شنیدن روایت این مصیبت‌ها در مناطق زلزله زده آذربایجان داستان تازه‌ای نیست.

 

دشت‌های وسیع و سرسبز، سپیدارهای بلند و پراکنده در اطراف دشت‌ها، آسمان یکدست آبی با تکه‌ ابرهای پنبه‌ای و پراکنده، چرای گله‌های گوسفند و گاو در دل دشت‌های پربرکت و روستاهایی که در دل این طبیعت زیبا روزگار می‌گذراندند.زندگی در اینجا به یکباره کاملاً دگرگون شد و رنگ و بویی دیگر گرفت ،در 19 ثانیه سرنوشت‌ساز و به قولی 16 ثانیه زمین لرزید، همه چیز را خراب کرد و یا در نوبت تخریب قرار داد.

 

ناکامی گرگ‌ها در شبیخون‌های شبانه

مهندس دیوانبیگی می‌گوید روستای اصلی در دره قرار گرفته و منظره بسیار زیبایی دارد، اما افسوس که 100 درصد تخریب شده است.

 

می‌گوید: ساعت 3 تا 3.5 هر شب گرگ‌ها حمله می‌کنند البته نه به هوای آدم‌ها بلکه به امید دریدن گوسفندان روستاییان.از این سو هم صدای پارس سگ‌های نگهبان در فضا می‌پیچد، خوشبختانه تا الان موفق نشده‌اند کاری کنند.

 

 

 

 

 

کار ساخت و ساز اینجا دیر شروع شد

مهندس دیوانبیگی توضیح می‌دهد کار پروژه اینجا کمی دیر شروع شد، چون روستا به جای دیگری منتقل شده است.به زمینی که در حال ساخت و ساز آن هستند اشاره می‌کند و می‌گوید این زمین مالک شخصی داشت، خلاصه پیدا کردن مالک و گرفتن پروانه‌های کار و .... مدتی زمان برد.

 

با این حال پی‌ریزی و بتن‌ریزی اولیه خانه‌ها انجام شده است و نصب اسکت‌های فلزی پیش‌ ساخته به زودی آغاز می‌شود.

 

دیوانبیگی می‌گوید:کار بتن ریزی و پی‌ریزی‌های پایه‌ای ساختمان اگر تا قبل از بارش برف به اتمام برسد،کار تمام است و بقیه کار را اگر برف هم بیاد می‌توان ادامه داد.

 

سقوط صخره‌های سنگی بر سر روستا

گروه خبری برای مشاهده ویرانی‌های زلزله عازم روستا می‌شود،در راه پیرزن جای کندی  به زبان شیرین تورکی برایمان تعریف می‌کند که شوهر، پسر و دو نوه‌اش را از زیر آوار درآوردند و همگی در یک بیمارستان تبریز بستری هستند.

 

تعریف می‌کند: روز زلزله اهالی با پای برهنه به بلندی‌ها فرار می‌کردند، چون صخره‌ها از دل کوه کنده شده و بر سر روستا پرتاب می‌شدند.

 

همان شب بین زلزله‌زدگان غذای گرم و پتو توزیع شد و فردا هم برایشان چادر آوردند.همان لحظه آمبولانس رسیده و زخمی‌ها به ورزقان منتقل شده‌اند.خودشان کشته‌ها و زخمی‌ها را از زیر آوار در آورده‌اند.

 

ساخت حصار برای حفاظت دام‌ از دستبرد گرگ‌ها

برای دام‌ها در این روستا حصارهایی با تیرک‌های چوبی و سیم‌خاردار ساخته شده است و برخی روی سیم خاردارها را با هر پارچه‌ای که داشته‌اند پوشانده‌اند.شاید برای اینکه دام‌ها شب از دیدن گرگ‌هایی که به کمینشان می‌نشینند وحشت زده نشوند و رم نکنند.

 

و بالاخره

اول اینکه در شرایطی که یک ماه دیگر سرما در مناطق زلزله‌زده آذربایجان به زیر صفر درجه رسیده و در شب یلدایی زمستان به 40 درجه زیر صفر خواهد رسید، به نظر می‌رسد ساختن سرپناه برای زلزله‌زدگان در چارچوب بروکراسی پر پیچ و خم اداری و قرارداد و پیمانکار راه به جایی نمی‌برد.

 

ساخت خانه بخشی از این زلزله‌زدگان تا 25 یا حداکثر 45 روز آینده با قطعات پیش ساخته قطعا امکان‌پذیر است، اما نه در چارچوب قرارداد و حساب و کتاب، بلکه با انگیزه و همت‌های بلندی چون همت‌ نیروهای جهادی.

 

شاید بهتر باشد دولت رویه خود را در عمران روستاهای زلزله زده تغییر داده و با وارد کردن بیشتر نیروهای جهادی به کار سرعت دهد.

 

دوم، شاید در وقایعی چون زلزله‌هاست که صدا و سیما و رسانه‌ها می‌توانند در تقویت حس نوع‌دوستی، همکاری و همیاری در جامعه و کشور نقش‌آفرینی بیشتری داشته باشند و در این زمینه برای مشارکت مردم و اهالی منطقه و سایر مناطق کشور در بازسازی، فرهنگ‌سازی کنند که متأسفانه در ماجرای زلزله آذربایجان به این وظیفه اساسی بسیار کمرنگ پرداخته شد.

 

و سوم؛ اخیرا خبری هم در میان اخبار خبرگزاری‌ها گم شد و آن طرح دو فوریتی نمایندگان مناطق زلزله زده برای تسریع در کمک‌رسانی بود.به عنوان دبیر گروه اقتصادی صادقانه باید بگویم از شنیدن این خبر تعجب کردم، مگر تسریع در بازسازی یک منطقه زلزله زده طرح دو فوریتی و قانون می‌خواهد، خبر را حتی در صفحه برجسته هم نکردم.

 

اما الان معتقدم که امدادرسانی به این مناطق با شرایط اضطراری که وجود دارد با قید سه فوریت هم کم است،چرا که شایسته جامعه اسلامی نیست که طی ماه‌های آینده و پس از جان باختن قریب به 300 نفر در زلزله تازه بخواهیم آمار جانباختگان و خسارت دام و طیور را در سرمای زیر صفر درجه بشنویم.

 

شاید سکنی دادن 20 هزار خانوار در سایر شهرها و مناطق برای گذراندن زمستان سخت کار آسانی نباشد ولی باید با تمام توان هر چه می‌توان کرد انجام داد.

 گزارش از: مریم حاج نوروزی / فارس

B.O

اخبار منتخب

Most Read