آخرین خبرها

تجاوز در زندان، آغاز مبارزه با تجاوز

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
تجاوز در زندان، آغاز مبارزه با تجاوز

Gunaz.tv
ترس از تجاوز در حالی که زندان ها هیچ گاه از هیچ یک از وحشیانه ترین شکنجه ها خالی نبوده اند، بعد از انتخابات ریاست جمهوری و اعتراض های پس از آن شکل دیگری به خود گرفت. تجاوز واقعیت وحشیانه ای بود که این بار مرزهای جنسیت را هم درید و "دامان" مردان را نیز گرفت.شهرزادنیوز: زنان پیش از اینکه یاد بگیرند چطور باید از تن خود لذت ببرند، می آموزند چطور باید از این "مزاحم" بترسند. از آن شرمسار باشند و قبل از اینکه تن آنها شکل زنانه بگیرد، یاد می گیرند با چه ترفندهایی برجستگی های در راه را بپوشانند.به ما یاد می دهند بدنمان را بپوشانیم تا از خطر تجاوز دور بمانیم. به ما اما یاد نمی دهند، در صورت تجاوز ما قربانی هستیم و نه مقصر. تجاوز برای ما همانقدر ترسناک است که مایه شرمساری و به همین دلیل است که آن را پنهان می کنیم. تن ما مقصر اصلی است چون به هر حال تحریک کننده است و لابد ما تلاش کافی را برای پوشاندن این تن مکار نکرده ایم.زنان این را از نوجوانی می فهمند که سایه تجاوز بالای سر آنها است و نباید روی آنها بیافتد. افتادن این سایه روی تن آنها همه زندگی آنها را سیاه خواهد کرد. پس وقتی این سایه افتاد باید مانع رسوایی شد. این سایه تا ابد باید یک راز بماند. این مهم ترین قانون و اصل در تجاوزهای خانگی است که قربانی باید رعایتش کند و تجاوزگر اگر رعایت کند صرف این است که می تواند از این راز به عنوان اهرمی برای فشار استفاده کند.تجاوز فروریختن حریم تن و القای مطلق فرودستی است. قربانی زن می فهمد مردی به زور می تواند وارد تن او شود. تحقیر قربانی تحقیر ممتدی است که در آینه تکثیر می شود. تن بستر لذت نیست. تن زیبا نیست و اگر زیباست زیبایی خطرناک است.بار تجاوز به قدری سنگین است که ابزاری برای سرکوب سیاسی هم می شود. سالهاست در ایران زندانیان سیاسی زیر این سایه زندگی می کنند. ترس از تجاوز در حالی که این زندان ها هیچ گاه از هیچ یک از وحشیانه ترین شکنجه ها خالی نبوده اند، بعد از انتخابات ریاست جمهوری و اعتراض های پس از آن شکل دیگری به خود گرفت. تجاوز واقعیت وحشیانه ای بود که این بار مرزهای جنسیت را هم درید و "دامان" مردان را نیز گرفت.در سه ماه اخیر زنان و مردان بازداشت شده در اعتراض های خیابانی شریک تجربه ی این راز بزرگ بودند ولی این بار برخی از آنها توانستند اصل سکوت را هم به چالش کشند. مهدی کروبی با تاکید بر این موضوع بعد دیگری به افشای این راز داد. این بار یک روحانی بود که خبر از آنی می داد که بر بازداشتیان رفته بود. این افشاگری ها برای اولین بار بود که در تاریخ پر التهاب ایران رخ می داد و این در حالی بود که دیوار زندان های ایران سال هاست شاهد این خشونت عریان و وقیح بوده اند.کیانا قربانی یک تجاوز چند ساله خانگی است. او دو سال است که به دیگران از تجاوز مستمر پدرش گفته است. می گوید وقتی برای اولین بار به یکی از دوستانم گفتم حالم خیلی بد شد. بعد از سال ها سکوت می گفتم، اما فهمیدم که سکوت دوباره حالم را بدتر می کند. حالا تقریبا همه دوستانم می دانند که پدرم سالها به من تجاوز می کرد و از اینکه آنها را در جریان گذاشته ام خجالت نمی کشم. وقتی این اتفاق در زندان ها افتاد بیشتر به موضوع فکر کردم. به اینکه سکوت این آدم ها به چند ماه هم نکشید و چه خوب است که عده ای آنها تشویق کردند تا بگویند. من همیشه فکر می کردم چون دختر بودم و بلوغ زودرس داشتم و … باعث شد زمانی طولانی تجربه تجاوز داشته باشم، اما حالا می بینم این موضوع عمومی تر از این حرف هاست و جنسیت نمی شناسد.این دختر 29 ساله می گوید افشای تجاوز در این ابعاد او را به فکر انداخته تا فعالیت اجتماعی خود را بر این موضوع متمرکز کند او می گوید: «هر وقت به کار اجتماعی روی تجاوز فکر می کردم، به این نتیجه می رسیدم که مردم در مقابل این نوع کار مقاومت می کنند ولی جمهوری اسلامی خودش این تابو را شکست و وقتی این موضوع در ابعاد وسیع سیاسی طرح شده، قربانیان خانگی هم شهامت طرح و مقابله با آن را پیدا می کنند. »نامه مهدی کروبی که جزئیات یک تجاوز را تشریح کرده بود، مقابل چشم همه ما قرار گرفت. تصویر زنی که فریاد می کشید و تنی در تنش می چپید، حالا می تواند صورت یک مرد باشد با همان فریادها، التماس ها و ویرانی های بعد از آن. شاید در چنین سیستم سرکوبگری تنها چنین فاجعه ای باید رخ می داد تا "کیانا"ها اولین قدم را برای تغییر نگاه ها و رفتارها و قوانین بردارند.  

اخبار منتخب

Most Read