روزهاي بعد از خرداد 1385، اؤزگور گونئی، فعال جنبش دانشجوئی آذربایجان
۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
سال قبل در همين روز طي مقاله اي جريانها و زيرساخت هاي سازنده قيام خرداد را تحليل و بررسي كردم. هر چند كه در آن هنگام قصد داشتم مسيري كه حركت ملي بعد اين روز تاريخي در پيش دارد را از ديدگاه خود مورد بررسي قرار دهم اما تا دومين سالگرد اين قيام فرصتي نيافتم. در اين نوشته ضمن دسته بندي و تحليلي دوباره بر جريانها و زيرساختهايي كه قيام 1 خرداد بر روي آن جريان يافت و شكل گرفت، سعي خواهم كرد مسير پيش روي حركت ملي در روزهاي بعد خرداد 1385 را تحليل نمايم. در بررسي تغييرات و كنش هاي اجتماعي متفكرين علم اجتماع و سياست الگويي بسيار رايج را مورد استفاده قرار مي دهند كه آنرا مديون انديشه هاي چپ دو سده اخير مي باشند. متفكرين علوم اجتماعي بر اين عقيده اند كه هر رويداد و پديده اي در بسترها و زيرساختهاي مخصوص به خود پديد مي آيد و جريان مي يابد و انسانها و جريانهاي مختلف بازيگران تاثيرگذار اين نمايشنامه مي شوند. به يقين هم جريان ها و هم زيرساختها با هم و در عرض و طول هم سازنده رويدادي بزرگ مي شوند. از زاويه اي ديگر در تحليل شرايط و پيش زمينه هاي قيام به عوامل داخلي حركت ملي همانند تغييرات ذهني و كمي در فعالین حركت و همچنين عوامل خارجي كه شامل عوامل بين المللي و ساختاري مي شود مي بايست پرداخته شود. قبل از اینکه به مسائل یاد شده بپردازم ذکر چند سوال را برای بیان اندیشه خود ضروری می دانم و فکر می کنم كه پاسخ گويي به آنها مي تواند در تبيين فاكتورهاي موثر و همچنين تحليل شرايط قبل و بعد وقوع قيام روشنگر و راهگشا باشد: 1- آيا توهيني مانند كاريكاتور براي اولين بار بود كه در ايران صورت مي گرفت؟ جواب اين سوال به يقين نه است! چراكه توهين هاي بسيار بزرگتر حتي از طريق صدا و سيما و در مقابل چشمان ميليونها بيننده روي داده بود! 2- چه عواملي باعث عكس العمل متفاوت مردم در مقابل اين كاريكاتور شدند؟ 3- آيا اين عوامل قبل از آن وجود داشتند و هم اكنون نيز وجود دارند؟ زيرساخت هاي تاثيرگذار بر قيام 1 خرداد 1- به نظر مي رسد مهمترين زيرساختي كه قيام را تسهيل و ممكن نمود گسترش ارتباطات بود. گسترش شبكه اينترنتي، سايت ها، وبلاگ ها، گروهها و كلوبهاي اينترنتي امكان مبارزه در فضاي مجازي را در غياب نظارت حكومت ممكن ساختند. 2- گسترش مخابرات و خطوط تلفن و موبايل باعث تسهيل و سرعت يابي انتقال اخبار و رويدادها شد. به گونه اي كه قيام خرداد را مي توان يك انقلاب SMS ناميد. 3- گسترش استفاده از شبكه هاي ماهواره اي و بخصوص تاسيس شبكه تلويزيوني گون آذ تي وي سيطره حاكميت بر جريان اخبار را در هم شكست. جنبش دانشجويي آذربايجان مهمترين جريان تاثیر گذار حرکت ملي آذربايجان از سالهاي بعد جنگ و بخصوص در دهه ي هفتاد راه بسيار سخت و مشقت باري را در جهت آزادي ملت خود آغاز کرد. فعالين با اميد به آينده در تحمل سختي راهي که شروع کرده بودند اراده اي پولادين داشتند. در حالي که اکثريت قاطع جريانهاي حاکم تنها آنرا شوخي بيش نمي دانستند، دانشگاه آغوش خود را بر روي چنين ايده آل هايي گشود واقدام به ايجاد چارچوب هاي تئوريکی آن کرد. با ايجاد ادبيات سياسي از طريق نشريات عضوگيري اوليه را براي ورود به جامعه با مهارت به پيش برد. اگر در اين مرحله اقدام به فعاليت در خارج دانشگاه مي کرد هرگز نمي توانست از سطح عده اي معدود خارج گردد. با حضور اين ايده در دانشگاه دانشجويان جنبه هاي مدرن و دموکراتيک آنرا بسط دادند به گونه اي که با جذب اصول دموکراتيک و حقوق بشري رقيبي براي گفتمان هاي مدرن گرديد. به علت اينکه دانشجويان از همه طبقه ها و از هر دو جنس مرد و زن هستند، بروز آن در دانشگاه به اين معني بود که نمايندگاني از تمام ملت آذربايجان با اين تفکر آشنا شدهاند. بن بست اصلاحات هرچند دولت وجریان اصلاح طلبی در دوره اول خود اقدامات قابل توجهی را در گشودن فضای عمومی انجام داد اما با شروع دوردوم حکومت اصلاح طلبان رو به رانت خواری دولتی آوردند و به مرور با شریک قدیمی محافظه کار خود هم کیسه گردیدند. آنها همه به این نتیجه رسیدند که فارسی زبان رسمی قوم یا شخصی نیست بلکه زبان چپاول مردم و ملت های ساکن ایران است و ایران ظرف استعمار است و هر حرکتی این ظرف را بشکند باعث ریختن محتوای آن خواهد شد. حال محتوای آن می خواهد استعمار اصلاح طلبان باشد یا محافظه کاران. از اینرو آنها مواظب در هم نشکستن ایران، این ظرف استعمار بودند و تنها می خواستند در مورد محتویات آن به رقابت و چانه زنی بپردازند. این تفاهم نوشته ونانوشته باعث یک کیسه شدن و همدردی این استعمارگران شد و رفته رفته فضا برای تمام حرکت های هویت طلبانه ملی بسته شد. مراسم قلعه بابک 84 و تصمیم به مبارزه شهری در سال 84 مراسم قلعه بابک با لشکر کشی حکومت و رشادت جوانان آذربایجانی در گذر از موانع و اجرای مراسم همراه بود. دستگیری هزارن تن از فعالین و خطرات و سختی های تظاهرات در منطقه ای کوهستانی و بدور از چشمان مردم باعث گردید اندیشه کشیدن مراسم قلعه بابک به شهرها به ضرورت تبدیل گردد. قهرمان مبارز آذربایجان عباس لسانی این مسئله را با رشادت تمام در مراسم ستارخان مطرح کرده بود و دیگر فعالین نیز در مورد آن توافق داشتند اما عدم احساس ضرورت به خاطر امید به برگزاری مراسم سالیانه در قلعه و ترس از دوتیرگی در حرکت باعث گردیده بود تا این اندیشه عملی نگردد. بزرگداشت سالگرد مشروطیت و گسترش اندیشه مبارزه شهری مراسم قلعه بابک سال 84 با انقلابی در اندیشه جوانان فعال آذربایجانی همراه شد. درگیری شدید با نیروهای امنیتی در هتل بابک و به ویژه در منطقه کمپ باعث تغییرات گسترده ای در ذهنیت جوانان آذربایجانی گردید. این جوانان بعد از یک ماه و در سالروز بزرگداشت مشروطیت بعد از اینکه مراسم سر قبر باقرخان سرکوب گردید از میدان آبرسان به طرف چهارراه منصور راهپیمایی کردند. این اولین راهپیمایی بعد از دهه ها سیطره نظامی و اطلاعاتی حکومت بر تبریز بود. این تظاهرات که شمار شرکت کنندگان در آن به 100 نفر نیز نمی رسید تنها به مدت نیم ساعت در خیایانهای ادامه داشت و به شدت با دخالت نیروهای امنیتی سرکوب گردید. اما جوانانی که افسانه جو آهنین تبریز را شکسته بودند شاهد انقلابی در اندیشه ها و جهان بینی خود بودند. مسئولان مغرور که چند روز پيش از زبان استاندار آذربايجان شرقي دکتر سبحان اللهي فاتحانه از سرکوب مراسم قلعه ي بابک سخن رانده بودند هرگز براي مقابله با چنين نمايشي پيش بيني هاي لازم را نکرده بودند و بدين ترتيب نيروهاي پليس حاضر در چهارراه آبرسان در ترافيک جا ماندند. آري ديگر تابوها شکسته بود. ديگر هيچ فعالي از عدم امکان تظاهرات هاي خياباني سخن نمي گفت. اين تظاهرات بيش از اينکه بر روي مردم تاثير گذارد بر روي خود اين جوانان فعال تاثير گذاشت و پرستيژ خوفناک و شکست ناپذير حکومت که از سالها قتل عام و تبليغات رسمي و غير رسمي بدست آمده بود در خيابانهاي تبريز لگد مال شد. همه راضي بودند با تعريف لحضات اين چند دقيقه به احساس موفقيتي چند باره دست مي يافتند. هفته بعد جمعه عده اي ديگر از جوانان در کوههاي ائينالي اقدام به برگزاري ميتينگ کردند و حاکميت نتوانست آنها را دستگير کند. سه روز بعد در پارک مزار شهريار عده اي ديگر از جوانان با قوپوز مراسمي را اجراء کردند و مردم نيز ناباورانه سخناني را در وسط شهر تبريز مي شنيدند که تا چند روز پيش حتي در خفي گفتن آن نيز ترسناک بود. بلافاصله در سايت ها تبليغات براي مراسم شهادت شيخ محمد خياباني و 12 شهريور سالگرد تشکيل فرقه دموکرات آذربايجان انجام گرفت. آري آن چند دقيقه تظاهرات خياباني ابهت رژيم را شکسته بود و حاکميت را به سخره گرفته بود. اين همه نمايش خياباني در عرض دو ماه مي توانست هر فرد نکته سنجي را متوجه تغييرات صورت گرفته در اذهان فعالين نمايد. امروز ديگر حاکميت نه با فعالين بلکه با مبارزين آذربايجاني رودررو بود. ديگر اکنون سبحان اللهي نيز مي بايست اعتراف مي کرد به جاي شکست جريان هويت خواهي آنرا به شهرها کشانده است. هرگز فرياد يکي از دوستاني که بعد از حمله ي نيروهاي حاکميت به جوانان هويت خواه در قلعه بابک را فراموش نميکنم: “بيز نييه بو باتوم لاري داغدا- داشدا يئييروخ (يئييريک)، بيز کي باتوم يئييروخ، تبريزين خياوانلاريندا ييياخ ميللت ده گؤرسون نهلر اولور.” گسترش ادبيات سياسي حركت ملي در بين عموم مردم با تاسيس گون آذ تي وي مسئله اي که حاكميت حتي نمي توانست تصور آن را داشته باشد خیل جواناني بود که به فعالين پيوسته بودند و به محض تاريکي هوا تمام ديوارهاي شهرها و بخصوص تبريز را با شعارهاي “گون آذ تي وي” ، “اويان تبريزيم” و… مي نوشتند. از نظر حاکميت مردم در حال بد آموز شدن بودند. اينبار نه تنها فعالين بلکه مردم شهر و مهمتر از همه ديوارهاي شهر نيز به صف مبارزه پيوسته بودند. رفته رفته شعارنويسي به تفريحي براي جوانان محلات تبديل شده بود. اين جوانان به همراه اکثريت مردم تا نيمه شب پاي برنامه هاي گون آذ تي وي مي نشستند و بعد از آن اقدام به ديوارنويسي کرده، صبح نيز با شور و هيجان آنرا براي دوستان خود تعريف مي کردند! مجريان برنامه گون آذ تي وي بصورت ديالوگ دو طرفه با مردم سخن مي گفتند و پاي سخنان آنان مي نشستند. مردم رفته رفته با ادبيات سياسي حرکت ملي آشنا مي شدند و اين قطعا بيش از همه حاصل کار اين شبکه ي ماهواره اي بود. ديگر در خانه يا محل کار بحث و گفتگو در مورد سخنان روز قبل “احمد بي” و يا تماس گيرندگان امري طبيعي بود. روزهای سرد برای دانشگاه و هیجان در شهرها سال جديد تحصيلي آغاز گرديد. زمزمه هايي براي اعتراض و تحريم کلاسهاي درس در اول مهرماه شروع شد، اما هيچ نتيجه اي حاصل نگرديد. با گذشت چند ماه معلوم گرديد اکثر دانشگاه ها بجز دانشگاه زنجان و تا حدي دانشگاه اوروميه وضع چندان مناسبي ندارند و عليرغم فعالیت هایی که در سطح شهرها داشتيم دانشگاهها نسبت به سالهاي قبل تحرک کمتري داشتند و با گذر زمان اين مسئله نگران کننده تر مي شد. شايد يکي از دلايل آن عدم ارتباط فعالين سالهاي قبل و فعالين غير دانشگاهي با دانشجويان داخل دانشگاه بود؛ چراکه آنها اکنون فضاهاي مناسب ديگري خارج از دانشگاه در سطح شهرها، روستاها و محلات براي فعاليت يافته بودند. در مجموع مهمترين فعاليت اين سال حول گون آذ تي وي صورت مي گرفت. در پاييز اين سال ما استاد فرزانه را از دست داديم. او وصیت کرده بود که پيکرش را در تبريز به خاک بسپارند. اکثر فعالين به طرف تبريز روانه شدند. جمعيتي نزديک به دو هزار نفر در مراسم تشييع جنازه ي استاد و جمعيت بسيار بيشتري در مراسم ختم شان در مسجد طوبي جمع شدند. از همه طيف ها در مسجد جمع شده بودند اما فشارهاي امنيتي نيز خود نمايي مي کرد. يکي از مهمترين اتفاقات پاييز اين سال ابتکار تحسين بر انگيز يکي از گروههاي فعال حرکت ملي در اوروميه براي اجراي مراسم آتش بازي در سطح شهر بود. اين حرکت نشان مي داد که فعالين بيشتري درصدد کشاندن دامنه خواستها خود به سطح جامعه با اقدامات نمادين بودند. اين مراسم به قدري باشکوه بود که سي دي هاي آن بلافاصله تهيه و بين مردم و فعالين پخش گرديد. حاکميت ديگر تحمل خود را از دست مي داد. زمستان همين سال “سهند افشاري” يکي از فعالين نام آشناي آذربايجان بصورت مشکوکي در اثر تصادف جان خود را از دست داده بود. ابراز احساسات دوستان هم فکران جوان در قبال فقدان او بسيار متفاوت از قبل بود. هر کسي مي توانست در غم او نوشت و آغيت ها سرود. مراسم ختم او آنچان سياسي شده بود که سازمان اطلاعات اقدام به دستگيري تعدادي از فعالين کرد. نشريه ديلماج نيز جلسات هفتگي خود را در تبريز حول مسائل مهم آذربايجان تشکيل مي داد . اينک ديگر خارج از دانشگاه فعال تر از داخل مي نمود. عليرغم شيريني ها و تلخي هاي که اين سال با خود به همراه داشت، آزاردهنده ترين مسئله درگيري طيف شمس تبريز با گروهی از فعالین بود. اين مسئله که ريشه در سالهاي قبل داشت با درگيري هاي پيش آماده در روز مشروطه بر سر مزار باقر خان بسيار تشديد شد و تا آنجا پيش رفت که مسئله به فحش و ناسزا گويي در گروهها وسايت هاي اينترنتي کشيده شد و سايت شمس توسط عده اي از مخالفين جوان حک گرديد. سايت شمس رويه بسيار نامناسبي را در تخريب فعالين برگزيد و اقدام به افشای مطالب و نشست هاي سری فعالين کرد. بدترين جلوه اين درگيري اقدام سايت شمس تبريز در جهت افشاي طرح فعالين براي تبديل کردن مراسم تشيع جنازه استاد فرزانه به مراسم باشکوه در خيابان هاي تبريز بود. روزهاي سرد زمستان با ورود به ماه اسفند براي فعالين روزهاي پر حرارت و پر شورتري را به همراه داشت. دوم اسفند روز جهاني زبان مادري در حد قابل توجهي گرامي داشته شد. چند روز نگذشته بود که حادثه اي خارج از تصور در خيابان هاي تبريز روي داد. چند ساعتي از ظهر نگذشته بود که عده اي از فعالين در مقابل خليفه گري ارامنه در تبريز جمع شدند و با شعارهاي الله اکبر در اعتراض به اشغال اراضي جمهوري آذربايجان در قره باغ و روز قتل عام مردم شهر خوجالي دست به تضاهرات خياباني زدند. دقايقي چند شعارهاي ملي به شعارهاي مذهبي افزوده شد. در عرض چند دقيقه هزاران نفر از اطراف به جمعيت پيوستند و حاکميت سراسيمه جمعيت تظاهرات کننده را نرسيده به چهارراه شهناز متفرق کرد. مردمي که از هر سو به چهار راه شهناز رسيده بودند نزديک به ده هزار نفر بودند. ديگر زمان تظاهرات هاي چند ده نفري چند ماه پيش نبود و حرکت ملي مي توانست بر روي تظاهرات هاي چند هزار نفري در خيابان ها حساب باز کند. اکنون ارزش اقدامات جوانان جسور آذربايجاني که در تابستان اين هراس بي مورد از حاکميت را شکسته بودند و قدرت تاثير عمومي گون آذ تي وي بيش از پيش آشکار مي شد. دانش آموزان تبریز نیز هر جمعه به بهانه تشویق تیم تراکتورسازی دست به تظاهرات می زدند و این مسئله باعث استهزاء نیروهای امنیتی شده بود. سال پر بار 84 بدين ترتيب به پايان رسيد. و سال 85 با تکيه بر دستاوردهاي سال قبل روزهاي جاودانه و پر خاطره اي را براي جنوب رقم زد. 19 روز دانشجو؛ سازماندهی دانشجویان و ایجاد هویتی جدید تظاهرات واعتراضات خیابانی و در بهار 85 همچنان ادامه داشت. جوانان به هر بهانه ای به خیابانها می ریختند و حکومت به فکر چاره ای اساسی بود. 11 فروردین با عدم هماهنگی کامل روز بزرگداشت قتل عام مردم خوی، سلماس و اورمیه اعلام گردید، اما جدی نگرفتن شدت عمل حکومت باعث گردید صدها تن بدون اینکه تجمعی صورت گیرد در خیابان ها دستگیر شوند. گون آذ تی وی نیز با مذاکرات دولتمردان ایران و تورکیه از مسیر تورک ست خارج شد و بار دیگر این سوال در ذهن ها پدیدار گردید که آیا تظاهرات های خیابانی به پایان رسیده است. تا 19 اردیبهشت خبری نبود. تنها دانشجویان خود را برای برگذاری مراسمی در جهت شناساندن روز ویژه ای برای جنبش دانشجویی آذربایجان آماده می کردند اما هیچ بهانه ای در دست نبود. در فضایی از بهت وحیرت 19 اردیبهشت سپری گردید و هیچ اتفاق مهمی نیافتاد. اما بهانه تنها سه روز بعد با اشتباه روزنامه دولتی ایران در درج کاریکاتور بدست آمد. همه فعالین دانشجو با هم تماس گرفتند و قرار بر این شد که به بهانه این کاریکاتور تظاهراتی در دانشگاهها شکل گیرد. از روز 26 اردیبهشت مارتنی از تظاهرات ها به مدت دو هفته در دانشگاههای سراسر کشور انجام شد و باعث حساسیت جامعه و آگاهی مردم از ماجرا گردید و هسته های شهری و همچنین جمع های دانش آموزی نیز به آن پیوستند و بزرگترین تظاهرات خیابانی تاریخ آذربایجان و ایران را در اولین روزهای خرداد رقم زدند. با مروری بر آنچه که اتفاق افتاده میخواهم به سوالاتی که در ابتدا طرح نموده ام جواب دهم. به نظر نویسنده زیر ساختها وجریانهایی در طی سال 84 و 85 وجود داشتند که زمینه ساز قیام خرداد شدند. این زیر ساختها و جریا نها که آنها را تشریح نمودیم در قبل سال 84 یا وجود نداشتند و یا بسیار کوچک، ناقص ومحفلی بودند. از اینرو کاریکاتور تنها بهانه ای بود که مردم و بخصوص دانشجویان از آن برای اعتراض به ناعدالتی ها وحق کشی هایی که بر آن آگاهی یافته بودند استفاده کردند. قبل از این نیز توهین هایی به مراتب بزرگتر اتفاق افتاده بود اما مردم نمی توانستند آنرا تفسیر نمایند و ممکن بود در مقابل آن جمله کلیشه ای القایی گروههای اپوزیسیون فارس گرا و محافظه کاران حکومتی را به زبان بیاورند. روشنفکرانی که متوجه این تضییع حقوق انسانی و ملی می شدند امکانات لازم جهت ارتباط با مردم را نداشتند چراکه هر حرکتی زیرساخت های خود را دارد. نقطه ای بسیار مهم در مورد قیامها اینست که این قیام ها تنها جنبه بیداری و اعتراضی داشتند و از اینرو بعد از اینکه کنترل شهرها از اختیار نیروهای امنیتی خارج شد و به دست نیروهای مردمی افتاد هرگز انگیزه و بهانه ای برای نگه داشتن آن نشان ندادند. برای مثال مردم در شهرهای تبریز و اورمیه می توانستند با تصرف صدا و سیما در فکر پخش برنامه هایی حداقل به مدتی محدود باشند اما هیچ اقدامی در این جهت انجام ندادند. دلیل این مسئله بسیار روشن است و آن اینکه حرکت ملی در مراحل اولیه تکوین خود قرار دارد و کادرهای سیاسی لازم برای کنترل قدرت را در اختیار ندارد از اینرو روزهای بعد خرداد 1385 روزهای آموزش کادرهای سیاسی و نیروهای مجرب برای در اختیار گرفتن امورات ملت آذربایجان است. www.oyrenci.com اوزگور نبی اویرنجی امکداشی دیر.