آخرین خبرها

شرم آگینترین اعتراف یک مرد؛"من می ترسم!" - مقاله اي ازشيخ محمد خياباني

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
شرم آگینترین اعتراف یک مرد؛"من می ترسم!" - مقاله اي ازشيخ محمد خياباني

Gunaz.tv
ميترسم! اين شرم آگينترين اعترافي است كه يك مرد در پيش وجدان خودش بزبان بياورد... ميترسم! اصطلاح و فرمول پست ترين در كه انخفاض و سقوط قواي معنويه يك فرد بشري است. ترس؛ بدترين احتراص و شومترين هيجاني است كه موجود انساني در سرشت خودداشته باشد. ترس؛ مرد را از همه شئون رجليت ومزاياي فتوت لخت كرده و او را در اسفل مراتب مسكنت با دنيترين حيوانات همسنگ وهم پايه قرار ميدهد. افراد ترسوي يك هيئت اجتماعيه يك جماعت يا يك ملت ترسو بار ميآورد . يك ملت ترسو بزودي در چنگال ستمگر گرفتار مي ايد. براي گذاردن طوق رقيت وبندگي برگردن بردبار يك ملت ترسو بيدادگران تردست و فرعونهاي بي رحم وبي مروت با كمال اشنايي پيدا ميشوند وبا سهولت تمام برمرام خود نائل ميگردند. ترس عامل عمده اسارت ملتها است. بغير از اسارت سياسي امراض مستوليه افاق وبليات نيز احتياج به مساعدت ومعاونت ترس و واهمه دارند. چنانچه يك شخص ترسو در مقابل تهديدات زور از خود رفته وبكلي خود راباخته ازحقوق خود چشم ميپوشد ومقدسترين دارائيهاي خود راازدست مي دهد.همچنان نيز بواسطه ترس در تحت تاثيرات شوم اين احتراص پست قواي مقاومت بدن او نيز معدوم شده حملات امراض را آزادتر مي گذارند وميكربها با جسارت هر چه تمامتر وبا يك اقتدار هردم افزونتري در تخريب وانهدام صحت او كار ميكند. در حاليكه ترس بالذات باعث يك فلاكت نيست حتما در ترديد وتشديد اثرات آن فلاكت يك سهم وشركت متنابهي دارد. ترس در كمترين درجه شئامت ومضرت مايه تكثير آلام واكدار بوده در درجات بالاتر يا خود مستقيما توليد مصائب ميكند ويابشكل يك احتراص مسلولي وزندگاني بر باد ده تجلي نموده. اسايش واستراحت عادي ومعنوي را بكلي از شخص سلب مي نمايد.قواي فكريه عقل وذكاوت مرد را دچار فلج مي سازد قواي جسماني بفوريت از كار مي افتد در پيكري كه مظهرجلوه نمائي يك تندرستي ومصدر نمايش يك ذكاوت وفراست انساني بود ترس رنگ پريده وخون افسرده يك هيكل جامد وبي شعوري وبي اختياري وبي حركتي يك طيف ومغلوبي را پديدار مي گرداند . آثار ترس در بنيه ملتها هم چنين است آنچه ترس در ابدان افراد بعرصه ظهور مي آورد. در كتله (توده)جماعتها نيز احدا ث وايجاد كرده قواي معنويه واجتماعيه را نيست ونابود مي سازد-يك ملت را كه در حد ذات خود يك قوه عظيم مغلوبيت ناپذير است به يك هيچي محض يكعدم صرف مبدل مي سازد . ترس بزرگترين دشمن تعالي وترقي وتكامل وتجديد است . ترس خصم بي امان بشريت است . شرف چيست؟! عزت نفس مردي همه عواطف وملكات نفيسه بشر در تحت تهديد اين احتراص مشئوم قرار گرفته اند كه ترس نام دا رد. جايي كه ترس است از فضايل ومزاياي بشريت چيزي نيست.اگر بايد انسان بود اگر لازم است شرافت انسانيت داشت نبايد ترسيد. نبايد ترسيد با واپسين درجه است كه بتوان در آن حيثيت وشرافتي رااز عوالم بشريت هنوز نگهداري نمود ولي: نترسيدن كافي نيست بايد جرات وشجاعت داشت بايد پر دل بود. جرات يك جرات مسلح با تدبير و شجاعت يك شجاعت دوربين ودورانديش ولي يك جرات شجاعت فداكاروپرحرارت بر عكس ترس وواهمه ناجي ملتها است .آنچه راكه ترس در تخريب اساس مليت آزادي وبشريت بكار مي برد شجاعت در تشييد و تحكيم در صيانت وحفاظت همان اساس ها بكار مي اندازد . اين شجاعت يك فظيلت است و نتيجه يك محانمه منطقي است .اثر عزم واراده جلوه يك تصميم اختياري است . دو نوع شجاعت است :يك شجاعت مادي ويك شجاعت:معنوي شجاعت مادي عبارت ازاستحقارخطروتهلكه است كه ازعالي ترين درجه آنرا (استحقار (موت)مينا ميم زيرا كه (موت) اعظم خطرات است وهيچ كس هرگز دو مرتبه معروض آنخطر نخو اهد شد . شجاعت مادي ملكه است كه ميتوان اكتساب نمود و بواسطه رياضت و ورزش برقوت آن پرورش داد بر مقدار آن افزود پس از اثبات وجود نمودن در راه ميدان جنگ يك سرباز بز دل ممكن است پردل شود ويكسرباز دلير هميشه دليرتر مي گردد. بواسطه ورزش بشجاعت مادي اعضاي بدن ما بيك حالت سكونت وآرامي باعتدال دائمي عادت مي گيرند كه در مقابل هر خطر كوچكي ازهر مهلكه معمولي دچار اختلال وتزلزل نمي شود . شجاعت معنوي : عبارت از حاكميت وتسلط مرد است نسبت باحتراصات خود . كسيكه تابع هواوهوس احتراصات رديئه وبطور عموم محكوم نفس اماره خويشتن نيست شجيع وجسور است . اغلب اوقات نميتوان بر قوانين جابره طبيعت غلبه جست. ولي مردان توانا بر نفس خودشان فرمانروايي مي كنند . زخم ميخورند خونشان مي چكد مي ميرند ولي نمي ترسند واين گونه مردها غير قابل مغلوبيت هستند . اين شجاعت يك فضيلت استئونتيجه يك محانمه منطقي است .اثر عزم واراده جلوه يك تصميم اختياري است. چون نبايد بترسم نمي خواهم بترسم و نميتر سم . اين است قراروتصميم مرد شجيع ودر مقابل اين تصميم هيچ قوه از قواي .معلومه بشري وطبيعي فائق وغالب نيست. شجاعت معنوي چنانچه گفتيم بسته بعزم وتصميم است وبنابراين (وقت)دارد ساعتي كه اينوقت را معين مي دارد همانا حس شرافت وعزت نفس ما است همينكه حركت شخص عمل او انفاق وانفجار نموده ترس را رد و مضمحل سازد نبايد فراموش كرد (مبناي موفقيت وسبب فيروزي جهانگيران دلير. ملتهاي دلير است وبس). وملتهاي دلير بايد شجاعت خودشان را در تامين آسايش بشر وترقي وتكامل دموكراسي بكار وادارند ونترسند شهيد شيخ محمد خياباني – از كتاب قيام خياباني در تبريز

اخبار منتخب

Most Read