آخرین خبرها

از وضعیت اورمو گولو تا سریال ستارخان

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
از وضعیت اورمو گولو تا سریال ستارخان

Gunaz.tv

آذربایجان این روزها حال و روز خوبی ندارد! سرزمین تاریخ ساز، تمدن خیز، حماسه ها و قهرمانان سلحشور با مردمانی سخت کوش وباغیرت که دنیا در برابر عظمت تاریخ، تمدن، فرهنگ، انسانیت، بزرگواری، شجاعت و... آن سرتعظیم فرو می آورد، اکنون جلوی چشمانش دریاچه اورمیه (نگین زیبای آذربایجان) هر روز حالش وخیم تر از روز قبل می گردد و به نابودی و نیستی نزدیک تر می شود! میراث چندین هزار ساله آبا و اجدادمان دو دستی دارد تقدیم خاطره ها و تاریخ می شود.

 

سرزمین سرسبز و مقدسی که به داشتن زمستانهای پر بارش و سخت و تابستانهای معتدل و خوش آب و هوا و بهاری بهشتی و پائیزهایی پر باران معروف بود به لطف خشک شدن اورمو گولو اکنون دیگر با زمستانهای تقریبا بدون بارش برف و تابستانهای گرم و خشک شناخته می شود و در پائیز باران ندارد و بهارش هم شباهتی به بهار آذربایجان ندارد! به لطف خشک شدن 95 درصدی اورمو گولو بیماریهای خطرناک و صعب العلاج این مرز و بوم را فرا گرفته و ساکنان (خصوصا) اطراف دریاچه با تبعات بسیاری همچون انواع بیماریهای تنفسی و جسمانی روبه رو هستند. در بعضی از روستاهای اطراف دریاچه حیوانات نمی توانند دیگر فرزندانشان را بدنیا بیاورند و در اغلب موارد بچه هایشان مرده متولد می شود! کشاورزی آذربایجان محل درآمد و گذران زندگی بخش بزرگی از مردم این منطقه، بدلیل بارش های نامناسب و بشدت کاهش یافته ی ناشی از این معضل در حال از بین رفتن است و کویری نمکی به وسعت 462600 هکتار دارد به مردم آذربایجان هدیه داده می شود! وعده پشت سر وعده، وقت کشی پشت سر وقت کشی، اجلاس ها و سمینارهای بی حاصل و... که دریاچه را به این حال و روز انداخته است، دیگر برای مردم عادی شده است! حدود 12 سال پیش بود که ما در نشریه "اولدوز" مدام مقاله و مطلب چاپ می کردیم و فریاد می زدیم که ای داد دریاچه در حال خشک شدن است و باید کاری کرد اما به انواع القاب مزین می شدیم، متهم می شدیم که داریم تنش در جامعه ایجاد می کنیم! فقط جواب پس می دادیم و فشار تحمل می کردیم، شاید قطعا اگر آن موقع و یا از اوایل دهه ی 80 گوش شنوایی وجود داشت و مسئولین خطر این فاجعه را می شنیدند اکنون این فاجعه عظیم که بسیاری از تبعات خانمان براندازش هنوز خودش را نشان نداده است به این مرحله نرسیده بود! نکته ی جالب اینجاست که متاسفانه هنوز که این بحران به این مرحله ی وحشتناک رسیده مسئولین (مخصوصا مرکز نشین) عین خیالشان هم نیست و یک روز فراموش می کنند که برای نجات دریاچه اعتبار پیش بینی کنند و روز دیگر اعتبارات پیش بینی شده را تخصیص نمی دهند! حق هم دارند خودش که درگیر نیستند! ناامیدی پمپاژ نمی کنیم و سیاه نمایی هم درکار نیست با ادامه وضعیت کنونی مردم آذربایجان باید برای وداع با یادگار چندین هزار ساله آماده شوند و سراغ دریاچه را در نشریات، کتابها و آرشیوها بگیرند! از بحث دریاچه که بگذریم، سریالی که این روزها بانام "ستارخان" از شبکه یک سیمای ملی! پخش می شود نیز همانند بسیاری از سریال های تاریخی همانند "تبریز در مه" و "شهریار" و ... حواشی بسیاری به دنبال داشته است! بنظر می رسد که نویسندگان، تهیه کنندگان و کارگردانان این سریالها بجای اینکه به دنبال ساخت سریال های تاریخی باشند بیشتر بدنبال تاریخ سازی و یا تحریف تاریخ هستند! یعنی شخصیت های بزرگ تاریخی و اقدامات آنها را به گونه ای که دلشان می خواهد و به نفع توهمات خودشان پردازش می کنند. واضح تر بگویم کسانی که تاریخ (بدون تحریف) خوانده باشد و در مورد "صفویان"، "ستار خان"، "شهریار"، "مشروطیت" و بسیاری از مسائل تاریخی دیگر اطلاعات مختصری داشته باشند با تماشای این نوع فیلم های تاریخی با تاریخ و وقایع جدیدی روبه رو خواهند شد! گویا اشتباهات (شما بخوانید تحریفات تاریخی) و حتی توهین بر علیه آذربایجانی های تورک تبار متاسفانه تبدیل به یک رویه در این رسانه ی و بعضی از رسانه های مکتوب رسمی کشور شده است! عجیب است گردانندگان این رسانه با این حجم عظیم بودجه، کارمند و امکانات که بدلیل رویه های غلط مخاطبان بسیاری را نیز از دست داده است، قصد بازنگری و اصلاح در روش های غلط خود را ندارند! آنچه مشخص است این است که مسئولین این رسانه هنوز در 30 سال قبل مانده اند و نمی خواهند بپذیرند که دوران تک رسانه ای بودن گذشته است و دنیا از لحاظ سرعت تبادل اطلاعات و تکنولوژیهای جدید به دهکده ای کوچک تشبیه می شود. مردم و یا حداقل علاقمندان به دانستن از مراجع مختلف اخبار و کتابهای موثق را می خوانند و مطالعه دارند و حقیقت را از تحریف تشخیص می دهند. اینگونه دست کاری و تحریف در محتوای تاریخ علاوه بر اینکه هیچ دست آوردی برای صدا و سیما و... ندارد بلکه اعتماد بشدت آسیب دیده افکار عمومی نسبت به صدا و سیما را کاملا از بین خواهد برد!

 

مسئولین صدا و سیما لازم است یک بازنگری کامل حداقل در مورد سیاست های خود نسبت به تاریخ و فرهنگ سایر اقوام داشته باشند. مسئولین رسانه ملی حداقل خودشان اخباری را که از وضعیت خاورمیانه می دهند نگاه کنند و بدانند که شرایط بسیار حساس تر از آن است که فکر می کنند! مسئولین رسانه ملی باید خود را از اتهام میلی عمل کردن تبرئه کنند البته اگر اعتقادی به افکار عمومی و خواست مردم در آنها وجود دارد. اما هوای بشدت ناسالم و آلوده ای این ماههای شهرهای اورمیه و تبریز هم که 3 -4 سالی می شود از اوایل دی تا اواخر اسفند آسمان آذربایجان را تسخیر می کند نیز از عجایب روزگار محسوب می شود! بر اساس آمار و داده های مسئولین محیط زیست شهرهای اورمیه و تبریز در این دو ماه پشت سر گذاشته شده از زمستان اسمی (دی و بهمن) در اکثر روزها در شرایط بحرانی از لحاظ آلودگی هوا قرار داشت! جالب توجه است اورمیه و تبریز از نظر آلودگی هوا بسیار بالاتر از شهرهای صنعتی چون تهران، اصفهان، مشهد و شیراز و... قرار دارند! شاید تبریز باهمت مردم بزرگ خود تعدادی کارخانه ی خصوصی و نیمه خصوصی در اطراف خود داشه باشد که به هیچ وجهه قابل مقایسه با کارخانجات دولتی مستقر در تهران، اصفهان، کرمان، یزد، مشهد و... نیستند و بخش از این آلودگی مرتبط با این کارخانجات باشد اما اورمیه که چیزی به مفهوم واقعی کارخانه ندارد در ردیف اول این آلودگی چه می کند خود حدیث مفصلی دارد. معلوم است وقتی که عده ای زمین خوار باغات اطراف و داخل شهر اورمیه را چپاول کنند و شریانهای تنفس شهر را ببرند، مشخص است زمانیکه اتوبوس های و ناوگان فرسوده حمل و نقل شهری بجای کمک به پاکیزگی هوا خودشان منبع تولید آلودگی شوند و وقتی وخیم دریاچه ی اورمیه (معتدل کننده آب و هوای آذربایجان) به روایتی مانع از بارش ها شود و... همین می شود که هست... خلاصه از وضعیت "اورمو گولو" گرفته تا "سریال ستارخان" و ... حال و روز این روزهای آذربایجان خوش نیست. انشاالله که خبرهای خوبی هم در راه باشد.

 

منبع: نشریه ی شماره 179 آغری

 

علی مصطفی زاده / مدیر مسئول نشریه ی آغری

 

 

اخبار منتخب

Most Read