طرحهای عملیاتی جدید در اسرائیل برای جنگ با ایران
مارکو روبیو: جمهوری اسلامی در دردسر بزرگی افتاده است
احضار کاردار ایران در پاریس پس از تنش دیپلماتیک
والاستریت ژورنال: ترامپ توافقنامه هستهای غیرنظامی ۳۰ ساله با عربستان را تایید کرد
معاون سابق ترامپ: اسرائیل آماده پیوستن به کارزار نظامی علیه ایران است
هشدار قرارگاه خاتمالانبیاء سپاه پاسداران دربارۀ عواقب حمله به مراکز هستهای ایران: به معنای گسترش جنگ به کل منطقه است
سفیر قزاقستان: پیگیر خواهرخواندگی دو شهر تورک تبریز و آلماتی هستم
دیدار جمعی از فعالان آذربایجانی با استاد یوسف فرزانه از پیشگامان انتشار کتاب به زبان ترکی آذربایجانی
حملات گسترده ایران به مواضع کردها در عراق
هگست: ارتش آمریکا قادر است به تأسیسات هستهای «کوه کلنگ» دسترسی پیدا کند
سنتکام: یازدهمین شب حمله به ایران انجام شد
تبریز و همدان بامداد چهارشنبه هدف حملات آمریکا قرار گرفتند
با تصمیم جدید ترامپ؛ لبنان یک گام به آمریکا نزدیکتر شد
اختلال اینترنت، ایران را از رتبهبندی جهانی حذف کرد
نفت از مرز ۹۱ دلار عبور کرد
بریتانیا هم پایگاههای خود را در اختیار ارتش آمریکا گذاشت
ترامپ مقامهای ایرانی را «وحشیها» خواند
ترامپ: خیلی زود کوه کلنگ گزلا را خواهیم زد
بلغارستان پایگاههای خود را در اختیار ارتش آمریکا قرار داد
قطر خواستار دریافت غرامت از ایران شد
اردن از رهگیری پنج پهپاد ایرانی خبر داد
وال استریت ژورنال: ایران هزاران سانتریفیوژ را به تونلهای «کوه کلنگ» منتقل کرده است
مراسم تشییع پیکر آشیق «علی یئکانلی» در باغ رضوان اورمیه برگزار شد
تداوم بلاتکلیفی یاشار حسنپور فعال تورک آذربایجانی در بند ویژه زندان تبریز
فاکس نیوز: ترامپ ظرف چند روز آینده درباره گسترش جنگ با ایران تصمیم میگیرد؛ انتقال تجهیزات جدید در راستای آمادهسازی پیش از تصمیم نهایی است
حملات سپاه پاسداران و ارتش ایران به مواضع آمریکا در کویت
آمریکا برای شهروندانش «هشدار جهانی» صادر کرد؛ احتمال تشدید ناگهانی تنشها وجود دارد
دهمین شب پیاپی حملات آمریکا؛ تکمیل عملیات شبانۀ سنتکام پس از ۵ ساعت
دهها هواپیمای سوخترسان آمریکایی به خاورمیانه سرازیر شدند
آمریکا: شهروندانمان فوراً ایران را ترک کنند
پس از کشته شدن نظامیان آمریکا؛ ترامپ: ایران چندین برابر تاوان خواهد داد
کشته شدن یک نیروی ارتش در حمله به تبریز تأیید شد
حمله موشکی به سیلوانای اورمیه؛ چندین نفر زخمی شدند
شمار کشتههای ارتش آمریکا افزایش یافت
اندی برنهام رسما نخست وزیر بریتانیا شد
حمله پهپادی ایران به زیرساختهای بحرین
تروریستهای مورد حمایت ایران عربستان را محاصره کردند
دو نفتکش در نزدیکی تنگه هرمز بمباران شدند
روبیو: ایران از تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار استفاده میکند
بحرین و کویت از مقابله پدافندی با حملات ایران خبر دادند
قیمت نفت از مرز ۹۰ دلار گذشت
امام جمعه اهل سنت میرجاوه ترور شد
عباس لسانی همچنان از دسترسی به درمان و دارو محروم است
در ایران همه شواهد نشان میدهند که نسل جدیدی از مدیران و کارگزاران مکتبی که به دانشگاهها و مؤسسات آموزشی خاص حکومتی (امام صادق، مالک اشتر، امام حسین، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، دانشگاه معارف اسلامی، دانشگاههای غیردولتی نزدیک به حکومت مانند رفاه) رفتهاند و یا کسانی که از طریق سهمیهها و رانت سیاسی به دانشگاهها راه یافتهاند و در بسیاری موارد هم بدون زحمت فراوان و بدون درس خواندن واقعی صاحب مدارک و عناوین دانشگاهی شدهاند، به تدریج دست بالا را در سلسله مراتب قدرت و مدیریتی از آن خود کردهاند.
یکدست شدن نهادهای اصلی قدرت از جمله مجلس، دولت و قوه قضائیه و مدیریت آشکار و پنهان آنها توسط نهاد رهبری پیامد قدرت گرفتن این طبقه جدید است.
دولت رئیسی از این نظر گوی سبقت را از دولتهای قبلی ربوده و شمار بزرگی از اعضای اصلی دولت، مسئولین اجرایی در دستگاههای مرکزی و محلی و نهادهای وابسته به آنها از این شبکه میآیند. «مدیران جوان بسیجی و انقلابی» که در اینجا و آنجا از آنها نام برده میشود، نورسیدگان طبقه جدید هستند.
طبقه اسلامگرایان حرفهای
ایدئولوژی طبقه جدید حکومتی ایران روایتی از اسلام شیعه است که میتوان به آن اسلامگرایی حرفهای نام داد. منظور از اسلامگرایی حرفهای استفاده ابزاری از دین و تظاهر به نوعی دینداری مناسکی است که همانند نشانه هویتی و متمایزکننده پدیدار میشود.
در اسلامگرایی حرفهای خوانشی از دین و تظاهر بیرونی آن به ابزار اصلی بالا رفتن از پلههای قدرت و دستیابی به منابع و امکانات دولتی و خصوصی تبدیل میشود. ویژگی مهم دیگر طبقه جدید اسلامگرایان حرفهای رابطه تنگاتنگ آنها با اقتصاد و تجارت است.
شاید بتوان گفت که همین رابطه با پول، اقتصاد و اشکال گوناگون فساد هم سبب شده تا مدیران ریز و درشت حکومتی از نظر اخلاقی و ایدئولوژیک که تا این اندازه سقوط کنند. دین اسلامگرایان حرفهای بیشتر این دنیایی است و در خدمت «زر و زور» و منافع مستقیم حکومت دینی و وابستگان طبقه جدید.
اسلامگرایی حرفهای پیامد اجتنابناپذیر دخالت دین در حکومت و سیاست، حکومتی شدن دین و پیوند تنگاتنگ آن با قدرت سیاسی و اقتصادی است. بدین گونه دینی که قرار بود معنویت را به سپهر سیاست و حکومت بیاورد خود از اخلاق و معنویت تهی و به ابزار قدرت و بازیهای سیاسی حکومتی تبدیل شد.
تجربه ایران پس از ۱۳۵۷ نشان میدهد که کارکرد معنوی دین دولتی و ابزاری شده در زندگی جمعی افراد جامعه ضعیف و بیمعنا میشود و مناسک و آیینهای دینی بیش از در خدمت انسجام معنوی جامعه باشد، هدفهای سیاسی و کاسبکارانه فردی و جمعی دنبال میکند. آنچه در ادبیات گذشته ایران ریاکاری اهل دین و زهد ریاکارانه نام گرفته بود، به الگوی رفتاری غالب در حکومت ایران تبدیل شده است.
طبقه جدید حاکم در حکومت ایران دیگر باور چندانی هم به ایدئولوژی انقلابی سالهای ۱۳۵۰، انقلاب پابرهنه ها و مستضعفان ندارند و این گفتمان و این واژه ها هم در عمل از معنا تهی شده اند. عدالت اجتماعی که در آن زمان از آن سخن میرفت جایش را به چپاول نهادهای بزرگ اقتصادی دولتی و شبهدولتی و بانکها اقتصادی داده است.
این گروه قدرتمند با وجود ظاهر اسلامی گفتمان خود به قول عباس عبدی اصولگرایان بدون اصول هستند. پراگماتیسم ریاکارانه یکی از شاخصهای اسلامگرایی حرفهای طبقه جدید است و «ذوب بودن در ولایت» بیش از آنکه معنای دینی داشته باشد، به نوعی تعهد و سرسپردگی سیاسی و ایدئولوژیک میماند.
پاداش این وفاداری بیخدشه، حاشیه امن قضایی و امتیازات و رانتهای فراوان دولتی است که با دست و دلبازی در اختیار آنها قرار میگیرد. طبقه جدید بازیگر اصلی فساد فراگیری است که در همه نهادهای حکومتی رخنه کرده است.
سرنوشت دعوای قدیمی تعهد مکتبی و تخصص
غالب شدن اسلامگرایی حرفهای در چهارچوب قدرت گرفتن طبقه جدید پیامد مستقیم گردش محدود و بسته نخبگان هم هست. نگاه تقلیلی و گزینشی حکومت به نخبگان و متخصصان از همان دوران تحصیلی آغاز میشود. حتی در مراکزی که باید نخبگان حکومتی را تربیت کنند، هم رویکرد غالب نه گزینش برترینها و شایستهترین از نگاه علمی و تخصصی که جذب جوانان «مؤمن و بسیجی» است که باید در روند یک آموزش ایدئولوژیک به «سربازان ولایت» تبدیل شوند.
غربالگری برای گزینش «ژنهای خوب» بر پایه نوع باور به دین و میزان اطاعت از ولایت فقیه اصل تخصص، توانایی و کارایی را به معیار فرعی تبدیل میکند. دینداری کاسبکارانه و سازگار با نیاز و تعریف حکومت راه را برای ریاکاری کسانی باز میکند که در پی گنج بدون رنج هستند.
نبرد فرسایشی طولانی میان مکتبیها و متخصصین از همان روزهای پس از استقرار حکومت ایران آغاز شد. حکومت نوپای اسلامی ابتدا به سراغ متخصصین غیرمکتبی رفت تا آنها را به نام «طاغوتی» و وابسته به حکومت گذشته از کار کنار بگذارد و یا به حاشیه براند.
در آن زمان رفتار و هنجار غالب (به نام انقلاب)، تحقیر تخصص، دانش و تحصیلات آکادمیک در برابر تعهد مکتبی ظاهر «اسلامپسند» بود. این رویه اما در دهه ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ جایش را به رفتار دیگری داد و مسئولین برای کسب اعتبار و مشروعیت بیشتر در میان افکار عمومی به سراغ مدرک و تحصیلات دانشگاهی هم رفتند.
اگر در دهه اول تعهد مکتبی و مذهبی جایگزینی برای تخصص بود در سالهای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰، در کنار تعهد دینی و ظاهر اسلامی، مدرک گرفتن و داشتن عناوینی چون دکتر و مهندس هم به الگوی رفتاری اصلی وابستگان حکومتی تبدیل شد. از این دوران است که مسابقه مدرک گرفتن بیدردسر در میان مسئولین ریز و درشت به یک هدف عالی تبدیل شد. اتفاقی هم نیست که ما در این سالها شاهد هجوم شماری بزرگی از مسئولین روحانی، غیرروحانی و نظامی به دانشگاههای مکاتبهای مدرکفروش خارجی و نیز مراکز آموزش عالی داخلی هستیم.
بخش بزرگی از آنها بدون کنار گذاشتن فعالیتهای چندگانه حرفهای و سیاسی، بدون زحمت و «دود چراغ خوردن» صاحب مدارک دانشگاهی شدند، رساله نوشتند و کتاب به چاپ رساندند و به لقب دکتر و مهندس آراسته شدند. زمان کوتاهی لازم بود تا این الگوی رفتاری به سرمشق نسل جوان «مؤمن و بسیجی» و سهمیههای حکومتی در دانشگاه تبدیل شود.
بدین گونه بود که طبقه جدید جای کسب علم و تخصص را با کسب مدرک عوض کرد. گویی همه چیز حتی درس خواندن، پژوهش و کسب تخصص هم ظاهری، سطحی و ریاکارانه است.
خریدن مدرک یا مدرک گرفتن از راههای میانبُر، با اعمال نفوذ، پول و یا تهدید و با بهره بردن از رانت قدرت اما کسی را متخصص، اهل فن و صاحب نظر نمیکند. اتفاقی هم نیست اگر وابستگان طبقه جدید ناچارند با کسانی کار کنند که در قد و قواره خودشان باشند. این به معنای فقیر شدن منظم نظام مدیریتی، پایین آمدن سقف تخصص و مهارت در تشکیلات حکومتی، سقوط دانش تخصصی حکومت، و رواج حقهبازی علمی و شبهعلم و شبهتخصص است.
گروههای حاکم حتی نمیتوانند با متخصصین مکتبی هم کنار آیند و سرنوشت کسانی مانند ظریف که در دانشگاههای خارج از کشور تحصیل کردهاند و تکنوکراتهای وزارت خارجه نمونه کوچکی از ادامه جنگ فرسایشی است که از همان اولین روزهای پس از بهمن ۱۳۵۷ آغاز شد.
شبکههای آشکار و پنهان قدرت
رئیسی، مخبر دزفولی، قالیباف، زاکانی، یوسف نوری، علی عسگری، مهرداد بذرپاش، اسماعیل احمدی، کاظمی، باقری کنی، حسین امیرعبداللهیان، عبدالملکی نمادهای طبقه جدید اسلامگرایان حرفهای هستند. نگاهی به رزومه و مسیر زندگی سیاسی و حرفهای تکتک آنها نشان میدهد که گروهی که به رأس نهادهای قدرت راه یافتهاند چگونه و کجا درس خواندهاند، وارد گود سیاست شدهاند و در درون شبکههای آشکار و یا ناآشکار قدرت و در روابط غیررسمی و مافیایی به تدریج در سلسله مراتب حکومتی رشد کردهاند.
در ایران برخلاف اتحاد شوروی حزب واحدی که بستر انسجام و سازماندهی طبقه جدید باشد وجود ندارد. نهادهای اقتصادی حکومتی، نیروهای نظامی، سازمانهای سیاسی-مذهبی حکومتی (انجمن های اسلامی)، شبکه نهادهای مذهبی، روحانیون و مداحان اصلیترین فضاهای شکلگیری نیروهای طبقه جدید را تشکیل میدهند.
این نهادها و شبکهها بیشتر از طریق روابط مافیایی و غیر شفاف اداره میشوند. یکی از هنجارهای رایج محافل سنتی و روحانیون پیوندهای خانوادگی بود. این سنت در دوران پس از انقلاب ۱۳۵۷ به گونهای چشمگیر گسترش پیدا کرد و به یک الگوی رفتاری مهم تبدیل شد.
پدیده آقازادهها، خویشاوندسالاری، تقسیم مناصب میان خودیها و «ژنهای خوب» که این روزها در جامعه بسیار در مورد آن گفته و شنیده میشود، فقط نوک کوه یخی است که بخش اصلی آن از دید جامعه پنهان است. کتاب «ایران پسا انقلاب؛ دفترچه راهنما» نوشته مهرزاد بروجردی و کوروش رحیمخانی (۲۰۱۸، انتشارات دانشگاه سیراکوس) که نوعی نقشهبرداری موشکافانه گروههای حاکم بر ایران و اشکال وابستگی درونی میان آنهاست، به روشنی از چگونگی شکلگیری این شبکهها و روابط خانوادگی پرده برمیدارد. ما در ایران با گردش بسته و بسیار محدود نخبگان و سلطه اختاپوسی حلقهها و مراکز اصلی قدرت بویژه در نیروهای نظامی سروکار داریم.
جذابیت الگوی روسی-چینی برای طبقه جدید
چالش اصلی طبقه جدید اسلامگرایان حرفهای ماندن در قدرت و پاسداری از ساختاری است که ادامه حیات جمعی آنها را تضمین میکند. نگاه آنها در تجربههای جهانی هم به طور طبیعی به سوی الگوهای حکمرانی جلب میشود که ساختارهای قدرت بسته و غیرشفاف دارند.
«چرخش به شرق» و جذابیت الگوی روسی و چینی از جمله به خاطر حفظ قدرت از طریق کنترل فراگیر جامعه و نوعی توسعه بدون جامعه باز و دموکراسی است. ساختار حکومتی حکومت ایران، جایگاه ولایت فقیه و نهادهای وابسته به آن و نیز نقشی که نیروهای نظامی در آن بازی میکنند به طبقه جدید امکان میدهد که از طریق ساز و کار گردش محدود و نظارتشده مدیران و کارگزاران مدعی جامعهای با انتخابات شوند؛ درست همان کاری که پوتین در روسیه انجام میدهد.
اتفاقی هم نیست اگر طبقه جدید جامعه مدنی، گردش آزاد اطلاعات، رسانههای مستقل، تشکلهای مستقل صنفی و سیاسی، متخصصین، روشنفکران و گروههای فرهیخته جامعه را رقیب اصلی خود برای ادامه حکمرانی میداند.
اصل فراموششده مصلحت و منافع جمعی و ملی
پیامدهای منفی سلطه طبقه جدید اسلامگرایان حرفهای را نباید فقط به نبودن دمکراسی و جامعه باز و یا بیاعتمادی ژرف به جامعه مدنی فرو کاست. فروپاشی اتحاد شوروی از جمله به خاطر ناکارایی در حوزه توسعه و بحرانهای اخلاقی و اجتماعی ژرفی بود که «سوسیالیسم واقعاً موجود» را به بنبست کشانده بودند.
وجود گروه بزرگی از مدیران وفادار به حکومت هر چند در نگاه اول تکیهگاهی برای ادامه حیات نظام دینی به شمار میرود اما همزمان به خاطر ناکارایی و فساد بزرگترین تهدید برای موجودیت آن هم به شمار میرود. کمسوادی و بیکفایتی نیروی مدیریتی در دستگاه عریض و طویل حکومتی و نهادیهای شبهحکومتی و نظامی پیامدهای هولناکی برای جامعه داشته است.
بحران توسعه، بحرانهای چندگانه اقتصادی، فقر رو به گسترش، بحران فراگیر زیست محیطی و تخریب نظاممند طبیعت ایران در چهار دهه گذشته، آسیبهای گوناگون اجتماعی، و فساد فراگیر در درون و بیرون حکومت، نتیجه حکمرانی نابخردانه و ویرانگرانهای است که بر ایران تحمیل شده است.
طبقه جدید اسلامگرایان حرفهای، نه دوراندیش و آیندهنگر است و نه دغدغه مصلحت و منافع جمعی و ملی دارد. نظامگسیختگی اقتصادی و فروپاشی اجتماعی و اخلاقی و بحرانهای سیاسی دهههای گذشته در هر جامعهای میتوانست یک پرسش اساسی را به میان کشد: چرا و چگونه کشور به این روز افتاد و مسئولیت آن با چه کسانی است؟
برای دست اندرکاران در ایران چنین پرسش اساسی مطرح نمیشود، چرا که معیار اصلی داوری درباره عمکرد آنها نه کاآرایی تخصصی و کارنامه عملی که مصلحت و بقای حکومت و میزان وفادارای به قدرت سیاسی است.
گوناز تی وی
M - منبع: رادیوفردا
M.S
با تصمیم جدید ترامپ؛ لبنان یک گام به آمریکا نزدیکتر شد
بریتانیا هم پایگاههای خود را در اختیار ارتش آمریکا گذاشت
بلغارستان پایگاههای خود را در اختیار ارتش آمریکا قرار داد
یک مقام امنیتی اسرائیل: مجتبی خامنهای از ایران خارج شده؛ پیامهای منتسب به او جعلی است
پرونده جنجالی هالکبانک و رضا ضراب پس از سالها به آخر رسید
اسرائیل سالها برای جذب احمدینژاد و جانشینی او در ایران تلاش کرد
تهران از مقایسه «ایران و اسرائیل» توسط ترکیه خشمگین شد
ترامپ: توافق با ایران شکست خورد
لیندسی گراهام، سناتور هوادار اسرائيل و مخالف سرسخت حکومت ایران درگذشت
ترامپ درباره ایران در آنکارا رایزنی میکند
غیبت سؤالبرانگیز مجتبی خامنهای در مراسم خواندن نماز میت بر جنازه علی خامنهای؛ حضور سه پسر دیگر خامنهای
تشییع جسد ۴ ماهه خامنهای کل کشور را تعطیل کرد
مجتبی خامنهای در مراسم پدرش هم غیبت خواهد خورد
مجتبی خامنهای در مراسم خداحافظی همسرش هم نبود
آمریکا: اظهارات تهران «شگرد مذاکره به سبک ایرانی» است
ادعای تازه درباره مرگ مشاور خامنهای
چهارده بند یادداشت تفاهم میان آمریکا و ایران
مجتبی خامنهای خود را از توافق با آمریکا کنار کشید
آمریکا: هدف ترامپ به قدرت رساندن رضا پهلوی نبود
۶۰ دقیقه تا حمله بزرگ اسرائیل به ایران؛ اما دستور لغو رسید
یک مقام امنیتی اسرائیل: مجتبی خامنهای از ایران خارج شده؛ پیامهای منتسب به او جعلی است
اعتراضات و اعتصابها بار دیگر در شهرهای ایران آغاز شد
قالیباف از ادامه مذاکرات با آمریکا دفاع کرد
نماینده مجلس: حمله زمینی آمریکا به ایران قطعی است
ایران گوناز تیوی و آذتیوی را در فهرست «رسانههای دشمن» قرار داد
ارمنستان در آستانه تصویب توافقنامه TRIPP
پاداش سرکوب مردم اورمیه؛ سرهنگ یوسف اسماعیلزاده به «سرتیپ دومی» ارتقا یافت
امشب تبریز هم در فهرست اهداف حملات آمریکا بود
افشای اختلاف در رأس حکومت ایران از سوی آمریکا
چرا آمریکا برج دیدهبانی چابهار را منهدم کرد؟
صدور حکم سه سال حبس برای امیرعلی قاجاری، نوجوان ۱۷ ساله تورک آذربایحانی
دیدار نخستوزیر عراق با ترامپ، خشم تهران را برانگیخت
آمریکا به جزیره هنگام حمله کرد
برج مراقبت دریایی چابهار در حمله آمریکا به طور کامل تخریب شد
آمریکا به نیروگاه هستهای دارخوین حمله کرد
کاربران: سایت موشکی تبریز بمباران شد (ویدیو)
نصب پوستر زندانیان سیاسی آذربایجان جنوبی در نقاط مختلف تبریز
مرخصی یک روزه برای دو فعال تورک آذربایجانی با پابند الکترونیکی