آخرین خبرها

حُسن ختامی بر یک قرن؛ نگاهی بر یک روایت و رنج زیستن با زبان نامادری / نوشته‌ای از علی خیرجو

۱۴۰۱.۰۱.۰۱, ۱۷:۴۸
حُسن ختامی بر یک قرن؛ نگاهی بر یک روایت و رنج زیستن با زبان نامادری / نوشته‌ای از علی خیرجو

Gunaz.tv

کمپین #منوفارسی یکی از کمپین‌های موفق در طی سالیان اخیر است که توانست با مخاطبین خود به‌خوبی ارتباط برقرار کند و آحاد جامعه ایران با ملیت‌های مختلف را وادارد تا نوک پیکان انتقادها در مواجهه با تبعیض را به سمت خود نیز نشانه روند.

 

تک‌تک مخاطبین از ملیت‌های مختلف غیرفارس با این سوال روبرو گشتند که آیا خود ما هم در درد و رنجی که از تحقیر و تبعیض بر ما روا داشته می‌شود، مقصریم؟ یا نوعی فرآیند سیستماتیک ما را در چرخه تحقیر و تبعیض قرار داده است؟ چرا از خود فرار می‌کنیم؟ و در ذهن مخاطب فارس علامت سؤال بزرگی پدید آورد، اینکه واقعاً ملیت‌های غیرفارس از چه می‌رنجند؟ البته تلاش در رسیدن به پاسخ این پرسش‌ها می‌تواند هویت واقعی را معنا کند.

 

این کمپین کوشید تا ملیت‌های مختلف در چارچوبی خارج از حوزه‌ی سلطه و قدرت به دیالوگ روی آورده و فعالانه روایتگر دردها و رنج‌های خود به‌دوراز هرگونه ترس و رک و صریح با یکدیگر باشند.

 

ملت‌ها و ائتنیک ها جسارت روبرو شدن با خود واقعی و هویت خود بنیانشان را به دست آورند.

 

موضع‌گیری‌ها و روایت‌های مختلفی که در رابطه با این کمپین صورت گرفت و مقالات متعددی که در مورد چگونگی و چرایی آن به رشته تحریر در آمد، جایگاه زبان فارسی در کشور ایران را که طی سالیان با قبضه‌ی تمامی ابزارهای فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و ... در پی عقلانی نمودن و مشروعیت بخشی به استیلای خود، بر دیگر ملت‌های این جغرافیایی سیاسی است، را به‌عنوان زبان ملی و رسمی به چالش کشید.

 

عصاره‌ی دست آورد این کمپین برای جنبش‌های مطالبه گر فرهنگی، زبانی و هویتی را می‌توان پرهیز از افتادن در  «چرخ عصاری»¹ دانست که قدرت و سلطه سال‌هاست درصدد آن است تا جنبش‌های ملی و مدنی را با برچسب‌زنی و تحمیل هزینه‌های زیاد از توده ملت سوا کند تا با خالی شدن آن‌ها از انرژی خرد جمعی از قدرت تأثیر آن‌ها بر جامعه بکاهد و راه را بر سرکوب هر چه بیشتر فعالان ملی مدنی هموار سازد.

 

همه ملیت‌ها و ائتنیک هاى غیرفارس در این کمپین از زخمی که از جانب زبان و هویت فارسی بر تن رنجور هویتشان روا دیده شده، زبان به شکایت گشودند و به کنشی روایی پرداختند و روشنفکران و مسئولان فارس زبان در واکنش برای تأیید و دفاع از جایگاه ارباب گونه زبان و فرهنگشان رو به فعالیت‌های عیان غیرفرهنگی و وندالیسمی آوردند، واکنشی سراسیمه در برابر کنشی فرهنگی و عقلانی.

 

این کمپین اعتراضی مانند اعتراضات سال‌های متمادی از طرف ملت‌ها در قبال تبعیض نژادی و زبانی و... واکنشی آنی نبود، اما می‌توان آن را به فعل در آمدن مفهوم  «رسانتیمان»2 و واکنشی به سال‌ها جایگاه ارباب گونه زبان فارسی در ایران نسبت به دیگر زبان‌ها دانست. 

 

تفاوت روشن و آشکار  این کمپین اعتراضی با اعتراضات گذشته در این بود که توانست تک‌تک مخاطبان فارس زبان و غیرفارس زبان را به چالش کشیده و این تعریف کلیشه‌ای، که وظیفه دفاع از هویت به عهده فعالان ملی - مدنی در مبارزه با ساختار تبعیض‌آمیز است و تبعیض از طرف حاکمیت صورت می‌گیرد را از میان برداشته و مخاطبین را به نگرشی نو سوق دهد: نگاه نژادپرستانه و تبعیض محور جدای از اینکه چگونه می‌تواند بر جامعه مستولی گردد، می‌تواند در تاروپود هویت هر فردی رسوخ پیدا کند و وظیفه‌ی آحاد جامعه مبارزه برای رهایی از تفکرات و گرایش‌های نژادپرستانه است و هر فردی می‌تواند درراه حفظ و نشر داشته‌های فرهنگی خود فعالانه گام بردارد. حتی با روایت رنج زیستن به زبان مادری و اقرار به اینکه چرا به خاطر تورک بودنم باید مورد تحقیر قرار گیرم و در مقابل یک فارس خجالت‌زده باشم؟ چرا به وضعیتی دچار گردم که انگار حرف زدن به زبان مادری همچون گناهی کبیره باشد که تمامی احساسات و عواطف مرا به تسخیر خود درآورد؟ چرا در قبال حفظ و توسعه‌ی زبان و فرهنگ خود مسئولیت‌پذیر نباشم، اما با تمام وجود در خدمت حفاظت از داشته‌های دیگران برآیم؟ یعنی می‌توان اسمی جز برده‌ی زبانی بر من نهاد که از تمامی داشته‌های خود درراه دیگری می‌گذرم؟

 

هنوز هم سوالاتی از جنس این پرسش هویتی در ملت‌ها و ائتنیک های غیر فارس همچون من این نیستم؟ و من آن نیستم؟ را می‌شود در کمپین #منوفارسی مشاهده کرد. چراکه من را به‌عنوان مقاومتی در برابر فارسی و یا برساخته‌ای از فارسی قلمداد می‌کند و رد پای فارسی در آن خودنمایی می‌کند.

 

با توجه به مطالبی که ارائه شد می‌توان این کمپین را شروعی دانست بر اینکه ملت‌ها بتوانند به‌دوراز هرگونه نگاه راسیستی و تبعیض‌آمیز به بیان خود بپردازند.

 

آنچه طی سالیان اخیر با نگاه به جنبش‌های ملی و مدنی و جریان‌های هویت محور و مطالبات و خواسته‌های آن‌ها می‌توان مشاهده نمود حکایت از افزایش روزافزون آگاهی ملی نسبت به مسئله‌ی هویت و شکل‌گیری خرد جمعی در رابطه با حفظ زبان، فرهنگ و هویت ملت‌ها است، که کم‌وبیش در این کمپین نیز شاهد آن بودیم.

 

دیگر دور نیست به پرسش من که هستم؟ از طرف ملت‌ها به‌صورت آزاد و مستقل از اراده‌ی دیگری پاسخ داده شود، اما اگر نجنبیم و مسئولانه در قبال هویت و کیستی‌مان گام بر نداریم تیک‌تاک ماشین استحاله و آسیمیلاسیون اختیار عمل را از ما خواهد ربود. ما نباید منتظر «امانسیپاسیون»³ فارسی باشیم، بلکه با باور به داشته‌های خود راه را برای بقا و حیات خود و خویشتن ِ هویتی هموارسازیم. خود باشیم برای خود و دیگران و با خویشتن خویش سازگار.

 

۱- چرخ عصاری: (ورطه‌ی مرگ)

بیولوژیست  آمریکائی «ویلیام بیب» در حین مطالعات خود در جنگل‌های جزایر گویان با منظره‌ی عجیبی برخورد کرد. لشگر بزرگی از مورچه‌ها در پیرامون یک دایره‌ی بزرگ که محیطی در حدود ۴۰۰ متر داشت، بی‌وقفه در حال حرکت بودند. آنان هر دو ساعت یک‌بار به دور این دایره می‌گشتند. این گردش آن‌قدر ادامه یافت که پس از دو روز، اکثر آن‌ها جان خود را از دست دادند. آنچه بیب مشاهده کرده بود بیولوژیست ‌های امروزی آن را «چرخ عصاری» می‌نامند. این دور زمانی شکل می‌گیرد که گروهی از مورچه‌گان از جمع یا کولونی خود به دور می‌افتند. وقتی که چنین امری اتفاق می‌افتد آنان از یک قانون ساده پیروی می‌کنند. از مورچه‌ی جلوی خود تبعیت کن. نتیجه‌ی این امر شکل‌گیری چرخ عصاری است. این دور زمانی می‌شکند که به‌طور تصادفی یکی از مورچه‌ها به دلیلی نامعلوم دایره را ترک می‌کند و مورچه‌ بعدی به دنبال او به راه می‌افتد.

(در رابطه با جنبش‌های ملی و ائتنیکی این مسئله می‌تواند حصر شدن در  ایدئولوژی و افتادن در دام نگاه کلیشه‌ای که از طرف منطق سلطه اعمال می‌گردد باشد. نگاه ایدئولوژیک به مسئله زبان یکی از این دام‌هاست، که بسیاری از روشنفکران فارس هنوز توان رهایی از آن را نیافته‌اند. جنبش‌ها باید توان دگردیسی و به‌روزرسانی شدن را در خود تقویت کنند.)

 

۲- رسانتیمان: در لغت به معنای کین توزی به کار می‌رود.

رسانتیمان درواقع تجربه کردن و باز زیستن مکرر یک واکنش منفعلانه عاطفی مشخص نسبت به دیگری است که کیفیتی منفی دارد.

 

۳- امانسیپاسیون: رهایی و آزادی از بندی که به‌صورت قانون در آمده باشد. در گذشته قانون خریدوفروش بردگان وجود داشت و برای آزاد ساختن برده باید مبلغ و هزینه‌ای از طرف خریدار پرداخت می‌گردید. درواقع به عمل خرید و آزادسازی برده امانسیپاسیون گفته می‌شود.

 

علی خیرجو ۱۴۰۰/۱۲/۲۹

 

گوناز تی وی
M.S

اخبار منتخب

Most Read