فشار بر رسانهها در ایران؛ سردبیر روزنامه «هممیهن» مجرم شناخته شد
صادرات نفت خلیج از سطح پیش از جنگ گذشت
دولت ترامپ بیش از ۳۰۰ هزار ویزای آمریکا را لغو کرد
دلار دوباره گارد صعودی گرفت
مکرون در پی تقویت حضور راهبردی فرانسه در خلیج
درگیری مسلحانه در سیستان و بلوچستان؛ چهار نفر کشته شدند
توافقنامه روابط متحدانه جمهوری آذربایجان و قرقیزستان تصویب شد
عراق گذرگاه مرزی چذابه را به روی ایران بست؛ الجزیره: مرزهای دیگر هم در روزهای آینده بسته خواهند شد
افزایش فشار بر زندانیان سیاسی آذربایجان؛ انتقال فعالین ملی به بند جرایم عمومی در زندان تبریز
فایننشالتایمز: طرح نتانیاهو برای بمباران نیروگاههای ایران با مخالفت ترامپ اجرا نشد؛ احتمال ازسرگیری حملات در هفتههای آینده
۷۵ روز بازداشت و بلاتکلیفی «وحید ویدافر» شهروند تورک آذربایجانی به دلیل لایک یک پست
بنیامین نتانیاهو: متعهد به حذف رژیم ایران و قطع سر اختاپوس زهرآگین هستیم؛ باید نابودی آن را کامل کنیم
ترامپ: فقط باید «تصمیم نهایی» دربارۀ شیوه پیروزی بر ایران را بگیریم؛ از راه خوب یا نه چندان خوب!
هفت ماه انتظار برای حقوق عقبافتاده؛ بازنشستگان تأمین اجتماعی همچنان در بلاتکلیفی
سعار خطاب به عراقچی: حکومتی که معترضان را اعدام میکند، به پاریس درس آزادی میدهد
بازداشت ۳۹ نفر در قزوین به اتهام مشارکت در اعتراضات دیماه
نامه فوری تراختور به فدراسیون؛ رسیدگی به شعارهای قومیتی و توهین به خانواده بازیکنان
بازتاب گسترده ایستادگی تراختور آذربایجان در برابر نژادپرستی در رسانههای ترکیه
دو وکیل تورک آذربایجانی در تبریز بازداشت شدند
روزنامه سؤزجو ترکیه: تراکتور بزرگترین تیم جهان تورک در اعتراض به شعارهای نژادپرستانه زمین را ترک کرد
واکنش تند سخنگوی تراکتور به شعار نژادپرستانه:"تورکِ فلان" توهین به ۳۰ تا ۴۰ میلیون تورک است، پذیرفتنی است که در ورزشگاه تبریز "فارسِ فلان" گفته شود؟
ترامپ: رهبران ایران را کشتیم چون ۷۵ هزار معترض را کشتند؛ قهرمان کشتی را اعدام کردند؛ مردم را با جرثقیل دار میزنند
سفر از پیش اعلامنشده وزیر جنگ آمریکا به اسرائیل؛ اکسیوس: هگست با نتانیاهو دیدار کرد
تماس تلفنی رهبران آمریکا و اسرائیل؛ نتانیاهو خواستار «تکمیل کار ناتمام ایران» شد
تجمعی علیه جمهوری آذربایجان در تهران برگزار شد
انتخابات اسرائیل و آمریکا؛ آیا پس از رأیگیریها احتمال جنگ با ایران افزایش مییابد؟
هشدار امنیتی آمریکا و درخواست خروج شهروندانش از ایران
هشدار بمبگذاری؛ فرود اضطراری هواپیمای اتریش - اسرائیل در بلغارستان
تشکیل کارگروه حجاب در دانشگاه تهران؛ تلاش برای کنترل پوشش دانشجویان پشت درهای بسته
لاوروف وارد تهران شد
توقف تجارت در مرز ایران و پاکستان؛ هزاران کامیون در انتظار بازگشایی گذرگاهها
فرود هواپیمای باری بلاروس در تبریز؛ محموله همچنان نامشخص است
ثبت ملی «دوشابپزی» به نام بجستان؛ غفلت میراث فرهنگی استانهای آذربایجان جنوبی از این سنت تاریخی
گام تازه برای ثبت جهانی تپه حسنلو؛ میراث چند هزارساله آذربایجان در انتظار ثبت جهانی
افتخارآفرینی دختر رزمیکار آذربایجان جنوبی؛ الین زمانی قهرمان موایتای ایران شد
وقتی گرانی کار خدا و فرشتههاست؛ فرار از پاسخگویی با توجیهات مذهبی
در رأیگیری مجازی انتخاب وزیر دفاع ایران؛ برخی نمایندگان اینترنت نداشتند
زنوزی: پول خرج نمیکنیم که هم خودمان و هم قوم ما فحش بخورند
گردوچینی در همدان؛ ۴ کشته و ۳۲۶ مصدوم بر اثر سقوط از درخت
سازمان لیگ فوتبال ایران ورود مردان به مسابقات فوتبال زنان را ممنوع کرد
پرونده فحاشی طرفداران تیم ملوان به کمیته انضباطی ارجاع شد
واکنش رسمی تراختور و مالک باشگاه به توهینهای نژادپرستانه
لغو بازی ملوان و تراختور پس از شعارهای نژادپرستانه علیه بازیکنان تراختور و هویت تورکهای آذربایجان جنوبی
ادای سهم ناچیزی در بزرگداشت تبدیل فکر به عمل نزد براهنی.
...........................
اویان، آییل، یئری! از براهنی چه چیزی را در یاد نگه داریم؟
ویدئوهای متعددی که از رضا براهنی* و سخنرانیهایش اینجا و آنجا دیدم، مرا به یاد مرد سالخورده ای از ژاپن انداخت که به نوبت به مدارس و دبیرستان ها دعوت میشد تا برای نسل های جدید ژاپنی روایت خود و هم نسلانش را بگوید و به این ترتیب فاجعه ی هیروشیما و ناگازاکی را از فرایند فراموشی برکنار نگه دارد. هم آن پیرمرد و هم براهنی از ” هنر تکرار” بهره میبردند تا دیده ها و زیسته های خود و مردمانشان را به میانجی تکرار خاطره انتقال دهند و جعل تاریخ و تحریف آن را مانع شوند. قصد هر دو ایجاد حافظه ی جمعی بود.
براهنی در باره ی زندان های رژیم شاهنشاهی و حاکمیت دجالان و رجاله ها خاطراتی را بیان کرده که خشم و سبعیت زبانی طیف فرومایگان و اوباشان پیشواپرست را در ایران و خارج از آن برایش تدارک دید. به کشتار آذربایجانی ها در آذر ماه ۱۳۲۵ و کتاب سوزان گسترده ای که ارتش شاه در شهرهای آذربایجان به راه انداخت شهادت داد (که به بیان هراکلیت شهادت چشم بر شنیده های گوش برتری دارد) و از به دار کشیدن آزادیخواهان آذربایجانی نوشت. کودکان وحشت زده ای که شاهد تاب خوردن پیکرهای بی جان فداییان در هوای سرد آذرماه آذربایجان بوده اند. به جز این، خاطره ی اتوبیوگرافیک منحصر به فردی داشت که در هر فرصتی آن را در همراهی تاثیرگذار چشمان فروزان خود با مخاطبانش به اشتراک می گذاشت. اینجا هم نویسنده ی “روزگار دوزخی آقای ایاز” ناباورانه اهانت و خوارداشتی هولناک را تجربه کرد.
تشابه وضعیت آن سالخورده و براهنی ما در همین جا پایان می یابد. در حالی که امکان فراموشی فاجعه در ژاپن ممکن نبوده و نیست در آذربایجان چنین “امکان”ی وجود داشته. چه در ژاپن دولت و جامعه در کلیت خویش بر سر وقوع فاجعه توافق دارند، کسی فاجعه را انکار نمی کند. در حالی که در ایران خاطره ی سرنگون کردن حکومت ملی آذربایجان و فجایع ناشی از آن، ضدروایتی است که روایت مدرنیته ی ایرانی (در نسخه های چپ و راست اش) را به منزله ی یک ابرروایت از هم بر می درد و به یک وضعیت ذهنی منشعب و پاره پاره در باشندگان این جغرافیا منجر می شود. از آنجا که این واقعه چوب لای چرخ تاریخ نگاری جریان غالب می گذارد، به همین سبب نیز این پویش بیقرار در آذربایجان؛ منطقه ای یوروآسیایی (اوراسیایی) که در طول تاریخ در معرض ناهمسانی و تنوع و دگرگشت های منطقه ای و تفکیک و تمایز از مرکز ایران بوده است و همواره ساکنین آن با نیاز دائمی به بازتعریف هویت و سیاست خود مواجه بوده اند؛ یا از “ابرروایت مدرنیته ایرانی” (که در اصل و اساس روایتی بسیار نحیف است) کاملاً حذف و طرد میشود یا در صورت یادآوری تلاش میشود تا خیال پردازی های پرزور آذربایجانی ها خاصه رهبران و هواداران فرقه ی دمکرات بدقواره و دست ساز بیگانه جلوه کنند. بنابراین بیان مکرر این خاطرات برای “اخلال گری” در ساختار آن ابرروایت ضرورت داشته و دارد.
حافظه در اینجا به معنای ظرفیت حفظ گذشته و رویدادهای پراهمیت آن از دستبرد تحریف، جعل و فراموشی است. قابلیت استفاده از ذهن است برای آفرینش یا بازآفرینی گذشته. اما این قابلیت به معنای آن نیست که همه ما ضرورتاً از تجارب و رویدادهای دوران ساز و دوران سوز گذشته ی مشترک و یا موروثی (قومی-ملی) خویش باخبرهستیم. کسانی باید تا ما را به آن رویدادهای دوران ساز و دوران سوز آشنا سازند و به این معنا آن تاریخ را به اشتراک بگذارند.
بنابراین خاطره گویی سیاسی، سیاست وفاداری به یک جغرافیای سیال بین مرزهای گوناگون و مردمان این و آن سوی سرحدات؛ وفاداری به آغازگاه های جدید، سیاست دریاد نگه داشتن و تربیت اخلاقی-روحی نسل بعدی به واسطه ی انتساب آنان به یک مردم معین (بی اینکه ضرورتا در تضاد با مردمانی دیگر درآیند) با فرایند هویت یابی، سازمانیابی و عمل سیاسی متعاقب درهم تنیده اند. خاطرات به واسطه ی “ضدسوسیالیزاسیون” [منظور ضد تربیت دستگاه عظیم آموزش و رسانههای گروهی جریان غالب و تاریخ نویسی ایرانشهری] از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابند و نسل های جوان تشویق می شوند تا ازله شدن در چرخه ی حافظه زدایی و خشونت و تحقیر نهفته در فرایند آسیمیلاسیون تن بزنند. این خاطرات به حافظه جمعی یک مردم تبدیل میشود و سیاست آنها یا رهبران و روشنفکران شان را شکل می دهد. دلایل آن قتل عام، آن ملیت زدایی، آن کشتار زبانی، آن کتاب سوزان برای نسل های پیاپی شرح داده میشود و عواطفی را در آنان برمی انگیزد، تصویرهایی در اذهان شان میسازد و انگیزه بخش امیدها و آرزوهایی برای آینده میشود و “سلاح آبایی را صیقل می دهد” برای بازاندیشی زخم ها و تراژدی ها و آماده شان میکند برای رویارویی با آینده.
خاطره ی اتوبیوگرافیک مکرر بازگو شده ی براهنی مبتنی است بر مفهومی از “من، مادر و زبان ام”. اما چرا این تجربه نزد براهنی تکرار و بازتکرار می شود؟ برای خاطر تکینه گی آن تجربه و شوک ناشی از سبعیت رفته بر چشمها، گلو، حنجره، زبان، گردن و چهره ی شاعری که قرار است در آینده به رغم تعلق قومی-ملی اش، فارس گردد، برای خاطر مضمون احساسی- عاطفی آن خاطره و برای خاطر کرامت انسانی لگدمال شده ی براهنی، برای خاطر اعمال آپارتاید از سوی عنصر فارسی بر عنصر ترکی، برای خاطر داغ لعنتی که از فرایند مدرنیته ی ایرانی نصیب او و مادرش، او و جغرافیایش، او و مردم و زبانش گردید. همین داغ مشترک است که در نسل های بعدی هم ” تحریک عصبی-عاطفی” را سبب می شود. او با تکرار این خاطره برای بازخوانی گذشته ی شخصی و جمعی تقلا می کند.
براهنی فرایند تاریخی تراژیکی را در دل یک خاطره گنجانده است. او در باره یک جغرافیای معین در باره یک مردم مشخص در باره یک بازه زمانی خاص و در باره یک حاکمیت مردمی سرنگون گردیده سخن می گوید. اقتدار رعب آور و منش پلیسی-امنیتی دستگاه آموزش پساسقوط و خفتی که به او چشاندند هنوز در یادش هست نوک زبانش می سوزد برای بازگویی آن همه.
اتوبیوگرافی: چشم ها
موضوعی که انتخاب کرده تا برای ما بازگو کند: چشمهای وحشت زده و روح ترس خورده ی یک کودک کلاس ششمی، لو رفته بابت نوشتهای که اصولاً به تشویق مادر به عالم وجود پا گذاشته است (نه اولار یاز، سن فارسی بیلمیسن تورکی یاز)، چشمها که ناباورانه خیره می نگرند به ناظم-پلیس بی رحم و سنگدلی که از رویت خطوط و کلمات ترکی تراوش کرده از ذهن شوریده و کنجکاو رضا، نقش بسته بر روی کاغذ دیواری، دستخوش جنون گشته. دقیقهای بعد پس گردنی ناظم است و فشار دست او بر گردن رضا و جوهر مالانده شده به روی چهره ی [ کوبیده شده]ی او به روی کاغذ و لیسانیدن کلمات ترکی به او و سرانجام قورت دادن مادر و کلمات هر دو با هم. (براهنی هم از لیسیدن کلمات ترکی گفته هم از قورت دادن زبانش).
براهنی در بسیاری از سخنرانیهایش به این نکته اشاره میکند که از آن پس هر کس از زبان مادری ام پرسشی کرد به او پاسخ دادم که مرا واداشتند تا آن را قورت بدهم و از آن پس زبانم را در شکمم حمل می کنم. با این اشاره او نویسنده ی ” تاریخ مذکر” به یکباره مونث می شود. حامله ی زبان مادری اش و شاید خود مادرش میشود که به بیان براهنی هرگز یک بیت از شعرهای شاعر فارس (زبان) شده را نتوانست که بخواند و اگر هم برایش میخواندند بیفایده بود. ترجمه نمیتواند آن سکوت هول آور بین مادر و فرزند از دست رفته را پر کند. مادر شهریار هم نالیده و التماس کرده بود که پسرکم، بچهکم چیزی هم به زبان من بگو. این چه زبان یاجوج ماجوجی است که با آن شعر می سرایی و مینویسی و من که زبان به تو آموختم از اشعار تو هیچ سر در نمی آورم؟
مادر براهنی و مادر شهریارهر دو برابر چشمان خود غریبه شدگی فرزندان خود را نظاره میکنند هر دو شاهد از دست رفتن ارتباط عاطفی و زبانی بینانسلی هستند شاهد گسست فرزند والحاق غیرداوطلبانه ی او به قومی دیگر هستند. سرنوشت یک جماعت انسانی یک قوم خاص یک ملت معین درواقع سرنوشت زبان او است و سرنوشت زبان منوط است به کمیت متکلمان آن. اگر نتوان زبان را به نسل بعدی انتقال داد زوال زبان و مردم و خاطره با هم فرارسیده است. براهنی زبان و مادرش را با هم از دست داد و آنها را برای همیشه در شکم خویش نگه داشت و انتظار روزی را میکشید که زبان مادری خود را از نو بزاید.
البته زمانه عوض میشود. تاریخ “پیش” میرود وکودک آذربایجانی، براهنی ما زبان فارسی را عرق ریزان یاد می گیرد و آن را به زیبایی می نویسد ولی همواره سوگوار آن کودک غرور باخته است سوگوار مادری است که فرزندش را به زبان و جماعتی دیگر باخت. رویداد تروماتیک او را به زنجیر کشیده، لایههای زبانی دیگری روی آن لایه مادری خوارگشته ی “مغولی-مهاجم-غیرتاریخی!!” انباشته شده اند. در زبان فارسی و زبان انگلیسی تبحر حس میکند مهارت دارد اما سیاست آپارتاید و سیادت “زبان قاتل” در همدستی با یکدیگر، زبان مادری اش را از هم بردریده اند. به جز نخبگان زبان ترکی آذربایجانی و به جز مردمان اعماق آذربایجان (این دو گروه مهم)، دیگران با زبانی فقیر، نحیف، ابتدایی، نامتوازن ، التقاطی و بدقواره می نویسند و تکلم می کنند. براهنی هم از این قاعده برکنار نیست. او داغ دار این شکستخوردگی است، براهنی داغ دار این خفت و خوارگشتگی ملی است، براهنی داغ دار میراث تجدد ایرانی برای آذربایجان است.
درک او از زمان تک خطی و ممتد و پیش رونده نیست ذهن او از “پیشرفت و تجدد” استنباطی مکانیکی ندارد زندگی در منطقه ای بینابین و درون سرحدات و فراسوی مرزها وامیداردش تا رو به عقب برگرداند و آنچه را بر او و مادر و مردمش رفته طبیعی و ناگزیر و تأثیر ناگزیر تجدد یا تنبیه بسزایی در تلافی “تجزیه طلبی” نداند. هیئت مندی زمان نزد او پیچیده و چندسویه است.
رو به عقب می نگرد به یاد می آورد و برای اینک و فردا، سیاست دادخواهی و نه کین ستانی را پیش می کشد. خواستار تغییر نظم سیاسی مستقر می شود. به آغازگاه به معصیت بزرگ به قتل عام ملت اش و سیاست ترور زبانی بازمیگردد. فعالیت انسانی خود را بازگو می کند که در جوهر[ دوات] مالانده و تحقیر میشود همانطور که فعالیت خلاقانه ی آذربایجانی ها و رهبران شان در خون هزاران هزارشان غوطه خورد. از منظر او، تاریخ به منزله ی کنش بررسی میشود. فعالیت غرورانگیز مردم و رهبران فرقه، کنش تاریخی و متحول گر آنان، به نظام آموزشی جدیدی میانجامد که آزادی بیان و نوشتار به زبان مادری را به کودکان هم نسل براهنی هدیه می کند. براهنی از آزادی زبان مادری بهره میبرد روزنامه دیواری به زبان ترکی مینویسد. متلاشی کردن فرقه و حاکمیت آن همزمان میشود با کیفر دیدن رضای ده دوازده ساله: قورت دادن زبان بومی و ملی اش، و ایجاد گسستی عمیق در مسیر زندگی شخصی و قومی او. با بازگشت به گذشته و بیان مکرر خاطره اش براهنی در صدد غلبه بر آن شکاف و گسست تاریخی است.
خاطره ی براهنی به این ترتیب به گذشته معنا می دهد و امکاناتی را برای آینده تدارک می بیند. او نه تنها از آرمان گرایی ها و اندیشه پردازی های پرزور فرقه ای ها پشیمان و نادم نیست که با قدرت لب به اعتراض می گشاید و از ملت سازی مبتنی بر آپارتاید زبانی و نسل کشی فرهنگی و الحاق اجباری فرزندان ملل دیگر به ملت حاکم انتقاد میکند و میکوشد تا از خلع مالکیت ذهنی و تاریخی آذربایجان ممانعت به عمل آورد. میراث جماعت گرایانه ی فرقه و میراث صد و اندی سال مبارزات آذربایجانی ها را هلهله می کند. به صراحت از یک جمهور چندملیتی و از دو زبانه شدن تهران (ترکی و فارسی) دفاع می کند. خاطرات او نهیب زننده اند: بیدار شو آذربایجان، هان به هوش باش آذربایجان، راه برو آذربایجان. از مرگ و انقراض تن بزن آذربایجان.
براهنی گذشته را درحال و آینده و آینده را در گذشته و حال می جوید و دیالکتیک زیبایی از تاریخی که باید زایانده شود را به نمایش می گذارد. من این براهنی را در یاد نگه می دارم.
***
*رضا براهنی در حیات اجتماعی-سیاسی خود راه دراز و پرپیچ و خمی پیمود و مراحل گوناگونی را از سر گذراند. قصد من در اینجا بررسی آن راه دراز و آن مراحل مختلف نیست. در این مطلب او به عنوان راوی و کسی که در تشکیل حافظه ی جمعی در آذربایجان نقش بازی کرده مورد تأکید است.
فروغ اسدپور
گوناز تی وی
E.Y
اکونومیست: گروههای نیابتی ایران در خاورمیانه از تهران فاصله میگیرند
فورچون: حتی مجتبی خامنهای هم از بحران اقتصادی در وحشت است
جروزالم پست: یک جبهه متحد علیه ملاهای ایران و رژیم بیرحم آنها ایستاده است - دیدگاه
جروزالم نیوز: در موضوع مذاکرات ایران و آمریکا، به دوحه اعتماد نکنید - دیدگاه
اسرائیل سپر دفاعی یونان را میسازد
آمریکا به مواضع سپاه در جنوب ایران حمله کرد
آیا حمله زمینی روسیه به کییف نزدیک است؟
نتانیاهو: ایران قصد کشتن یکی از پسرانم را داشت
تلویزیون ایران به کشتن پسر ترامپ فراخوان داد
روسیه دیگر در مدیترانه حضور نظامی ندارد
گزارش تکاندهنده از تعرض جنسی به زنان در زندانهای ایران
واکنش معنادار رئیس پارلمان عراق به قالیباف: خلیج «خلیج العربی» است
از همکاری تا رویارویی؛ چرا اسرائیل و ترکیه مقابل هم ایستادهاند؟ | تحلیل
افشای پشت پرده یک کانال محرمانه میان ترامپ و سپاه
ناو هواپیمابر دیگری از ژاپن به خاورمیانه اعزام میشود
زیادهخواهی احزاب کردی و موانع اصلی ائتلاف بین ملل غیر فارس در ایران- جروزالم پست
مجتبی خامنهای در اسفندماه مرده است - لیساک
توافق مکه؛ آیا یک پیمان دفاعی جدید، معادلات امنیتی خاورمیانه را تغییر میدهد؟ - تحلیل
یک مداح حکومتی ربوده و کشته شد
رئیسجمهور لبنان در سفرش به ترکیه به آتاتورک ادای احترام کرد
اعلام جرم علیه یک بلاگر در تهران به دلیل تقلید صدای خامنهای
وقتی ملاهای عراق هم نگران پوشش دانشآموزان آذربایجان میشوند!
نماینده مازندران به صداوسیما: نام این دریا خزر است، نه کاسپین!
«آذربایجان جنوبی» در کتابهای درسی جدید ترکیه؛ معرفی تبریز بهعنوان قلب آذربایجان جنوبی
حزب دموکرات کردستان ایران بار دیگر ادعای ارضی علیه آذربایجان جنوبی مطرح کرد
شهروند ترکیه به دلیل دعوت به کودتا در آذربایجان تحت تعقیب بینالمللی قرار گرفت
روایت کارگردان تبریزی از مهاجرت کارگران به ترکیه در جستوجوی کار
رئیسجمهور جمهوری آذربایجان با رئیسجمهور اسرائیل دیدار کرد
رئیسجمهوری اسرائیل: آذربایجان رشد اقتصادی چشمگیری داشته است
رئیسجمهور آذربایجان: ارمنستان ما را به جنگ مجبور کرد؛ جنگ انتخاب ما نبود
برگزاری تجمع علیه آذربایجان در مشهد و تبریز
زنستیزی در ایران به لغو تور کنسرتها انجامید
تمجید رئیسجمهوری اسرائیل از آذربایجان و نقش باکو در صلح جهانی
لغو بازی ملوان و تراختور پس از شعارهای نژادپرستانه علیه بازیکنان تراختور و هویت تورکهای آذربایجان جنوبی
هشدار پزشکان درباره وضعیت وخیم حمید قرهحسنلو
مرز زمینی ایران با پاکستان بسته شد
وزیر خارجه یمن: تسلیحات خود را از یمن خارج کنید و در امور کشورمان دخالت نکنید
واکنش رسمی تراختور و مالک باشگاه به توهینهای نژادپرستانه