مصر برای مهار بحران با ایران وارد مذاکره شد
پزشکیان از سانسور و دیکتاتوری در ایران انتقاد کرد
طالبان آرایش، عطر، حنا و حلقه نامزدی زنان را حرام اعلام کرد
گرانی بنزین در ایران رسماً تأیید شد
اوکراین به روسیه و ایران در دریای خزر حمله کرد
گزارش نیویورکتایمز از ارزیابی اطلاعاتی آمریکا درباره تمایل بیشتر مجتبی خامنهای به سلاح هستهای
اکبر عبدی، بازیگر مشهور تورک آذربایجانی درگذشت
ترامپ: هنوز دربارۀ آغاز حملات سنگین به ایران تصمیم نگرفتهام؛ با آنها در حال گفتوگو هستیم
نتانیاهو سهشنبه در کاخ سفید با ترامپ دیدار میکند
حوثیها از حمله موشکی به جنوب عربستان خبر دادند
آسوشیتدپرس: دامنه حملات تنبیهی آمریکا علیه ایران بهتدریج گسترش مییابد
نیروهای نیابتی ایران از بستن تنگه بابالمندب عقبنشینی کردند
هیئت عمانی وارد تهران شد
بیمیلی چین و روسیه به حمایت نظامی از ایران
بیانیه تند دولت پزشکیان علیه عملکرد صداوسیمای حکومتی
ترامپ در «حال و هوای انتقام» قرار دارد
عراق: پیشنهاد آتشبس را به ایران منتقل نکردیم
اتحادیه اروپا پنج قاضی ایران را تحریم کرد
آمریکا برای کسب اطلاعات درباره شرکت «بهژولپارس» ۱۵ میلیون دلار پاداش تعیین کرد
سازمان ملل خواستار تخلیه شش هزار دریانورد گرفتار از تنگه هرمز شد
گوترش: اوضاع خاورمیانه در حال خارج شدن از کنترل است
گزارشی از آخرین وضعیت فعالین ملی آذربایجانی بازداشتی و محبوس در زندان های ایران
احراج معلم تورک آذربایجانی اهل اردبیل به جرم «فعالیتهای اینستاگرامی»
معاون استاندار خوزستان از کشته شدن چهار نفر به دنبال جملات آمریکا خبر داد
ترامپ: به تصمیم برای «حملهای گسترده» علیه ایران نزدیک شدهام
دونالد ترامپ: خسارت حملات به کشتیها از اموال مسدودشدهٔ ایران پرداخت میشود
سنتکام: سیزدهمین شب حملات به ایران «با موفقیت» به پایان رسید؛ محلهای نگهداری پهپادها و شبکههای ارتباطی هدف قرار گرفتند
از تبریز تا اراک؛ اعتراض کارگران گستردهتر شد
موساد: وزارت اطلاعات ایران قصد ترور مقامات اسرائیلی را داشت
دو سفارتخانه اروپایی دیگر کارکنان خود را از تهران خارج کردند
رویترز: سپاه فرماندهان، طلا و تجهیزات موشکی به یمن اعزام کرده است
واشینگتن، حوثیها را بازوی ایران میداند
آب هم برای مردم زاهدان کالایی لوکس شد
حمله به نفتکشها، بازار جهانی نفت را ملتهب کرد
اسرائیل: پیوستن ریاض به توافق ابراهیم، تحولی تاریخی در خاورمیانه خواهد بود
روبیو: هزینهای که ایران خواهد پرداخت، هر شب بیشتر خواهد شد
کاهش مصرف گوشت در ایران
مجلس نمایندگان آمریکا به بودجه ۹۵ میلیارد دلاری برای عملیات نظامی علیه ایران و دیگر اولویتهای دونالد ترامپ رای مثبت داد
حملات سپاه پاسداران و ارتش ایران به کویت و اردن
حوثیها از حمله به دو نفتکش عربستان خبر دادند؛ ریاض اصابت به یکی از کشتیها را تایید کرد
آکسیوس: آمریکا روز سهشنبه در حمله به ایران از بمبافکن دوربرد بی-۱ استفاده کرد
والاستریت ژورنال: نظامیان و تسلیحات آمریکایی بیشتری راهی خاورمیانه شدند؛ گزینههای ترامپ برای ضربه زدن به ایران افزایش مییابد
سنتکام: دوازدهمین شب متوالی حملات به ایران انجام شد
آنچه توجه مرا در این میان برانگیخت عبور این فیلم از مرزهای فضای خصوصی و راه یافتن آن به فضای عمومی است. اما آیا این فیلم واقعاً عمومی شد؟ به نظر من خیر. فیلم عمومی شد ولی خصوصی ماند. چطور چنین چیزی ممکن است:عمومی شدن در عین خصوصی ماندن؟ خواهم گفت.
عمومی شدن معمولاً به معنای این است که خصلت خصوصی و بیناشخصی مسأله یا موضوع مورد نظر «سیاسی» میشود چون مورد قضاوت قرار میگیرد کنش برمیانگیزد واکنش ایجاد میکند و احتمالاً به تغییر و تحول در معنای موضوع عمومی شده و در مرحله ی بعدی به تغییر جایگاه سیاسی موضوع میانجامد. برای نمونه وقتی جنبش زنان اروپا در دهه 1960 فریاد کشید که مسائل خصوصی همه مسائلی اجتماعی و سیاسی هستند دقیقاً به این نکته اشاره داشت. کتک زدن زن امری خصوصی و شخصی نیست بلکه امری است اجتماعی و سیاسی چون موضوعی است مربوط به ساختارهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی یک جامعه که اجازه میدهند خشونت علیه زنان به عنوان امری «طبیعی» (پیشاسیاسی/غیرسیاسی)، خصوصی و فاقد اهمیت تلقی شود. با این فریادهای اعتراضی و البته بی شمار آکسیون های خیابانی، کتک زدن زن، فحاشی به زن و تحقیر او همگی از حوزه ی زندگی شخصی و خصوصی بیرون میآیند و به نحوی عمومی و سیاسی داوری میشوند و جامعه خواهان تغییر قوانین به نفع آنان و پایان دادن به نامرئیت، تعذیب و شکنجه بدن و روح آنها می شود.
در اینجا قطعهای از فیلم دیدار خصوصی داریوش با مادرش «عمومی» می شود. اما برخلاف وضعیت بالا که شرحش رفت، نمیتواند «سیاسی» شود یا هنوز چنین نشده است. چون سوژه ی این فیلم که حالا فقط داریوش است ظاهراً تصمیم نگرفته موضوع را سیاسی کند و آن را به محکمه ی وجدان های آزاد ببرد، به کتک خوردن و فحش شنیدن زبان مادری اش اعتراض کند و به جنبش رفع ستم و تبعیض از زبان مادری خویش و زبانهای دیگر در کشور بپیوندد (مادر در حالتی پیشاعمومی و پیشاسیاسی از دنیا رفت چون هرگز فرصت نکرد خودش وارد فضای عمومی شود یا ورود خود به عرصه عمومی را به میانجی تکثیر و توزیع این فیلم شاهد باشد. هرگز نتوانست به زبان خود داستان زندگیاش را برای جماعت مخاطبان و تماشاگران بگوید). به همین جهت فیلم با اینکه وارد عرصه عمومی میشود اما خصوصی میماند چون داریوش نمیخواهد آن را سیاسی کند. به دلیل فقدان سوژگی در داریوش، فیلم نهایتاً بر خصلت خصوصی این دیدار بر خصلت خصوصی این زبان (ترکی) تأکید می گذارد. اکثریت کسانی که فیلم را دیده اند با دیدن صحنه ی «معاشقه» ی مادر و فرزند متأثر میشوند ولی دامنه ی تاثرات شان نیز در همین جا متوقف می شود. در مرحله ی شهود و تجربه ی حسی (مرحله ی پیشاسیاسی و پیشااجتماعی) متوقف می شوند. این جمعیت کثیر تماشاچی بر «خصوصی» بودن این زبان ایراد نمی گیرند. از تبعید زبان مادری خواننده ی سرشناس آذربایجانی، داریوش، به عرصه ی خصوصی انتقاد نمی کنند. نمی پرسند چرا زبانی این چنین پرمتکلم، زبانی تا این اندازه گسترده در ایران و آذربایجان، باید «خصوصی»، «از فرط تعذیب نیمه مرده، درست مانند دریاچه ی ارومیه» و «غایب از نظرها» باشد. به این ترتیب با مرگ مادر، بر مرگ زبان او نیز مهر تأیید زده میشود و جایگاه فرودست و تحقیرشده ی این زبان و آن زن که هرگز شهروندیت یک کشور چندملیتی را تجربه نکرد، بیشتر مورد تأکید قرار می گیرد.
وضعیت عجیبی است. هویت و زبان ملی مادر داریوش هرگز به رسمیت شناخته نشده است چون زبان ترکی اش مخفی- خصوصی باقی ماند مبتنی بر ارتباط خونی-خویشاوندی. این زن قادر به رسمیت یافتن یا بازشناسانیدن خود در نظم سیاسی و زبانی موجود نبود. به واسطه ی پسرش داریوش است که زبان او و وجود او اصولاً وارد عرصه عمومی میشود. اما همین هم باز مانعی است بر سر راه تصدیق این زن و در نتیجه وضعیت پیشاسیاسی مادر بی هیچ اعتراضی به عنوان امری «طبیعی» پذیرفته می شود. چون داریوش بازشناسی مادر و زبان او را در سطحی شخصی و خصوصی از راه رابطه ی خونی انجام می دهد. همین که مادر را میبیند زبان او را تکلم میکند خود را در مادر تشخیص میدهد خود را در او مییابد و همزمان (و حتما) نشانه ای می بیند از سلب ارتباط خونی-خویشاوندی به میانجی قدرت یک زبان دیگر که داریوش را از مادر جدا کرده؛ و به این معنا از دست رفتگی و سلب حقوق سیاسی فرهنگی خود را در مادر انعکاس یافته می بیند. مادر که بمیرد، ایدهآلی تجسدیافته در نهادهای اجتماعی از پس او باقی نمیماند که دوام بیاورد که اگر چنین ایدهآل تجسدیافته ای وجود داشت داریوش شاید نیازی نمی داشت چند بیت شعر فارسی را به عنوان مرثیه سرایی ضمیمه تابوت مادر از دست رفته کند. بله مادر بدون حقوق شهروندی زبانی میمیرد و زبانش نیز با او از دست میرود. نه مادر و نه زبانی که با آن تلکم میکرده است (و نه ارتباط زبانی داریوش با مادر) هیچیک به رسمیت شناخته نشدند.
ارتقای زبان ترکی به سطح زبان عمومی در آذربایجان تنها راه گذار این زبان، از مرحله ی خویشاوندی- خونی - طبیعی-پیشاسیاسی به مرحله ی فرهنگی- سیاسی- عمومی است. پسر خود نتوانسته زبان مادر را خوب فرابگیرد و بدتر از آن، نتوانسته برای رسمیت یابی آن زبان کوششی به خرج بدهد. بنابراین نمایش یک لحظه ی غم انگیز و زیبا از رابطه ی زبانی با مادر در فضای عمومی نمیتواند هیچ خدشه ای به جایگاه خصوصی، نیمه مرده و پنهانی این زبان و مادر او وارد کند.
به «اوج» کشیدن مادر و زبان او از سوی داریوش با انتشار فیلم مورد بحث، شبیه وضعیت زنی است که میتواند از شوهر و معشوق خویش کتک بخورد و مورد انواع سوء رفتار ها قرار بگیرد ولی هم زمان برای لحظاتی روی فرش قرمز در کنار شوهر متنفذ و ثروتمند و قدرتمند خویش در فضای عمومی جواهرگونه بدرخشد و پس از آن باز از نو به جایگاه فرودست خود در عرصه خصوصی سقوط کند و در معرض همه گونه تحقیر و اهانت قرار بگیرد. وقتی او به منزله ی «شهبانو» در کنار شوهر قدرتمند خویش قدم برمیدارد هیچکس متوجه تعذیب و آزار جسمانی و روحی او نیست. در نهایت زن دوباره به فضای خصوصی خانه برگردانده می شود و آن جا حبس و اسیر و فاقد قدرت واقعی می ماند. زبان مادری داریوش نیز برای لحظاتی توانست در فضای عمومی-مجازی درخشیدن بگیرد بی اینکه تعذیب و تحقیر این زبان مورد اعتراض قرار بگیرد.
گفتگویی بسیار کوتاه را به نظاره نشستیم که لای زرورق چند بیت شعر از یک ترانه ی ترکی درپیچیده شد و چه بسا اگر گفت و شنود مادر و پسر ادامه می یافت فقر و تنگدستی زبانی داریوش بر همه آشکار میگشت و تعذیب زبان مادر و تحقیر خود مادر در مقام سمبول ایدهآل سرکوب شده ی برابری سیاسی و زبانی فاش می گشت. در این رابطه ی خونی شاهد «خون ریزی» هستیم. چون این رابطه باید «زائده»وار، تهی از خون، خصوصی، مخفی و غیرسیاسی بماند و در عین حال به عنوان پیشزمینه و پیش شرطی برای بقا و دوام عرصه عمومی و سیاسی؛ در پشت صحنه در پس زمینه به ایفای نقش خود مشغول باشد. اگر زبان مادر داریوش «زائده» نشود خصوصی نشود از انظار مخفی و غیرسیاسی نماند، داریوش نمیتواند به زبان سیاسی و عمومی رایج در این کشور ترانه بخواند و با ریختن خون زبان مادر خویش، به زبانی دیگر خون برساند. آیا این فرهنگ «برتر» این زبان «خدایگان» بدون برده شدن زبان ترکی و بدون داریوش ها و گوگوش ها و عارف ها و دیگران می توانست وجود داشته باشد؟ شاید داریوش با خشم به من بگوید ولی این زبان، رسمی است دولتی است و قانون پشت آن ایستاده است. تو گویی قانون به خودی خود میتواند نابرابری زبانها را اعمال کند. دست کم ما «سوژه ها» می توانیم این قانون را به بحث گذاشته و گاه و بیگاه از اجرای سربراه و مطیع آن سرپیچی کنیم. داریوش دست کم می توانست مادر تعذیب دیده را با اشعاری به زبان ترکی مشایعت کند و یا به دو زبان ترکی و فارسی به سوگ مادر بنشیند تا به این ترتیب ایدهآل برابری سیاسی و اجتماعی دو زبان را به یاد مادر هلهله کند. او متأسفانه حتی در سوگ مادر نیز زبان دولتی و رسمی را به کار می گیرد. او حتی در پی محکوم کردن سیادت طلبی زبان فارسی برنمی اید که زبان او را نابود کرده است. داریوش در همه ی این سالها در این زمینه سکوت پیشه کرده است حتی برای مرگ دریاچه ارومیه نیز که همه ی آبش را کشیدند و بردند، «یک دهن» سوگوارانه به رسم سنت موسیقیایی خاص خودش چیزی نخواند.
با این حال زبان سرکوب شده ی او در دیدار با مادر به قلمرو سیاست وارد می شود. نه به خاطر ضدیت آگاهانه ی داریوش با سیاست ترکی-کُش دولت مرکزی یا سیاست آسیمیلاسیون که ترکی را مُثله کرده و متکلمان اش را نیز؛ بلکه به خاطر خلوص رسواگرانه ی مادر که نمیتواند به فارسی قربان صدقه ی فرزند از دست رفته برود. مادر دمادم رفتن، انتقام خود را از تعذیب و شکنجه ی هستی ملی خود میگیرد و فروغ اسدپوری را از این گوشه ی سیاره دستخوش خشم و اندوه میکند تا قلم به دست بگیرد و پسر را سرزنش کند. داریوش در نیمه ی راه متوقف میشود او تفسیرسیاسی این فیلم را به دیگران به فاعلین دیگر می سپارد. اما دیگران نیز ناچارند فاعلیت حداقلی شخص او را خواستار شوند.
داریوش اقبالی! دست کم به خاطر مادری که همواره ناچار بود به خاطر زن بودنش «نیمه انسان» باشد و زبانش نیز همواره «نیمه مرده- مخفی- خصوصی و تعذیب شده» باقی ماند، به خاطر مردمی که وی به آنان تعلق داشت، و به خاطر طبیعیت سرزمین مادری ات خاصه دریاچه ارومیه (جنگل ها و معادن و رودخانه ها بمانند) طبیعتی که در خطر انهدام و انقراض قرار دارد ذره ای مبارزه جویی کن. داریوش اقبالی! تو باید به میانجی مادرت معنای بی سرزمینی و بیزبانی و بیجایی را بدانی. فرمان مرگ از سوی حاکمان تهران بر آذربایجان فرود آمده است. برای دریاچه ارومیه برای درناهای آن که سرنوشت تیره ای را به استقبال میروند (یوللارینی دومان توتوب چن باغلییب) سرودی به زبان مادرت بخوان تا ماندگاری ات دست کم در خاطره ی جمعی مردمان متعلق به مادرمکان دریاچه ی ارومیه تضمین شود.
فروغ اسدپور دوشنبه 27 تیر 1401
گوناز تی وی
E
با تصمیم جدید ترامپ؛ لبنان یک گام به آمریکا نزدیکتر شد
بریتانیا هم پایگاههای خود را در اختیار ارتش آمریکا گذاشت
بلغارستان پایگاههای خود را در اختیار ارتش آمریکا قرار داد
یک مقام امنیتی اسرائیل: مجتبی خامنهای از ایران خارج شده؛ پیامهای منتسب به او جعلی است
پرونده جنجالی هالکبانک و رضا ضراب پس از سالها به آخر رسید
اسرائیل سالها برای جذب احمدینژاد و جانشینی او در ایران تلاش کرد
تهران از مقایسه «ایران و اسرائیل» توسط ترکیه خشمگین شد
ترامپ: توافق با ایران شکست خورد
لیندسی گراهام، سناتور هوادار اسرائيل و مخالف سرسخت حکومت ایران درگذشت
ترامپ درباره ایران در آنکارا رایزنی میکند
غیبت سؤالبرانگیز مجتبی خامنهای در مراسم خواندن نماز میت بر جنازه علی خامنهای؛ حضور سه پسر دیگر خامنهای
تشییع جسد ۴ ماهه خامنهای کل کشور را تعطیل کرد
مجتبی خامنهای در مراسم پدرش هم غیبت خواهد خورد
مجتبی خامنهای در مراسم خداحافظی همسرش هم نبود
آمریکا: اظهارات تهران «شگرد مذاکره به سبک ایرانی» است
ادعای تازه درباره مرگ مشاور خامنهای
چهارده بند یادداشت تفاهم میان آمریکا و ایران
مجتبی خامنهای خود را از توافق با آمریکا کنار کشید
آمریکا: هدف ترامپ به قدرت رساندن رضا پهلوی نبود
۶۰ دقیقه تا حمله بزرگ اسرائیل به ایران؛ اما دستور لغو رسید
یک مقام امنیتی اسرائیل: مجتبی خامنهای از ایران خارج شده؛ پیامهای منتسب به او جعلی است
امشب تبریز هم در فهرست اهداف حملات آمریکا بود
کاربران: سایت موشکی تبریز بمباران شد (ویدیو)
آمریکا به نیروگاه هستهای دارخوین حمله کرد
عباس لسانی همچنان از دسترسی به درمان و دارو محروم است
کشته شدن یک نیروی ارتش در حمله به تبریز تأیید شد
ساینا منصف هنرمند جوان آذربایجانی بر اثر تصادف درگذشت
ترامپ: خیلی زود کوه کلنگ گزلا را خواهیم زد
بلغارستان پایگاههای خود را در اختیار ارتش آمریکا قرار داد
حمله موشکی به سیلوانای اورمیه؛ چندین نفر زخمی شدند
احضار کاردار ایران در پاریس پس از تنش دیپلماتیک
درخواست بزرگ پاکستان از دونالد ترامپ
تبریز و همدان بامداد چهارشنبه هدف حملات آمریکا قرار گرفتند
انتقال عسگر اکبرزاده، فعال تورک آذربایجانی، به زندان مرکزی اردبیل پس از ۲۲ روز بازداشت و بازجویی
مجتبی خامنهای: آمریکا «درس فراموشنشدنی» خواهد گرفت
شمار کشتههای ارتش آمریکا افزایش یافت
سفیر قزاقستان: پیگیر خواهرخواندگی دو شهر تورک تبریز و آلماتی هستم
شاخص کل بورس تهران ۱۰۷ هزار واحد سقوط کرد