سعار خطاب به عراقچی: حکومتی که معترضان را اعدام میکند، به پاریس درس آزادی میدهد
بازداشت ۳۹ نفر در قزوین به اتهام مشارکت در اعتراضات دیماه
نامه فوری تراختور به فدراسیون؛ رسیدگی به شعارهای قومیتی و توهین به خانواده بازیکنان
بازتاب گسترده ایستادگی تراختور آذربایجان در برابر نژادپرستی در رسانههای ترکیه
دو وکیل تورک آذربایجانی در تبریز بازداشت شدند
روزنامه سؤزجو ترکیه: تراکتور بزرگترین تیم جهان تورک در اعتراض به شعارهای نژادپرستانه زمین را ترک کرد
واکنش تند سخنگوی تراکتور به شعار نژادپرستانه:"تورکِ فلان" توهین به ۳۰ تا ۴۰ میلیون تورک است، پذیرفتنی است که در ورزشگاه تبریز "فارسِ فلان" گفته شود؟
ترامپ: رهبران ایران را کشتیم چون ۷۵ هزار معترض را کشتند؛ قهرمان کشتی را اعدام کردند؛ مردم را با جرثقیل دار میزنند
سفر از پیش اعلامنشده وزیر جنگ آمریکا به اسرائیل؛ اکسیوس: هگست با نتانیاهو دیدار کرد
تماس تلفنی رهبران آمریکا و اسرائیل؛ نتانیاهو خواستار «تکمیل کار ناتمام ایران» شد
تجمعی علیه جمهوری آذربایجان در تهران برگزار شد
انتخابات اسرائیل و آمریکا؛ آیا پس از رأیگیریها احتمال جنگ با ایران افزایش مییابد؟
هشدار امنیتی آمریکا و درخواست خروج شهروندانش از ایران
هشدار بمبگذاری؛ فرود اضطراری هواپیمای اتریش - اسرائیل در بلغارستان
تشکیل کارگروه حجاب در دانشگاه تهران؛ تلاش برای کنترل پوشش دانشجویان پشت درهای بسته
لاوروف وارد تهران شد
توقف تجارت در مرز ایران و پاکستان؛ هزاران کامیون در انتظار بازگشایی گذرگاهها
فرود هواپیمای باری بلاروس در تبریز؛ محموله همچنان نامشخص است
ثبت ملی «دوشابپزی» به نام بجستان؛ غفلت میراث فرهنگی استانهای آذربایجان جنوبی از این سنت تاریخی
گام تازه برای ثبت جهانی تپه حسنلو؛ میراث چند هزارساله آذربایجان در انتظار ثبت جهانی
افتخارآفرینی دختر رزمیکار آذربایجان جنوبی؛ الین زمانی قهرمان موایتای ایران شد
وقتی گرانی کار خدا و فرشتههاست؛ فرار از پاسخگویی با توجیهات مذهبی
در رأیگیری مجازی انتخاب وزیر دفاع ایران؛ برخی نمایندگان اینترنت نداشتند
زنوزی: پول خرج نمیکنیم که هم خودمان و هم قوم ما فحش بخورند
گردوچینی در همدان؛ ۴ کشته و ۳۲۶ مصدوم بر اثر سقوط از درخت
سازمان لیگ فوتبال ایران ورود مردان به مسابقات فوتبال زنان را ممنوع کرد
پرونده فحاشی طرفداران تیم ملوان به کمیته انضباطی ارجاع شد
واکنش رسمی تراختور و مالک باشگاه به توهینهای نژادپرستانه
لغو بازی ملوان و تراختور پس از شعارهای نژادپرستانه علیه بازیکنان تراختور و هویت تورکهای آذربایجان جنوبی
تعیین تکلیف کالاهای بیصاحب با مجوز ولی فقیه؛ آیفونهای ۱۸ بیرونکشیدهشده از تنگه هرمز را پس دهید
دروازهبان تراختور نامزد بهترین بازیکن مرد سال ۲۰۲۶ آسیا شد
تنش میان سپاه و پژاک؛ دو طرف یکدیگر را تهدید کردند
مصر و امارات در آستانه ورود به جنگ یمن؟
یعقوب احمدوند، شاعر برجسته آذربایجانجنوبی درگذشت
فریدریش مرتس: آلمان همچنان در کنار اسرائیل ایستاده است
شورای همکاری خلیج عربی: اقدامات تهران امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز را هدف میگیرد
مهرداد اخلاقی وزیر دفاع ایران شد
ونس: جنگ با ایران باید برای جلوگیری از احیای برنامه هستهای تهران ادامه یابد
شش سال از آزادسازی خداآفرین از اشغال ارمنستان میگذرد
حمله اعضای تیم کُرد «روناهی» به اعضای تیم «امیدآفرین» قوشاچای
بازگشت بیسروصدای ماشینآلات معدنی به جنگلهای حسنو؛ این بار شرکت فولاد اردکان یزد و سازمان انرژی اتمی ایران به جان جنگلهای قاراداغ افتادند
قهرمان پاورلیفتینگ تورک آذربایجانی به سه سال حبس محکوم شد
نتانیاهو: رژیم ایران سرطانی است که اگر از آن خلاص نشویم، بازمیگردد
دختران نوجوان و زنان جوان در ایران هر روز قهرمانی ها میکنند و رویدادهایی ماندگار می آفرینند. باشد که همه این رویدادها و تمامی این اسامی در تاریخ ثبت شوند و در کتاب قطور مبارزات زنانه فصل مهمی را به خود اختصاص دهند و به کار نسل های آینده و زیرسازی امر خودآگاه جنسیتی بیایند. مطلب پیش رو متأسفانه نمیتواند به این مهم مشغول باشد. نه امکان آن هست نه نام همه قهرمانان مونث در اختیار نویسنده است و نه از همه رویدادهای این فصل از مبارزات زنانه اطلاع دارم.
نوشته ی کنونی را باید به عنوان ثبت تفسیری، و بازنمایی مختصر فلسفی-سیاسی- زیباشناسانه از سه رویداد پراهمیت زنانه در تاریخ زنان آذربایجان (و ایران) درک کرد. نوشته روی سه نمونه از قهرمانی های زنانه در آذربایجان متمرکز است. این تمرکز خاصه از آن رو اهمیت دارد که دفاع از هویت تُرکی-آذربایجانی این دختران خود در وضعیت کنونی به یک مبارزه ی سیاسی تبدیل شده است. چه، این بخش از هویت آنان با خشونتی عریان مورد تحریف و تهدید و انحراف دادن های رسانه ای قرار دارد. اما آنچه بیان میشود حکایت یک برهه ی خاص از زیست این دختران است که در دو مورد به برهه پایانی حیات آنان تبدیل شد و در یک مورد خوشبختانه، تنها یک وهله یا برهه از زندگی زن جوان را در بر می گیرد. از حدیث نجفی دختر تُرک تبار آذربایجانی الاصل ساکن تهران، اسما پناهی خانقاهی دختر تُرک اردبیلی، و الناز رکابی دختر تُرک زنجانی سخن میگویم.
این سه حکایت اجازه آن را نمیدهند که به نمونه هایی صِرف از مجموعه مبارزات ضدرژیمی زنان فروکاسته شوند. چون هر یک حاوی خلاقیتهایی خاص و معناهایی یکه اند که ذهن بیننده و ناظر «بیرونی» را تحریک می کنند. در هر نمونه، مکان مندی و زمانمندی خاصی در جریان است و فاعلیت زنانه معنای ویژه ای به زمینه ی مبارزه تزریق می کند. در آذربایجان به یُمن حضور این دختران و زنان، تاریخ مونث از نوع خاصی در حال رقم خوردن است که شایسته ی ضبط و ثبت شدن است. چه اگر این ممنت های تاریخی را از یاد ببریم و یا در ثبت آنها سستی به خرج بدهیم و به منزله ی لحظه یا نیمه تمامیتی از آنِ خویش به رسمیت نشناسیم شان آن گاه میروند تا برای همیشه ناپدید شوند و همین فرازها و لحظهها و معناهای نهفته در آنها است که فرداها به آنان نیازمان میافتد تا خویش زنانه را از نو بشناسیم و تاریخ مان را در پرتو آنها رقم بزنیم.
حدیث نجفی در امتداد جغرافیای سیاسی آذربایجان، در بطن جغرافیای فرهنگی آذربایجان در تهران می زیست. تصاویری که از او در رسانهها دیدیم به سهولت میتوانست هر ذهن «سنتی» و حتی «مدرن» ای را برآشفته سازد. او دختری سرکوب شده، دختری با جوانی و آینده ی به تاراج رفته، دختری با هویت ملی (ترک آذربایجانی) انکارشده است و با این حال به جنسِ سرکوب شده و به جوانِ تباه شده و طردشده نمی ماند. حدیث چهره ای خلاف ایماژِ رایجِ دخترانِ بابِ میلِ جامعه ی مردانه ی سنتی را به نمایش می گذارد. چهره ی او با معیارهای سنتی دختر «معصوم محجوبِ مظلومِ مطیع» که میل به «مدافعه» و همزمان وسوسه ی به بند کشیدن اش را در جنس مرد ایجاد میکند در تقابل است. حدیث دختری محجوب نیست، حسِ شرم از بدنِ زنانه هیچ در او نیست. تبسم معصومانه ی دختر جامعه سنتی را به لب ندارد. چهره اش از جسارت و قدرت او خبر می دهد. مظلوم به معنای مورد نظر این فرهنگ نیز نیست. چه، حدیث مرزهای فراوانی را درهم شکسته و از عکسها و ویدئوهایش هویدا است که بدن زنانه را برای بزم و رزم توامان می آراید و می آزماید. به رغم انکار بخشی از مدیای رسمی خارج کشوری، او را در ویدئویی خودکشیده دیدیم که لحظات ورود به صحنه ی نبرد را ضبط می کند. به سادگی میتوان او را در خیال تجسم کرد و دید که با ژستی زیبا و دلاورانه موهای باز خود را از پشت میبندد تا با تحمیل «دیسیپلین» به جسم و مو و روی خود، به جنگ و گریز خیابانی بپیوندد. هم او که گفته می شود با شلیک شش گلوله به سروصورت و بدنش ازپا درآمد و نامش به عنوان یکی از نمادهای برجسته ی مقاومت و رزم زنانه در تاریخ ثبت شد. گلوله ای برای گیسوانش، گلوله ای برای جنس مونث اش، گلوله ای برای مهاجرت ناگزیر خانواده اش از آذربایجان به تهران، گلوله ای برای شکم گرسنه اش، گلوله ای برای نشاط جوانیاش، گلوله ای هم برای جسارت زنانه ی مثال زدنی اش.
حدیث با یک گام چندین مرحله از مبارزه و مقاومت زنانه را در هم نوردید و ابداعات و نوآوری هایی را به این مبارزات تزریق کرد. حدیث به جای سوزانیدن روسری (که به خودی خود عملی است اعتراضی و نشان از مقاومت مدنی در برابر حجاب اجباری دارد) روسری را به کنار انداخت و به جای درنگ در «جامعه مدنی» مستقیماً به میدان مبارزه سیاسی و ساقط کردن «جامعه سیاسی» کنونی ورود کرد. برای این ورود ناچار بود گیسوان رها و آزاد و رنگ کرده اش (میل و ذوق شخصی و سبک زندگی فردی اش) را در «بند» کند. ناچار بود رقص گیسوانش را در بند مبارزه به حالت تعلیق درآورد.
گیسوان رهایش را به عنوان قطع ارتباط «ناموسی» با مَرد و انکار وابستگی اش به نظام مردسالار (آن گونه که برخی گیس- بُری را تفسیر کرده اند) قیچی نکرد و دور نریخت. سنتز هگلی یا سه گانه ی رفع/فنای ابقایی هگلی یادمان هست؟ فنای ابقایی (یا همان رفع) به معنای انکار و نفی چیزی است در وهله اول، و در وهله ی دوم به معنای حفظ و نگه داری همان چیز در شکلی تغییرو تحول یافته است و در وهله ی سوم فرارَوی از هر دوی این وهله ها و ظهور امر «نو» را داریم.
حدیث نیز با در بند کشیدن گیسوان رهایش موجودیت «پیشاسیاسی» خود را نفی کرد، موهایش را به نظم کشید و با درنظرداشت وضعیت جدید که مقاومت و تعرض میطلبید انتظامی پارتیزانی به خود بخشید و به این ترتیب در عین انکار و نفی گیسوان و ظاهر و باطن پیشین، بدون دور ریختن و قیچی کردن گیسوانش، یعنی با حفظ گیسوان اش با حفظ زیبایی و زنانگی اش، همزمان آن همه را متغیر و متحول ساخت (وهله ی دوم گذار و سنتز دیالکتیک هگلی). او به گفته ی مادرش با «شکمی گرسنه» (باز هم نفی و انکار خواست های اولیه ی انسانی) وارد میدان رویارویی با نظامی شد که تک تک بندهای وجودش مبتنی است بر آموزه ها و پراتیک های مردسالاری، پدرسالاری، پیرسالاری، دین سالاری و سرمایه/مافیا سالاری. در این وهله، با حدیث «نو» با پیکر و ذهن سیاسی «نو» در این دختر روبرو هستیم.
دختری جوان و جسور، با موهایی بلند به بند انتظام کشیده و شکمی گرسنه، دختری با تبار ترک از دیار آذربایجان (شهر میانه)، کوچیده به تهران از پی نان، کار، زندگی و آزادی در اَبَرشهر، با جهش از مرحله ی نافرمانی مدنی و سوزانیدن «اسمِ رمزِ عبورِ جنسی» (روسری) و اعتراض در شکل گیس بُری، به مقاومتی فعال دست می یازد و نمونه ی یکه ای از رویارویی جنس زن با گلوله های نیروهای مردانه ی رژیم را در تاریخ به ثبت می رساند. او نشان میدهد که مبارزه ی سیاسی برای او از «نان و خورش» هم واجبتر است.
اما یک نکته دیگر که پرداختن بدان بیاهمیت نیست: در جغرافیای چندملیتی ایران، حدیث در برزخ «عبور و مرور» در فضای عمومی گرفتار میمانَد ، نَسَب بَری او به آذربایجان و تُرک بودنش نادیده گرفته میشود و بر زبان خبرنگاران رسانههای جریان غالب فارس جاری نمی شود. رسانههایی مثل بی بی سی با تبعیت از اخبار رژیم بر زنده بودن او تأکید می ورزند و منکر بازشناسی و تصدیق مرگ او میشوند. سرانجام بی سروصدا و بدون قیل و قالهای معمول این رسانه ها، جسدش را در میدان جنگ به حال خود رها میکنند تا «ملت» او بدون اجازه ی حاکم (که دست بر قضا اپوزیسیون رژیم را هم حتی شامل می شود) هویت ملی او را با صدای بلند اعلام کند و جسد روی خاک افتاده اش را با تصدیق کامل هویت اش به خاک بسپارد. اصول انتزاعی شهروندیت سیاسی در دست نیروهای مرکزگرای ایرانشهری (چپ و راست) در تقابل با ذکر نسب و هویت ملی شهدای (تُرک) این شورش عمل می کنند. ملت غالب و رسانههای آن تا سرحد امکان بر طبل نفی و انکار وجود و حضور فرزندان آذربایجان در این جنبش می کوبند. عبور و مرور فرزندان آذربایجان به «عرصه همگانیِ» رسانههای فارس زبان، با فیلتر غلیظ حذف هویت ملی همراه است. پس حدیث و دیگر دختران آذربایجانی دو بار کشته میشوند یک بار به دست عوامل رژیم و یک بار به دست رسانههای فارسی. یک بار به خاطر جنس و جنسیت شان یک بار هم به خاطر ملیت شان. همین انکار و نفی هویت ترک آذربایجانی به افشای مرزبندی ای منجر میشود که ناسیونالیسم ایرانشهری سالهای سال با دقت تمام روی آن کار کرده است. بنابراین مدافعه از هویت ملی و جغرافیای سیاسی و فرهنگی آذربایجانی حدیث، برای عبور به جامعه چندملیتی آینده معنای مهمی دارد.
قرار بود حدیث در برزخ بماند و هویت ملی او در وضعی بلاتکلیف رها شود، چون هویت ملی حدیث به تهدیدی برای تداوم موجودیت (بالقوه) دولت فارس بنیاد (آینده) تبدیل شده است. اما حدیث مجرم انگاشته شده با ترانه های ترکی و دابِسمَش هایش از سکوت جامعه سیاسی ای که حاضر نیست ترک بودن او را به رسمیت بشناسد انتقام میگیرد.
در جغرافیای سیاسی آذربایجان، کمی دورتر دخترانی از حدیث جوان تر هم به صفوف مقاومت و مبارزه پیوستند. از اسرا پناهی خانقاهی (و همشاگردی هایش) میگویم. از رویارویی از جنسی دیگر حرف می زنم. اگر انقلاب را به منزله ی ترانسفورماسیون یا تحول وضعیت جاری و ساری، به واسطه ی دست بردن سوبژکتیو در روزمرگی و شرایط بازتولیدگر وضعیت مستقر و نفی آن شرایط تعبیر کنیم، آن وقت اسرا پناهی و همشاگردی هایش تجسم زنده ی این وضع هستند.
وقتی رژیم اسرای نوجوان را بی اجازه خود و خانواده اش، به عنوان سیاهی لشکر به میدان می برد و از او می خواهد در اجرای سرود فاشیستی سلام فرمانده» مشارکت کند، سرودی که تمام تصاویر مونتاژی آن تحقیر زن و بدن و ذهن او و استمرار جدایی دو جنس در عرصه عمومی است و تقلیل دادن حیات دختران نوجوان به زائدهای از ماشین بازتولید قدرت و حاکمیتِ الیتِ مردانه ی شیعه- فارس، با توجه به سن و سال اندک اسرا و همشاگردی هایش، واقعا چه کار میتوان کرد جز پذیرش وضعیت و مشارکت صوری در آن؟
اینجا است که اسما در مقابل منطق تخریب ، همان منطق را به کار گرفته و تخریبِ تخریب انجام می دهد. نفی خود را نفی میکند و با این نفی نفی، «سیدعلی» و همه گماشتگان و مزدوران او را از قدرت و «مردانگی» خلع می کند. بدن خود را دهان خود را به کار میگیرد و با زبان خودِ هیئت حاکمه (که همزمان جنس او، ملت او و زبان او را انکار می کند) شعار مرگ بر دیکتاتور (دیکتاتوری یک جنس، دیکتاتوری یک کاست، دیکتاتوری یک زبان، دیکتاتوری یک ملت،) را فریاد می کشد. به این ترتیب با به عاریت گیری همان زبانی که با حاکمیت اجباری آن مخالف است در اصل به خودتصدیقی دست می یازد. او (و همشاگردی هایش) به جای پذیرش معنای مسلم فرض شده ی مکان و زمان و وضعیت، نمایش رژیم در اجرای سرود سلام «سیدعلی فرمانده» را واژگون میکنند و با به دست گرفتن قابلیت های نهفته در مکان و صحنه که همان فضای عمومی و زمان ماهیت عوض کرده است معناهای مورد نظر خود را به صحنه ی نمایش تحمیل میکنند و اجازه نمی دهند جامعه پذیری مورد نظر سیدعلی قابلیتهای درونی آنان را یک بار دیگر سرکوب کند. اسما پناهی اجازه نمیدهد که از آذربایجان (اردبیل) و دختران آذربایجانی-اردبیلی نمادی برای پذیرش ارتجاع در آذربایجان دست و پا کنند. پاسخ «درست» مورد نظر ولی فقیه و عمال روحانی و سپاهی رژیم را به زبان نمیآورد بلکه پاسخ بدیعِ نوجوان دختری را میدهد که نمایش ولی فقیه و عمال او را تخریب و واژگون میکند تجربه ی دروغینی را که رژیم قرار است به دختران اردبیل تحمیل کند از هم بر می درد و این تخریبِ دروغ و فریب و واژگونیِ نمایشِ قدرت و مشروعیت است که زمینهای مولد می آفریند برای ورود مردان و زنان بزرگسال اردبیل به صحنه به قصد مدافعه از فرزندانشان که دارایی جامعه ی آذربایجان و اردبیل هستند و به رژیم تعلق ندارند. در این حالت است که امکانی «نو» خلق میشود. مکان سنتی، پیکرمندی ضدانقلابی را از خود می سترد و فیگورهای سیاسی نو یعنی نوجوان دخترهای سیاسی شده، هیات مندی جدیدی به مکان میبخشند و قابلیت نهفته ی انقلابی فضای عمومی را بازتعریف می کنند. هم فضای عمومی و هم بدن دختر نوجوان از کارکرد ایدئولوژیک تحمیل شده بر خود تن می زنند. به واسطه اعتراض و مبارزه این دختران است که مردها و زنهای بزرگسال وارد میدان می شوند. با ابداع و نوآوری در شکل خاصی روبرو هستیم. این همه نه به خاطر این است که دختر می خواهد سوژه ای سیاسی باشد برای بیان مخالفت با «دیکتاتور»، بلکه خود تخریب است که این ابداع و سوژگی را طلب می کند. نتیجه این است که به خود بازآمدن و بیداری نسل (نو)جوان درضمن نسل قدیمی تر پدرها و مادرها و همشهری ها را هم به هوش می آورد و نسل های قبلی وارد میدان می شوند.
الناز رکابی زن جوان تُرک ساکن زنجان، همان صخره نوردی است که بدون پوشش مورد نظر «ریش سالاران» شیعه، خالق صحنههایی تاکنون نادیده در تاریخ چهل و اندی ساله ی این جغرافیا گشت. الناز رکابی با اینکه در اثر فشارهای رژیم به او و خانواده اش یک بار ظاهراً به زبان و قلم انکار می کند که عامدانه روسری از سر برداشته و عضلات بدن زنانه ی ورزشی خود را به نمایش چشمهای «نامحرم» گذارده؛ بار دوم وقتی بدون پوشش مورد نظر رژیم در کنار وزیر ورزش ظاهر میشود با تمامیت بدن خود تأیید می کند که روسری را به میل خویش و با اراده ی خود برداشته و «سهو»ی در کار نبوده است. به قدرتِ حُکمِ حاکم اعتراض می کند وقتی با پوششی غیرموجه با مردان همراهش عکس می گیرد. به این ترتیب الناز هم حاکم را شکست میدهد و رسما با زبان بدنش می گوید: «بله من اقرار میکنم که نظم نمادین شما را که تن و بدن من بایستی میدان نمایش آن میگشت پیش چشم همه جهانیان شکست دادم». شاید همچون گالیله به زبان انکار کرده باشد که جهان زنانه (خورشید) گرد امیال و فالوس مردانه (زمین) نمی چرخد اما باز مثل گالیله که (گویا در دادگاه پای خود را به زمین می کوبد) و نجوا کنان اقرار ساختگی و زورکی خود را پس می گیرد، الناز هم با بدن و پوشش خود، در قلب صحنه ی نمایش رژیم، عمل فتح صخره ها و سنگواره های جان سخت و کهنه ی جامعه ی استبدادی مردانه و ولایت مدار را تکثیر می کند. حاکم تا همین حالایش هم حسابی از «مردانگی» افتاده است. الناز با بالا رفتن از سنگواره ها صدای خواهران مرده را به گوش جهان میرساند و در فتح ساختارهای سنگواره گشته ی این جغرافیا در عرصه ی ورزش با خواهران مرده و زندهاش اعلام همبستگی می کند.
در تحلیلهای رسانههای فارسی، حدیث و اسما و الناز تنها به عنوان شخصیت هایی نام برده میشوند که باید هر چه زودتر بر تمامیت هستی و هویت شان غلبه جست و آنان را دگردیسی کرد. وظیفه آنها از نظر رسانههای فارس، «شهید» یا نماد شدن برای «ملت ایران» و نجات «کشور ایران» است. شهیدی که ملت خاص خود را ندارد زبان خاص خود را ندارد و موجودی استحاله یافته در هویت گنگی به نام ملت ایران است. از نظر آنها حدیث تُرک، اسمای تُرک، و الناز تُرک هیچ جایگاهی در مفهوم شهروندی ندارند چون این مفهوم قادر به بازشناسی تُرکیت در مفهوم شهروندی نیست. تنها رسمیتی که آنها می توانند از آن برخوردار شوند به واسطه جنسیت شان است و همین مانع به رسمیت شناختن کامل آن ها میشود. با این بایکوت و طرد سیاسی از سوی نظام رسانه ای به اصطلاح اپوزیسیون، حدیث و اسما و الناز که بدن هاشان را سیاسی کردند تا در میدان نبردهای عدالت خواهانه مشارکت کنند از نو به وضعیت پیشاسیاسی هل داده میشوند زیرا «جزء» بسیار مهمی از موجودیت آن ها از دایره ی تصدیق عمومی برکنار می مانَد. رسانههای فارس در اثر آنچه نمی توانند به زبان بیاورند و در نتیجه ی آنچه که به غلط به میانجی مفهوم ملت ایران قرائت می کنند، به سند زنده ی ممنوعیت تثبیت هویت حدیث و اسما (که دیگر در بین ما نیستند) و الناز تبدیل میشوند. اما اگر این رسانهها اسما و حدیث شهید شده و الناز حاضر در صحنه و دیگر خواهران تُرک آنان را در تمامیت شان بازشناسی کنند ناچار خواهند بود که خود را در آنها بازتاب بدهند، خود را در آنها بازبیابند و چشم در چشم آنها نگریسته بدانند که آنها نیز دارای ملت و هویتی ملی از آن خود هستند. آنها از این تصدیق می ترسند و بدون این بهم پیوستگی و تصدیق، کار مشترک زیادی ممکن نیست. بازشناسی یعنی تو از «جهانشمولیت انتزاعی» خود بیرون بیایی و خود را در دیگری تصدیق کنی. این بازشناسی ملت الناز و حدیث و اسما شرط استقرار و تاسیس جامعه سیاسی نو است.
فروغ اسدپور
گوناز تی وی
E
اکونومیست: گروههای نیابتی ایران در خاورمیانه از تهران فاصله میگیرند
فورچون: حتی مجتبی خامنهای هم از بحران اقتصادی در وحشت است
جروزالم پست: یک جبهه متحد علیه ملاهای ایران و رژیم بیرحم آنها ایستاده است - دیدگاه
جروزالم نیوز: در موضوع مذاکرات ایران و آمریکا، به دوحه اعتماد نکنید - دیدگاه
اسرائیل سپر دفاعی یونان را میسازد
آمریکا به مواضع سپاه در جنوب ایران حمله کرد
آیا حمله زمینی روسیه به کییف نزدیک است؟
نتانیاهو: ایران قصد کشتن یکی از پسرانم را داشت
تلویزیون ایران به کشتن پسر ترامپ فراخوان داد
روسیه دیگر در مدیترانه حضور نظامی ندارد
گزارش تکاندهنده از تعرض جنسی به زنان در زندانهای ایران
واکنش معنادار رئیس پارلمان عراق به قالیباف: خلیج «خلیج العربی» است
از همکاری تا رویارویی؛ چرا اسرائیل و ترکیه مقابل هم ایستادهاند؟ | تحلیل
افشای پشت پرده یک کانال محرمانه میان ترامپ و سپاه
ناو هواپیمابر دیگری از ژاپن به خاورمیانه اعزام میشود
زیادهخواهی احزاب کردی و موانع اصلی ائتلاف بین ملل غیر فارس در ایران- جروزالم پست
مجتبی خامنهای در اسفندماه مرده است - لیساک
توافق مکه؛ آیا یک پیمان دفاعی جدید، معادلات امنیتی خاورمیانه را تغییر میدهد؟ - تحلیل
یک مداح حکومتی ربوده و کشته شد
رئیسجمهور لبنان در سفرش به ترکیه به آتاتورک ادای احترام کرد
اعلام جرم علیه یک بلاگر در تهران به دلیل تقلید صدای خامنهای
وقتی ملاهای عراق هم نگران پوشش دانشآموزان آذربایجان میشوند!
سفر پزشکیان به تبریز لغو شد
نماینده مازندران به صداوسیما: نام این دریا خزر است، نه کاسپین!
«آذربایجان جنوبی» در کتابهای درسی جدید ترکیه؛ معرفی تبریز بهعنوان قلب آذربایجان جنوبی
آغاز انتشار بینالمللی «توروک»؛ مجله علمی مستقر در کانادا در آذربایجان و کانادا چاپ شد
حزب دموکرات کردستان ایران بار دیگر ادعای ارضی علیه آذربایجان جنوبی مطرح کرد
شهروند ترکیه به دلیل دعوت به کودتا در آذربایجان تحت تعقیب بینالمللی قرار گرفت
روایت کارگردان تبریزی از مهاجرت کارگران به ترکیه در جستوجوی کار
رئیسجمهور جمهوری آذربایجان با رئیسجمهور اسرائیل دیدار کرد
رئیسجمهوری اسرائیل: آذربایجان رشد اقتصادی چشمگیری داشته است
ترامپ احتمال درخواست کمک از اردوغان را مطرح کرد
رئیسجمهور آذربایجان: ارمنستان ما را به جنگ مجبور کرد؛ جنگ انتخاب ما نبود
برگزاری تجمع علیه آذربایجان در مشهد و تبریز
زنستیزی در ایران به لغو تور کنسرتها انجامید
عفو بینالملل: ایران از اعدام بهعنوان ابزاری برای بالا بردن هزینه اعتراض استفاده میکند
هشدار پزشکان درباره وضعیت وخیم حمید قرهحسنلو
تمجید رئیسجمهوری اسرائیل از آذربایجان و نقش باکو در صلح جهانی