قشر اکتیو و بیدار، جامعه آذربایجانیها با درک این مهم و واقعیت تلخ در سالهای اخیر ، مخاطب هشدار را مردم ساکن در آذربایجان ، قرار داد و با توسل به فضای مجازی راه پرسرعت ارتباطی شهروندان امروزی ، اهمیت موضوع و خطرات پیش رو را با مدلها و روشهای متفاوت هر کس به روشی و طریقی به اطلاع عموم رسانید.
شعر ، موسیقی ، حرکت نمادین ، راه انداختن کمپین ، برگزاری کنفرانسهای علمی و تخصصی ، لایو های بیشمار و تحلیل از زوایای مختلف ، تولید مقالات و نوشتهای بیشمار در این رابطه ، استوری ، انتقال سینه به سینه، مستند سازی و.... به جرات میتوان گفت کسی نمیتواند بگوید که آذربایجانی هستم و ناله های دریاچه اورمیه را نشنیده ام و افکار عمومی آذربایجانیها اشراف نسبتا کافی از فاجعه خشکیدن دریاچه اورمیه دارند.
حال برخی نهادها و ارگانها با دادن چهره امنیتی به مطالبه گریها و ایراد بیانات تهدید آمیز سعی در سرکوب و خفه سازی این مطالبه محیط زیستی دارند و در تلاش هستند قبل از هر اعتراضی آن را به تشنج بکشند. بعضا با تحلیلهای کاملا عوامانه بدون پشتوانه علمی و تخصصی همچون علت را خشکسالی و انداختن گردن کشورهای همسایه از نقش خود در این فاجعه ترفه روند ، این در حالی است که دریاچه اورمیه ،سرچشمه های و منابع آبی تامین کننده بقایش را از داخل کشور تامین میشود و این دروغ پراکنی ها بیشتر مردم را ناراحت و اتهام خشکاندن را قوت میبخشد.
تهدید و حاشیه سازیهای برخی نهادها بر علیه مطالبات محیط زیستی در دریاچه اورمیه ، بسیاری از واقعیتها را روشن تر میکند که سازندگان سدها و پل خفه کنند که از وسط دریاچه میگذرد کدامین شرکتها بوده اند و منابع مالی و اهداف احداث این حجم از پروژه های سد سازی چه بوده!
لذا شاهدیم که هر شهروند آگاه در مورد بحران دریاچه اورمیه در حد بضاعت خود در تلاش است که این فاجعه را بازتاب دهند و هشدار به عاملین این فاجعه داده باشند تا دیر نشده سدها را باز کرده و فاجعه دیگر در کنار فاجعه زیست محیطی را در کارنامه خود ثبت نکنند. این دولت و اتاق فکر تهران خواهد بود که رنگ بوی مطالبه گری را در کشور تعیین خواهد کرد و پاس دادن به دشمنان و .... سناریو نخ نمایی بیش نیست.
گونازتیوی
SH.A