آخرین خبرها

جروزالم پست: بهترین راه برای تغییر رژیم در ایران چیست – دیدگاه

۱۴۰۵.۰۴.۱۸, ۱۷:۴۹
جروزالم پست: بهترین راه برای تغییر رژیم در ایران چیست – دیدگاه

لازم است تأکید شود که ایران کشوری چندملیتی است و فارس‌ها، کوردها، تورک‌ها، لُرها، بلوچ‌ها، عرب‌های الاحواز و گروه‌های قومی گوناگون دیگری در آن زندگی می‌کنند.

Gunaz.tv

تحلیلی منتشرشده در جروزالم پست، به نوشته: راشل آوراهام، نویسنده و روزنامه‌نگار مستقر در اسرائیل.

 

گوناز تی‌وی – بر اساس گزارش‌های منتشرشده، اسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، از طرح حمایت اسرائیل از کوردها برای رهبری یک عملیات زمینی علیه جمهوری اسلامی ایران حمایت کرده است. بر اساس این طرح، اسرائیل نه‌تنها منطقه پرواز ممنوع برای کوردها ایجاد می‌کرد، بلکه در جریان پیشروی آن‌ها نیز به‌طور مستمر پشتیبانی هوایی نظامی ارائه می‌داد.

 

بر اساس ادعای منابع مختلف، دلیل اصلی اجرا نشدن این طرح، مخالفت دولت دونالد ترامپ بوده است.

 

برخی منابع نیز مدعی هستند که رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، بر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تأثیر گذاشته و همین موضوع تنها دلیل اجرایی نشدن این طرح بوده است. با این حال، شماری از کارشناسان مسائل ایران معتقدند اگر هدف، تشکیل یک ائتلاف گسترده مخالفان باشد که بتواند به تغییر رژیم منجر شود، اجرا نشدن این طرح در واقع می‌تواند اقدامی مثبت تلقی شود.

 

بار دیگر باید تأکید کرد که ایران کشوری چندملیتی است و علاوه بر فارس‌ها، کوردها، تورک‌ها، لُرها، بلوچ‌ها، عرب‌های الاحواز و بسیاری دیگر از گروه‌های قومی در آن زندگی می‌کنند.

 

اگر قرار باشد رژیم ایران با موفقیت سرنگون شود، همه اقلیت‌های قومی باید در کنار فارس‌های مخالف حکومت متحد شوند و مبارزه‌ای مشترک را پیش ببرند.

 

با این حال، تاکنون چنین اتحادی شکل نگرفته است. دلیل اصلی آن نیز نبود یک رهبری واحد در میان مخالفان است.

 

رضا پهلوی، ولیعهد پیشین ایران، تلاش کرده است خود را به‌عنوان رهبر واحد مخالفان معرفی کند، اما واقعیت این است که او در میان اقلیت‌های قومی ایران از حمایت قابل‌توجهی برخوردار نیست. حتی در میان فارس‌های مخالف حکومت که در داخل ایران زندگی می‌کنند نیز محبوبیت بالایی ندارد.

 

در واقع، اکثریت بزرگی از ایرانیان مخالف حکومت خواهان تبدیل ایران به یک دموکراسی فدرال، سکولار، لیبرال و غیرمتمرکز هستند و به‌هیچ‌وجه خواستار بازگشت نظام پادشاهی نیستند. با این حال، اینکه اکثریت ایرانیان بازگشت رضا پهلوی را نمی‌خواهند، به این معنا نیست که مایل‌اند رهبری کشور به دست کوردها سپرده شود.

 

پینار شاکر، رئیس شورای دولت‌داری آذربایجان جنوبی، در گفت‌وگویی اظهار داشت که تنش‌های موجود میان کوردها و آذربایجانی‌های جنوبی باعث بروز درگیری‌های داخلی می‌شود و این مسئله به هدف تغییر رژیم آسیب می‌زند.

 

او گفت: «روابط میان جنبش‌های آذربایجان جنوبی و برخی سازمان‌های سیاسی کورد، سال‌هاست با مشکلات و چالش‌های مستمر همراه بوده است.»

 

وی افزود: «به ارزیابی من، علت اصلی این تنش، ادعاهای ارضی برخی گروه‌های کورد درباره مناطقی است که فعالان آذربایجان جنوبی آن‌ها را بخشی از آذربایجان تاریخی جنوبی می‌دانند. این مسئله شکل‌گیری اعتماد متقابل و همکاری بلندمدت میان دو طرف را به‌شدت محدود کرده است.»

 

شاکر در ادامه اظهار داشت: «تفاوت در شیوه‌های مبارزه سیاسی نیز یکی دیگر از دلایل مهم اختلاف‌نظرهاست. نیروهای سیاسی آذربایجان جنوبی عمدتاً مبارزات مدنی، سیاسی و به‌دور از خشونت را ترجیح داده‌اند. در مقابل، بسیاری از سازمان‌های کورد از گذشته تاکنون مبارزه مسلحانه را بخشی از راهبرد سیاسی خود دانسته‌اند.

از دیدگاه فعالان آذربایجان جنوبی، این رویکرد در برخی موارد به آسیب دیدن غیرنظامیان آذربایجانی منجر شده و بر روابط میان دو جامعه تأثیر منفی گذاشته است.»

 

شاکر همچنین خاطرنشان کرد: «می‌توان گفت ترجیح برخی سازمان‌های کورد به استفاده از روش‌های مسلحانه، باعث شده است که آن‌ها در مقایسه با جنبش‌های آذربایجان جنوبی، که عمدتاً فعالیتی سیاسی و مسالمت‌آمیز دارند، توجه سیاسی و رسانه‌ای بیشتری از سوی برخی دولت‌های غربی، از جمله ایالات متحده، اسرائیل و شماری از کشورهای اروپایی، دریافت کنند.»

 

وی افزود: «با این حال، تحولات اخیر منطقه نشان می‌دهد که میزان نفوذ سیاسی واقعی این گروه‌ها با سطح توجه بین‌المللی که دریافت می‌کنند، نسبت معکوس دارد.»

 

در واقع، نزدیک به ۴۰ درصد جمعیت ایران را آذربایجانی‌های جنوبی یا به‌طور کلی اقوام تورک‌تبار تشکیل می‌دهند. طی قرن‌ها، حاکمان ایران عمدتاً ترک‌تبار بوده‌اند و تنها پس از روی کار آمدن سلسله پهلوی بود که فارس‌ها به موقعیت مسلط در ساختار قدرت کشور دست یافتند.

 

 

از این رو، بدون در نظر گرفتن آذربایجانی‌های جنوبی، تورک‌ها و دیگر اقوام تورک ساکن ایران، نمی‌توان درباره آینده ایران بحثی جدی و واقع‌بینانه داشت.

 

نقش بنیان‌گذارانه آذربایجان جنوبی

صادق ایسابِیلی، رئیس مرکز مطالعات ساوالان و عضو هیئت‌مدیره جبهه ملی آزادی آذربایجان جنوبی، اظهار داشت: «آذربایجان جنوبی صرفاً یک نام جغرافیایی نیست؛ بلکه حامل حافظه دولت‌داری، سنت سازمان‌یافتگی سیاسی و تداوم تاریخی با ریشه‌های عمیق است و همواره پاسدار ارزش‌های مدرن و انسانی بوده است.»

 

وی افزود: «تأثیر آذربایجان جنوبی تنها در شاخص‌های جمعیتی یا موقعیت جغرافیایی آن خلاصه نمی‌شود، بلکه در آگاهی سیاسی شکل‌گرفته طی یکصد سال گذشته و تجربه دولت‌داری مدرن آن نیز به‌روشنی قابل مشاهده است.»

 

عیسی بئی‌لی ادامه داد: «آذربایجان جنوبی در تمام این دوره‌ها هرگز صرفاً ناظر منفعل تحولات تاریخی نبوده است؛ بلکه بارها به نیروی محرک اصلی تغییر مسیر سیاسی منطقه تبدیل شده است.»

 

وی گفت: «جنبش مشروطه در آغاز قرن بیستم (۱۹۰۵ تا ۱۹۱۱) روشن‌ترین نمونه این واقعیت است. در آن دوره، همه مناطق آذربایجان جنوبی به رهبری تبریز تنها شاهد رویدادهای کشور نبودند، بلکه تبریز به مرکز اصلی شکل‌گیری اندیشه مشروطه‌خواهی و هدایت تحولات سیاسی تبدیل شده بود. همین واقعیت به‌تنهایی ثابت می‌کند که آذربایجان جنوبی در روندهای تاریخی، نقشی بنیان‌گذارانه و تعیین‌کننده داشته است.»

 

به گفته عیسی بئی‌لی: «این سنت سیاسی در سال ۱۹۴۵ و در دوران حکومت ملی که به رهبری سید جعفر پیشه‌وری تشکیل شد، شکل مشخص‌تر و عینی‌تری به خود گرفت.

با وجود عمر کوتاه این حکومت، آن نمونه‌ای واقعی و عملی از مدیریت محلی، مشارکت سیاسی و حقوق ملی و فرهنگی را به نمایش گذاشت. این حکومت نه در شعار، بلکه در عمل نشان داد که خودگردانی دموکراتیک ملت‌ها در جغرافیای سیاسی موسوم به ایران کاملاً امکان‌پذیر است.»

 

عیسی بئی‌لی در ادامه گفت: «همان‌گونه که پیشه‌وری بارها در سخنرانی‌ها و بیانیه‌های خود تأکید کرده بود، دستاوردهای جنبش آزادی‌خواهی آذربایجان تنها به نجات یک ایالت محدود نمی‌شد. او این جنبش را منشور آزادی و الگویی نمونه برای دیگر ملت‌های ساکن ایران می‌دانست.»

 

وی افزود: «از نگاه او، تشکیل شوراهای ایالتی و شهرستانی آذربایجان و دستیابی به آزادی‌های داخلی، نه‌تنها سرنوشت مناطق آذربایجان را رقم زد، بلکه راهکاری عملی برای رهایی دیگر ملت‌های ساکن ایران از زنجیرهای ستم نیز ارائه کرد.»

 

عیسی بئی‌لی اظهار داشت: «پیشه‌وری، رهبر حکومت ملی آذربایجان جنوبی، رهایی آذربایجان جنوبی از فشارهای ارتجاعی حکومت متمرکز در تهران را نه‌تنها دروازه آزادی آذربایجان، بلکه دروازه آزادی دیگر ملت‌ها نیز می‌دانست.»

 

وی ادامه داد: «پیشه‌وری در تشریح مفهوم حکومت دموکراتیک و آزادی، با صراحت تأکید می‌کرد که ملت‌های ساکن ایران نباید شکل متمرکز بردگی و ستم را بپذیرند. او تأکید داشت که هدف حکومت ملی آذربایجان پایان دادن به سیاست‌های سرکوبگرانه نیروهای متمرکز و بازگرداندن نمایندگی سیاسی ملت‌ها بر پایه اصل حق تعیین سرنوشت آنان است.»

عیسی بئی‌لی سخنان خود را این‌گونه به پایان رساند:

«اصل اساسی این رویکرد روشن بود: حکومت ملی آذربایجان می‌خواست با الگویی که از خودگردانی دموکراتیک ایجاد کرده بود، یک سابقه تاریخی پدید آورد تا دیگر ملت‌های ساکن در جغرافیای سیاسی ایران نیز با الهام از این الگو، به آزادی‌های اجتماعی و سیاسی دست یابند و در نتیجه، یک جایگزین واحد و دموکراتیک در برابر سیاست متمرکز حاکم بر تهران شکل گیرد.»

 

اتحاد علیه رژیم

دیدگاهی که پیشه‌وری مطرح کرد، باید الگوی یک تغییر رژیم موفق در ایران باشد. همه گروه‌های قومی ایران باید در کنار فارس‌های مخالف حکومت، نیروهای خود را متحد کنند و با وجود تفاوت در دیدگاه‌هایشان، برای مبارزه مشترک علیه این رژیم همکاری کنند.

 

به جای تکیه بر یک رهبر واحد که مانند رضا پهلوی از خارج از کشور مطرح می‌شود، باید ائتلافی از رهبران شکل بگیرد که در داخل ایران برای سرنگونی رژیم به‌طور مشترک فعالیت کنند.

 

بدون تردید، کوردها باید در روند سرنگونی رژیم نقشی مهم ایفا کنند؛ اما نباید نیروی اصلی هدایت‌کننده یک عملیات زمینی احتمالی باشند.

 

در مقابل، همه گروه‌های قومی ایران، از جمله کوردها، باید رهبری یک قیام سراسری مردمی را در داخل کشور بر عهده بگیرند و با همکاری یکدیگر، ایرانی سکولار، لیبرال، غیرمتمرکز و فدرال بنا کنند که در آن حقوق اقلیت‌ها، حقوق زنان و حقوق بشر مورد احترام قرار گیرد.

 

برخی ملت‌ها ممکن است در آینده این امکان را داشته باشند که از ایران جدا شوند و کشورهای مستقل خود را تشکیل دهند. اما در شرایط کنونی، باید این هدف را موقتاً کنار بگذارند و همراه با همه ملت‌های ساکن ایران، برای سرنگونی رژیم موجود به‌صورت مشترک اقدام کنند.

 

البته اسرائیل می‌تواند از طریق پشتیبانی هوایی از آن‌ها حمایت کند، اما نباید هیچ گروه قومی نسبت به سایر گروه‌ها از امتیاز یا برتری بیشتری برخوردار شود.

 

برعکس، همه باید همچون یک تیم واحد در کنار یکدیگر فعالیت کنند و زمینه سرنگونی کامل و نهایی این رژیم را فراهم سازند.

 

نویسنده: راشل آوراهام

منبع: The Jerusalem Post

 https://www.jpost.com/opinion/article-901452

گوناز تی‌وی

 

 

اخبار منتخب

Most Read