آخرین خبرها

چرا هویت فارس در اداره ی ایران عرضه ی لازم را نداشته است؟

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
چرا هویت فارس در اداره ی ایران عرضه ی لازم را نداشته است؟

Gunaz.tv

چرا هویت فارس در اداره ی ایران عرضه ی لازم را نداشته است؟

گوناز تی وی : بعد از حکومت یک هزار ساله ی ترکان بر جغرافیایی که امروزه ایران نامیده می شود این میراث ترک دست چهار دیکتاتور معاصر افتاد که موجب عقب ماندگی ملل در ایران شدند

به گزارش گوناز تی وی با صرف نظر از وجود دول و ملل ترک هویت در قبل از سلجوقیان در جغرافیای امروزی موسوم به ایران ، این سرزمین ها از بعد از قرن دهم میلادی هماره تحت سلطه ی امپراتوری های ترک قرار داشته است تا اینکه در سال 1925 میلادی با یک کودتا علیه هویت ترک به سلسله ی قاجار در ایران پایان داده شد و این کشور رسما با هویت فارس به منصه ی ظهور در آمد.

اما اینبار بر خلاف گذشته پروسه ی ملت سازی در آن آغاز شده بود و هویت فارس که در ایران هیچ گذشته ی تاریخی نداشت و برای اولین بار این زبان به عنوان یکی از زبان های سه گانه ی مورد کتابت شاخه ی قینیق از ترکان اوغوز(سلاجقه) بود وارد جغرافیای امروزی ایران شده بود به عنوان تنها زبان ملی و رسمی و دیوانسالاری و با اجبار به شرط نابودی زبانهای ملل دیگر در ایران عرض اندام نمود

پس از این تاریخ تا به امروز کلا چهار دیکتاتور سرنوشت ملل در بند در ایران را به دست گرفته اند که هر کدام از آنها با تاکید بر هویت فارس ولی بدون داشتن عرضه ی کشورداری مردمان این سرزمین های را با عاقبت بسیار بدی روبرو ساختند.

در دوره ی اولین دیکتاتور به عنوان رضا خان میر پنج که به مدت 20 سال با مشت محکم و ساختن اساس دیکتاتوری ملی ایرانی حکومت نمود بافت ناهمگون قومی و ملی این کشور به هم زده شد و ساختار یک حکومت کاملا سانترالیست و تمرکز گرا ایجاد شد. با این کشف رضا میر پنج بنیان دموکراتیزه شدن ایران که از اواخر قاجار آغاز شده و با انقلاب مشروطه تحکیم بخشیده شده بود فرو پاشید و کلا فرهنگ دموکراسی در ایران نابود شد. وی بسیاری از نطفه های انقلاب دموکراتیک در ایران را در بطن خود خشکاند.

این دیکتاتور سر انجام توسط قدرت های غربی به دور انداخته شد. و کشور به اشغال اجانب درآمد

پس از وی به مدت 37 سال فرزندش که توسط انگیلیسی ها به سمت پادشاهی ایران منسوب شده بود ملل در بند در ایران وارد دوران به مراتب تاریک تر در ترقی و انتگراسیون به جامعه ی جهانی شدند.

محمد رضا با بست حکومت خود دموکراسی های حکومت ملی آزربایجان و سایر مناطقی  که به دست خود سیستمی برای اداره ی خود طراحی کرده بودند را به خاک و خون کشید. زبان آنها را ممنوع نموده کتابهایشان را که به زبان مادری چاپ شده بود سوزاند و موجب کشتار 50 هزار تا 70 هزار نفری ترکان آزربایجان جنوبی شد. وی حکومت مهاباد را نیز که در چارچوب آزربایجان ایجاد شده در خون غلطاند.

این مستبد همچنین با دست داشتن به طور مستقیم در جعل تاریخ ایران ، منشور حقوق بشر نامیدن یک کلوخ ، برپایی مراسمات جشن پادشاهی یی که کلا متعلق به آشوریان بود و او خود را نواده ی گورش کبیر می نامید ، کوبیدن جریانات دموکراتیک و میدان دادن به اسلامگرایان افراطی به بهانه ی مقابله با کمونیزم بزرگترین ستم را در تاریخ جهان به ملل در بند در ایران روا داشت.

همچنین حماقت های این مستبد در حدی بود که با بالا رفتن قیمت نفت و به تبع آن بهبود اقتصاد کشور تصور می کرد که به یک قدرت تبدیل شده است و حتی به دولت انگلیس که وی را به این مقام آورده بود با فرو رفتن در توهم کرکری هم خواند!

وی نهضت ملی شدن نفت و موازنه ی منفی را نیز کشت و در نهایت موجب پدید آمدن ارتجاع در کشور شد. ارتجاعی که خود نیز به آن باور داشت و تصور می کرد که "امام رضا" محافظ وی است!!

دیکتاتور سوم که به مدت 11 سال فرمانروایی نمود قدرت مطلق در کشور شد. وی با فریب مردم همه ی وعده هایش را زیر پا نهاد و موجب جنگی هشت ساله ، کشتار 120 هزار نفری مخالفان ، سرکوب مردم ترک در ماجرای خلق مسلمان ، مردم ترکمن و سایر ملت ها در ایران شد. دوران حکومت وی به یکی از تاریکترین دوران تاریخ این سرزمین ها تبدیل شد و کشور متحمل هزینه های ها بسیار هنگفت مالی و پرستیژی شد.

میراث این خون آشام به تاریخ دیکتاتوری سید علی حسینی به عنوان "ولایت مطلقه ی فقیه" شد.

پس از وی سید علی حسینی که تا کنون به مدت 26 سال فرمانروایی نموده است میراث بازمانده از خمینی را پس گرفت و کشور را به کشوری با حکومت دایمی نظامی تبدیل نمود و ساختار سپاه را مستحکم نمود. در دوره ی وی دوباره ملل محکوم در ایران به شدت سرکوب شدند و ملل در بند در ایران به عنوان تروریست در جهان دچار از دست دادن پرستیژ جهانی شدند. این کشور با دنیا ایزوله شد و به چیزی شبیه کره ی شمالی در آمد.

رژیم ایران اما هماره سعی کرده است تا با مقایسه ی "زمان شاه" و " بعد از انقلاب" از پیشرفت جامعه در مسایلی مانند مبارزه با بیماری ها ، توسعه ی سواد آموزی ، کشیدن برق و آب و گاز به شهرها و روستاها ، افزایش نشریات و شبکه های تلویزیونی خود را به عنوان رژیمی خادم ملت معرفی کند.

این در حالیست که در دنیا موقعیت حال حاظر یک کشور را به جای اینکه با دوره ی قبل از خود بسنجند با کشورهای دیگر و توسعه در جهان ارزیابی می کنند.

باید دانست که رشد بهداشت و سواد آموزی ، رشد و توسعه ی راهها ، حمل و نقل ، برق و آب و گاز و انرژی و سایره در جهان در موارد مشابه بسیار بسیار سریع تر اتفاق افتاده است و هیچ چیز مثبتی در کارنامه ی رژیم ایران محسوب نمی شود.

اینکه کامپیوتر و ارتباطات و رسانه ها در تمامی جهان در دوره ی اخیر رشد داشته اند چه ربطی به رژیم ایران دارد؟ اختراع موبایل و کامپیوتر و توسعه ی این موارد به رژیم ایران هیچ ارتباطی ندارد و بالعکس باید دانست که در این موارد رژیم ایران نتوانسته است همپای رقیبان خود در جهان حرکت کند.

از سوی دیگر در دوره ی این رژیم مهاجرت مغزها از کشور افزایش یافته و هزینه ی برنامه ی اتمی رژیم تا کنون به گفته ی کارشناسان به بیش از یک تریلیون دلار بالغ شده است. این رژیم با بلند پروازی های خود موجب تحریم های شدید ، فقر فرهنگی و مالی ، افزایش فحشا و کاهش سن آن به 11 سالگی ، افزایش اعتیاد و هرزگی ، افزایش فاصله ی طبقاتی ، و نقض شدید حقوق بشر رسما آینده ی آن به در قهقرا برده است. کشوری که دوران فروپاشی و جنگ داخلی آن هنوز در آینده است آینده ای که با فروپاشی رژیم رقم زده خواهد شد و رژیمی که قابل اصلاح نیست.

آنچه که مسلم است بعد از یک هزاره حکومت ترک ها در ایران کشور با یک کودتا علیه هویت ترک به دست بی عرضگی ، استبداد و بی برنامگی مشتی تاج و عمامه دار افتاده است که در شناسایی اجداد خود نیز دچار مشکل هستند و در توهم نواده ی گورش بودن هستند.

اما به نظر می رسد دلیل این همه ناکارآمدی هویت فارس در اداره ی مطلوب و دولت داری مربوط به فرهنگ آنان است. فرهنگی که در دربارهای سیاستمداران و پادشاهان ترک تنها نقش مطربی و جاریه گی و تملق به پادشاهان ترک را داشته است.  نه فرهنگ اداره ی امور!

گوناز تی وی

MA

 

اخبار منتخب

Most Read