آخرین خبرها

باج خواهی از کمک های ارسالی مردم به مناطق زلزله زده قاراداغ

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
باج خواهی از کمک های ارسالی مردم به مناطق زلزله زده قاراداغ

Gunaz.tv

باج خواهی از کمک های ارسالی مردم به مناطق زلزله زده قاراداغ

 

بعد از شنیدن خبر زلزله و بایکوت صدا و سیما به این فکر افتادم که باید از فامیل و همشهری ها کمک جمع کنیم و به مناطق زلزله زده بفرستیم که با صحبت با بسیاری از فامیل و آشنایان و همشهریان توانستیم مقداری کمک جمع کنیم  و تعدادی هم پول نقد دادند ... که بهتر از کمک اجناس بود یکی از دوستان پیشنهاد داد که برویم و از هلال احمر نامه بگیریم تا بتوانیم به راحتی در مناطق زلزله زده رفت و آمد کنیم قصد داشتیم روز جمعه 27مرداد کمک های جمع آوری شده را به سمت مناطق زلزله زده انتقال بدهیم یکی از دوستان پیشنهاد داد شنبه بعد از ظهر حرکت کنیم لااقل یک روز بیشتر فرصت داریم کمک بیشتری جمع کنیم البته نامه هلال احمر هم به شنبه موکول شده بود

 

روز شنبه یکی از دوستان نامه هلال احمر شهرمان را گرفت و من و تعدادی دیگر هم به دنبال کمک های نقدی بودیم  مقدار فطریه هم اعلام شده بود و مردم می توانستند فطریه خود را کمک کنند که بیشترشان این کار را کردند و حتی بیشتر از آن  یکی از فامیل که مشاور املاک داشت مبلغ قابل توجه ای کمک کرد که بیشتر از زلزله زده ها ما خوشحال شدیم  که خدا از او و همه کسانی که کمک کردند قبول کند و اجر خیرشان را بدهد

 

تصمیم گرفتیم ماشین را سنگین نکنیم  و خریدمان را نه در شهر خودمان بلکه  در تبریز انجام بدهیم اجناس جمع آوری شده را داخل یک کامیونتی که  یکی از دوستانمان امانت گرفته بود ریخته و راهی  آذربایجان شرقی شدیم  نیمه شب به تبریز رسیدیم  شب را در تبریز استراحت کرده و صبح لیست مایحتاجی را که نوشته بودیم تهیه کردیم و حوالی ظهر راهی ورزقان شدیم

 

اولین بار بود به این منطقه می رفتم

ورزقان جان ورزقان   سنی گورنده اورگیم اولدی قان

 

به منطقه زلزله زده رسیدیم ایست و بازرسی بود باید نامه مان را در آنجا مهر می زدیم   مامورین اصرار داشتند که اجناسمان را تحویل هلال احمر بدهیم   ولی ما قبول نکردیم و من گفتم اگر می خواستیم به هلال احمر تحویل بدهیم در همان شهرمان هلال احمر بود  احتیاج نبود به اینجا بیاییم بلاخره بعد از بحث و جدل زیاد یکی از انها گفت ایرادی ندارد خودتان ببرید و دوستم را کنار کشید که من از چهره دوستم متوجه شدم  موضوعی را به او می گوید دوستم سرخ شده بود رگ گردنش زده بود بیرون برگشت به من گفت این بی شرف می گوید چای ها را به ما بدهید  با بی شرمی تمام چای ها را می خواستند  مجبور شدیم به هلال احمر شهرمان زنگ بزنیم و موضوع را اطلاع بدهیم  که کاری هم از دست آنها برنیامد

 

یکی شان می گفت آقا اینجا همه چی هست  هلال احمر اینقدر کمک کرده که چیزی احتیاج ندارند  دوستش هم تایید می کرد که بابا اینا دستشویی هم می روند خودشان را با  آب معدنی می شورند   حالا یه کارتن چای بدی مگه چی میشه  حرف این شخص تمام اعصابم را به هم ریخت گفتم مرد ناحسابی پس دستشویی میروند انتظار داری با آب باران خودشان را بشورند یا با سنگ خودشان را پاک کنند  بحث بالا گرفت و رگ همدانی ما زد بیرون و دست به یقه شدیم  از سر و صدای ما  خیلی ها جمع شدند   دوستان ما هم داد و فریاد راه انداختند که خجالت نمی کشید باج می گیرید که باعث شد برگه مان را مهر کردند و راه افتادیم   خرابی های زلزله و بی کسی این مردم باج خواهی مامورین هلال احمر  خیلی ناراحتم کرد  فکر می کردم این اشخاص اگر کسی را از زیر آوار بیرون بکشند اول جیب هایش را می گردند و اگر طلا یا پولی داشت یک آجر هم تقدیمش می کنند

 

در راه برگشت از تبریز  یکی از دوستان گفت حق داشتیم که به اینها اعتماد نمی کردیم حالا خدا می داند چقدر کمک مردمی حیف و میل شده و به دست زلزله زده نرسیده است

 

حالا فکر می کنم دومان یک سگ است جان بیست و هفت نفر را نجات داده  و بعضی ها انسان هستند به زلزله زده فلاکت زده هم رحم نمی کنند

 

http://asadabadafshar.blogfa.com

B.O

اخبار منتخب

Most Read