آخرین خبرها

تیراختور و خوش خیالی هایی که سد راه موفقیت تیم می شوند

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
تیراختور و خوش خیالی هایی که سد راه موفقیت تیم می شوند

Gunaz.tv

یادداشت روز: تیراختور و خوش خیالی هایی که سد راه موفقیت تیم می شوند

 

علیرغم آنکه تا اول مردادماه برای ثبت قرارداد بازیکنان خارجی زمان باقیست باشگاه تیراختور با وجود خالی بودن دو سهمیه ی لیگ برتری و دو سهمیه ی خارجی (یک آسیایی+یک غیرآسیایی) پرونده نقل و انتقالات خود را برای لیگ دوازدهم بسته و با اعلام لیست نهایی و شماره بازیکنان خود را آماده ی شروع لیگ نموده است این در حالیست که با نگاهی اجمالی به اسکلت تیم ضعفهای آن کاملاً مشهود است. معمولاً وقتی از شیوه ی بازیکن گیری تیم انتقاد میشود عده ای با طرح این موضوع که «بازیکن اسمی» به درد تیراختور نمی خورد تلاش بر توجیه مسئله و پاک نمودن صورت آن مینمایند درحالیکه برخلاف این تلقی هوادارانی که از نحوه ی یارگیری تیم رضایت ندارند اغلب روی شکل یابی ساختار تیم با «بازیکن باکیفیت» تأکید دارند نه الزاماً به خدمت گیری «بازیکن اسمی» و «ستاره» و صد البته نمی توان کتمان نمود که اگر بازیکنی فوتبال باکیفیتی از خود به نمایش نگذارد لاجرم امکان تبدیل شدن به ستاره را نیز نخواهد داشت و اگر تیمها اینقدر روی بازیکنان «شاخص» و «برجسته» سرمایه گذاری می نمایند صرفاً به این خاطر است که خواه و ناخواه ستاره ها نقش بارزی در سرنوشت قهرمانی و کارنامه ی تیمها در انتهای فصل ایفا می نمایند و گرنه بجای صرف میلیاردها تومان برای بسته شدن تیمی قدرتمند می توانستند با صرف هزینه ای بسیار جزئی چند نفر را از خیابان گرفته و پیرهن تیم را تنشان نموده و با تشویق اینکه «تو می توانی ...!» راهی میدان نمایند و یا تیمهای رئال مادرید و بارسلونا بجای رونالدو و مسی می توانستند بی شمار بازیکن بی کیفیت را از خیابان جمع نموده و به میدان بفرستند!.

 

واضح است که شرایط و مقتضیات حضور درلیگ برتر متفاوت از فوتبال زمین خاکی می باشد. به همین خاطر است که تیمهایی مانند استقلال و پرسپولیس با وجود جذب بسیاری از مهره های کلیدی فوتبال ایران، نقاط ضعف خود را با بازیکنان خارجی و یا بازیکنان ایرانی شاغل در لیگهای آسیایی یا اروپایی برطرف می نمایند. در این راستا تیمی مانند استقلال به رغم در اختیار گرفتن خیلی از بازیکنان برگزیده ی فوتبال ایران مثل مجتبی جباری؛ ستاره هایی مانند فابیو جانواریو و رودریگو توزی از سپاهان و تیراختور و ... را نیز جذب نموده است با اینحال باز هم سیر نشده و در پی جذب جواد نکونام و فرهاد مجیدی نیز می باشد و یا پرسپولیس ضمن به خدمت گیری خیلی از ممتازترین بازیکنان فصل قبل از جمله جلال حسینی و محسن بنگر از سپاهان؛ محمد قاضی، شهاب گردان و حسین ماهینی از ذوب آهن؛ کریم انصاریفرد از سایپا و غیره، برخی بازیکنان خارجی را نیز به جمع خود اضافه نموده است و یا سپاهان به رغم از دست دادن برخی مهره های کلیدی فصل قبل خود، تلاش بر پر نمودن جای آنان با بازیکنان مناسب نموده و در روزهای اخیر محمدرضا خلعتبری را نیز به جمع خود اضافه نموده است. علت اینچنین تسخیر بازار نقل و انتقالات از طرف این تیمها این است که بدلیل سالها حضور در فوتبال ایران و دستیابی به قهرمانیهای چندباره، وزن لیگ برتر را بخوبی می شناسند و می دانند در کوران مسابقات بسیار سخت ماراتن لیگ فقط «کیفیت» و «ثبات» تیمهاست که حرف اول و آخر را می زند. آنان با درک اهمیت موضوع کوشش بر این دارند که مثلاً با 1 امتیازی که تیراختور در فصل قبل کم آورد قهرمانی را به رقبا تقدیم ننمایند. البته بحث تیمهای سرخابی و یا سپاهان جدا از تیراختور می باشد و صحبت بر سر این نیست که تیراحتور باید از آنان تقلید نموده و دنباله رو آنان باشد اما موضوعی که در همه ی تیمها «مشترک» می باشد نیاز به همسطح بودن قدرتشان می باشد به این معنا که فارغ از نحوه ی بسته شدن هر تیمی، در قدرت آن در مقایسه با سایر تیمها می بایست «تعادل»، «توازن» و «همسانی» وجود داشته باشد تا امکان جدال برای قهرمانی و یا فرار از سقوط را داشته باشد.

 

با توجه به شواهد موجود و در نظر گرفتن مواردی که در سطور فوق شرح آن رفت اگر بگوییم که لیگ دوازدهم سخت ترین فصل کل ادوار لیگ برتر می باشد پربیراه نگفته ایم. در این فصل صحبتهایی از کاهش تعداد تیمها در میان بوده که این موضوع بخودی خود سبب فشردگی رقابت و حضور پرقدرت و پرانگیزه ی تمامی تیمها در مقابل حریفان میشود ضمن آنکه بر خلاف فصول قبل که بازیکنان خوب در بین همه ی تیمها پخش میشدند این فصل با تجمیع این قبیل بازیکنان در چند تیم معدود مدعی توازن لیگ به هم خورده است. در فصل یازدهم حتی تیمهایی مانند صبا و نفت تهران فرصت تلاش بر قهرمانی را داشتند و یا در فصول قبل تیمهایی مانند سایپا و فولاد توانسته بودند عنوان قهرمانی را بدست آورند و یا تیمی مثل مس کرمان با دستیابی به مقام سوم توانسته بود خود را به آسیا برساند اما حکایت دوره ی دوازدهم لیگ برتر متفاوت از فصول قبل می باشد.    

 

نگاهی به استخوانبندی تیمی تیراختور نشان می دهد که بغیر از خط دروازه و خط دفاعی در بقیه ی خطوط نفراتی که جانشین مناسبی برای بازیکنان درون زمین باشند وجود ندارند. یعنی سرمربی تیم شاید به زور بتواند 11 بازیکن باکیفیت را به میدان بفرستد. نیمکت تیراختور بجز خط دروازه و دفاع، در خط هافبک و حمله خالی می باشد. اگر هافبکهای تیراختور را مهدی کیانی، قاسم دهنوی، مهدی کریمیان و فلاویو لوپز در نظر بگیریم نفر پنجمی که جایگزین مناسبی برای آنان باشد وجود ندارد حال بماند که سه نفر از این افراد تقرییاً هافبک تدافعی بوده و هیچ هافبک طراح که حملات تیم را راهبری نموده و با خلاقیت و تکنیک ذاتی خود گره گشای باریها باشد در بینشان وجود ندارد. این مشکل در خط حمله نیز وجود دارد بغیر از مهدی سیدصالحی و فرزاد حاتمی که ظاهراً مصدوم نیز می باشد نفرات مناسب دیگری که امکان گرفتن جای آنان را داشته باشند وجود ندارند و دیپورت شدن ژائو ویلا و مصدومیت بازیکنانی مانند محمد ابراهیمی و آنسلمو گونزالس نیز که توانایی بازی در خط هافبک و حمله را دارند بر مشکلات این دو خط می افزاید و یا مصدومیتها و محرومیتهایی که در طول فصل احتمال پدید آمدن دارند نیز مشکلات این دو خط را می توانند تشدید نمایند. فوتبال شناسان بخوبی می دانند نیمکت ضعیف یعنی ضعف پشتوانه و خالی بودن تکیه گاه تیم.

 

اغلب افرادی که نگاهی سطحی به موضوع داشته و با خوش خیالی به وضعیت تیم نگاه می نمایند عنوان می نمایند که چرا از وضعیت تیم تا این حد انتقاد میشود؟ پاسخ این سؤال روشن است اگر ساختار تیم را عمیقاً مورد بررسی قرار داده و فارغ از هر گونه مثبت اندیشی کاذب به آن نگاه نماییم ضعف استخوابندی تیم کاملاً مشهود است و اگر از شیوه ی یارگیری تیم انتقاد میشود صرفاً به این خاطر است که اگر تیم این فصل نیز امکان رقابت برای قهرمانی را داشته باشد در انتهای راه فقط با کم آوردن 1 امتیاز ناقابل افسوس و حسرت را برای هواداران باقی نگذارد؛ تیمی که بدون تجربه ی قبلی و به نمایندگی از یک ملت بزرگ در مسابقات آسیایی حضور می یابد زنگ تفریح حریفان نشده و حیثیت آن را زیر سؤال نبرد؛ در طول فصل با بازیهای ضعیف، پر فراز و نشیب و نتایج سینوسی هواداران را زجرکش ننماید؛ آن کودک و نوجوان آذربایجانی که با هزار امید و با دنیایی از شور و هیجان برای شاهد بودن بر پیروزی تیم خود در استادیوم حضور می یابد با چشمانی اشکبار ورزشگاه را ترک ننموده و با سرخوردگی از نتایج سریالی ضعیف تیم رفته رفته از حضور در استادیوم منصرف نشود و و و و .... وظیفه و رسالت رسانه های حامی تیراختور روشنگری در خصوص نقاط قوت و ضعف تیم و به چالش کشیدن وضعیت آن می باشد و گرنه «به به» و «چه چه» نمودنهای الکی و توخالی فردا در میادین سخت برای تیراختور «پیروزی» به ارمغان نخواهد آورد. ما اینجا هر آنچه شرط بلاغ است را می گوییم اینکه متولیان امر و سایر افرادی که چشم بروی واقعیتها بسته اند از این سخنان «پند» گیرند یا «ملال» دیگر از عهده ی ما خارج است. با امید آنکه چشمان خود را بیشتر باز نموده و با پرهیز از سطحی نگری، نگاهی بدون حب و بغض و عاری از هر گونه نگرش غیراقعی همیشه و در همه حال نقش تأثیرگذار خود را در هدایت تیم محبومان به قله های افتخار ایفا نماییم.   

 

«انتقادات دلسوزانه و مشفقانه» عین «حمایت از تیم» بوده و «حمایتهای کورکورانه» با چشم بستن بر نقاط ضعف آن فرقی با «بی تفاوتی» و «عدم حمایت» ندارند! 

 

Tiraxturfans

آرتان آرمان

اخبار منتخب

Most Read