آخرین خبرها

عملکرد بحث برانگیز باشگاه تیراختور در نقل و انتقالات و راهی که به ناکجاآباد می رسد!

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
عملکرد بحث برانگیز باشگاه تیراختور در نقل و انتقالات و راهی که به ناکجاآباد می رسد!

Gunaz.tv

عملکرد بحث برانگیز باشگاه تیراختور در نقل و انتقالات و راهی که به ناکجاآباد می رسد!

 

دقیقاً دو روز قبل از پایان موعد نقل و انتقالات به کنکاش در خصوص موضوع پرداخته و در مطلبی تحت عنوان «شمارش معکوس برای پایان نقل و انتقالات لیگ دوازدهم و بی کلاه ماندن سر باشگاه تیراختور!» پیش بینی دست خالی ماندن باشگاه تیراختور را با توجه به روندی که در پیش گرفته بود نموده بودیم. پس از پایان فصل یازدهم و جریانات مربوط به انتخاب جایگزین برای امیر قلعه نوعی و سوزاندن زمان بخاطر دست گذاشتن باشگاه روی پرویز مظلومی که با مخالفت اکثریت قریب به اتفاق هواداران تیراختور مواجه گشت و در نهایت انتخاب «تونی اولی ویه رای» پرتغالی انتظار می رفت باشگاه از رویکرد اشتباه خود در خصوص انتخاب مربی درس لازم را گرفته و با ورود قدرتمندانه به نقل و انتقالات کم کاری خود را جبران نماید اما بازار متلاطم نقل و انتقالات علیرغم تمدید آن تا روز بیست و دوم تیر ثمر خاصی برای باشگاه تیراختور به همراه نداشت و با وجود خالی بودن 4 سهمیه پرونده ی آن برای این تیم که اقیانوس عظیم هوادارانش در دوره ی دوازدهم لیگ برتر، مسابقات لیگ قهرمانان آسیا و حضور احتمالی در جام حذفی امیدهای فراوانی را جهت موفقیت آن معطوف نموده اند بسته شد اگرچه هنوز برای ثبت قرارداد بازیکنان خارجی تا اول مرداد فرصت وجود دارد اما با موضعگیری فعلی باشگاه به نظر نمی آید که رغبت خاصی برای به خدمت گیری نفرات شاخص جدید وجود داشته باشد. تیراختور در مقابل خروج بازیکنان اصلی خود مثل توزی رودریگو، امیرحسین صادقی، سیاوش اکبرپور، قاسم حدادی فر، فرزاد آشوبی و علی علیزاده اقدام به خدمت گیری قاسم دهنوی، مهدی کریمیان، مهدی سیدصالحی، آنسلمو گونزالس، محمد نصرتی و محمد ایران پوریان نموده است که اگرچه باشگاه ادعا می نماید که تیم به نسبت فصل قبل قویتر شده است اما با مقایسه نفرات خارج شده و وارد شده اگر نگوییم که سطح کیفی نفرات جدا شده بالاتر از افراد جذب شده می باشد حداقل می توانیم آن را مساوی در نظر بگیریم. به رغم آنکه برخی بازیکنان ورودی از جمله دهنوی و سیدصالحی دارای سطح توانایی بالاتری در مقایسه با برخی نفرات جدا شده می باشند اما در بین افراد خروجی بازیکنی مانند رودریگو توزی وجود دارد که یکی از ستونهای فصل قبل تیراختور و یک وزنه ی سنگین بود که در پست مهاجم کاذب به بازی گرفته میشد و هم پست یا همسطح با وی هیچ بازیکنی جذب نشده است مضاف بر آن در سکوت اطلاع رسانی باشگاه که از آن می توان به «پنهانکاری» نیز تعبیر نمود گویا ژائو ویلا بازیکن پرتغالی از تست پزشکی فدراسیون رد شده و نیامده دیپورت شده است و آنسلمو گونزالس بازیکن دیگر پرتغالی نیز مصدوم شده که معلوم نیست سطح کیفی وی تا چه حد بوده و چقدر به کار تیراختور خواهد آمد؟ فارغ از همه ی این موارد مقایسه ی لیگهای یازدهم و دوازدهم خطایی آشکار می باشد.   

 

در فصل دوازدهم توازن قدرت تیمها به هم خورده و تیمی مثل پرسپولیس که یکی از قطبهای همیشگی فوتبال ایران بوده و به دلیل برخی مشکلات تا آن حد به ضعف گراییده بود که حتی در روزهای آخر فصل یازدهم خطر سقوط به لیگ دسته ی اول نیز تهدیدش می نمود و به سختی توانست در رتبه ی دوازدهم جای گیرد این فصل همچون غولی خفته به یکباره از خواب برخاسته و با تسخیر بازار نقل و انتقالات باعث شگفتی سایرین شده و بر رقبا خط و نشان کشید. استقلال رقیب سنتی پرسپولیس نیز که در روزهای اول چندان موفق نبود در روزهای آخر تحرک شدیدی به خود داده و با جذب رودریگو توزی بازیکن شاخص تیراختور، بعمل آوردن نهایت استفاده از فرصت طلایی اختلاف جانواریو با سپاهان و جذب سریع وی، بازگرداندن مجتبی جباری از پای پرواز تهران-تبریز و انعقاد قرارداد با وی در دقیقه ی 90، جذب سایر نفرات از جمله امیرحسین صادقی و سیاوش اکبرپور که جزو بازیکنان اصلی تیراختور در فصل قبل بودند و حفظ اسکلت اصلی فصل قبل خود تیمی مدعی آماده نموده است که با حضور امیر قلعه نوعی یکی از قدرتمندترین تیمهای فصول اخیر استقلال و شاید بهترین تیم کل دوره های آن باشد یعنی این تیم ضمن جذب نفرات جدید و حفظ استخوانبندی تیم فصل قبل خود، سه نفر از ارکان فصل قبل تیراختور را نیز جذب نموده که عملاً خود را تقویت و آن را تضعیف نموده است. مس کرمان یکی دیگر از تیمهای باپتانسیل لیگ که دستیابی به مقام سومی و حضور در مسابقات آسیایی را در کارنامه ی خود دارد اما به جهت مشکلات مدیریتی و تأثیرپدیری از برخی حاشیه ها در فصل قبل فروغ چندانی نداشت و حتی خطر سقوط نیز تهدیدش می نمود این فصل با رویکرد بسته شدن تیمی کهکشانی که مدعی قهرمانی باشد گام در لیگ گذاشته که یک خطر بالقوه برای سایر تیمها محسوب میشود. تیمی مثل فولاد خوزستان نیز که فصل قبل با حضور مجید جلالی درگیر برخی مشکلات بوده و ادعای چندانی نداشت این فصل با سپردن نیمکت خود به حسین فرکی با هدف قهرمانی پای به مسابقات می گذارد. ملوان یکی دیگر از تیمهای باسابقه که از شهر کوچکی انزلی خود را به فوتبال ایران معرفی نموده است اگرچه هیچوقت در سطح قهرمانی نبوده است اما در اغلب دوره های لیگ گربه سیاه تیمهای بزرگ بوده است. این تیم که در فصل قبل جزو تیمهای فانوس بدست بود این فصل با انتقال مالکیتش به حسین هدایتی تیمی قدرتمند را راهی مسابقات می نماید. تیم سایپا که سابقه ی قهرمانی لیگ برتر را با علی دایی دارد اما فصل قبل با مجید صالح استحکام زیادی نداشت و در میانه ی قصل مجتبی تقوی را جایگزین وی نمود این فصل با آنکه برخی مهره های تأثیرگذار خود مثل کریم انصاریفرد و امین منوچهری را از دست داده است اما با جذب نفرات مناسب تیمی چغر را راهی مسابقات می نماید که حتی ممکن است برای قهرمانی نیز بجنگد. راه آهن که در فصل قبل تحت هدایت علی دایی فقط در روزهای آخر توانست از خطر سقوط رهایی یابد علیرغم آنکه تا روزهای آخر نقل و انتقالات وضعیتش مشخص نبود اما در 3-2 روز آخر با منتقل شدن مالکیت آن به شرکتی دیگر توانست کم کاری خود را جبران نماید و با تیمی مستحکم تر از فصل قبل در مسابقات شرکت خواهد نمود. نفت آبادان که فصل قبل مشکلات زیادی داشته و در اواسط فصل کاستای پرتغالی را جایگزین مربی قبلی نموده و لیگ را بطور کج دار و مریز و با نتایج سینوسی به پایان رساند این فصل به رغم آنکه بازیکن شاخصی مثل فونیکه سی را از دست داده است اما با هدایت مجدد کاستا با تیمی خوب در لیگ حضور خواهد یافت. پیکان یکی از تیمهای جدیدالورود با هدایت عبدالله ویسی که فصل قبل صبا را به مقام چهارم رسانده و جواز حضور در مسابقات آسیایی را کسب نمود با شیوه ای که در یارگیری و آماده سازی خود داشته است از همین اکنون نشان می دهد که گربه سیاه رقبا خواهد بود. نفت تهران که با مربیگری حسین فرکی در برخی هفته های فصل قبل خود را به صدر جدول نیز رسانده بود با  سپردن سکان هدایت خود به منصور ابراهیم زاده که در لیگ یازدهم روزهای خوبی را با ذوب آهن نداشت دوباره یکی از تیمهای مدعی می باشد. سایر تیمها مثل ذوب آهن، داماش و فجرسپاسی نیز مشکلات به مراتب کمتری به نسبت فصل قبل داشته و این فصل را با شرایط بهتری آغاز می نمایند و حتی تیمهای تازه صعود نموده آلومینیوم هرمزگان و گهر دورود نیز در مقایسه با تیمهای سقوط نموده ی شهرداری، شاهین و مس سرچشمه وضعیت باثبات تری داشته و مطمئناً از روز اول دستها را به علامت تسلیم بالا نبرده و تا لحظه ی آخر خواهند جنگید.

 

 با در نظر گرفتن وضعیت سایر تیمها که در پاراگراف فوق شرح آن رفت از مدیرعامل تیراختور که ادعای بسته شدن تیمی قدرتمند را دارد سؤال می نماییم که با کدام معیارها ایشان مدعی قویتر بودن تیراختور به نسبت فصل قبل می باشند؟ با اتکاء به کدام نفرات ایشان می خواهند تیراختور را به مقابل چنان تیمهایی روانه نمایند؟ چرا باشگاه هیچگونه اطلاع رسانی در مورد دیپورت شدن ژائو ویلا ننموده و هیچ صحبتی از جذب جایگزین وی در میان نیست؟ با آنکه بازیکنان آسیایی دارای پتانسیل بالایی می باشند چرا باشگاه پس از خروج کرار هیچگونه رغبتی برای جذب بازیکن آسیایی از خود نشان نداده و از همان ابتدا این سهمیه را بعنوان «خالی» در نظر گرفته است؟ وقتی تیمهای دیگر چنان بازیکنانی جذب نموده اند باشگاه با چه منطقی بازیکن سوخته ای مثل محمد ایران پوریان را جذب نموده است؟ این بازیکنان جوان که حتی در اردوی تورکیه نیز حضور داشته اند با کدام معیار و معیارها و با پیمودن کدام پروسه انتخاب شده و کدام بازیکن شناس و یا استعدایاب در پشت معرفی آنان به باشگاه قرار داشته است؟ آیا وارد کردن آن بازیکنان با آن شیوه به تیم شائبه ی «سفارشی» بودن آنان را به ذهن آدمی متبادر نمی نماید؟ وقتی سایر تیمها با تمامی سور و سات و تجهیزات خود در لیگ حاضر میشوند و گرگهای باران دیده از هر امکانی جهت به چنگ آوردن جام قهرمانی استفاده می نمایند آیا حساب نمودن تیراختور روی چنین بازیکنانی حاکی از «فوتبال نفهمی» اشخاص در رأس باشگاه و بی خبریشان از ملزومات و مقتضیات حضور در لیگ برتر نمی باشد؟ اگر بازیکنانی مثل مهدی سیدصالحی که باشگاه آن را بهترین خرید خود در نظر می گیرد آنچنان شاخص بودند که استطاعت هدایت تیراختور را به قهرمانی داشته باشند آیا تیمی مثل سپاهان که کلکسیونی از اقتخارات متعدد را در کارنامه ی خود دارد به این سادگی وی را در لیست خروجی خود قرار می داد؟ چرا با وجود آنکه بارها و بارها به باشگاه تذکر داده شده است که جهت احترام و پایبندی به فلسفه ی هویتی «تیراختور» که مردمانی متعلق به یک سرزمین تاریخساز عاشقانه دوستش می دارند دور جذب بازیکنانی که متعلق به مکتب «سرخابی» می باشند خط قرمزی کشیده و برای جذب بازیکن در شأن نام بزرگ تیراختور اقدام نماید بازهم باشگاه با بی توجهی به نظر هواداران باید روی جذب مجتبی جباری که یکی از دست پروردگان مکتب استقلال بوده و فقط بالأجبار و از روی ناچاری می خواست راهی تیراختور شود تمرکز نماید تا وی با برگشتن از پای هواپیما به شعور میلیونها نفر از هواداران آن اهانت نماید؟ تسخیر قله های پوشالی با طیل های توخالی چه ارزشی برای آذربایجان و ملت مظلوم و رنجدیده اش که تیراختور را «فریاد هویت خواهی» و «سمبل غرور ملی» خود می دانند می تواند داشته باشد؟ قحطی بازیکن است یا اشخاص در رأس امور باشگاه چون اینکاره نیستند توانایی جذب بازیکن درست و حسابی و در قد و قواره ی نام بزرگ «تیراختور» را ندارند و بازیکن جذب نموده یشان هم ژائو ویلایی از آب در می آید که نرسیده دیپورت میشود؟ چرا با آنکه باشگاه حق جذب 7 سهمیه ی لیگ برتری را دارد با در نظر گرفتن سوخته بودن خرید محمد ایران پوریان 3 سهمیه ی آن را بسوزاند و با خالی ماندن 2 سهمیه ی خارجی، 5 سهیه از 9 سهمیه ی ممکن عملاً خالی بماند و در عوض با سوء استفاده از نام «بومی گرایی» چند بازیکن کم سن و سال که معلوم نیست از کچا و چگونه وارد تیم شده اند لیست آن را پر نمایند؟ مگر تیراختور تاکنون از این بازیکنان سیاهی لشکر که یار و غمخوار همیشگی نیمکت و یا سکوها بوده و یا فقط اسمشان در لیست تیراختور بوده و با گرفتن پولی چند صد میلیونی پی کار خود رفته و یا چند فصل سربار آن بوده اند کم داشته است؟ چرا با آنکه خیلی از کارشناسان مشفق و دلسوز و هوادارانی که درک خوبی از فوتبال و نقاط قوت و ضعف تیم دارند بارها خلأ یک هافبک طراح و یک مهاجم ششدانگ و گلزن را به باشگاه گوشزد نموده اند هیچگونه توجهی به نظر و اندیشه ی حامیان تیم نمیشود؟ به کجا می رویم، به چه می اندیشیم و هدفمان چیست؟ هدف متولیان باشگاه از کوچک نمودن تیمی که میلیونها هوادار زجرهای زیادی در مسیر موفقیت آن متحمل شده و امیدهای زیادی را  به آن بسته اند چیست؟ آیا این تیم «تیراختور» با این طرز یارگیری فردا خواهد توانست در آوردگاه بسیار سخت لیگ برتر و مسابقات آسیایی که نه نامها بلکه کیفیت بازیکنان فوتبال بازی می نماید از نام بزرگ خود دفاع نماید یا زنگ تفریح حریفان شده و با زجر کش نمودن هواداران سرانجام سر از ناکجاآباد درخواهد آورد؟ 

 

اگر نگاهی منطقی و به دور از هر گونه حب و بغض داشته باشیم مقایسه ی وضعیت تیراختور با سایر تیمهای مدعی بطور گویا حاکی از ضعیف بودن آن است امید آن داریم که متولیان امر متوجه مسیر صعب العبوری که در پیش گرفته اند باشند و با پرهیز از سهل انگاری و به خرج دادن درایت و عقلانیت لازم تیم تحت هدایت خود را به مسیری بی بازگشت هدایت ننمایند که دست آخر فقط افسوس و حسرت را برای اقیانوس عظیم هوادارانش باقی گذارند.

 

آرتان آرمان

b.o

اخبار منتخب

Most Read