آخرین خبرها

تحلیل تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان در خصوص فعالیتهای اخیر اپوزیسون مخالف جمهوری اسلامی ایران و جایگاه حرکت ملی آزربایجان جنوبی

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
تحلیل تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان در خصوص فعالیتهای اخیر اپوزیسون مخالف جمهوری اسلامی ایران و جایگاه حرکت ملی آزربایجان جنوبی

Gunaz.tv

تحلیل تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان در خصوص فعالیتهای اخیر اپوزیسون مخالف جمهوری اسلامی ایران و جایگاه حرکت ملی آزربایجان جنوبی

 

در روزهای اخیر گزارش های منتشر شده در منابع خبری و برخی محافل حکایت از پاره ای فعالیتها و جنبش و جوش گروه های سیاسی اپوزیسیون مرکز گرای مخالف جمهوری اسلامی ایران برای آمادگی در مقابل تغییرات احتمالی در منطقه و سیستم حکومتی دارد. 

 

 

رضا پهلوی فرزند شاه مخلوع ایران در دیدارهای خصوصی و عمومی با نمایندگان گروه های مختلف مخالف جمهوری اسلامی ایران که بعضی از آنها سابقه مخالفت با یکدیگر را داشته اند در تدارک مجمع و یا کانونی برای آلترناتیو سازی می باشد. گفته می شود آقای رضا پهلوی که از حمایت لابی برخی دولت های اروپایی و آمریکا برخوردار است توانسته است که موفقیت های ضمنی در این خصوص به دست آورد.در روند این تلاش ها برخی چهره های نزدیک به تفکرات فدرالیستی و چپ آزربایجانی ساکن در اروپا نیز در لیست دیدارهای آقای پهلوی بوده است. حال چرا آقای رضا پهلوی و یا مخالفین جمهوری اسلامی ایران این گونه و با شتاب به چنین اقداماتی دست زده اند و با کنار گذاردن ضمنی اختلافات عمیق و تاریخی در کنار هم قرار گرفته اند و بر خلاف روحیه پان آریایستی شان باب منزل روشنفکران ملیت های غیر فارس نزدیک به خود را نیز زده اند، تقریباً بر هر کسی که اخبار تحولات منطقه را دنبال می کند آشکار است. در یک سال اخیر رضا پهلوی به صورت فزاینده ای تحرکات سیاسی خود را افزایش داده و تحت حمایت تبلیغی طیفی از مئدیای فارسی زبان (که اتفاقاً بیشتر آنان خبرگزاریهای کشورهای غربی می باشد) سعی دارد نقش محوری برای برای خود تعریف کند. او از طریق ارتباط گذاری با سایر نیروهایی اپوزیسون و با بهره مندی از منابع مالی نسبتاً وسیع تاکنون توانسته است تا حدی خود را مطرح کند. فقط سازمان جزم اندیش و فاشیستی مجاهدین خلق است که ظاهراً حاضر نیست به وی روی خوش نشان دهد. البته نبایستی فراموش کرد نظرهای مساعد برای سازمان مجاهدین نیز به عنوان مهره دست به سینه قدیمی وجود دارد چنانکه بحث خارج کردن مجاهدین از لیست سازمانهای تروریستی قوت گرفته است و پروسه اخراج اعضای آن از عراق نیز تا اطلاع ثانوی تعطیل شده است. برعکس سازمان مجاهدین که در خصوص مسأله ملی همچنان بر طبل پوسیده اش می کوبد آقای پهلوی سعی دارد با ژستی مدرن و عامه پسند با مطرح کردن موضوع حقوق اقلیتها از بین ملیتهای غیر فارس یارگیری کند. بدون شک حوادث و تحولات منطقه خاورمیانه تأثیر فراوانی در تشدید تحرکات اپوزیسیون مخالف جمهوری اسلامی داشته است. زیرا سیر تسلسلی وقایع خاورمیانه از افغانستان و عراق گرفته تا بهار عربی آشکارا گویای آنست که دوران حکومتهای دیکتاتوری در منطقه به پایان رسیده است و ملتهای منطقه بیش از پیش خواهان مشارکت در تعیین سرنوشت خویش می باشند و یقیناً ایران نیز از این گردونه بیرون نخواهد بود و حوادث سوریه این مسئله را بیشتر از قبل برجسته می کند. تحولات خونین سوریه که تبدیل به محل زور آزمایی قدرت های بزرگ جهان و منطقه شده است می تواند دورنمای خاورمیانه عاری از دیکتاتورها را هر چه شفاف تر کند. این در حالی است که متأسفانه دولتهای آنتی دمکراتیکی همچون روسیه و چین با نقش آفرینی ایران و گروه های شیعه اقماری خود در منطقه هزینه آزادی را برای ملت سوریه بسیار بالا برده اند و احتمالاً من بعد نیز در راستای منافع استراتژیک خود این رفتار خود را ادامه خواهند کرد.

نظام اسلامی ایران که به لحاظ فشارهای بین المللی در خصوص مسئله هسته ای و تروریسم جهانی هر روز در تنگنای بیشتری قرار می گیرد و رو به زوال دارد راه خروج خود را در پرخاشگری هرچه بیشتر، حملات ایضایی و بحران زایی می بیند. اقدامات مداخله جویانه ایران در جهموری آزربایجان شمالی، ترکیه، عراق، افغانستان، بحرین، لبنان و سوریه را از این دست می توان بر شمرد و در حالی که فشار ورشکستگی اقتصادی و مداخلات مافیای دولتی در اقتصاد کشور چرخه کشور را به مرز ایستادن رسانده است، حاکمیت برای ایجاد حاشیه امنیتی در سطح جهان و به رغم هزینه های بسیار بالای بین المللی و سیاسی و مالی برنامه هسته ای را در صدر برنامه های خود قرار داده است. ملیتهای غیر فارس تقریباً تمامی علائق عاطفی و معنوی خود را با مرکز قطع کرده اند و زیر فشارهای امنیتی سیاسی تعریف حقوق بشر دیگر مفهوم خود را از دست داده است. با این شرایط اپوزیسیون ایرانی-فارسی مخالف جمهوری اسلامی در خارج از ایران با اشراف بر وضعیت موجود ضرورت زمانی را در یافته و سعی در حل اختلافات و ایجاد مرکزی برای تأثیر و تثبیت روانی در بین مردم و ایجاد لابی بین المللی در بین قدرت های تاثیر گذار در جهان و منطقه دارد. اینکه این تلاشها تا چه حد موفق خواهد بود سوالیست که جای خود دارد ولیکن آنچه واضح است این تلاشها در ماههای اخیر شدت یافته است. نکته جالب توجه اینست که نمایندگان بسیاری از جریانها آشکارا سخن از خطر تجزیه ایران به میان می آورند به حدی که حتی در مواردی دشمنی با جمهوری اسلامی را در وحله دوم اهمیت قرار می دهند . شاید این تحلیل هم از این منظر باشد که می دانند، ملیتهای غیر فارس تقریبا تمامی علائق عاطفی و معنوی خود را با مرکز قطع کرده اند. نیروهای اپوزیسیون مخالف جمهوری اسلامی برای سه نکته عمده را در برنامه های آتی خود هدف گذاری کرده اند: - ایجاد کانونی برای تأثیر و تثبیت روانی در بین مردم - ایجاد لابی بین المللی در بین قدرت های جهان و منطقه - خنثی سازی مبارزات ملی در بین ملل غیر فارس برای جلو گیری از تعیین سرنوشت سیاسی و ملی در شرایط فعلی حاکمیت با صرف هزینه زیاد جنبش موسوم به سبز و مخالفین داخلی را تقریبا ساکت کرده و ظاهراً آرامش بر کشور حاکم است، لیکن کش و قوسهای بعد از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری هر دو جناح رژیم را بشدت تضعیف کرده است. از یک سو جناح حاکم تا حد بسیاری مشروعیت خود را از دست داده است و حلقه یارانش بسیار تنگ شده است و از سوی دیگر رهبران جنبش موسوم به سبز با اشتباهات تاکتیکی خود بسیاری از طرفداران و کاریزمای خود را از دست داده اند. اما طبعاً تب مخالفت با حاکمیت هیچ گاه تماماً خاموش نشده است و با وجود تحولات داخلی و منطقه ای خصوصاً شرایط کشور سوریه هر جرقه ای می تواند به آتشی بزرگ تبدیل شود. نیروهایی که در فکر تشکیل کانونی برای هدایت بحران آتی هستند با تجربه کشورهای منطقه می دانند که بدون حمایت بین المللی و رسانه ای هیچ وقت نخواهند توانست وارد صحنه شوند و با درک حساسیت قدرت های بزرگ نمی خواهند اشتباه رهبران جنبش سبز را که در روزهای نخست یکه تازی می کرند تکرار کنند و به آرامی با دیدارهای خصوصی در اروپا و آمریکا و حتی کشورهای خلیج و منطقه سعی دارند خود را برای شرایط خاص به عنوان نیرویی متشکل از همه گروه هاکه همه موارد حتی حقوق اقوام و اقلیت های مذهبی را مد نظر دارد به آنها بقبولانند، لیکن همگان واقفند که خط فکری فوق در جبهه ملل غیر فارس از اقتدار شایان ذکری برخوردار نیست. واقعیت این است که بر اساس تجربیات چند سال گذشته در مناطق غیر فارس نشین ابتکار عمل در ید فعالین ملی آن منطقه ها می باشد. این مسئله در آزربایجان جنوبی صادق تر است و در مناطق ترک نشین تا حد زیادی این فعالین حرکت ملی می باشند که مسیر اعتراضات و سمت گیری های مردمی را تعیین می کند.اما این مسأله نباید ما را از یک واقعیت دور کند که به رغم دست بالای فعالین ملی، حرکت ملی آزربایجان از پاره ای ضعفهای جدی رنج می برد و این دست بالا تا حدود زیادی از شعور سیاسی بالای جامعه آزربایجان خصوصاً جوانان نشأت می گیرد. ضعفهای تشکیلاتی، ضعف لابی گری در خارج، ضعف رسانه ای، ادبیات سیاسی بعضاً نامناسب و همگرایی ضعیف از مشکلات عمده حرکت ملی آزربایجان می باشد. به رغم فضای نسبتاً همگون حاکم بر فضای حرکت ملی آزربایجان و موفقیتهای چمشگیری که در سایه این فضای همگون کسب شده است متاسفانه تشکلهای حرکت ملی نتوانسته اند تا کنون همگرایی ارگانیک درخوری به نمایش بگذارند. در دو دهه اخیر ملت ترک در آزربایجان جنوبی هم در بعد داخلی و هم از بعد بین المللی موفقیت و پیروزی های بزرگی را که در هشتاد سال اخیر بی سابقه بوده کسب کرده و توانسته نیروی جوان و مجربی را پرورش دهد و هم لابی ارزشمندی را در خارج فراهم آورد. اما مشکلات همچنان باقی است و وضعیت شکننده ای در لایه های بالاتر سیاسی موجود می باشد که می بایست به سرعت حل گردد. نشست های مهم آمستردام، بروکسل و آنکارا در عین برخی نقاط ضعف، قدمهای بلندی در این راستا بودند که بایستی ادامه یابند. اندک اندک در مرحله ای جدیدی قرار گرفته ایم که می بایست هوشیار تر از قبل گام برداریم.زمان آنست که بیش از پیش به فعالیت سازمان یافته در زمینه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، رسانه ای، حقوق بشری و مالی اهمیت داده شود. تشکل های موجود باید بنیه خود را تقویت کرده و در عین حال بایستی به موضوع همگرایی عمومی حول محورهای مشترک به چشم امری حیاتی نگریسته شود. یقیناً در تحولات احتمالی آتی برگ برنده در دست جریانهایی خواهد بود که علیرغم اختلافات از هم اکنون تابلوی واحدی را به دنیا نشان میدهند، نه نیروهای پراکنده که به تخریب یکدیگر می پردازند. از دیدگاه تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان موارد زیر بایستی در برنامه کاری تمامی طیفها و جریانهای حرکت ملی آزربایجان گنجانده شود: 1-ایجاد و حمایت از تشکل ها و احزاب ملی 2- ایجاد جبهه واحد سیاسی حداقل با ایجاد پلاتفورمهای دیالوگ بین گروه ها و انتشار بیانیه های مشترک 3-استفاده از ادبیات سیاسی مدرن که مجامع بین المللی را مخاطب قرار دهد 4-اصلاح شیوه های خبر رسانی و استراتژی رسانه ای حرکت ملی 5-اجتناب اکید از تخریبات سیاسی و شخصیتی در درون حرکت ملی 6-احترام به دیدگاههای مخالف و یا رقیب، خصوصاً در مباحثات حول مسأله استقلال و یا فدرالیسم 7-حرکت به سوی برتری خرد جمعی و اجتناب از شخیصت پرستی در عین ارج نهادن به شخصیتها و پیش کسوتان حرکت ملی به باور تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان در شرایطی که منطقه در کوران تحولات بنیادی قرار گرفته و چه بسا این تحولات ما را نیز در مسیر خود قرار خواهد داد، هر تحولی در ایران بایستی با حضور قدرتمند و شایسته حرکت ملی آزربایجان صورت بگیرد و این مهم زمانی میسر خواهد بود که با تابلوی جبهه واحد در مقابل دیدگان جهان ظاهر شویم. از دیدگاه تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان هر گونه کانونی که ادعای نقش آفرینی در تحولات احتمالی در ایران را داشته باشد بدون حضور جدی احزاب سیاسی آزربایجان جنوبی مشروعیت نداشته و از هم اکنون محکوم به شکست است.

تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان آزربایجان جنوبی 09/04/1391

http://diranish.net/?act=content&act2=body&cat=2&n_id=273

 

اخبار منتخب

Most Read