آخرین خبرها

سوريه، منطقه را به جنگ جديدى بين تركيه و ايران مى كشاند

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
سوريه، منطقه را به جنگ جديدى بين تركيه و ايران مى كشاند

Gunaz.tv

سوريه، منطقه را به جنگ جديدى بين تركيه و ايران مى كشاند

 

اجازه دهيد موضع يك روزنامه ى مخالف دولت آنكارا را هم ببينيم، مقاله ى "بوى جنگ" در روزنامه ى "ملّى گازته" مثال خوبى است. اين روزنامه ى اسلامگراى محافظه كار مخالف دولت اردوگان مى نويسد: تركيه در سخت ترين دوران تاريخ خويش پس از جنگ جهانى دوم بسر مى برد.

 

العربیه: مطبوعات مخالف و موافق دولت اردوغان در آنكارا تقريباً بطور يك سان هشدار مى دهند كه به رغم همه ى حساسيت ها، احتياط ها و تجارب تلخ، حوادث سوريه، منطقه ى خاورميانه را به سوى جنگ تحميلى ديگرى مى كشاند.

 

 از سوى ديگر، انفجارهاى روز گذشته در نقاط حساسى از دمشق يعنى در نزديكى مراكز امنيتى، مذهبى (مسيحى) و ادارى، به هر روايتى كه گفته و تفسير و نگريسته شود، بيانگر تحولى بس خطرناك در جهت شدت گيرى رويدادها است.

 

 مخالفان دولت دمشق معتقدند كه انفجارها بخشى از تلاشهاى حكومت براى انحراف افكار عمومى، تخريب چهره ى مخالفان و ايجاد وحشت و وحدت در صفوف دولتيان است. حال آن كه دولت بشار اسد اين انفجارها را به مخالفان نسبت مى دهد، هر چند بنا به توصيه اى نمى خواهد باز هم انگشت اتهام را متوجه "القاعده" كند.

 

 اگر سخن مخالفان را بپذيريم بايد يقين كنيم كه دولت بشار اسد تلاشهاى مذبوحانه اى را براى بقا دنبال مى كند، لذا در شرايط سختى قراردارد. اما اگر سخن دولت را قبول كنيم، آنگاه بايد يقين كنيم كه جنبش مخالفان اسد و فعاليت نظامى آنان تا بيخ ديوارهاى قصرش رسيده است و نمى توان به بقاى رژيمش حكم داد.

 

 حالت سوم اين كه؛ گمان كنيم كه نه اين است و نه آن. يعنى حدس بزنيم كه نيروى سومى وارد گود شده است. اگر چنين است بايد دوست و دشمن بپذيرند كه دولت دمشق كنترل و كارآيى خود را از دست داده و به حكومتى شكست خورده و ناكارا تبديل شده است.

 

 حال ببينيم مطبوعات تركيه چرا از بيم جنگ مى گويند و مبناى تحليل هايشان چيست؟

 

 روزنامه ى دست راستى محافظه كار "استار" كه طرفدار دولت آنكارا به حساب مى آيد، تحت عنوان "سياست تركيه در سوريه" نوشت: زمان تعامل با حكومت بشار اسد به "ماضى بعيد" تبديل شده است. زيرا كشورهاى دوست سوريه و پيشاپيش آنها تركيه تلاشهاى بسيار كردند كه حكومت دمشق را به انجام اصلاحات بهنگام تشويق كنند، اما اين تلاشها بى نتيجه بود.

 

 به نوشته ى "بريل دده اوغلو" كارشناس روابط بين الملل در اين روزنامه "آنكارا حتى از اسد خواست در صورت دشوار بودن اصلاحات سياسى، به بهبود اوضاع و قوانين اقتصادى بپردازد و سپس راه اصلاحات سياسى پله اى را در پيش گيرد ... اما اسد بر خلاف تمايلات نخست، ناگاه تحت تاثير امرى ناشناخته به راه پيشين بازگشت."

 

 اين كارشناس توضيح مى دهد كه چه در مورد اصلاحات داخلى و چه در زمينه ى بهبود روابط با اسرائيل، وعده هاى آنكارا به دمشق آينده نگرانه و ديربارور بود، ليكن ديگران پاداشهاى آنى و سريعى داشتند.

 

 وى به تغيير موضع تركيه، مين گذارى مرز تركيه توسط دولت سوريه، وتوى روسيه و چين در شوراى امنيت سازمان ملل به نفع رژيم اسد، بيم ايران از محاصره شدن توسط امريكا و كشورهاى عربى و حمايت بيشتر تهران از دمشق و نيز برگزارى اجلاس دوستان مردم سوريه در تونس اشاره مى كند و نتيجه مى گيرد: اين دوستان، خود را براى "بعد از اسد" آماده مى كنند.

 

 مقاله ى روزنامه ى استار تركيه ضمن اشاره به اينكه اين كشور مايل نيست بجاى كمكهاى انسانى به دخالت نظامى شناخته گردد، رفت و آمد مقامات عاليرتبه ى امنيتى و نظامى امريكا را نيز يادآور مى شود، تا خواننده حديث مفصل را از اين مجمل بخواند.

جنگى مشترك عليه دشمنى مشترك

 

اجازه دهيد موضع يك روزنامه ى مخالف دولت آنكارا را هم ببينيم، مقاله ى "بوى جنگ" در روزنامه ى "ملّى گازته" مثال خوبى است.

 

 اين روزنامه ى اسلامگراى محافظه كار مخالف دولت اردوگان مى نويسد: تركيه در سخت ترين دوران تاريخ خويش پس از جنگ جهانى دوم بسر مى برد.

 

 "ملّى گازته" به ناآرامى هاى خاورميانه، بازديد پترايوس رئيس سازمان امنيت مركزى امريكا (سى.آى. اى) و كليپر مدير امنيت ملى امريكا از تركيه و انجام مانورهاى مشترك هوايى در پايگاه بزرگ قونيه در مركز آناتول (5 تا 10 مارس) اشاره مى كند و مجموعه ى داده ها را نشانگر مقدمه چينى براى يك "جنگ احتمالى در منطقه" مى بيند.

 

 اين روزنامه هدف از مانورهاى مشترك در پايگاه هوايى قونيه كه مساحتى بالغ بر 200 كيلومتر در 150 كيلومتر دارد را "ايجاد هماهنگى جهت آمادگى براى جنگى مشترك عليه دشمنى مشترك" تشخيص مى دهد.

 

 "ملّى گازته" به نقل از رئيس دفتر حزب سعادت (مخالف دولت) در قونيه مى نويسد: دولت بايد به اين همكاريها با امريكا خاتمه دهد، زيرا فرقى بين امريكا، ناتو و اسرائيل نيست.

 

 حال اگر اين هشدارهاى مطبوعاتى را در كنار انفجارهايى كه ذكرشان در ابتدا آمد بگذاريم و گفته ى آنانى را كه شدت گيرى حوادث افغانستان را "برنامه اى از پيش چيده شده براى توجيه خروج غربيها از اين كشور" مى دانند، مدنظر قراردهيم، آنگاه بايد بپذيريم كه در صورت تحقق نيافتن تغييرى مناسب در سوريه، اوضاع به سوى جنگ پيش خواهد رفت.

 

 اما روزنه ى اميدى همين يكى دو روز اخير باز شده است و آن اميد به تاثير "ايميل ها"ى به بيرون درز كرده ى بشار اسد، همسرش و مشاوران آنها است.

 

 در واقع جنگ در سوريه به نفع هيچكس نيست و نمى تواند گزينه ى يكى از طرفهاى ماجرا باشد. پس، جستجوى راه حل ديگرى براى اين معضل، منطقى و كم هزينه به نظر مى رسد.

 

 راستش نه تركيه مى خواهد كردهاى سوريه قد علم كنند، نه اسرائيل مى خواهد آرامش "بد شناخته شده" را با ناآرامى "خوب نشناخته" عوض كند، نه ايران طاقت تحولى بزرگ در سوريه را دارد حتى اگر قيمت سنگينى براى حفظ رژيم دمشق بپردازد، نه امريكا مى خواهد از چاله هاى عراق و افغانستان به چاه جنگ در خاور نزديك بيفتد و نه كشورهاى عربى مجاور سوريه حاضرند با جنگ افزار و سربازان خود به استقبال بهار عربى در كنار مرزهايشان بروند.

 

 بر همين اساس است كه بعضى از پيگيران امور سوريه مى گويند ماجراى ايميل ها نوعى اشتراك مساعى شرق و غرب براى دفع كم هزينه ى شر بحران مشروعيت در سوريه است.

 

 تصورش را بكنيد. سه هزار ايميل يك جا به صحنه مى آيد و در گاردين و ساير رسانه ها منتشر مى شود.

 

 رازداران اسد ممكن است سوريهايى باشند كه جان خود را از رهبرشان بيشتر دوست داشته باشند. شايد هم افرادى متمايل به ايران يا روس گرا باشند. در آن صورت آيا بعيد است كه در توافقى از نوع توافقات زمان جنگ سرد، اين رازداران امورى را برملا كنند كه بشار، خانواده اش و همكاران نزديكشان را در محظورات قراردهند و با هزينه اى كم آنها را از ميدان به در كنند، تا ساير طرفهاى درگير و از جمله تهران و مسكو به محظورات نيفتند؟

 

 اگر افشاى محتواى ايميل ها كارساز شود، نگرانى مطبوعات تركيه و بلكه مطبوعات و مردم منطقه برطرف خواهد شد.

 

 b.o

اخبار منتخب

Most Read