آخرین خبرها

جنبش دانشجویی آزربایجان ـ تبریز : بزرگداشت روز جهانی زبان مادری و حوادث ایران

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
جنبش دانشجویی آزربایجان ـ تبریز : بزرگداشت روز جهانی زبان مادری و حوادث ایران

Gunaz.tv

جنبش دانشجویی آزربایجان ـ تبریز : بزرگداشت روز جهانی زبان مادری و حوادث ایران

 

 به قراری که همه ما فعالین ملی آذربایجان می دانیم ، روز بزرگداشت زبان مادری که امسال مطابق با روز  20 فوریه و یکم اسفند 1389 خورشیدی است، با مبارکی و میمنت زیاد از گرد راه فرا می رسد. ما نیز مانند دیگر فعالین ملی آذربایجان و شبیه ملت های همدرد خود، این روز را بسیار عزیز و گرامی داشته و درصدد آنیم که مراسمی درخور آن برگزار نمائیم.

 

یکی از راه های گرامیداشت روزهای مهمی مانند 20 فوریه ، حضور در خیابان ها و میادین  وپرداختن به جشن وسرور ودرعین حال اعتراض به وضعیت نامناسب وغیر قابل قبول برخورد با زبان ترکی آذربایجانی در مکان جغرافیایی به نام ایران است.

 

اما حرکت ملی آذربایجان جنوبی دوران کودکی را پشت سرگذاشته و تجارب فراوانی را گاه با تقبل هزینه سنگین درانبان مبارزاتی وحافظه تاریخی خود اندوخته و اینک به جای دچار شدن در دام سیاست های روزمرگی واتخاذ سیاست های موسوم به باری به هر جهت ، مانند هرحرکت کار آزموده، قبل از اتخاذ هر تصمیمی دست به تحلیل سود و زیان زده و استنتاجات منطقی و هوشمندانه ای از آن تجزیه  و تحلیل ها به دست می آورد.

 

ما به مثابه بخشی از این حرکت ملی ، در بررسی اوضاع  بسیار خاص ایران به این قناعت نائل آمده ایم که با توجه به ضعف رسانه ای خود ، حالت متعرضانه  جریان حاکم بر ایران و به خصوص عدم التفات مزمن رسانه های بین المللی به مسائل ملی ما و در نتیجه احتمال گم و گور شدن حرکات ما در بین اخبار رسانه های مسلط جهانی که در شرایط حاضر سرگرم تبلیغ  وسیع مسائل اعراب و فارس های سبز می باشند ، حرکت نسنجیده در شرایط فعلی ، کاریست که ضررش برسود آن غلبه دارد و به خصوص این که امکان بسیار زیادی وجود دارد که حرکت ما ، بنفع  "جنبش سبز" که متاسفانه ، تنها منافع حقیر ملت فارس را در برنامه های تاکتیکی و استرتژیکی خود قرارداده و بلکه هدف نهائی اش هم این مسئله است، مصادره گردد. اتفاقی که با هزینه های احتمالا زیاد، ممکن است سبب وحشت هر دو بال شووینیزم  فارس شده و موجب اتحاد عمل آن ها درمواجهه با ما گردد.

 

در موقعیت خطیر کنونی ، در بین خانواده وفامیل ، این روز مبارک را جشن گرفته و کتاب هایی به زبان مادری تقدیم فرزندانمان کرده و ...  و در انتظار روزی می مانیم که با وسعت و آزادی عمل هرچه بیشتر، این روز گرامی را عزیز بداریم.

 

عجله نباید کرد! نمونه بارز این عجله کاری در مقاله شخصی به نام " مجید نظری " که هویت اش بر تنظیم کنندگان این بیانیه مشخص نیست ، با شدت تمام به چشم می خورد .

 

چکیده مقاله مورد تنقید عبارت از آن ست که شرایط زمانی و مکانی  ، حضور عملی تر فعالین ملی را درعرصه ی سیاسی ایران آسان تر کرده است.

 

بدون لحاظ سخنان صرف شعاری در نوشته این هموطن، پایه ی اصلی استدلال و استنتاجات خود را حضور 2 دقیقه ای تعدادی از مردم تبریز به هنگام ورود رئیس جمهور ترکیه و پتانسیل های هواداران تراکتور سازی نهاده است.

 

این که چند ده نفر با استفاده از حضور رئیس جمهور کشور همسایه شعارهای بی هزینه ای مانند " یاشاسین آذربایجان" و " یاشاسین ترکیه" بدهند ومتفرق شوند، چیز زیادی را ثابت نمی کند.

 

ثانیا تراکتورسازی یک تیم فوتبال است و البته محبوب ترین تیم تبریز در 50 سال گذشته بوده وهست و زمانی که مسئله ی ملی با این وضع مطرح نبود، بازهم درتبریز 500هزار نفری با لحاظ این که تبریز درحالت فعلی 2میلیون نفر جمعیت داشت، بازهم از این محبوبیت برخوردار بود.

 

ثالثا کدام حرکت بدون داشتن برنامه می تواند موفق باشد؟ یا مثلا پتانسیل هواداران تراکتورسازی به خودی خود و بدون آگاهی ازعلوم  پیچیده ی اجتماعی ، می تواند حکم برنامه را برای ما داشته باشد؟ استفاده ازفاکتور صرف فوق، تنها و در بهترین حالت می تواند یک حرکت کور و بی نتیجه ای را با هزینه های سنگین متوجه ما سازد.

 

نویسنده ، ظاهرا به تئوری چریکی وغیرعلمی به حرکت در آوردن موتور بزرگ با موتور کوچک  که  زندگی غلط بودن آن در ایران را به ثبوت رسانیده ، متکی شده و بر این باور ویرانگر رسیده که گویا حرکت دانشجویی می تواند کل جامعه را به صحنه آورد.

 

شاید ایشان ازسرنوشت دردناک حرکت دانشجویی ایران و آذربایجان اطلاعی نداشته و نمی دانند که طی چندین دهه مبارزات خود، هیچ امتیازی را بدست نیاورد و حکومت های وقت با تکیه بر نیروی دهقانی و هدایت آن ها به دانشگاه ها ، همواره به طور موفقیت آمیزی آن را سرکوب کرده اند.

 

اگر در گذشته ، آذربایجان  و به خصوص تبریز ، خط سیاسی ایران را تعیین می کرد، دلایل عینی داشت  که این دوست ناشناس محترم بدون توجه به این دلایل و با تکیه صرف بر حسییات خود به ارزیابی علمی دست نیافته است:

 

در زمانی که تبریز حرف اول را می زد، صنعتی ترین، ثروتمندترین و بزرگترین شهر ایران بود و تقریبا تنها راه ارتباطی آن زمان ایران با روسیه و اروپا بوده و با این موقعیت ممتاز بود که می توانست سیاست ایران را تعیین کند. اما با تاسف زیاد و به هزاردلیل طبیعی وغیرطبیعی، این موقعیت از دست تبریز خارج شده و بنابراین اگر سیاست علم ممکن ها باشد که این دوست محترم هم به درستی بدان اشاره کرده ، نمی تواند شامل حال تبریز باشد! نمی توان با استناد به قراین تاریخی نتیجه گیری های ایده آل خود را از آن به دست آورد . آرزو یک چیز است و امکان تحقق آن چیز دیگر و ما به عنوان  فعالین حرکت ملی این اجازه را نداریم که بدون ارزیابی درست موقعیت و بدون این که تحلیل عالمانه ای از جامعه داشته باشیم، خود و فرزندان آذربایجان را دچار مشکل سازیم.

 

خواست "قلب گرم" ، شیرین، و درموارد زیادی دست نیافتنی بوده ولی حکم "مغزسرد" غالبا ، عملی و مفید است. با وجود این همه تجربه ی تلخ تاریخی ، شایسته ما نیست که باردیگر دردام  آرزوهای نیک ولی نسنجیده خود ، گرفتار آییم.

 

 

 

گروهی از فعالین جنبش دانشجویی حرکت ملی آذربایجان جنوبی- تبریز

اخبار منتخب

Most Read