آخرین خبرها

حكايت مگسان و شيريني تراختور

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
حكايت مگسان و شيريني تراختور

Gunaz.tv

حكايت مگسان و شيريني تراختور

 

اين روزها جايگاه تراختور در جدول ليگ برتر نقل محافل است. عده اي اين مطلب را دستمايه قرار داده و طي عناوين متعددي سعي دارند جهش اين تيم مردمي را تخطئه نمايند.يكي مي پرسد چرا تماشاگر كم شده ؟ ديگري مي گويد داور كمك كرده ؟ وآن يكي كه بغض خود را با قلم به تصوير كشيده تمام خوبيهاي تراختور را رها، و سخن سرمربي ساده لوح قرمزهاي پايتخت را آب و تاب داده تا باشگاه تراختور را بكوبد. قصد دارم در اين مقال در حد توان از منظري ديگر به حواشي موجود بپردازم.

 

 

1-    تراختور در سال اول حضور خود در ليگ برتر به مثابه جريان رودي عظيم تمامي سنگلاخهاي موجود را شست تا بتواند كام شيرين هوادارانش را شيرين تر كند.و اين طعم شيرين در نظر ابلهان تلخكامي بود. امروز همين ابلهان دايه مهربانتر از مادر شده قلمهاي خود را از آستين بيرون كشيده و نقش قلم به دست را خوب ايفاء مي كنند.يادمان نرفته است دو گونه تعريف در باره نويسنده گان وجود دارد عده اي قلم به دستند يعني هر آنچه ديكته مي شود را مي نويسند. اما عده اي صاحب قلمند.يعني هر آنچه را شنيده يا ديده اند با واقعيت توام نموده به ديگران مي رسانند.متاسفانه بعضا مشاهده مي شود در بعضي از اين سايت هاي به اصطلاح خبر رسان. نكات و يا مقالات و يا مطالبي  در خصوص جوانب باشگاه و هواداران تراختور نوشته مي شود كه به ارزني نمي ارزد.آقاي محترم كه گفتي چرا استاديوم سهند خاليه؟ شما تا ديروز مي گفتي چرا استاديوم مملو از هواداره؟ نقش بازي كردن هم عرضه مي خواهد كه در قواره شما نمي بينم.تراختور را به حال خود رها كنيد.تراختور خدايي دارد كه مي داند آن را به كدام سو هدايت كند.

 

 

2-    تماشاگر با هوادار دو مبحث سواست و خلط هركدام از اين دو، در نزد خواننده اي كه قوه تشخيص نداشته باشد خود بخود دلسردي ايجاد مي كند.اينجانب آديوخ آذربايجانلي هيچگاه به نوشته هايي كه فاقد محتوا و صداقت است كامنت نمي گذارم و از شما تراختورچيان هم استدعا دارم به مطالب كم اهميت و بي ارزش بعضي مغرضان پاسخ ندهيد.همگان مي دانند هوادار كسي است كه دل به چيزي و يا كسي و يا ... سپرده و با كوچكترين اتفاق مثبت و يا منفي نسبت به آن ، دل آشوب ميشود. يك تماشاگر مي تواند در جمع هوادار باشد اما اين امر الزاما به معناي اين نيست كه يك هوادار بايد تماشاگر نيز باشد.مثال: آذربايجانيان مقيم تهران در بازي با راه آهن هواداراني بودند كه تماشاگر نيز تلقي شدند .با حضور در ورزشگاه بازي را مشاهده كردند.ولي هواداراني كه در تبريز ، اردبيل ، زنجان ، اروميه ، مشهد و ... بودند دلشان مثل سير و سركه جوشيد ولي موفق نشدند بازي را ببينند.پش بازي را تماشا نكردند .پس تماشاگر نبودند ولي هوادار باقي ماندند.

 

3-    سواي از آنچه در بندهاي يك و دو مذكور افتاد لازم است فلسفه حضور تماشاگران نيز كمي مورد نظر قرار گيرد. سخن ديم در زمين باير مي رويد.زميني كه آب بخورد درخور آن محصول مي دهد.همينطوري در مورد تراختور نوشتن و گفتن صحيح نيست.بايد كلام با منطق و قوانين و معادلات نيز جور باشد.تيمي دوسال است در ليگ برتر حاضر شده است.اين تيم در هر حالت نيازمند زماني بين دو تا پنج سال است تا جا بيفتد. حال چون اين تيم تراختور است و پشتوانه عظيم مردمي دارد شايد ميانگين يك سال ونيم مكفي باشد.پس انتظار كارستان داشتن فراي موجودي نقدي است كه داريم.

 

 

 

 

4-    هواداران تراختور نيز به مانند كل هواداران تيمهاي بزرگ دنيا زندگي دارند. دودوتا چهار تا مي كنند.وقتي تيم با تيم هاي رده  10 تا 18 بازي مي كند.هواداري كه هنوز محصل است و پول تو جيبي مي گيرد هزينه نمي كند و برعكس بازي با تيمهاي بالاي جدول مي آيد و هزينه مي كند.مثال: بازي با صنعت نفت 40 هزار نفر بازي با پرسپوليس 100 هزار نفر و ... اين بسيار عالي است. بحث هاي فرسايشي خود به خود تماشاگر را با پسرفت روبرو مي كند.البته بنده نيز قبول دارم كه تماشاگر به نسبت كم مي آيد ولي دليل اين امر را آنچه كه عده اي نادانسته و ناخواسته مطرح مي كنند نمي دانم.مطمئن باشيد تراختور اگر همانطور كه الان نتيجه مي گيرد نتيجه بگيرد در بازي با مس كرمان، سپاهان اصفهان و حتي در بازي با استقلال در تهران بالاي 50 هزار نفر در استاديوم تماشاگر خواهد داشت.و اگر به خواست باري تعالي تيم به آسيا برود سال بعد ما خواهيم ديد كه در بازيهاي داخلي تماشاگر بيشتري خواهند آمد.

 

 

5-    دوستان نگذاريد عده اي غرض ورز به سادگي روزهاي شيرين ما را به تلخي تبديل كنند.تراختور خوب نتيجه گرفته ، در همين بازي آخر با شهر داري ما دوگل زديم قبول نشد و يك گل را دروازه بان از داخل دروازه بيرون كشيد داور نديد.پنالتي درست را نگرفت و پنالتي غلط را براي آرامش وجدان گرفت.ما چه كنيم؟ سال قبل ما نوزده امتياز از داوري ضرر كرديم.امسال هم در خيلي از بازيها همينطور بوده شما در برنامه نود ديديد.

 

 

6-    عده اي از دوستان به غلط آب به آسياب دشمن مي ريزند.بر كسي پوشيده نيست كه تيمهاي آذربايجاني همه از محبوبيت برخوردارند.ولي تراختور سمبل آذربايجان است.اينكه 30 هزار نفر آدم 90 دقيقه فقط مي گويد.تراختور ، تراختور، تراختور، تي راخ تور نبايد به منزله توهين تلقي شود.يادمان باشد هدف بزرگي ورزش آذربايجان است. پس با اين ادا و اصول كوچك نبايد خودمان را به باد تمسخر بگيريم.هيچ جايي از دنيا پيدا نمي كنيد كه ساكنان يك ايالت يا كشور يا استاني همزمان دوتا تيم را تشويق كنند.حال آنكه تماشاگران فهيم آذربايجاني خصوصا تماشاگران و هواداران تراختور اين را انجام دادند.شما هيچ مي دانيد در تهران عده اي در روز بازي شهدراي و نفت ، به عشق آذربايجان خود را از تختي به اكباتان رساندند.دوستان كمي بيشتر تامل كنيد.

 

7-    تراختور فقط با يك تيم در دنيا قابيلت قياس دارد.هر چند از نگاه فوتبال اين قياس مع الفارق است. ولي خواه نا خواه اين اتفاق افتاده و بارسلونايي در آذربايجان شكل گرفته است.پس تحمل آن سخت خواهد بود .واي به روزي كه اين تيم رشد كند .ديگر از دست اين نويسندگان قلم به دست ما آسوده نخواهيم بود.آنان روزي خود را در زرد نامهايشان ديده اند و يادشان رفته است كه خداوند بركت را درحركت تعريف كرده است.

 

 

بقيه باشد براي بعد...

چشم مي خواهد تا ببيند آذربايجان و آذربايجاني براي فرزندش تراختور فرياد عشق سر مي دهد.

ياشاسين آذربايجان ياشاسين تراختور.

 

 

نوشته ای از آديوخ آذربايجانلي

سایت متحد هواداران تراکتور

اخبار منتخب

Most Read