آخرین خبرها

پیوند سیاست و فوتبال در دنیای مدرن

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
 پیوند سیاست و فوتبال در دنیای مدرن

Gunaz.tv

لمون پرس- زمانی که بازیکنان الجزایر هفته پیش وارد قاهره شدند با سنگ‌پراکنی تماشاگران مصری مواجه و سه نفر از بازیکنان الجزایر زخمی شدند. گونازتی وی

لمون پرس- زمانی که بازیکنان الجزایر هفته پیش وارد قاهره شدند با سنگ‌پراکنی تماشاگران مصری مواجه و سه نفر از بازیکنان الجزایر زخمی شدند. وزیر اطلاع‌رسانی الجزایر این اقدام را محکوم کرد. دقیقه 90 بازی لحظه‌ای رویایی برای مصری‌ها بود؛ لحظه‌ای که با گل دوم، جمال مبارک فرزند حسنی مبارک که خود را برای جانشینی پدر دیکتاتور خود آماده کرد همراه با تماشاچیان تیفوسی مصر هورا کشید. زیرا مصر از خطر حذف رهایی یافته بود و این فرصتی مناسب برای جمال بود تا خود را همراه با مردم نشان دهد. جمال مبارک نیز از هم‌اکنون در اندیشه ریاست‌جمهوری مصر و جانشینی پدر است. پس طبیعی است که فوتبال را عرصه‌ای مناسب برای یک نمایش سیاسی بداند؛ کاری که از سوی بسیاری از حکومت‌های استبدادی انجام می‌شود. آنها فوتبال را تحت کنترل خود درمی‌آورند تا سیطره‌شان را بر مردم تحکیم کنند. فوتبال در این کشورها با سیاست پیوند عمیق‌تری دارد زیرا در کشورهای دیکتاتوری همه چیز در خدمت سیاست است و سیاست در خدمت مردم نیست. شاید اکنون برای مردم مصر تنها اشک‌ها و آه‌هایی از دو مسابقه به یادماندنی باقی مانده است. مسابقه اول با گل دقیقه 90 سرنوشت صعود را به خارطوم پایتخت سودان کشاند؛ جایی که دیپلماسی الجزایر و مصر در خدمت فوتبال قرار گرفت. در مسابقه نخست که به پیروزی مصر منجر شد مردم غزه شادمان شدند زیرا در بازی مصر با تونس محمد ابوتریکه مهاجم مصری در اعتراض به تجاوز اسرائیل به غزه پیراهنی را به دوربین‌ها نشان داد که روی آن شعارهایی علیه اسرائیل نقش بسته بود. سپس مردم غزه به خاطر حرکت ابوتریکه از میان این دو تیم عربی مصر را برگزیدند. در مسابقه دوم سودانی‌ها از الجزایر طرفداری کردند زیرا اختلافات تاریخی مصر و سودان بر مساله رود نیل همچنان پابرجاست و طبیعی است که مردم سودان جانب الجزایر را بگیرند. قبل از این دیدار حساس یوسف القرضاوی از علمای اهل تسنن که ملیتی الجزایری و مصری دارد در بیانیه‌ای خواستار وحدت و آرامش شد و دشمن دو کشور را استعمار نامید.در بازی روز چهارشنبه که به جنگ فراعنه و سبزها مشهور است دولت الجزایر در توافق با سودان روادید را برای اتباع الجزایر حذف کرده بود. بوتفلیقه رئیس‌جمهور الجزایر تمام ظرفیت هواپیمایی این کشور را اعم از نظامی و غیرنظامی برای انتقال تماشاگران الجزایری به خارطوم استفاده کرد تا به تیم ملی کشورش یاری برساند. بعد از باخت مصر شهروندان مصری در برابر سفارت الجزایر تجمع کردند و درگیری‌هایی صورت گرفت.این بازی مانند فرانسه و ایرلند بار دیگر نقش پررنگ سیاست را در فوتبال به تصویر کشید. گل تیری آنری و استفاده عامدانه وی از دست باعث شده است که فراخوان برای تحریم شرکت ژیلت گسترده شود؛ شرکتی که در تبلیغات خود از تیری آنری استفاده می‌کند. سارکوزی بعد از این بازی از مقامات ایرلند عذرخواهی می‌کند. اما شاید معنادارترین اتهام تجاری شدن فوتبال در عصر مدرن است؛ جایی که دست‌اندرکاران فوتبال برای جذب درآمدهای بیشتر و جذابیت بازی‌ها بیشتر از ایرلند به فرانسه نیازمندند.وقایعی که در بازی‌های فوتبال مقدماتی جام‌جهانی میان تیم‌های مصر و الجزایر و فرانسه و ایرلند رخ داد بار دیگر پیوند انکارناپذیر سیاست و فوتبال را به خاطر آورد. این پیوند عمیق با رشد جهانی شدن و ارتباطات و نفوذ فوتبال در عرصه عمومی ملت‌های جهان بیش از پیش نمایان شده و بر همین مبناست که عده‌ای از تحلیلگلران از دیپلماسی فوتبال سخن گفته‌اند. البته فوتبال تنها سیاست را تحت تاثیر قرار نداده است بلکه اقتصاد، فرهنگ و اجتماع هم از فوتبال تاثیر می‌پذیرند و بر این ورزش مردمی تاثیر می‌گذارند. فوتبال تنها ورزشی است که به طور جدی اقشار و طبقات مختلف مردمی، نخبه و عامی،‌ سیاستمدار و سیاست‌زده را درگیر خود کرده است. هایدگر فیلسوف معروف آلمانی است که برخی از منتقدان وی اندیشه‌هایش را بستر شکل‌گیری نازیسم و فرهنگ هیتلری عنوان کرده‌اند. وی به تلویزیون علاقه‌ای نداشته اما برای تماشای بازی‌های فوتبال مجبور بوده است همنشین همسایه خود شود. موسولینی رهبر فاشیست ایتالیا همانند هیتلر تزریق غرور کاذب و هیجان ملی را به عنوان یکی از ابزارهای مهم در راه نیل به اهداف خود استفاده می‌کرده است. او در مسابقات ایتالیا در جام‌جهانی برای روحیه‌بخشی به تیم‌ملی این کشور حضور می‌یافت. در سال 1934 اروگوئه در اعتراض به رویکرد فاشیستی دولت موسولینی در جام‌جهانی شرکت نکرد. برزیل و آرژانتین به خاطر فضای رعب و وحشتی که بر ایتالیا حاکم بود از ارسال بازیکنان اصلی خود خودداری کرد و آنها را در خانه نگه داشت تا ایتالیا با تشویق‌های موسولینی و با حضور نظامیان فاشیست خود در ورزشگاه با شکست چکسلواکی به قهرمانی جام‌جهانی دست یابد. زمانی که تیم چک گل اول را به ثمر رساند تماشاگران ایتالیایی با حمله به یکی از بازیکنان چک او را با تور سیمی بستند. بسیاری بر این اعتقادند که شکوه نظامی فاشیسم ایتالیایی داوران را وادار کرده به نفع لاجوردی‌پوشان سوت بزنند. در ایتالیا لاتزیو را میوه فاشیسم می‌نامند؛ جایی که اس‌اس پیشوند این باشگاه ناگهان اذهان را به سمت هیتلر و نازیسم هدایت می‌کند. طرفداران این باشگاه را فاشیست‌ترین و نژادپرست‌ترین تماشاگران جهان نامیده‌اند. فاشیسم لاتزیو در سال 1383 زمانی که پائولودی کانیو کاپیتان این تیم در داربی رم به هواداران تیمش سلام نظامی داد بار دیگر خاطره موسولینی و دستور ویژه وی را برای تاسیس این باشگاه در خاطره‌ها زنده کرد؛ باشگاهی که در سال 1900 از سوی افسران ارتش ایتالیا تاسیس شد و ورزشگاه سابق آن مکانی برای سربازگیری و عضوگیری احزاب راست افراطی بوده و لوگوی این باشگاه یک عقاب بزرگ است و هنوز طرفداران افراطی آن شعارهای نژادپرستانه سر می‌دهند. کمتر تیم اسرائیلی است که حاضر باشد در ورزشگاه این تیم بازی کند. گفته می‌شود در برخی بازی‌ها تصاویری از موسولینی دیده می‌شود و در یکی از بازی‌ها بود که شعاری جنجال‌برانگیز در ورزشگاه این تیم گفته شد: «آشوویتس شهر ما و کوره‌های آدم‌سوزی خانه‌های شما» شعاری که ماجرای جنجال‌برانگیز هولوکاست و رابطه هیتلر و یهودی‌ها را مجسم می‌کرد. داربی میلان و اینتر اگرچه اکنون به نماد مبارزه برلوسکونی نخست‌وزیر راستگرای ایتالیا و موراتی رئیس سیاه و سفیدپوشان ایتالیا تبدیل شده است اما زمانی از جاذبه‌های سیاسی جالبی برخوردار بود؛ جایی که بورژواهای میلان نام اینتر را فریاد می‌زدند و کارگرهای این شهر از آث‌میلان دفاع می‌کردند.مبارزه چپ و راست که زمانی تنها گرایش غالب عرصه سیاست بود فوتبال را نیز به عرصه‌ای برای تقابل فرهنگ‌های سیاسی تبدیل کرده بود که هر یک برآمده از روابط اقتصادی،‌نظام فکری و سیاسی بود. این تقابل به ویژه در رقابت تاریخی رئال‌مادرید و بارسلونا تبلور یافت. بارسلونا برای مردم کاتالونیا نه تنها پدیده‌ای فراتر از یک باشگاه ورزشی بلکه نمادی برای اعتراض به حکومت فاشیستی ژنرال فرانکو بود دیکتاتوری که در اسپانیا نیز ملی‌گرایان و جمهوریخواهان را سرکوب کرد و دوره‌ای از خفقان و استبداد در این کشور به وجود آورد. سانتیاگو برنابئو ورزشگاه رئال منتسب به نام سرمایه‌دار سلطنت‌طلب مادریدی است که از حامیان فرانکو بوده است. اگر مادرید مقر سلطنت‌طلبان و محافظه‌کاران بوده کاتولونیا نماد جمهوریخواهی، فدرالیسم و سوسیالیسم بوده است.‌مانند ایران که بعد از بازی‌های پرسپولیس قبل از انقلاب اسلامی جمعیتی علیه رژیم پهلوی تظاهرات می‌کردند. بعد از بازی‌های بارسلونا نیز چپگرایان، فدرالیست‌ها و سوسیالیست‌ها نیز علیه فاشیسم فرانکو اعتراض کردند. بارسلونا – رئال‌مادرید همچنان در عرصه سیاسی اسپانیا نماد رویارویی چپ‌ها و راست‌هاست. زاپاته‌رو نخست‌وزیر سوسیالیست این کشور در انظار عمومی از بارسلونا حمایت می‌کند و برای پیروزی و گل‌های این تیم هورا می‌کشد. در آتن پایتخت یونان سبزهای پاناتینایکوس به طبقه متوسط شهر آتن تعلق دارند و در داربی رویارویی المپیاکوس قرار می‌گیرند که طرفداران آن از مردم کم درآمد این بندر پیرائوس هستند. در اسکاتلند رقابت سلتیک و گلاسکو خاطره درگیری‌های پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها را زنده می‌کند. گلاسکو رنجرز را پروتستان‌ها در سال 1873 تاسیس کردند و سلتیک را مهاجران کاتولیک ایرلندی بنیان نهادند. کشیش والفرید به شدت عاشق فوتبال بود و این عشق به تاسیس باشگاهی منجر شد که تاکنون با یک بازیکن پروتستان قرار داد امضا نکرده است؛عملی که متقابلا از سوی باشگاه رقیب تکرار شده است. سیاست با فوتبال عجین شده است زیرا خوان لاپورتا رئیس باشگاه بارسلونا به صراحت می‌گوید: «آینده‌کاری من ربطی به فوتبال ندارد و این ورزش بهانه‌ای برای رسیدن به جهان سیاست است.‌همیشه دوست داشتم یک فرد فعال در عرصه سیاست و اجتماع شهرم باشم. فوتبال در این ناحیه بهترین راه برای رسیدن به این مقاصد است.»فوتبال با سیاست عجین شده است زیرا دیه‌گو مارادونا در سال 1982 با دریبل هشت انگلیسی انگلستان را تحقیر می‌کند تا انتقام شکست تحقیر‌آمیز آرژانتینی‌ها در جزایر فالک‌‌لند را در همان سال از انگلیسی‌ها بگیرد. جنگی که با لشکرکشی بزرگ و پرخرج مارگارت تاچر همراه شد تا بانوی آهنین این جزایر را از آرژانتینی‌ها پس بگیرد. فوتبال همراه با سیاست است زیرا دیدیه دروگبا پیراهن مشکی رنگی زیر پیراهن آبی رنگ چلسی پنهان می‌کند تا با خطی سپید بگوید: «بله! من سیاه هستم» تا از این طریق به رویکردهای نژادپرستانه اعتراض کند. فردریک کانوته بازیکن سه‌ویا زمانی که مردم غزه زیر آتشبار سنگین اسرائیلی‌ها جان می‌دهند زیر پیراهن خود نام فلسطین را فریاد می‌زند تا به تضییع حقوق انسان‌های مظلوم و بی‌دفاع اعتراض کند همچنان‌که قبلا دوایت یورک مهاجم سیه‌چرده سابق منچستر نقشه ترینیدادوتوباگو را زیر پیراهن خود پنهان می‌کرد. گاهی عشق تمام یک ملت در گام‌های بازیکنانی خلاصه می‌شود که برای کشورشان پیام‌آور شکوه و افتخار هستند.‌تجسم این عشق و علاقه مردم برزیل به تیم‌ملی است که در دوران فقر و فساد و قبل از حرکت در مسیر توسعه رقص فوتبالی برزیل و گل‌های زیبای ستارگانش پیام‌آور امید برای کشورشان بود،جایی که فوتبال و استعداد ناب برزیلی به یکی از منابع اصلی درآمد این کشور تبدیل شده است.می‌گویند دیه‌گو مارادونا عاشق چه‌گواراست؛ انقلابی آرژانتینی که به همراه فیدل کاسترو رژیم دیکتاتوری بابتیستای کوبا را سرنگون کرد. او با هوگو چاوز رئیس‌جمهور جنجالی ونزوئلا و فیدل کاسترو دیدار کرده بود. طرفداران او اعتقاد دارند که انتساب اتهام قاچاق مواد مخدر، ماجرای دوپینگ و... توطئه‌ای امپریالیستی برای بدنام کردن ستاره مشهور دنیای فوتبال بوده است.برای پیوند میان سیاست و فوتبال می‌توان به مثال‌های بی‌شماری اشاره کرد. زمانی صدام حسین دیکتاتور سابق عراق بازیکنان این کشور را به خاطر عدم صعود به جام‌جهانی به چوب بست. صدام در دوران تحریم و انزوا علاقه‌مند بود که فوتبال صدایی برای رژیم بعثی باشد،فوتبال برای دیکتاتورها ابزاری برای شکوه و فرار از انزواست.

اخبار منتخب

Most Read