آخرین خبرها

نشست های سیاسی که راز آن ها هنوز فاش نشده است.

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
نشست های سیاسی که راز آن ها هنوز فاش نشده است.

Gunaz.tv
گونازتی وی

1-  در 23 اپریل 1973 (سوم اردیبهشت 1352) دیپلماتهای ارشد آمریکا در کشورهای خاور میانه و آسیای جنوبی (خاور دور) نشست مهم و محرمانه ای را در تهران آغاز کرده بودند. این نشست در ساختمان سفارت وقت آمریکا در تهران (خیابان تخت جمشید ـ طالقانی) برگزار و گزارش شده بود که پیرامون ساختمان دستگاههایی تعبیه کرده بودند تا روس ها نتوانند با ماهواره و ابزارهای دیگر، مذاکران نشست را از راه دور استراق سمع کنند. هدف از برگزاری این نشست اعلام نشده بود و به همین لحاظ پیرامون آن، گمانه زنی ها متعدّد بود. 

  

 

  درجریان نشست، برخی از اصحاب نظر حدس زده بودند که قدرت روزافزون اوپک در تعیین میزان صدور و در نتیجه؛ کنترل بهای نفت خام دربازار و نیز تهدید اعراب به تحریم صدور نفت؛ اگر اسرائیل به تعرض نظامی دیگری دست بزند (که نشانه هایی از احتمال چنین تعرضی مشاهده می شد و در اکتبر همان سال صورت گرفت)، خلاف انتظار دولت واشنگتن بوده و این دولت می کوشد که دیپلماتهایش در منطقه در نشست تهران راهی بیابند که نه تنها چنین تحریمی صورت نگیرد بلکه اعراب صاحب نفت بویژه دولت سعودی در جلسات اوپک خلاف منافع آمریکا اقدامی نکنند. در پی جنگ سال 1967 اعراب و اسرائیل، کشورهای عربی صادرکننده نفت در چارچوب اوپک یک سازمان فرعی برای خود ایجاد کردند تا در صورت لزوم از آن به صورت اهرم فشار استفاده کنند.

    در همان زمان، گروهی دیگر از صاحبنظران گفته بودند که دولت واشنگتن از نفوذ روزافزون و وسیع مسکو در عراق، سوریه، یمن و سومالی و نیز نفوذ چین در پاکستان سخت نگران شده و یک هدف این نشست یافتن راههای مقابله با این وضعیت است که ادامه آن موازنه جهانی قدرت را برهم خواهد زد. به باور این گروه (در آن وقت)، نگرانی واشنگتن از زمانی افزایش یافته که دولت تهران بر میزان خریدهای خود و ازجمله جنگ افزار از مسکو افزوده است (افزوده بود). آمریکاییان همچنین از بسط فعالیتهای مسلحانه چپها در ایران و به ویژه در تهران نگران بوده و مخصوصا که برخی از این چپها عناصری از اسلام را وارد ایدئولوژی خود ساخته تا (در آن زمان) حمایت مردم معمولی را جلب کنند و یا دست کم مانع مخالفت آنان شوند.

    همزمان، مفسران روزنامه های اروپا حدس دیگری زده بودند که تحولات دهه یکم قرن 21 تا حدی زیاد درستی حدس این مفسران را نشان داده است. مفسران اروپایی نوشته بودند که اصحاب فکر و دست اندرکاران آمریکایی مطالعات خاورمیانه دگرگونی های قریب الوقوعی را در قلمرو امپراتوری باستانی پارسیان (از مدیترانه تا دره سند و کوههای بدخشان) پیش بینی و نظر خودرا به دولت واشنگتن گوشزد کرده و نگرانی این دولت را برانگیخته و وادار به بررسی و اقدام کرده اند و یک ماموریت نشست تهران (نشست اپریل 1973) که هدف از برگزاری آن نیز به وضوح اعلام نشده (بود) بررسی این پیش بینی و دادن نظر است.

 36 سال پس از این نشست هنوز نظرات و پیشنهادهای دیپلماتهای شرکت کننده در بحث و مذاکرات نشست تهران (نتیجه گیری از آن)، واکنش و تصمیمگیری دولت واشنگتن نسبت به پیشنهادها افشاء نشده است. ولی، طولی نکشید که دگرگونی ها در منطقه ای که 12 قرن امپراتوری پارسیان خوانده می شد آغاز شد و وضعیت لبنان، افغانستان و ایران پشت سر هم تغییر یافت، پاکستان بحرانی شد، صدام حسین در پی یک جنگ 8 ساله با ایران کویت را اشغال و ضمیمه عراق کرد و با این کارها، بهانه های متعدد به دست داد تا آمریکا در خلیج فارس (سعودی و شیخ نشین ها) استقرار نظامی یابد، یمن را بیطرف سازد، در سومالی کودتا صورت گیرد و نتیجتا بی دولت و نظم و نسق شود. 12 سال پس از بیرون رانده شدن عراق از کویت، بازیگر اصلی (صدام حسین) از میان برداشته شد و عراق تحت اشغال نظامی آمریکا درآمد و ....

     در شرق سرزمین باستانی پارسیان، در برابر کمونیست شدن دولت کابل؛ طالبان و القاعده «ساخته» شدند و پس از مدتی ضدیت با آمریکا را درپیش گرفتند که دولت واشنگتن بعدا و پس از به دست آوردن بهانه، نیروی نظامی وارد افغانستان کرد و امنیت آسیای جنوبی متزلزل شد و با ایجاد این وضعیت از تلاش خود برای نزدیک ساختن هند و پاکستان جهت دور ساختن هند از مسکو و پاکستان از چین نتیجه مورد نظر را به دست نیاورد. برغم خواست دولت واشنگتن، (تا این لحظه) ایران برنده اوضاعی بوده است که در عراق و افغانستان ایجادشده است. دولت واشنگتن در سالهای اخیر کوشیده است که پای سایر قدرت های غرب را به منطقه (محدوده امپراتوری باستانی پارسیان) بکشاند. بنابراین، نمی توان روند این وضعیت را که هر لحظه پیچیده تر می شود پیش بینی کرد و لذا؛ بحران در منطقه ای که تاریخ از آن به به عنوان امپراتوری پارسیان نام می برد ادامه خواهد داشت.

 

2-    دیدارهای ریگن و تاچر در روزهای حساس از تهران -

ششم و هشتم اردیبهشت 1357 (سال انقلاب) رونالد ریگن و مارگارت تاچر دو سیاستمدار محافظه کار آمریکا و انگلستان که هر دو بعدا رئیس دولت شدند، متعاقب هم، در تهران با شاه، جمشید اموزگار نخست وزیر وقت و مقامهای دیگر ازجمله هوشنگ انصاری وزیر نفت ملاقات و مذاکره کردند. شخص شاه با کارتر رئیس جمهوری وقت آمریکا و نیز نخست وزیر وقت انگلستان از حزب کارگر میانه خوبی نداشت. دوستان آمریکایی شاه عمدتا از سران حزب جمهوری خواه آمریکا بودند. تاچر در سمت رهبر حزب محافظه کار انگلستان وارد تهران شده بود و سفر او سه روز طول کشیده بود. پس از گذشت سه دهه از آن زمان، هنوز انگیزه این دو دیدار و جزئیات مذاکرات آندو با شاه و مقامات تهران روشن نشده و خاطرات منتشره رجال سه کشور در این مدت، عاری از اشاره به جزئیات این دیدارها بوده است؛ تنها حقایقی که از جریان این دیدارها به دست آمده این بوده است که مقامات وقت ایران در ملاقاتهای جمعی خود با این دو تن از اقتدار شاه، وسعت اطلاعات وی و وفاداری خود نسبت به او دم می زدند ولی در دیدارهای دو به دو (بدون حضور فرد ثالث) چیز دیگری می گفتند و ....

 

راز این جلسات تا کنون پوشیده مانده است، بر جوانان ما ست که در آینده در جست و جوی مفاد این نشست ها بر آیند.

اخبار منتخب

Most Read