کشف نزدیک به ۹۸ کیلوگرم ماریجوانا در محموله کاهو از ایران
نشست شورای وزیران خارجه سازمان کشورهای تورک در آنکارا برگزار میشود
آمریکا سامانههای پاتریوت بیشتری به اسرائیل میفرستد
رامیل حسن و جودت ییلماز درباره روابط جمهوری آذربایجان و ترکیه گفتوگو کردند
کویت سفیر جمهوری اسلامی را به اتهام دخالت در امور داخلی این کشور احضار کرد
پارلمان ارمنستان توافقنامه پروژه مسیر ترامپ را تصویب کرد
تورم به مرز ۷۷ درصد رسید
مهرداد قادری فعال تورک آذربایجانی به زندان تبریز منتقل شد
آزادی موقت «گونش فاتح» دختر تورک آذربایجانی از زندان اورمیه با وثیقه سنگین ۶ میلیارد تومانی
بازداشت امیرحسین آقایی با یورش نیروهای امنیتی به محل کارش در تبریز
هواداران ملوان بر علیه تورکها شعار نژادپرستانه سر دادند؛ فدراسیون فوتبال ایران بر علیه تراکتور آذربایجان حکم داد
معاون وزارت کار ایران در مورد خطر حذف یک میلیون و ۴۰۰ هزار شغل تا پایان سال هشدار داد
والاستریت ژورنال: آمریکا به کشورهای حاشیه خلیج هشدار داده برای حملات کوتاه اما شدید علیه ایران پس از این انتخابات آماده باشند
شمارش آرای انتخابات اسرائیل؛ بلوک نتانیاهو پیشتاز است
اعتراضات در عراق: «ایران، سگهایت را بیرون بکش» (ویدیو)
تناقض رژيم اشغالگر ایران در دفاع از مذهب و حجاب در جمهوری آذربایجان!! و منع تجمعات اهل سنت و شيعيان غير ولايتي در احواز اشغالی و دستگيري آنان
جعفر پناهی؛ کارگردان آذربایجان جنوبی در پروندهای تازه به زندان و مصادرۀ اموال محکوم شد
رأی جنجالی کمیته انضباطی؛ شکست ۳ بر صفر تراختور در مقابل ملوان
دولت کالابرگ ۳۰ درصد مردم ایران را حذف میکند
پوتین:آذربایجان شریک باثبات و خوب روسیه است
روایت عضو خبرگان از انتخاب یکدقیقهای رهبر سوم ایران توسط خدا
بازداشت ناصر رزمجو در اردبیل؛ ادامه فشارهای امنیتی بر فعالان ملی آذربایجان
همزمان با احتمال ازسرگیری جنگ؛ هلیکوپترهای آپاچی آمریکا سرنگونی پهپادهای شاهد ایران را تمرین کردند
سران سازمان دولتهای تورک با محوریت تجارت و فضا در آنکارا گرد هم میآیند
گزارش «سیانان» درباره آمادهباش ارتش آمریکا برای حمله احتمالی به ایران
وزیر خزانهداری آمریکا: اقتصاد ایران ۲۵ درصد کوچک میشود؛ مردم برای زمستان سوخت ذخیره کنند
ترامپ: آتشبس با ایران اتلاف وقت بود؛ هیچوقت از آن خوشم نمیآمد
گزارشها از کشتهشدن فرمانده نیروی قدس سپاه در یمن
حزبالله برای احتمال ازسرگیری درگیری با اسرائیل آماده میشود؛ دریافت دهها میلیون دلار از ایران
مقامهای ارشد عربستان، ترکیه و پاکستان در تهران؛ گفتوگوها در چارچوب «پیمان مکه» (ویدیو)
بنزین سوپر در ایران لیتری ۱۰۳ هزار تومان شد
مقامهای عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان به تهران میروند
کاهش ۲۳ درصدی ارزش صادرات ایران
بازداشت چهار نفر دیگر در ایران به اتهام ارسال تصاویر مراکز نظامی
سازمانهای غیردولتی جمهوری آذربایجان به پزشکیان نامه نوشتند
سیانان: نیروهای آمریکا برای حمله به ایران در انتظار دستور ترامپ هستند
باکو رسما پاسخ داد: آذربایجانیهای ایران از حق تحصیل به زبان مادری محروماند
آذربایجان پاسخ تهران را داد؛ ایران بهجای دخالت در آموزش جمهوری آذربایجان، به محرومیت آذربایجانیها از تحصیل به زبان مادری رسیدگی کند
بازداشت ۲۲ مهاجر غیرقانونی در بستانآباد
دیدار الهام علیاف با وزیر امور خارجه هلند
دستور معاون اول رئیسجمهور ایران درباره ادامه تحصیل دختران آذربایجانی
دو توافقنامه میان جمهوری آذربایجان و ازبکستان تصویب شد
جمهوری آذربایجان: برای نهایی کردن توافق صلح با ارمنستان آمادهایم
محبت محمودی که پس از تحمل 9 سال زندان سرانجام حکم قطعی اعدامش توسط دیوان عالی کشور تایید شده است با ارسال نامه ای خطاب به مردم ایران، خواستار کمک به خود و خانواده اش شد.به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از حقوق بشر کردستان، خانم محمودی از سال 1379 به جرم قتل مردی که قصد تجاوز به وی را داشت در زندان مرکزی ارومیه دوران محکومیت خود را می گذراند.این زن متاهل پس از تحمل 9 سال زندان سرانجام توسط دادگاه ارومیه در آستانه ی اعدام قرار گرفت که حکم قطعی اعدام او توسط دیوان عالی نیز تایید گردید. تایید حکم اعدام نامبرده توسط دیوان عالی در 20 تیر ماه سال جاری در زندان ارومیه به وی ابلاغ گردید که با دستور قوه ی قضائیه به اجرا در خواهد آمد.شنیده ها حاکی از آن است که تا کنون هر دو همسر مرد مقتول مخالفت خود را با اعدام محبت اعلام کرده اند اما برادر مقتول رضایت نداده و خواهان اجرای حکم اعدام است.محبت محمودی با ارسال نامه ای به دبیرخانه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و ضمن اشاره به آنچه که در طی این سالها بر او رفته است از مردم ایران تقاضای کمک نمود.متن کامل نامه ی محبت محمودی بدین شرح است:اینجانب محبت محمودی فرزند اسماعیل که به جرم قتل، پس از تحمل 9 سال حبس در زندان مرکزی ارومیه، به قصاص محکوم شده ام در خانواده ای با ایمان و مذهبی در روستای صورمان (منطقه ای در سرو) به دنیا آمدم. پدر و مادرم کشاورز بودند. سالهای ابتدایی زندگی ام را در کنار خانواده ام سپری نمودم اما چند سال بعد با وجود اینکه پدرم در قید حیات بود، اختیار و سرپرستی همه ی ما را به عهده ی برادرم که از بقیه مان بزرگتر بود گذاشتند. برادری که هم خونی را اصلا در خود احساس نمی کرد. او بی رحمانه و زورگویانه هر چیزی را دستور می داد و به ما تحمیل می کرد. کسی هم در خانواده جرات اعتراض کردن به وی را نداشت. تا اینکه در سن 12 سالگی مرا به عقد پسردایی ام در آورد. در خانواده ی همسرم به دلیل عدم سازگاری نامادری شان و مساعد نبودن وضعیت مالی شان همیشه مشاجره و بحث و جدل بود. محصول ازدواج من و همسرم پنج فرزند پسر بود. زمانیکه پسر بزرگم به سن 16 سالگی رسید تصمیم گرفتم که برایش تشکیل خانواده بدهم. آن زمان پسران دیگرم هنوز در دوره ی ابتدایی تحصیل می کردند. مدتی بعد از ازدواج پسرم، سر و کله ی یک مرد مزاحم در همسایگی ما پیدا شد. پسر و عروسم از مزاحمت های آن مرد هیچ اطلاعی نداشتند. من هم چیزی به آنها بروز ندادم. تلاش زیادی کردم تا با رفتاری انسانی به او بفهمانم که دست از مزاحمت بردارد اما فایده ای نداشت. روزی در منزل ما را زد. یکی از پسرهایم که هشت سال بیشتر نداشت در را برایش باز کرد. او به سرعت وارد خانه شد و با یک چاقوی دو سر مشکی به سمت من حمله ور شد. صدای فریادهای مرا کسی نمی شنید. او می گفت هر کاری که دلش بخواهد می تواند انجام دهد و هیچ کس هم نمی تواند علیه او اقدامی نماید. با چاقو ضرباتی را به سر، گوش و دستانم زد که هنوز آثار آن بر روی بدن من باقی است. لذا برای حفظ آبرویم و ترساندن او اسلحه ای را که در خانه داشتیم برداشتم و به سمت او گرفتم اما ناگهان گلوله شلیک شد و به سرش اصابت نمود و بر زمین افتاد. نفهمیدم چه بر سرش آمده. با سرعت خودم را به منزل برادر همسرم رساندم و جریان را به آنها اطلاع دادم. در همین حین برادرم نیز به آنجا آمد. او گفت که جریان را فهمیده است، به آگاهی رفته و کارهایم را درست کرده است. برادرم به من اطمینان داد که بیشتر از سه ماه در زندان نخواهم ماند. همان برادر ظالمی که سیاه بختم کرد با دروغ و نیرنگ مرا به آگاهی برد. در آگاهی بدون هیچ سوال و بازجویی ای مرا روانه ی زندان کردند.خانواده ی مقتول، قاچاقچی و ثروتمند بودند. آنها با.... آگاهی و چند نفر به عنوان شاهد ماجرا، سیر پرونده را به نفع خود تغییر دادند. در صورتیکه هنگام حادثه این شاهدان اصلا آنجا حضور نداشتند و برای خود بنده نیز کاملا ناشناخته بودند.امسال نزدیک 9 سال است که از این جریان می گذرد و من حبسم را تحمل می نمایم. سختی من فقط تحمل زندان نیست. از یک طرف آبرویی برای من باقی نمانده است. از طرف دیگر زندگی و سرنوشت فرزندانم بی هیچ دلیلی تباه شده است. آنها به خاطر شرایط و موقعیت من از تحصیلشان عقب افتاده اند. از دیگر سو تمام فامیل های خودم و همسرم نیز از ما روی گردانده اند و پشت مرا خالی کرده اند. آنها اصلا دنبال کارهای من نیستند. بنده بدون خرجی و ملاقات، زندان را تحمل می کنم. البته گهگاهی فرزندانم و همسرم به ملاقاتم می آیند و پول کارگری خودشان را که با هزار بدبختی به دست می آورند به من می دهند. زمانیکه به چهره ی آنها نگاه می کنم به خاطر شرایطی که در آن به سر می برند و به خاطر سرنوشتشان به شدت دچار عذاب وجدان می شوم اما می دانم چاره ای جز تحمل ندارم. در زندان مبتلا به بیماریهایی همچون سینوزیت، میگرن، آسم و ناراحتی شدید قلبی شده ام. به هیچ کدام از مشکلاتم در زندان رسیدگی نمی شود. از طرفی خوشحال هستم چون در اینجا با سواد کمی که دارم موفق به نزدیکی با خدا، خواندن قرآن کریم و ختم آن شده ام. بافتنی از سرگرمی های من در زندان است که البته منبع درآمدی برای بنده نیز محسوب می شود که بخشی از هزینه هایم را در زندان از این طریق تامین می نمایم.انسانهای بدبخت و زجر کشیده ی زیادی مثل من در زندان هستند اما کسی نیست که صدایمان را بشنود. مجبوریم فقط تحمل کنیم چون کار دیگری از دست ما بر نمی آید. اینجا از عدالت هیچ خبری نیست. مدت نه سال است که در زندان وضعم اینگونه است. بعد از سالها بلاتکلیف بودن بالاخره حکم قصاص برای بنده صادر شد. این حکم مورد تایید و موافقت مقامات در تهران قرار گرفت اما پس از اعتراض، حکم قصاص را رد و دستور دادگاهی مجدد صادر نمودند. این دادگاه آخر، متاسفانه همان حکم قصاص را صادر نمود. البته فعلا حکمی به دست من نرسیده است. حتی هنگام حضور در دادگاه، قاضی اصلا از من سوالی نمی پرسید. تنها حرف او این بود که چرا قتل عمد انجام دادی؟! مگر نمی دانستی که حکمش اعدام است؟ قاضی اصلا به من مجال صحبت کردن نمی داد. آنجا فقط شاکیان پرونده اجازه ی حرف زدن داشتند. آنها هم با سر و صدا و توهین و بی احترامی توجه همه را به جلسه دادگاه جلب می کردند. هرکس هم که در جلسه دادگاه حضور پیدا می کرد تنها می دانست که من مرتکب قتل شده ام اما هیچ وقت متوجه چرایی و علت این قتل نمی شد چون به من اجازه ی حرف زدن داده نمی شد. دفاع از ناموس و حیثیت برای دادگاه کمترین اهمیتی نداشت.در سال 88 (سالجاری)، دادستان محترم استان آذربایجان غربی اعلام کردند که با قرار وثیقه ی یکصد میلیون تومانی می توانم آزاد شوم. امیدوار بودم که بدینوسیله بتوانم کمی از عذاب و سختی بیرون بیایم و تا مدتی در کنار فرزندان و همسرم باشم. فرزندام با قرض و پول کارگری بالاخره مبلغ سه میلیون تومان تهیه کردند که برای کرایه ی سند و گرو گذاشتن آن در اختیار صاحبش قرار بدهیم. متاسفانه صاحب سند تمام سه میلیون تومان را با کلاهبرداری بالا کشید. دادستان نیز با تهیه ی سند دیگری به وعده ی خود عمل نکرد.بعد از فوت پدر و مادرم از برادرم خواستم که سهم الارث مرا بدهد تا بتوانم با استفاده از آن هزینه های خود را در زندان تامین نمایم و هم بدهی کسانی را که خانواده ام از آنها پول بابت کرایه ی سند قرض کرده بودند را بدهم. برادرم به من که یک زندانی هستم رحم نکرد. او حق مرا پایمال کرد و هیچ وقت سهم مرا از ارثیه ی پدری نداد. با این اوصاف نمی دانم از دیگران چه انتظاری می توانم داشته باشم.من در حال حاضر تنها به فکر خودم نیستم. نگران سرنوشت و آینده ی مبهم فرزندانم هستم. نمی دانم تمام این سالها را چگونه بدون مادر زیسته اند و از این پس چه خواهند کرد؟ چرا و چگونه باید چنین بی عدالتی ای را تحمل نمایم؟ چرا هیچ صدایی از کسی بلند نمی شود؟ پس کجایند مدافعان حقوق بشر؟ چه شد آن همه سر و صدا و فریاد در دفاع از حقوق بشر؟ مگر گناه من چیزی غیر از دفاع از ناموس و حیثیت خویش است؟ چرا باید با این گناه غیر عمد و... برای من حکم قصاص صادر شود؟ چرا وجدانهای خوابیده ی این ملت بیدار نمی شوند؟ چرا کسی کمترین ترحم و دلسوزی در حق من و فرزندانم نمی کند؟ منتظر نشسته اند که ید بیضاء از کدامین آستین بیرون بیاید؟ چرا عدالت اینگونه دور از دسترس شده است؟در پایان از مردم ایران، مدافعان حقوق بشر و وجدانهای بیدار تقاضا می کنم که اگر کسی قصد کمک به من و خانواده ام را دارد می تواند از طریق آدرس و یا شماره های زیر با خانواده ام در ارتباط باشد.آدرس: ارومیه – فلکه آبیاری – روبروی آتش نشانی – خیابان مصطفی زاده – دیزج سیاوش – کوچه 14 – ته کوچه، سمت راست – بن بست اول – پلاک 242 – منزل حیدر جلیلیشماره تلفن: 3451983- 0441شماره همراه: ( 09144482612 ) و ( 09149394753)بنده نیز در زندان مرکزی ارومیه در بند نسوان با نام محبت محمودی فرزند اسماعیل محبوس می باشم.
عقبنشینی پارلمان بلژیک از میزبانی رضا پهلوی؛ او نماینده تمامی مخالفان نیست
وصیتنامه خامنهای هم مثل جسدش ۷-۸ ساعت در آتش سوخت
بیانیه باشگاه «چایقوشان» تورکمنصحرا در محکومیت شعارهای نژادپرستانه هواداران ملوان بر علیه ملت تورک آذربایجان
اکونومیست: گروههای نیابتی ایران در خاورمیانه از تهران فاصله میگیرند
فورچون: حتی مجتبی خامنهای هم از بحران اقتصادی در وحشت است
جروزالم پست: یک جبهه متحد علیه ملاهای ایران و رژیم بیرحم آنها ایستاده است - دیدگاه
جروزالم نیوز: در موضوع مذاکرات ایران و آمریکا، به دوحه اعتماد نکنید - دیدگاه
اسرائیل سپر دفاعی یونان را میسازد
آمریکا به مواضع سپاه در جنوب ایران حمله کرد
آیا حمله زمینی روسیه به کییف نزدیک است؟
نتانیاهو: ایران قصد کشتن یکی از پسرانم را داشت
تلویزیون ایران به کشتن پسر ترامپ فراخوان داد
روسیه دیگر در مدیترانه حضور نظامی ندارد
گزارش تکاندهنده از تعرض جنسی به زنان در زندانهای ایران
واکنش معنادار رئیس پارلمان عراق به قالیباف: خلیج «خلیج العربی» است
از همکاری تا رویارویی؛ چرا اسرائیل و ترکیه مقابل هم ایستادهاند؟ | تحلیل
افشای پشت پرده یک کانال محرمانه میان ترامپ و سپاه
ناو هواپیمابر دیگری از ژاپن به خاورمیانه اعزام میشود
زیادهخواهی احزاب کردی و موانع اصلی ائتلاف بین ملل غیر فارس در ایران- جروزالم پست
مجتبی خامنهای در اسفندماه مرده است - لیساک
گردهمایی ۳۳ شاعر و نویسنده از ۱۳ کشور در ترکیه؛ حضور نمایندگان ادبی آذربایجان جنوبی در تالاس
فوری | گزارشها از شنیده شدن چندین انفجار در جنوب ایران
تشکل عربهای الاحواز با انتشار بیانیهای از جمهوری آذربایجان حمایت کرد
تنش دیپلماتیک بر سر سمرقند؛ ازبکستان به ایران اعتراض رسمی کرد
تام باراک: ما در سال ۱۳۵۷ خمینی را به قدرت رساندیم و شاه را کنار زدیم
درگیری مسلحانه در سیستان و بلوچستان؛ چهار نفر کشته شدند
الاخبار: آمریکا آخرین هشدار را درباره حمله به تأسیسات هستهای به ایران داده است
توافقنامه روابط متحدانه جمهوری آذربایجان و قرقیزستان تصویب شد
عقبنشینی پارلمان بلژیک از میزبانی رضا پهلوی؛ او نماینده تمامی مخالفان نیست
سپاه به اردوگاه پژاک حمله کرد
اردوغان و علیاف درباره روابط دوجانبه و مسائل منطقهای و جهانی گفتوگو کردند
کراوات متفاوت اردوغان با طرح جنگنده ملی ترکیه
وصیتنامه خامنهای هم مثل جسدش ۷-۸ ساعت در آتش سوخت
روزنامه جمهوری اسلامی با ادعایی جدید بار دیگر آذربایجان را هدف انتقاد قرار داد
تراختور در میان تبعیضهای حکومت ایران؛ درخواست ۳۰ میلیارد تومان برای پرواز به دبی
اعتراض شدید نماینده تبریز: تا کی کرمان مانند زالو مس آذربایجان را خواهد مکید؟۵٠ درصد مس کشور در آذربایجان است، پولش به کرمان میرود
بیانیه باشگاه «چایقوشان» تورکمنصحرا در محکومیت شعارهای نژادپرستانه هواداران ملوان بر علیه ملت تورک آذربایجان
اسرائیل پروازهای مرتبط با یک خلبان ایرانیتبار را ممنوع کرد