آخرین خبرها

سياست خارجي ايران در مواجه با نظام متغير

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
سياست خارجي ايران در مواجه با نظام متغير

Gunaz.tv
عطا بهرامی تحولات منحصر به فردي در مرزهاي شمال غربي ايران در حال وقوع است که بر امنيت ملي کشور در سالهاي آتي نقش تعيين کننده اي خواهد داشت. منطقه قفقاز و حتي اروپاي شرقي پيچيده ترين شرايط تاريخي خود را مي گذرانند؛ در هيچ دوره اي در اين مناطق شاهد چنين جدال نزديکي بين قدرت هاي بزرگ نبوده ايم. اروپاي شرقي در گذشته پس از چند قرن جدال با روسيه تزاري زانو زد و در پايان جنگ دوم به صورت حيات خلوت شوروي در آمد. در قفقاز نيز روسيه تقريبا يکه تاز بود و عثماني ها توان مقابله با آن را نداشتند، اين منطقه نيز عاقبت به خاک روسيه ملحق شد. بسياري فروپاشي شوروي را به معناي دگرگون شدن اساسي مناسبات بين المللي مي دانستند. متفکرين ليبرال در روابط بين الملل که اقتصاد را زيربنا و اصل مي دانند به شدت به اين امر قائل بوده و هستند که مناسبات اقتصادي تعيين کننده سياست خارجي کشورهاست و کشورها که درک درستي از منافع مادي خود دارند مي توانند در چارچوب نهادهايي بين المللي به دنيايي وراي رقابت هاي سياسي رفته و بدنبال حداکثر کردن رفاه مردم خود باشند. از پايان جنگ سرد 17 سال مي گذرد و حوادثي که در اقصي نقاط جهان روي داده و يا در حال شکل گيري است نشان مي دهد که ماهيت نظام بين الملل تغيير نکرده است و فقط نشانه هايي در درون آن دچار دگرگوني شده اند. قدرت هاي بزرگ به مرزبندي هاي جديدي دست يازيده اند که آينده نظام بين الملل را تعيين مي کند. از آنجا که منطقه قفقاز و آسياي ميانه به دليل اينکه به صحنه جديد رقابت بين روسيه از يک سو و ايالات متحده و اروپا از سوي ديگر تبديل شده است و به مرزهاي ايران نيز نزديک است بر امنيت ملي جمهوري اسلامي به شدت تاثير گذار است. به دليل کثرت بازيگران موثر این مساله داراي پيچيدگي فراواني نيز مي باشد. دلايل اين پيچيدگي را با تفکيک عوامل موثر مي توان به شرح زير برشمرد: 1- اروپا به گاز روسيه به شدت وابسته است 2- اروپا از توسعه طلبي مجدد روسيه و دست اندازي دوباره به اروپاي شرقي نگران است 3- جمهوري هاي سابق روسيه در غرب اين کشور و کشورهاي اروپاي شرقي پاي آمريکا را به منطقه براي ايجاد موازنه (Balancing) با روسيه باز کرده اند 4- جمهوري هاي سابق روسيه در غرب اين کشور و کشورهاي اروپاي شرقي براي افزايش توان خود در برابر روسيه خواهان پيوستن به اروپاي شرقي هستند 5- جمهوري هاي سابق روسيه در غرب اين کشور و کشورهاي اروپاي شرقي براي افزايش توان خود در برابر روسيه خواهان پيوستن به ناتو هستند 6- گرجستان از ترس سلطه مجدد روسيه به آمريکا پناه برده است 7- آذربايجان از ترس سلطه مجدد روسيه به آمريکا پناه برده است 8- ترکيه متحد استراتژيک آمريکا در طول جنگ سرد بوده است 9- طرح خاورميانه بزرگ آمريکا حاکميت ملي ترکيه را به شدت تهديد مي کند، پس اتحاد استراتژيک دو کشور به پايان رسيده است 10- ارمنستان با ترکيه مشکلات تاريخي جدي دارد 11- آذربايجان با ارمنستان در حالت صلح مسلح قرار دارند 12- آذربايجان با ترکيه علائق قومي مشترک دارند 13- منافع آذربايجان به آمريکا نزديک و از ترکيه دور شده است در نتيجه ترکيه و ارمنستان در راه فراموشي گذشته ها و نزديک شدن به يکديگر گام بر مي دارند 14- اسرائيل با آمريکا در طرح خاورميانه بزرگ تر(Greater Middle East) همگام است در نتيجه روابط ترکيه با اين رژيم نيز به سردي خواهد گراييد 15- اسرائيل با آذربايجان مناسبات استراتژيک برقرار مي کنند 16- پيوستن ترکيه به اتحاديه اروپايي منتفي است، پس ترکيه به دنبال يافتن جاي پايي در خاورميانه است اگر بخواهيم عوامل اقتصادي را به متغيرهاي موثر بالا بيافزاييم با ترکيب بسيار پيچيده تري مواجه خواهيم شد که تحليل را از اين که هست نيز دشوار تر خواهد کرد. به راحتي مي توان تشخيص داد که کشورهاي موثر در اين مناطق با انتخاب هاي متضادي روبرو هستند. وجو انتخاب هاي متناقض به معني درهم ريختن صف بندي هاي کنوني است. نحوه مديريت اين گستره از عواما موثر تعيين کننده ميزان بهره مندي جمهوري اسلامي از منافع در دسترس و مقابله با تهديدات آينده است. اگر سياست خارجي کشور مانند برخي از مقاطع گذشته به شکل نظاره گر بودن ماجرا و پذيرفتن امر حادث باشد، منافع کشور برآورده نمي شود. کلان ترين وضعيت، برخورد روسيه با ناتوي افسارگسيخته اي است که به سمت شرق خيز برداشته است. زيرشاخه هايي مانند سپر دفاع موشکي آمريکا در کشورهاي چک و لهستان نيز در اين ميان مهم هستند. واکنش شديد روسيه در مواجه با گرجستان و جنگ قفقاز اهميت موضوع را ثابت مي کند. ميخاييل گورباچف، آخرين رهبر شوروي در باره اهداف سپر دفاع موشکي(Missile Shield Plan) آمريکا در اروپاي شرقي، گفت: تلاش ها براي استقرار سامانه موشکي آمريکا در اروپاي شرقي براي ايجاد وضعيتي است که سازمان پيمان آتلانتيک شمالي (NATO) بتواند در حمله اتمي پيش دستي کند. وي با اشاره به مخالفت روسيه با گسترش ناتو و تسلط اين سازمان نظامي بر جهان و نيز طرح سامانه موشکي آمريکا در اروپاي شرقي گفت: بجاي اين اقدامات بايد به تامين امنيت کل قاره اروپا پرداخت. اين ادبيات يادآور دوران جنگ سرد است. اشاره آخرين رهبر شوروي به تامين امنيت کل قاره اروپا معناي روشني دارد. روسيه ماجرا را وضعيتي که کل اروپا به طور مستقيم با آن در ارتباطند مي بيند و اين يعني يک صف آرايي استراتژيک؛ بنابراين بحث فقط بر سر يک سامانه موشکي و نصب چند موشک ره گير نيست. مذاکرات روسيه و ناتو در بالاترين سطح با شدت تمام در جريان است. اگر کسي بخواهد اين مذاکرات را با مذاکرات "يالتا" مقايسه کند به بدبيني متهم مي شود. آمريکا از نه از طرح سپر دفاع موشکي صرفنظر مي کند و نه از گسترش بيشتر ناتو، بنابراين روس ها ناگزيرند که چيز هاي با ارزشي براي معامله و مقابله با ايالات متحده بيافرينند. "هاوارد برمن" رييس کميته امور خارجه مجلس نمايندگان آمريکا در گفتگو با راديو مسکو از روابط طرفين با عنوان "صلح سرد" نام برد. در شرايطي که مذاکرات روسيه و ناتو در بالاترين سطح جريان بود، مقامات روسيه در "دوما" تهديد دانستن برنامه هسته اي ايران را فرضي و غيرواقعي ارزيابي کردند که در واقع نوعي مقابله به مثل با آمريکايي ها و تاکيد بر اين مهم بود که منافع دو کشور در اين مورد بسيار مهم يکي نيست. چنانکه مي بينيم در اين شرايط و بدنبال افزايش زياد بازيگران موثر ايالات متحده ناگزير شده است چندجانبه گرايي پيشه کند و در يک بازي با پهناي زياد شرکت جويد. در اينکه آمريکايي ها ديپلمات هاي زبده اي در اختيار دارند ترديدي وجود ندارد اما مساله پيش رو نيز بسيار پيچيده و البته بي نظير است. تجربه آنها در عراق نشان داد که امتحان سخت تر از چيزي است که به نظر مي رسيد. نياز آن ها به همکاري با ايران نشان دهنده اين است که اين کشور در يک بازي با طرف هاي ثالث با مساله ايران مواجه نيست بلکه ايران نيز براي اولين بار پس از انقلاب به طور مستقيم با آمريکا بر سر يک موضوع در کشمکش است. سياست خارجي ايران ناگزير است خود را از برخي برداشت هاي کهنه تهي کند و به يک بازنگري اساسي در باره محيط پيراموني و عوامل موثر بر سياست خارجي نظام دست بزند. دوستان و دشمنان آمريکا و روسيه به عنوان کشورهاي اصلي درگير در يک جدال جديد همان ها نيستند که در گذشته و در طول جنگ سرد بودند. کشورهاي کوچک قفقاز و اروپاي شرقي به جبهه غرب پيوسته اند، اتحاد آنها کاملا استراتژيک است. روسيه بر سر حفظ آنها با ناتو در جدال سختي گرفتار شده است. کشورهاي اروپايي نيز از ابزارهاي گسترش اتحاديه اروپايي و همچنين گسترش ناتو به عنوان حائل هايي که جلوي بازگشت روس ها را مي گيرد نگاه مي نگرند. جمهوري اسلامي در منطقه با روسيه اي مواجه است که به شدت نيازمند ايران است زيرا کاملا تنها مانده و با آمريکايي در جدال است که ديگر دست بالا را ندارد و اوضاع با سال 2003 که عراق سقوط کرد کاملا متفاوت است. بنابراين هر دو طرف ايراني و آمريکايي تلاش مي کنند جايگاهي برتر براي خود تعريف کنند. سياست آمريکا براي مهار ايران مبتني بر استفاده از ظرفيت هاي جهاني متحدان اين کشور و ترغيب مخالفان با مشوق هايي براي پيوستن به صف مقابله با جمهوري اسلامي است. شايد به نظر برسد که تهديد هنوز جدي است اما واقعيت اينست که مرحله کنوني را بايد با سال 2003 مقايسه کرد که تهديد مستقيم آمريکا عليه کشور وجود داشت، بنابراين گام بلندي به جلوست. در صورتي که به بايد هاي نظام بين الملل و شرايط نويني که پيش آمده همزمان با فرصت هاي که جمهوري اسلامي در اختيار دارد توجه کنيم پيشرفت ها بعدي نيز کاملا امکانپذير هستند اما شرط اصلي آن اينست که سياست خارجي کشور بايد درک و شهامت مواجه با شرايط نوين را داشته باشد.

اخبار منتخب

Most Read