انتقاد شديدالحن رسايي از موسوي، هاشمي و لاريجاني در نطق پيش از دستور
۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
آقاي موسوي شما در تاريخ 10/ 12/ 87 گفتيد : " مقام معظم رهبري محور وحدت ملت ماست، ايشان فردي است که پاسدار ارزشهاي اصيل انقلاب ماست و وظايف سنگيني که براي پيشبرد نظام برعهدهي ايشان است نمايانگر همين مسئله است. کسي که به نظام علاقه داشته باشد و بخواهد براي اين کشور و نظام و در درون آن کار کند نميتواند خود را در برخورد با اين گونه مسائل (يعني ظاهرسازي در تبعيت از ولايت فقيه) فريب دهد. به گزارش سرويس سياسي برنا حميد رسايي در وبگاه شخصي خود اظهاراتي در خصوص حوادث اخير داشته که به دليل کمبود وقت همه نطق در صحن علني مجلس قرائت نشد. متن کامل نطق وي به شرح ذيل مي باشد: بسم الله الرحمن الرحيم با سلام و درود بر شهيدان انقلاب اسلامي ، بهشتي ها و چمران ها و شهداي مظلوم فتنه هاي اخير . مردم ايران اسلامي، در انتخابات دهم رياست جمهوري با مشارکت سياسي 85 درصدي، رييس جمهور خود که نماد تفکر ولايتمداري ، عدالت طلبي ، مبارزه با فساد ، ، استکبار ستيزي، ساده زيستي بود را با بيش از بيست و چهار ميليون راي انتخاب کردند. انتخابات دهم رکورد آخرين حضور مردم در انتخابات را که اصلاح طلبان به اعتراف خودشان با شعارهاي پوپوليستي در آن به پيروزي رسيده بودند را شکست. لازم مي دانم اين افتخار بزرگ چهل ميليوني را به ملت شريف ايران، رهبر معظم انقلاب و رييس جمهور محترم تبريک بگويم و به جناب آقاي احمدي نژاد يادآور شوم که مردم ايران در انتظار کابينه اي مردمي ، انقلابي ، پرکار ، متعهد با ويژگي هايي چون شما هستند بويژه انتظار دارند برخي معايب کابينه قبل که همواره حساسيت ها را برانگيخته بود در اين کابينه مشاهده نکنند. و اما ملت شريف ايران ! علي رغم شيريني حضور متعهدانه و چهل ميليوني شما ، متاسفانه در روزهاي اخير شاهديم که يکي از کانديداهاي شکست خورده بر خلاف تمام شعارهايي که در ايام تبليغات و قبل از آن سر مي داد، به جاي تن دادن به قانون ، راه آشوب و بلوا را پي گرفته و تلاش مي کد تا سيزده ميليون راي دهنده به خود را در برابر بيست و چهار ميليون ديگر قرار دهد؟! بر اساس همين خودخواهي ها کشور را هفته گذشته به التهاب فرو برد و علي رغم دعوت رهبري براي بازگشت ايشان به خيمه انقلاب و حتي هزينه معظم له از آبروي خود براي بازگرداندن آبروي از دست رفته اين جماعت شاهيم که در مقابل اين رأفت اسلامي ، پس از سه روز همچنان از سويي سکوت غير قابل باور برخي را شاهديم و از سوي ديگر بيانيه هاي مملو از اهانت و تحريک به آشوب برخي ديگر را مي بينيم ، هر چند همه ما از مدت ها و حتي در صورت پيروزي ايشان ، انتظار اين آشوب طلبي ها را داشتيم !؟ آقاي موسوي شما که در اولين مصاحبه هاي خود اعلام کرديد " از سايتهاي ساختارشکن و بيان حرفهاي تند دوري ميکنم" آيا با بيانيه ها و رفتار ساختارشکنانه ، خود تبديل به سوژه راديوهاي بيگانه و سايت هاي تندرو نشديد؟ شما که در بيانيه اولتان نوشتيد : "به زودي در شور مبارزات انتخاباتي هرکس نمونهاي از دولتي که برقرار خواهد کرد را در معرض ديدگان بيناي مردم قرار ميدهد" آيا اين بود ارمغان آن دولتي که اگر راي مي آورديد ، مي خواستيد به مردم ايران نشان دهيد؟! آقاي موسوي شما گفتيد : " دولت نهم قانونگريز است ... زماني کشور دچار مشکل ميشود که بنيادها را رعايت نکنيم که مهمترين آن عمل نکردن به قانون است" آيا در حال حاضر شما بنيادها و مهمترين آن يعني قانون را رعايت مي کنيد؟! آقاي موسوي که در اين ايام رژيم سفاک اسرائيل براي فروپاشي نظام ولايي به شما دلخوش کرده در تاريخ 24/1/88 گفتيد : " آنچه مرا به صحنه کشاند، به هم خوردن قواعد و از جمله مهمترين آن قانون شکني و قانونگريزي است که ممکن است اگر ادامه پيدا کند به کشور آسيب جدي وارد شود. کشوري که در آن، قانون حاکم نباشد، رستگاري نخواهد داشت و اين قانونگريزي را اگرچه حتي ممکن است ظاهري از خيرخواهي داشته باشد، يک حرکت رو به قهقرا ميدانم." حال سئوال اين است که در حال حاضر شما در حال قانونگرايي و رستگار کردن کشور هستيد يا قانونگريزي و تخريب آن !؟ آقاي موسوي که پس از بيست سال گوشه نشيني ، براي قدرت طلبي و نجات دوستانت به ميدان آمدي و امروز مورد حمايت آمريکا و استعمار پير قرار گرفته اي ، چطور وقتي در تاريخ 3/2/88 مورد سئوال يکي از دانشجويان قرار گرفتي که اگر 18 تير در زمان شما بود، شما هم پشت دانشجويان را خالي ميکرديد؟ پاسخ دادي : "من در اين مورد باز هم برميگردم به قانون، باز برميگردم به قانون و باز ميگردم به قانون" چگونه است امروز که اراذل و اوباش با حمايت دلارهاي آمريکايي به خيابان ها ريخته و 18 تير ديگري به رهبري شما راه انداخته اند، به قانون بازنمي گرديد؟! از ياد برده ايد که تاريخ 21 / 2 / 79 پس از برگزاري انتخابات مجلس ششم وقتي شوراي نگهبان در حال انجام اقدامات قانوني خود بود ، در مصاحبه با روزنامه بيان گفتيد : " در تمام دنيا سعي ميکنند از نشاطي که مردم به هنگام شرکت در انتخابات پيدا ميکنند ابزاري براي وحدت ملي و حل مشکلات خود بسازند اما متاسفانه در کشور ما بعد از آن حضور گسترده مردم و انتخابات عالي و بيمساله ، شيوه عمل به شکلي بوده است که نه تنها آن شور و نشاط را از بين برده بلکه فضاي کشور را پر از تنش و بدبيني کرده است. اين روش هميشه به ضرر اسلام و روحانيت تمام شده است و اين بار نيز چنين است... بنده نميدانم دوستان و برادران در شوراي نگهبان متوجه هستند که اين دست و آن دست کردن آراي سه ميليون نفر اهالي پايتخت چه نتايجي دارد. ظاهرا يک عده هنوز به ضرورت احترام به آراي مردم در جمهوري اسلامي اعتقاد ندارند و به قضاوت خود و اطرافيان و همفکران خود بيش از عقل جمعي و نظريات عموم اهميت ميدهند ... بايد اصالت را به حفظ اصول و ارکان نظام بدهيم نه حفظ اشخاص و جناحها، نبايد تصور کرد که بقاي نظام و اصول در گرو آن است که فکر بنده و شما در اين مملکت حاکم باشد ما بايد خود را کوچکتر از آن بدانيم که فکر کنيم ما نباشيم و يا دوستان ما نباشند يعني نابودي انقلاب و يا کشور. " جالب اين است که همين انتخابات هم با حکم حکومتي رهبر معظم انقلاب تاييد شد. آقاي موسوي شما در ايام تبليغات انتخاباتي در مورخ 23 / 1 / 88 به ديدار مراجع تقليد رفتيد و گفتيد : هيچ کس نميتواند بينياز از اين باشد که در جامعهاي که ديني است و مراجع در آن اهميت دارند، به صحنه بيايد، بدون اين که رابطه خود را به طور روشن با مراجع تبيين کرده باشد. " اکنون موضع مراجع عظام تقليد در باره اقدامات غير قانوني شما و آشوب طلبي ها و همچنين لزوم قانونگرايي به صراحت اعلام شده اگر شما دروغ نگفتيد، رابطه خود را با نظر مراجع تقليد تبيين کنيد. آقاي موسوي شما در تاريخ 20/1/88 "بسيجي را حافظ عرض و ناموس مردم دانستيد و او را در اداي وظيفه مثل رهبرش پيرو حق دانستيد" دقيقا بسيجي ما به پيروي از رهبرش براي دفاع از ناموس مردم که هوادارنماهاي شما چادر از سرشان مي کشيدند و به گلوله بستندشان ، مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و زخمي و شهيد شدند ، تازه برخي از حاميان نيمه پنهان شما از تريبون مجلس او را متهم مي کنند که با مردم مهربانتر باشد! البته اين همان بسيجي اي است که قبل از انتخابات در ميتينگ هاي شما و آقاي خاتمي عليه او شعار سر مي داديد : توپ ، تانک ، بسيجي ديگر اثر ندارد! آقاي موسوي شما بارها و بارها و از جمله در تاريخ 14/ 1/ 88 نيروهاي ستاد خود را معتقدين به امام ، رهبري ، قانون اساسي و مردم سالاري معرفي کرديد، اما متاسفانه پس از انتخابات کساني را با عنوان ستاد شما ديديم که شيشه مي شکستند و مسجد آتش مي زدند و بيانيه هاي شما تحريکشان مي کند، کدام را باور کنيم؟ شما در دفعات متعدد به نيروي انتظامي تاختيد و در حالي که اختيار نداشتيد از تعطيلي گشت ارشاد سخن گفتيد ، آيا گشتهاي ارشاد را مزاحم رفتارهاي غيرقانوني همين اراذل و اوباشي که امروز به دروغ به اسم هوادار دورتان جمع شده اند بوديد ؟! آقاي موسوي شما وقتي در اولين سفر تبليغاتي خود به استان ايلام رفتيد درباره علت اين کار گفتيد : " اين کار نشانه نزديکي فکر من با رهبري انقلاب است چرا که ايشان نيز اولين مسافرت خود را از ايلام آغاز کردند." همان روز ما فهميديم که شما دروغ مي گوييد و ولايت پذير نيستيد. شما در تاريخ 10/ 12/ 87 گفتيد : " مقام معظم رهبري محور وحدت ملت ماست، ايشان فردي است که پاسدار ارزشهاي اصيل انقلاب ماست و وظايف سنگيني که براي پيشبرد نظام برعهدهي ايشان است نمايانگر همين مسئله است. کسي که به نظام علاقه داشته باشد و بخواهد براي اين کشور و نظام و در درون آن کار کند نميتواند خود را در برخورد با اين گونه مسائل (يعني ظاهرسازي در تبعيت از ولايت فقيه) فريب دهد." آقاي موسوي که امروز راديو آمريکا و اسرائيل تشنه نام شما هستند، از ياد نبرده ايد که در تاريخ 3/2/88 در دانشگاه مشهد گفتيد:« ولايت فقيه بزرگترين نقش را در پيروزي انقلاب داشته است و دراين30 سال بدون اين اصل هرلحظه ممکن بود به فضاي قبل از انقلاب برگرديم. ولايت فقيه ما را درمقابل کودتا و خودمختاريها حفظ کرده است و من با قبول اين اصل وارد عرصه انتخابات شده ام ." شما با خود چه فکر کرده ايد که ولايت فقيه نمي تواند جلوي کودتاي مخملي شما را بگيرد ؟ با خود فکر نکرديد که در ايران اسلامي ، رهبري انقلاب با يک خطبه نماز جمعه همه نقشه هاي دشمن را که امروز به برکت خودخواهي و قدرت طلبي شما دل خوش کرده اند نقش بر آب مي کند؟! آقاي موسوي شما با مردم خدعه کرديد و براي فريب آنها گام برداشتيد ، نشانه آن سخنان مورخ 20/1/88 شماست که گفتيد : "ما در کشور خود يک قانون اساسي داريم که در آن جايگاه نهادهاي مختلف به دقت مشخص شده است و ما هم بايد از همين جا شروع کنيم؛ اينجا بحث از سليقه اينجانب و ديگري بيهوده است و اگر کسي به قانون اساسي اعتقاد نداشته باشد و نامزد شود، با مردم خدعه کرده است. بنده هم به ولايت فقيه معتقدم و اگر انتخاب شوم براي حل مشکلات مردم حتما ارتباطي قوي با مقام معظم رهبري ايجاد خواهم کرد. ممکن است مشکلاتي در قانون داشته باشيم، ولي راهحل درست اين است که از همان راه قانوني وارد عمل شويم. به علاوه اينکه بسياري از سياستهايي که در کشور گذاشته ميشود، در سکوي قانون اساسي امکان پيگيري دارد." آقاي موسوي ! چرا عصباني هستيد ، مردم به توصيه هاي مکرر و متعدد شما و اساتيدتان عمل کردند که فرياد مي زديد : مردم به دروغگو و خدعه گر راي ندهيد ، شما اين همه دروغ گفتيد ، مردم هم به شما راي ندادند. آقاي موسوي متاسفيم که امام تکليف ما را با مثل شما در وصيت نامه اش معلوم کرد و فرمود : "من در طول نهضت و انقلاب به واسطه سالوسي و اسلامنمايي بعضي افراد ذکري از آنان کرده و تمجيدي نمودهام که بعد فهميدم از دغلبازي آنان اغفال شدهام. آن تمجيدها در حالي بود که خود را به جمهوري اسلامي متعهد و وفادار مينماياند و نبايد از آن مسائل سوءاستفاده شود و ميزان در هر کس حال فعلي اوست. بنا بر اين با توجه به حال فعلي شما ما از اين پس شما را نخست وزير امام و دوره دفاع مقدس نمي دانيم بلکه شما را آشوبگري مي دانيم که مورد حمايت آمريکا جنايتکار، استعمار پير انگليس ، فرانسه و آلمان نژاد پرست و از همه بدتر مورد حمايت رژيم خونخوار اسرائيل و ربع پهلوي معتاد مي دانيم . آقاي موسوي شما آبرويي براي اصلاحات و اصلاح طلبان در تاريخ ايران باقي نگذاشتيد. و اما سخني کوتاه با آيت الله هاشمي رفسنجاني ! ما شما را پيرو امام و ياور رهبري مي دانيم ، اما شما با ارسال نامه اي تهديد آميز به رهبري معظم ، قلب همه را به درد آورديد ، با اين همه به احترام سخنان روز جمعه رهبري فقط به يادآوري اين جمله از امام راحل اکتفا مي کنم که فرمود: هاشمي زنده است تا نهضت زنده است و نفرمود نهضت زنده است تا هاشمي زنده است . آقاي هاشمي امام فرمود : پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به نهضت شما آسيبي نرسد . آيا نامه نامناسبتان و اکنون سکوت بي معني شما پشتيباني از ولايت فقيه و زنده نگه داشتن نهضت است ؟! اي کاش شما هم مانند آيت الله خزعلي - اين مرد بزرگ - بين انقلاب و رهبري با فرزندانتان - که خود مي داند انتقادات موجود به حق است _ انقلاب و رهبري را انتخاب کنيد. و در پايان سخني با جناب آقاي دکتر لاريجاني ! مواضع اخير شما بويژه در گفتگوي ويژه خبري چند شب قبل در خصوص دفاع از استقلال کشور و تودهني به دشمنان ديرينه واقعا افتخار آميز بود و براي همين تشکر ، اما مواضع دو پهلو ، جانبدارانه از متخلفين که بعضا بر خلاف مواضع رهبري در روز جمعه و همراه با زير سئوال بردن اقتدار و سلامت شوراي نگهبان بود ، جاي تاسف بسيار دارد . اين بخش از مواضع شما آنقدر ناپسند بود که مورد استقبال شبکه هاي خارجي و سايت و روزنامه هاي نفاق جديد در داخل قرار گرفت، همان ها که روزي شعار مي دادند سيماي لاريجاني تعطيل بايد گردد. ان شاءالله در فرصتي ديگر در باره مواضع حضرتعالي و بويژه مقابله شما براي جلوگيري از صدور بيانيه فراکسيون اصولگرايان و همچنين مساعدتهاي پيدا و پنهان شما به جرياني که گل سر سبدش شد آقاي مهندس موسوي آشوبگر سخن خواهيم گفت و نوشت.